تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۱۹۹۹۱
نگاهی به مستند «ایرانیوم»

دروغی به بزرگی جنایات صهیونیست


 رضا فرخی
هنگامی که دکترین دوستونه درباره منطقه خاورمیانه از سوی نیکسون رئیس جمهوری آمریکا مطرح شد ،همگان به اهمیت حکومت محمدرضاشاه پهلوی برای آمریکا به عنوان ژاندارمی که حافظ منافع اوست پی بردند. به همین خاطر آمریکا و اسرائیل که از دوستان بسیار استراتژیک محمدرضاشاه بودند از او حمایت های فراوانی می‌کردند.
در همین راستا هنگامی که انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید این کشورها که بزرگترین متحد خود در منطقه را از دست رفته می دیدند شروع به توطئه علیه انقلابی که به دست مردم ایران به پیروزی رسیده بود وخواسته تمام ملت ایران بود کردند. آنها دراین راه از هر حربه ای و از هر ابزاری استفاده کردند و در تمام مدت این 33 سال به صورت شبانه روزی به حمله های مختلف از جمله تهاجم رسانه ای علیه ایران وانقلاب اسلامی دست زده‌اند.
حمله های رسانه ای غرب در حالی روز به روز شدت می گیرد که آنها به دلیل پیشرفت های روزافزون ایران در عرصه نظامی از هر گونه توطئه نظامی عاجزند و به همین دلیل از ابزار رسانه که در حال حاضر بخش اعظمی از آن را در اختیار دارند برای این کار استفاده می‌کنند.
مهمترین مسائلی که در تهاجم رسانه ای آنها علیه ایران مطرح است مسائلی مانند دروغ پراکنی وسیاه نمایی و ترویج ایران هراسی می‌باشد.
دراین بین آنها برای القای چنین مسائلی در طول این چند سال از خبرپراکنی در شبکه های خبری گرفته تا ساخت فیلم های هالیوودی و مستندهای مختلف همه وهمه استفاده کرده‌اند.
33 سال تلاش رسانه‌ای بی‌ثمر
از سوی دیگر بحث ایران هراسی بیش از مباحث دیگر در چند سال اخیر از سوی آنها تاکید شده است. جدیدترین نمونه چنین رویکردی مستند «ایرانیوم» است. مستندی که توسط یک خاخام معروف به نام رافائل شورساخته شده! کارگردانی که به دلیل داشتن گرایش های شدید و افراطی صهیونیستی به ضدایرانی بودن معروف است.
ایرانیوم دقیقا یک مستند 57 دقیقه ای است که تار و پودش در هر دقیقه و زمان یک هدف را دنبال می کند و آن چیزی نیست جز ایران هراسی و بافتن دروغ های بسیار بزرگ درباره ایران!
این مستند که به هشت قسمت تقسیم شده که عبارتند از: یک انقلاب ،یک جمهوری اسلامی، 30 سال ترور، گسترش محور، ادامه برنامه هسته ای، جهانی تحت تهدید، مقابله با رژیم، یک انقلاب جدید.
این مستند در همان آغاز کار هدف خود را مشخص می کند؛ چرا که شروع این مستند با این جمله است:رژیمی که با رفتار تهدید آمیزش کل دنیا را به خطر انداخته!از همان ابتدای کار مشخص است که این مستند به دنبال چه هدفی می گردد.دراین بین افرادی مانند شهره آغداشلو(بهایی) به عنوان راوی مستند،امیرفخرآور به عنوان یک تحلیل گر و محسن سازگارا (پادوی صدای آمریکا) به عنوان تحلیل گر از ایرانیانی هستند که دراین مستند حضور یافته‌اند.
تلاش برای مخدوش کردن چهره انقلاب
بخش اول این مستند اختصاص دارد به انقلاب اسلامی،بخشی که درآن سعی شده با نشان دادن صحنه هایی خشن، به ذهن مخاطب جهانی این موضوع القا شود که انقلاب اسلامی هیچ چیز جز خشونت نداشته است،هر چند که درکنار نشان دادن صحنه های انقلاب که اکثرا گزینشی وهدفمند است راوی مستند می گوید:محمدرضاشاه ایران را به سمت مدرنیسم می برد که [امام] خمینی انقلاب کرد!
دقیقا در همین جا یعنی بخش اول مستند نشان داده می شود که آمریکا و اسرائیل هنوز چقدر از فقدان محمدرضا شاه ناخشنود هستند وسعی دارند با تخریب همه جانبه انقلاب اسلامی این ناراحتی را تلافی کنند.
اما قسمت دوم این مستند یعنی در بخش «یک جمهوری اسلامی» از همان لحظات شروع این بخش، سازنده مستند با حمله به امام خمینی(ره) سعی می کند رهبری ایشان را زیر سوال ببرد و به بیننده القا کند که مردم ایران نمی دانستند که برای چه چیزی این انقلاب را کرده اند! اینجاست که گویی این مستند در راستای این حرف گوبلز که:«هر چه دروغ بزرگتر باشد با تکرار، باورش راحت‌تر می‌شود» عمل می کند و تا پایان این مستند سعی می کند مردم ایران را مردمی خشن و ناآگاه نشان دهد.
دقیقا در همین لحظه است که به یک باره صحنه های تسخیر لانه جاسوسی به نمایش گذاشته می شود و شهره آغداشلو با جملاتی همچون «این یکی از رفتارهای خشن ایران است» سعی می کند توهم توطئه را برضد کشورمان آغاز کند.
دراین بین آنها سعی می کنند با تحریف و مانور روی شعار امام خمینی مبنی بر صدور انقلاب اسلامی، بیننده را بالاجبار به این نتیجه برسانند که این صدور حتما همراه با زور و ترور است. دراین بین آنها با سانسور حرف های امام، اصلا به این نکته اشاره نمی کنند که امام خمینی آرمان های بزرگ اسلامی را در نظر داشته نه اینکه مانند غربی ها به زور و اشغال فرهنگ خود را به دیگران القا کنند.
به واقع، بخش دوم مستند سعی دارد که با تخریب واژه جمهوری اسلامی ذهن بیننده را آماده بخش بعدی کند. بخش بعدی که با عنوان «30 سال ترور» نام گذاری شده،کاملا سعی می کند از همان ابتدا و با نامی که برای آن انتخاب شده پس از تخریب جمهوری اسلامی این بار اتهام زنی های همیشگی خود را به ذهن بیننده متبادر کند.
به گونه ای که کنث تیمرمن در قالب یک تحلیل گر بلافاصله می‌گوید: «رژیم ایران سه سال از ترور به عنوان ابزار اصلی سیاست خارجی استفاده کرده است» این اتهام زنی او در حالی است که اتهام تروریست سال هاست که به ملت ایران زده می شود و طی این سال ها این ادعا در حد یک اتهام باقی مانده و هیچ گاه مدرکی برای آن وجود نداشته است.
از سوی دیگر دراین بخش بارها با به کار رفتن جمله «ایران از تروریسم در سراسر دنیا حمایت می کند» سعی می شود که در ذهن مخاطب غربی ایران برابر با ترور معرفی شود!
توهمی خنده‌دار: ایران عامل هرگونه انفجار
پس از این، صحنه های مختلفی از بمب گذاری در سطح جهان نشان داده می شود که راوی در هنگام پخش آنها تمام این اتفاقات را به ایران نسبت می دهد. به طوری که گویی اگر حتی قبل از انقلاب هم این اتفاقات رخ داده باز هم به حکومت جمهوری اسلامی مربوط است! چرا که هر گونه انفجار و بمب گذاری در طول تاریخ را به ایران نسبت می‌دهد.
بسیاری براین باورند که دراین بخش، مستندساز سعی کرده با استفاده از شیوه های ضداخلاقی به بیننده خود این موضوع را بباوراند که مسئول کوچکترین ناامنی در جهان ایران است.به گونه ای که فقط کم مانده که انفجار در هیروشیما و ویتنام و کشته شدن مردم آن کشورها هم به ایران نسبت داده شود. در این مستند همچنین پس از نمایش گروه های آزادیخواه و تروریست خواندن آنها یکی از کارشناسان این برنامه می گوید:«ایران تنها با تروریست ها کار می کند.و [امام] خمینی هم پشت این ترورها بوده!»
تلاش برای تخریب رهبران یک ملت
از این جا به بعد درکنار تمام مسائلی که به بحث ایران هراسی مربوط است سازنده مستند تمام تلاش خود را در راستای تخریب همه جانبه رهبران انقلاب اسلامی به کار می گیرد. به گونه ای که در ابتدا با نشان داد این جمله امام خمینی(ره) که : «حیات انقلاب اسلامی در ریختن خون های ماست!» سعی می کند بنیانگذار جمهوری اسلامی را کاملا خشن به نمایش بگذارد و این در حالی است که پس از این صحنه با نشان دادن مقام معظم رهبری در حال دیدن سان، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا به بیننده این موضوع را القا کند که رهبران ایران کاملا نظامی و خشن بوده اند وهیچ گاه چهره کاریزماتیک نداشته اند!غافل از اینکه این موضوع یک دروغ است.
در کنار تمام این مسائل سازندگان این مستند مثل سایر فعالیت های رسانه ای غربی، اسلام هراسی را فراموش نکرده اند و با نشان دادن آیه ای از سوره انفال که درباره مبارزه در راه خداست تمام سعی خود را کرده تا جهاد در راه اسلام را همان ترور نشان دهند.
اما پس از مانور بسیار زیادی که در این مستند بر بحث تروریست بودن ایران می شود،نوبت می رسد به فضاسازی رسانه ای برای سوء استفاده از عواطف بیننده با هدف برای همراه کردن او! چرا که آنها پس از این بخش از مستند با درج جمله «یک رژیم بی رحم» سعی می کنند ذهن بیننده را دچار تشویشی کنند که برای نتیجه گیری لازم است. آنان به وسیله این تشویش با اتهام‌زنی‌های بی‌پایه می‌خواهند در پایان به نتیجه مدنظر خود برسند.
از سوی دیگر آنها به خوبی می دانند که نمایش چنین جمله ای در مقابل مخاطب غربی، به ویژه آمریکایی ها که تاکنون از جنگ ها به دور بوده اند و تنها یازده سپتامبر باعث آن وحشت عظیم شد می تواند تاثیرات موثری بر همراهی آنان با جنایت هایشان علیه مسلمانان داشته باشد. به همین دلیل آنها چند بخش بعدی را به نوعی به هم وصل کرده اند و با عنوان کردن مسائل مختلف سعی می کنند به بحث ایران هراسی دامن بزنند.
آنها حتی جمله امام را در مورد محو شدن اسرائیل را به آمریکا هم تسری می دهند تا به بیننده آمریکایی خود این موضوع را بباورانند که ایران نه تنها به دنبال نابودی رژیم صهیونیستی بلکه به دنبال نابودی ایالات متحده هم هست.
از سوی دیگر این مستند حتی به این موضوع هم اکتفا نکرده و تمام تلاش خود را به کار گرفته تا وضیعت داخلی ایران را هم به هم ریخته نشان دهد. یکی ازبارزترین مصداق های این موضوع ژست فمنیستی است که درادامه این مستند مطرح می‌شود. جمله هایی درباره خوردن حق زنان درایران وبسیاری حرف هایی از این دست که اکثرا هم نخ نما شده اند وهیچ گاه به اثبات نرسیده‌اند.
نگرانی از تهدید یا پیشرفت ایران؟
مستند «ایرانیوم» سعی می کند با سیاه نمایی علیه ایران دنیا را نگران تهدید ایران نشان دهد. تهدیدی که به تعبیر دروغ گویانه رافائل شور، کارگردان این مستند، کل بشریت را در معرض خطر قرار خواهد داد.
این موج سیاه نمایی که سعی دارد بیننده را به سمت مهملات ذهنی کارگردان جلب کند در ادامه می گوید: «رژیم ایران سعی دارد ایده های انقلابی را صادر کند و دراین راه از دکترین های افراطی استفاده خواهد کرد. این‌ها همه نشانه ای از این است که ایران قصد تحمیل ایدئولوژی شیعه را دارد.»
این رفتار کاملا غیر حرفه ای و به شدت غیر اخلاقی که در این مستند به نمایش گذاشته شده است تنها و تنها نشان دهنده نگرانی آنها ازقدرت مشروع جمهوری اسلامی ایران است.چرا که این نگرانی دراین مستند تا جایی پیش رفته که در بخشی از آن سناتور جان کیل با اشاره به اینکه ایران در همه جا نفوذ دارد به صورت غیر مستقیم نگرانی مجلس سنای آمریکا از نفوذ ایران در منطقه را به همگان نشان می‌دهد.
اما نکته ای که در این مستند به صورت ملال آوری مانند حرکت های دیگر رسانه های غرب باز هم تکرار شده، حرف هایی است که به صورت یک طرفه و بدون هیچ مدرکی تنها برای تخریب همه جانبه ایران مطرح می شود. نمونه بارز این موضوع را می توان در جملاتی مانند:«ایران یک رژیم اسلامی است که جهاد خطرناکی را شروع کرده!» یا «ایران جهان را فدای خودش کرده!» دید
اینها تنها بخشی از جملاتی است که دراین مستند در راستای همان روش همیشگی تخریب، بیان می شود. چرا که در کنار گفتن این جملات با نشان دادن تصاویری از تنگه هرمز و خلیج فارس سعی می کند ایران را تهدیدی هم برای جریان نفت جهان نشان دهد تا بیننده غربی که مصرف کننده نفت است بر ضد ایران تحریک شود.
دست به دامن دیگران شدن
هر چند که آنها برای تلقین بیشتر خطر ایران به سراغ دوستان عرب خود هم می روند و با نشان صحبت های بعضی سران عرب وابسته که بر خطر ایران برای منطقه تاکید می کنند تلاش کرده اند که تمام دنیا را علیه ایران متحد نشان دهند.هر چند که ای کاش آمار جنایات غربی هم دراین مستند مطرح می شد تا همگان بدانند که دنیا از چه کسی به دلیل جرم وجنایات فراوان متنفر است؟
در قسمت نتیجه گیری با عنوان کردن بعضی توهمات ذهنی سیاستمداران آمریکا، پروژه ایران هراسی را تکمیل می کند توهماتی مثل:«ایران درآینده جنگ الکترونیک علیه بشریت خواهد کرد،وبه احتمال زیاد یک موشک الکترونیک در اتمسفر منفجر خواهد کرد تا به این وسیله کل اروپا وآمریکا را تحت تاثیر قرار دهد!»
حتی از این مسئله هم فراتر رفته و عنوان می کنند که ایران در تلاش است که با قاچاقچیان مکزیکی ارتباط برقرار کند و از طریق آنها بمبی را در داخل آمریکا منفجر کند! اگر کمی به این صحبت ها دقت کنیم متوجه خنده دار بودن تمام آنها خواهیم شد و به این نکته پی خواهیم برد که غرب چه تلاش مذبوحانه ای برای تخریب ایران حتی با توسل به تهمت زنی ودروغ پراکنی های بسیار بزرگ می‌کند.
درپایان مستند هم این جمله عنوان می شود: «آیا می خواهید در انقلاب جدید علیه ایران حضور داشته باشید؟»
بر این اساس به این نتیجه می رسیم که هدف تمام این مستند این است که دنیا را علیه ایران بشوراند. هرچند که این هدف نخ‌نما شده و بارها به شکست انجامیده است. به نظر می رسد که بنیاد کلاریون سازنده این مستند باز هم با ساختن توهمات ذهنی صهیونیست ها تلاش بی نتیجه ای برای ایجاد موج تخریبی علیه ایران به راه انداخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات