حسین منصوری
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به ملل تحت ستم جهان نشان داد که میتوان با توکل به خدا، استقامت و پایداری مردم و عدم وابستگی به مکاتب مادی شرق و غرب و تکیه بر مکتب رهاییبخش اسلام، بر قویترین رژیمهای وابسته به استکبار نیز پیروز شد. این پیروزی شوق و اشتیاق عجیبی در بین ملل تحت ستم، نهضتهای آزادیبخش و تمام آزادیخواهان جهان به وجود آورد و در بیداری، امید و اعتماد به نفس مسلمانان، نقش بسزایی ایفا کرد. از اندونزی تا جوامع اسلامی در غرب، پیروزی انقلاب اسلامی در حکم پیروزی اسلام بود و توانایی اسلام را برای رهبری مردم سرکوب شده جهت مقابله با رژیمهای فاسد و تحت سلطه خارجی آشکار نمود. انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه عطف احیای تفکر اسلامی و تحقق عینی آن به شمار رفت که پس از قرنها به مسلمانان امید و تحرک بخشید و ضمن ایجاد تحول عمیق فکری و فرهنگی، اسلام را دوباره زنده کرد و فکر ایجاد حکومت اسلامی را به عنوان نیاز مبرم در زندگی انسانها تجلی بخشید.
از همین رو مسلمانان آفریقا و مبارزان این قاره مشتاقانه درصدد شناخت انقلابی که از ارزش و تقدس فراوانی برخوردار بود برآمدند و موج اسلامگرایی و رشد بیداری اسلامی به عنوان شاخص اصلی و مهم منطقه شمال آفریقا درآمد. همچنین تاریخ تمدن دیرینه و کهن آن و پایبندی مردم منطقه به اسلام که نقش تاریخی و مهم خود را در جریان رشد جنبشهای اسلامی ایفا کرده بود، این منطقه را به صورت کانون تلاش برای بازیافتن هویت اسلامی مردم و بازگشت به اسلام پویا و فعال درآورد. در همین راستا بررسی نهضتهای اسلامی در تونس روشنگر احیای تفکر و بیداری اسلامی در این کشور است.
نهضت اسلامی تونس پس از گذشت 15 سال از استقلال این کشور شکل گرفت. در خلال این 15 سال، طرفداران غرب نهادهای اسلامی جامعه را تضعیف کرده و بعضا از بین بردند. به عنوان مثال محاکم شرعی و اوقاف را تعطیل کردند و جوانان تونس را از تحصیل در دانشگاه "الزیتونی" بازداشتند و بر اختلافات خانوادگی و عشیرهای دامن زدند. این مدلی بود که از زمان استقلال کشور در سال 1956 توسط حبیب بورقبیه اعمال شد و علی رغم تلاشش برای مشروعیت بخشیدن به سیاستهایش به عنوان اسلام، موجب بیشترین موج سکولاریسم نسبت به هر کشور عربی دیگر در تونس شد. نهضت اسلامی تونس در این جو سیاسی- اجتماعی متولد شد . در دهه 60 چپگرایان و ملیگرایان، پای به عرصه سیاست تونس گذاشتند. این دو در ابتدای دهه 70 به سمت اتحاد پیش رفتند و در سال 1978 اتحادیه کارگران را تشکیل دادند. اما از اوایل دهه 1980 روند مخالفت با حکومت به سمت اسلامگرایی گرایش شدید پیدا کرد و فعالیتهای اسلامی در تونس منجر به بروز یک بحران شد. این بحران در شهر جنوبی غفا آغاز شد و در سال 1987 به برکناری حبیب بور قبیه که خواهان اعدام رهبر جنبش اسلامی بود منجر شد. به این ترتیب
زین العابدین بن علی نخست وزیر طی بیانیهای خود را رئیس جمهور و فرمانده کل قوا اعلام و بورقبیه را از کار برکنار کرد. مردم تونس و گروههای معارض داخلی، این تغییر و تحول را به فال نیک گرفتند و به ابراز سرور و شادمانی پرداختند، حتی گروههای اسلامی نیز به تائید بن علی پرداختند و همکاری خویش را با نظام حاکم اعلام کردند. بن علی وعده داد که نظام حکومت فردی را لغو و به اصلاحات اقتصادی و اجتماعی اقدام کند. وی مسئله تعدد احزاب و فعالیت گروههای سیاسی را مطرح و پایبندی خویش را به اصول دموکراتیک اعلام نمود. این وعدهها برای مردم تونس که سالهای فراوانی را در سختی گذرانده بودند بسیار جذاب بود. اما این وضعیت مدت کوتاهی تجلی ظاهری داشت که میتوان آن را از 7 نوامبر 1987 تا زمان برگزاری انتخابات پارلمان و ریاست جمهوری در آوریل 1989 دانست.
در این انتخابات رژیم به اسلامگراها اجازه داد که به طور مستقل در انتخابات شرکت کنند. به طور کلی در دهه 80 حکومتهای زیادی در جهان اسلام فعالیتهای اسلامی را فاقد حمایت مردمی میدانستند و ادعا میکردند چنانچه انتخاباتی صورت گیرد دوام چندانی نخواهد داشت. چند کشور نیز اراده خود را برای امتحان این ادعا نشان دادند که نتیجه آن جهان اسلام و غرب را متحیر کرد. از جمله این کشورها تونس بود، به طوری که در انتخابات پارلمانی 1989 عناصر جنبش حرکت اسلامی که به طور مستقل در انتخابات شرکت کرده بودند، موفق شدند با حضور سیاسی خود بسیاری از مردم را بسیج کنند و اکثریت آرا را در اکثر مناطق کشور، بویژه در شهرهای بزرگ، به خود اختصاص دهند. لذا رژیم مجبور شد که مشکل خود را با تقلب در انتخابات حل کند. حزب حاکم تمام کرسیهای مجلس نواب را که 141 کرسی بود به خود اختصاص داده و رسما اعلام کرد که تنها 17 درصد از آرا به لیست کاندیداهای مستقل که مورد حمایت حرکت اسلامی بود اختصاص یافته است.
این پایان نخستین مرحله آرامش ظاهری میان دو طرف و سرآغاز مرحله رویارویی علنی از طرف دولت تونس علیه حرکت اسلامی که "نهدا" یا حزب رنسانس اسلامی نام گرفته بود و به قدرت و توان و محبوبیت آنان پی برده بود آغاز شد. لذا دولت عناصری از کمونیستها و نیروهای چپ و لائیک را که در دشمنی با اسلام مشهور بودند به وزارت رساند و وزارتخانههای حساسی را همچون وزارت آموزش و پرورش و وزارت تبلیغات و فرهنگ و مطبوعات دولتی و رادیو و تلویزیون را در اختیار آنان قرار داد تا برنامههای تلویزیونی را در راستای برنامههای فراگیر ضد مذهبی قرار دهند و مفاهیم اسلامی را همچون جهاد، وحدت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و غیره از برنامههای آموزش حذف و مفاهیم پر زرق و برق همچون حقوق بشر، دموکراسی غربی و ... را جایگزین آن کنند.
در همین راستا به منظور جذب جوانان به فرهنگ مبتذل غرب، اقدام به گسترش فساد و بیبند و باری در میان آنان نمودند و با چاپ کتب، نشریات و پخش فیلمهای مبتذل این سیاست را به مرحله اجرا درآوردند. دولت تونس ظهور جنبشهای اسلامی در شمال آفریقا را بخشی از توطئههای اسلامگرایان در ایران و سودان میدانست لذا سخت به مقابله با این جنبشها پرداخته و مواضع خصمانهای در قبال اسلامگرایان اتخاذ کرد.