علی قاسمی ـ حسین بابایی
با سرنگونی و سقوط دیکتاتور دست نشانده غرب در مصر آنچه بیش از پیش از اهم دستاوردهای تحولات منطقه قابل بررسی است، ایجاد روابط و نزدیکی مصر به جمهوری اسلامی ایران است، موضوعی که درنخستین روزهای سرنگونی حسنی مبارک با عبور ناو گروه ارتش جمهوری اسلامی ایران از کانال سوئز با پیام صلح و دوستی انقلاب اسلامی در روابط کشورهای منطقه، نگرانی رژیم صهیونیستی را دوچندان کرد. از همین رو محافل و رسانه های غربی و عربی پس از گذشت هفته ها از بهبود روابط ایران و مصر پس از سرنگونی حسنی مبارک از این موضوع به عنوان شوک بزرگ یاد میکنند.
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال درتحلیلی عنوان می کند: «ذوب شدن یخ روابط ایران و مصر باعث نگرانی آمریکا، اسراییل و عربستان شده است. این دولتها نگرانند که دوستی ایران و مصر، موازنه شکننده قدرت در خاورمیانه را به هم بزند.» وال استریت ژورنال در ادامه می افزاید: «همچنین این نگرانی وجود دارد که چنین چرخشی باعث قدرت گرفتن ایران و نیروهای نیابتی منطقه ای اش نظیر حماس و حزب الله گردد درحالیکه هردو از سوی آمریکا به عنوان سازمانهای تروریستی شناخته میشوند.»
در واقع مصر دهه ها بازیگر حیاتی در موازنه قدرت در خاورمیانه به شمار می رفت و وزنه تعادل درمقابل دشمنان اسراییل و در رأس آنان ایران و سوریه بوده است. ولی تحولات بیدارساز منطقه نه تنها تغییر مواضع کشور مصر را به دنبال داشته بلکه وحشت و اضطراب رژیم جعلی صهیونیستی را نیز دوچندان کرده است. این اعتراف و ابراز نگرانی تنها ازسوی روزنامه های غربی نبوده و ازسوی دیگر روزنامه سعودی الاشرق الاوسط به قلم عبدالرحمن الراشد که متهم به همکاری گسترده با رژیم صهیونیستی است به چشم می خورد. وی درخصوص این مسئله این چنین اعتراف می کند که: «برقراری روابط مصر با ایران یک شوک بزرگ و برهم زننده موازنه قدرت در منطقه است اما درعین حال این حق طبیعی مصر است و هیچ کسی نمی تواند مانع آن شود.»
عبدالرحمن الراشد در ادامه به این حقیقت اشاره می کند که: «بارها درخصوص ضرورت پایان دادن مصر به دشمنی با نظام ایران شنیده ایم که ندای آن بیشتر ازسوی مخالفان نظام سابق مبارک سر داده می شود از جمله نیروهای ملی ناصری و اخوان المسلمین که دارای روابط ویژه ای با ایران از زمان پیروزی انقلاب این کشور بوده اند و هم اکنون نقش موثری در جهت دهی سیاست مصر دارند.» وی عنوان می کند: «ما درمقابل یک نظام جدید درمصر قرار داریم که می توان آن را همچون انقلاب ایران یک نظام انقلابی به تمام معنا دانست که قصد دارد همه دنیا را به چالش بکشد و شاید گزینه مقابله با اسراییل را همچون سالهای ماقبل 1969 (1348) برگزیدند یا به مقابله با غرب و اختلاف با نیروهای منطقه ای برخیزد؟ درست برعکس آنچه در نظام حسنی مبارک دیده بودیم.»
نویسنده الشرق الاوسط تأکید می کند: «اگر نظام جدید مصر تصمیم بگیرد که با ایران رابطه برقرار کند هرچند این اقدام شوک بزرگی خواهد بود و موجب اختلال در توازن قدرتهای منطقه ای می شود اما در هرحال این تصمیم ملت مصر و حق طبیعی آن است و هیچ کس نمی تواند مانع آن شود.»
درهمین راستا با توجه به تحولات منطقه و از هم پاشیدن راهبرد سیاست های عنکبوتی غرب به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی درایجاد جبهه ضد ایرانی درمنطقه و جهان؛ شورای روابط خارجی آمریکا نیز اعتراف کرد ائتلاف ضدایرانی آمریکا در جهان فروپاشیده است. پایگاه اینترنتی شورای روابط خارجی آمریکا ضمن اذعان به از هم پاشیدگی ائتلاف ضدایرانی آمریکا پس از وقوع تحولات اخیر منطقه نوشت: «تلاش آمریکا برای تشکیل یک ائتلاف از رژیم های عربی علیه ایران به طور کامل با شکست روبرو شده زیرا مردم کشورهای عربی با رهبران کشورهای خود موافق نیستند.»
این پایگاه می افزاید: «صدور مجوز توسط دولت انتقالی مصر به کشتی های ایران برای عبور از کانال سوئز حاکی از آن است که روابط جدید ایران با دولت جدید مصر می تواند با روابط ایران با دولت پیشین حسنی مبارک متفاوت باشد و آنچه که ما در تونس، لیبی، مصر و یمن شاهد آن هستیم نیز در واقع تلاش برای عادی سازی روابط با ایران است.» بر همین اساس از مهمترین دستاوردهای تحولات و خیزش های مردم مسلمان منطقه در الگوبرداری از انقلاب بیدارساز نظام اسلامی؛ شکست غرب و راهبردهای آمریکا درمنطقه و دستیابی به موفقیت نظام اسلامی ایران در خاورمیانه و ایجاد روابط دوستانه و همگرایی مردم و ملت های مسلمان منطقه قابل ارزیابی است.
در همین راستا در تأیید این ادعا نیز بیش از دوسوم صهیونیست های ساکن فلسطین اشغالی معتقدند تحولات فعلی در کشورهای مسلمان و عرب به ضرر اسراییل تمام خواهدشد. روزنامه فرانسوی فیگارو با انتشار این خبر تصریح کرد: بهار انقلاب در کشورهای عربی اسراییل را نگران ساخته است به ویژه اینکه، این تحولات قاعده بازی را به نفع ایران تغییر می دهد. این روزنامه عنوان می کند: «از نگاه سران اسراییل، تمایلات دموکراسی خواهانه و بی ثباتی رژیم های حاکم عرب در منطقه می تواند به نفع ایران بعنوان دشمن اصلی اسراییل و نیز اسلامگرایان بخصوص در مصر تمام شود. مقامات اسراییلی معتقدند که ایران راهبرد کمک به متحدان خود شامل حزب الله لبنان و گروه فلسطینی حماس در باریکه غزه را تقویت کرده است.»
گزارش فیگارو این روزنامه غربی درحالی انتشار یافته که دو روز قبل روزنامه صهیونیستی هاآرتص تأکید کرده بود: «حسنی مبارک به تمام معنا سرسپرده اسراییل و گوش به فرمان آمریکا بود.» هاآرتص می نویسد: «ما به وضوح دیدیم که چگونه مصری های تحصن کننده در میدان التحریر به تازگی پرچم اسراییل را آتش زدند، در برابر سفارت اسرائیل تجمع کردند، نامزدهای ریاست جمهوری در مصر برای کسب آرا، سیاست دشمنی با اسرائیل و نزدیکی با ایران را در سرلوحه فعالیت های تبلیغاتی خود قرار دادند زیرا از نفرت شدید عمومی در مصر از اسرائیل آگاهند.»
از این رو با گذشت از شروع خیزش های مردمی در کشورهای عربی آنچه بیش از پیش حائزاهمیت است بیداری و انسجام مردم منطقه می باشد که در آینده ای نه چندان دور با تحولات بزرگ تر در منطقه شاهد پیروزی اسلام و همگرایی مردم مسلمان منطقه در رویارویی با نظام استکباری غرب خواهیم بود. درواقع با توجه به سقوط مبارک نامبارک دست نشانده آمریکایی در مصر روند همگرایی و رابطه دوسویه فی مابین جمهوری اسلامی ایران و مصر موضوعی است که بیش از هر مسئله ای تحولات آینده منطقه را رقم خواهد زد.
چرا که مصر با نزدیکی به ایران و حماس، درحال ترسیم سیاست خارجی جدیدی است تا نفوذ منطقه ای خود را بازیابد و گذشته سیاه و تاریک همگرایی حسنی مبارک و رژیم جعلی صهیونیستی را برای همیشه به پایان رساند. بر همین اساس همه رسانه های غربی پس از ایجاد وحدت بین گروه های فلسطینی یعنی حماس و فتح از شکل گیری این روند وحدت زا ابراز نگرانی کرده و درخصوص همگرایی مصر و ایران در ادامه اعترافات گذشته خود عنوان نمودند که مصر سرافکندگی روزگار مبارک را با نزدیکی به ایران جبران میکند.
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس با انتشار این تحلیل اظهار می دارد: «مصر جدید درحال ترسیم مسیری جدید در سیاست خارجی خود است و مناسبات پیشین در خاورمیانه را به هم زده است. قاهره در تدارک گشایش مرز خود با غزه و عادی سازی روابط با دو دشمن اسرائیل و غرب یعنی ایران و حماس است. مقامات مصری با روحیه گرفتن از انقلاب در این کشور و با نگاهی به انتخابات آینده می گویند که به سمت سیاست هایی که به طرز دقیق تری بازتاب عقاید عمومی است حرکت می کنند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس اضافه مینماید: «در این مسیر آنها در پی کسب مجدد نفوذ از دست رفته در منطقه هستند، نفوذی که به دلیل تبدیل شدن به یک متحد واشنگتن و اسرائیلی ها در طول سالیان از زمان انعقاد پیمان صلح با اسرائیل کم رنگ شده بود. اولین نشانه این مسیر جدید پیمانی بود که مصر میان جناح فتح و رقیب آن (حماس) تدارک دید. این روند می تواند به تغییر توازن قدرت در منطقه منجر شود و به ایران اجازه دهد که راهی جدید به سوی دشمن سرسخت قبلی خود بگشاید و از آن سو سبب فاصله گرفتن مصر از اسرائیل شود که با نگرانی ناظر بر تغییرات است.»
لذا با توجه به تغییر در سیاست های خارجی مصر و اضطراب دوچندان رژیم صهیونیستی آسوشیتدپرس از قول یک مقام اسرائیلی عنوان می نماید: «اسرائیل از برخی اقداماتی که اخیرا در مصر صورت گرفته نگران شده است. تجدید روابط مصر با ایران و ارتقاء مناسبات قاهره و حماس از جمله این اقدامات است. تحولات جاری می تواند پیامدهای استراتژیک برای امنیت اسرائیل داشته باشد. در گذشته که مصر می کوشید از مسلح شدن حماس جلوگیری کند، این اتفاق رخ می داد و باید دید که در شرایطی که مصر از این کار دست بکشد حماس تا چه اندازه توانایی بیشتری در این زمینه کسب خواهد کرد.»
در واقع در گذشته دولت حسنی مبارک مصر به عنوان متحد غرب و رژیم جعلی صهیونیستی در منطقه قلمداد می گردید به گونه ای که خبرگزاری آمریکایی نیز در این خصوص این چنین اعتراف می نماید که در دوران حسنی مبارک اسرائیل روی کمک مصر در کنترل مرز غزه که محل عبور سلاح و قاچاق بود حساب می کرد. از این رو با توجه به تحولات منطقه و افزایش موج ضداسرائیلی در کشورهای منطقه به ویژه مصر نه تنها دوران وحشت و نگرانی غرب بالاخص اسرائیل مضاعف شده است بلکه نوع رفتارهای سیاسی دولت مصر سرافکندگی روزگار مبارک را با نزدیکی به گروه های مقاومت در منطقه و همگرایی با ایران جبران مینماید. در همین راستا یک سخنگوی دولت مصر تأکید کرد که بستن مرز غزه و اجرای آن از سوی مصر شرم آور بوده و مصر قصد دارد که به زودی مرز را کاملا بازگشایی کند.
سخنگوی مصری یادآور شده است: «تمام کشورهای دنیا به استثنای آمریکا و اسرائیل با ایران رابطه سیاسی دارند و ما ایران را یک همسایه در منطقه می دانیم که باید با آن رابطه عادی داشته باشیم.» از این رو در یک جمع بندی کلی به این حقیقت می توان اشاره نمود که شکل گیری تحولات اخیر در منطقه دستاورد و پیامدهای بسیاری را به ارمغان آورده است. دستاورد و پیامدهایی که نه تنها پیروزی حرکت و خیزش مردمی و انقلابی کشورهای منطقه را به وجود آورد بلکه با گرایش و همگرایی کشورهای منطقه با نظام اسلامی ایران و تحکیم جبهه ضداسرائیلی در منطقه، در مناسبات سیاسی منطقه ای و حتی فرامنطقه ای نیز تأثیرگذاری خود را ایجاد نموده است و بخش وسیعی از جهان و بسیاری از سیاست های حاکم بر دنیای کنونی را دگرگون کرده است به گونه ای که آثار روانی آن همه کشورهای موافق و مخالف با این خیزش های مردمی و انقلابی را به تأمل واداشته است.
موضوعی که نه تنها خیال باطل آمریکا را در طرح خاورمیانه بزرگ ناکام ساخته بلکه رژیم صهیونیستی به عنوان تهدید منطقه را نگران نموده و با وجود برتری قدرت نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک و حمایت نامحدود ایالات متحده توان حمایت از هم پیمانان خود و برآورد و مهار موج آزادیخواهی مردم منطقه را نداشته و بحران هایی غیرقابل انتظار این رژیم را احاطه کرده است. بر همین اساس آنچه امروز در سیاست های آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل ملاحظه می باشد نگرانی غرب از پیامدها و دستاوردهای این تحولات اخیر می باشد که شکست عمیق در راهبردهای آمریکا و غرب در منطقه قلمداد میگردد.