محمدمهدی تقوی
نام «پاراچنار» در سرزمین پاکستان با کشتار و قتلعام عجین است؛ منطقهای شیعهنشین در عمق سرحدات پاکستان که مورد بیرحمانهترین یورش متعصبترین شاخههای وهابیها و سلفیها واقع شده است. با این همه از آنجا که جهان اسلام و جمهوری اسلامی ایران، چند ماهی است درگیر تحولات خاورمیانه و شمال آفریقاست و همچنین رسانه های غربی در حال اکران فیلم موضوع کشته شدن اسامه بن لادن و فریب افکار عمومی هستند، اطلاعات از منطقه مظلوم «پاراچنار» و توجهات نسبت به آن، بسیار اندک است. آگاهی ما از این منطقه در همین اندازه است که شیعیان منطقه پاراچنار پاکستان در چند مرحله مورد تعرض فرقهگرایان قرار گرفتند و نزدیک به نیممیلیون نفر از مردم پاراچنار بهخاطر مسدود بودن جاده پیشاور- پاراچنار، از کمبود مواد غذایی و نبود امکانات بهداشتی و درمانی در رنج و عذاب زندگی میکنند و دهها کودک بر اثر این فاجعه جان خود را از دست دادهاند، یا آنکه رهبران شیعه پاکستان بارها از دولت «آصف علی زرداری» درخواست کردهاند فورا عملیات خود را برای کمکرسانی به مردم پاراچنار آغاز کند اما مقامهای دولت، اعتنایی به خواست آنها نکردهاند اما واقعیت این است که پاراچنار در 4-3 سال اخیر، هدف یک تسویه بیسابقه قومی و تاریخی بوده که دلایل آن را در این مجال مختصر بازگو میکنیم.
قطعهای ممتاز در سرحدات پاکستان
شهر «پاراچنار» مرکز منطقه «کُرَّم ایجنسی» است و در 180 کیلومتری جنوبغربی پیشاور واقع است. کرم ایجنسی، به دلیل حوادث خونینی که چند سال است از سوی طالبان و تندروهای وهابی و سلفی در آن جریان دارد، شهرت یافته است. نام این منطقه از رود کُرَّم گرفته شده که در جنوب آن جریان دارد. مناطق قبایلی که در پاکستان ایجنسی (Agency) گفته میشوند، شامل کرم، اورک زیی، باجدودر، مهمند، خیبر، قلعه کندی و وزیرستانند. پاراچنار که حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد، در مرکزیت چنین منطقهای از ایالت سرحد واقع است.
وجه تسمیه خود پاراچنار از درختان کهنسال چنار گرفته شده و از قرنهای گذشته سکونت قبیله «پارا» در پیرامون چنارهای بسیار بزرگ و کهن، هویت و شناسنامه این ناحیه را شکل داده است. این شهر نیز همانند بسیاری از اماکن تاریخی پاکستان، بخشی از تاریخ خویش را در عصر استعمار انگلیس در شبهقاره سپری کرده است.چنانکه از توصیف جغرافیای منطقه پیداست، پاراچنار به لحاظ اجتماعی بافت قبیلهای دارد و از جمله مناطق پاکستان است که چندین قوم و طایفه نژادی و مذهبی در آن سکونت دارد. عشایر ادی زئی، دویل زئی، غندی خیل، مستوخیل، حمزه خیل، منگل، مثبل، درزدران منتوان، وزئی، حاجی غلزئی، لیسانی و پارا در شهر و اطراف آن سکونت دارند و طبق برآوردها، نیمی از جمعیت شهر شیعه اثنیعشری و نیم دیگر سنیاند. برخلاف بسیاری از قبایل این منطقه که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی در محرومیت و فقر بسر میبرند، پاراچنار حوزهای ثروتمند به لحاظ منابع طبیعی است به نحوی که در کل پاکستان محصولات کشاورزی و باغات پاراچنار زبانزد است از گندم، برنج، ذرت و زعفران گرفته تا خشکبار و محصولات باغی بویژه سیب آن در سراسر شبهقاره از زمان انگلیسیها معروف است. به اعتقاد کارشناسان سیاسی، یکی از دلایل طمعورزی و تعدی طالبان و یزیدیان به این منطقه، همین شرایط ویژه اقتصادی آن است. از طرفی شیعیان پاراچنار از سطح زندگی و تحصیلات بالایی برخوردارند؛ به گونهای که این منطقه علمای بسیاری را در دامان خویش پرورانده است که از این زمره میتوان مولانا سیدپادشاه حسین، مولانا علی سرور سرحدی(قرن چهاردهم)، مولانا غلام قاسم خان کورایی(قرن چهاردهم)، مولانا عبدالحسین(متوفی 1365) و مولانا محمد عباس(متوفی 1364) را نام برد. جالب اینجاست که همه این مشاهیر دورهای از تحصیلات دینی خویش را در ایران و عراق گذراندهاند. رشد روزافزون شیعیان در این منطقه از گذشته مورد حسادت اقوام متعصب دیگر بوده و در سالهای اخیر که تفکر طالبانی در امتداد پاراچنار قوت گرفته، تلاش زیادی کردهاند پروژه انزوای شیعه و برتری خویش بر شیعیان را با استفاده از ابزارهای سیاسی و نظامی پیش ببرند. در همین راستا از زمان قدرتیابی گروهک طالبان در سال 1997 در آن سوی مرز پاکستان، هواداران تفکر طالبانی در سرحدات و پاراچنار درصدد برآمدند با فشار بر دولت، ورود شیعیان به ادارات دولتی را ممنوع کرده یا از دستیابی آنها به مناصب بالا جلوگیری کنند.
یک تقاطع استراتژیک
منطقه کرم اینجنسی و در کانون آن شهر پاراچنار، دارای یک موقعیت منحصر به فرد است. اتصال این شهر به چندین نقطه مهم سیاسی و جغرافیایی موجب شده همه نیروهای سیاسی و نظامی، این شهر را به چشم یک تقاطع استراتژیک ببینند. کافی است به مختصات پاراچنار در نقشههای نظامی که از سوی پنتاگون و دیگر مراکز تحقیقاتی منتشر شده نگاه کنیم، فاصله آن با مرزهای افغانستان؛ مرزهایی که در نگاه ناظران شاهرگ بحرانهای جهانی است، 20 کیلومتر است. پاراچنار تنها منطقه قبایلی پاکستان است که با 3 استان افغانستان مرز مشترک دارد. در این ناحیه از سرحد، هم دره منگل و هم دره جاجی از پاراچنار تا گردیز و لوگر امتداد پیدا میکنند. در شهر لوگر که در منتهاالیه دره جاجی قرار دارد، همه شیعه هستند و در شهر گردیز که در مبدا ورودی دره منگل قرار دارد، شیعیان زیادی از سادات زندگی میکنند. از طرف دیگر این شهر بهواسطه ناحیهای به نام «کوهات» به 2 مرکز استراتژیک پاکستان یعنی «پیشاور» و «راولپندی» مرتبط میشود که هر دو هم پایگاه قدرت سیاسی و هم کارزار زورآزمایی نظامی بودهاند. عنصر قدرت دیگر پاراچنار بافت و ترکیب قومی منطقه است. این شهر در احاطه اقوام گوناگون پشتون در ایالت سرحد قرار دارد یعنی نقطهای که به طور سنتی «پشتونستان» نامیده میشود. همه پشتونها از جنوب و شرق افغانستان تا شمال پاکستان آنجا را پایتخت تاریخی و ایدئولوژیک خویش میپندارند. اکنون میتوان تصور کرد که برای 500هزار شیعه پاراچنار، زیست فرهنگی و مذهبی در چنین منطقهای که شاهرگ قوم تسنن و پشتون است با چه موانعی همراه است. به دلیل وجود تعصبات قومی و مذهبی، تسلط بر پاراچنار یکی از اهداف ثابت جریانهای فرقهگرای بلندپرواز پشتون بوده است. پس از آنکه دامنه جنگ و تعقیب و گریز طالبان و القاعده از ناحیه پشتوننشین افغانستان به این منطقه کشیده شد، نیروهای طالبان و شبهنظامیان سلفی بیش از گذشته چشم طمع به امتیازات سرزمینی آن دوختند. جادهای استراتژیک، این شهر را به افغانستان مرتبط میسازد که پس از گذر از دره پایهوار، از گردنه کُرَّم (در شمال غربی شهر) میگذرد. این جاده، برای قبایل محلی پاراچنار، یک شاهراه تجاری نیز هست زیرا از گذشته راه تجارت پشم و مرکز پرورش کرم ابریشم بوده است. همچنین رشتهکوههای شمال غربی و درههای سرسبز، آبشارها، چشمهها و جنگلهایی با درختان صنوبر و چنار جریان تجارت در این ناحیه را رونق دوچندان بخشیده بود.
فاجعهآفرینان
پس از سقوط حکومت طالبان در سال 2001 که ضربهای بزرگ بر موقعیت افراطیون پشتون در منطقه سرحدات بود، منطقه کرم ایجنسی و پاراچنار با هجوم خیل وسیعی از فراریان القاعده و طالبان روبهرو شد. جریان همزیستی شیعه و سنی در این منطقه هرچند قبل از این هم شاهد تنشهایی بود اما با ورود طوایف بشدت افراطی طالبان و میدانداری گروه موسوم به یزیدیهای منطقه، اصطکاکها، ابعادی بسیار وسیع میگیرد، اعضای القاعده وارد این منطقه شدهاند تا با بسیج وهابیون و تندروهای قوم پشتون، مهارت ویژه تروریستی را علیه شیعیان به نمایش بگذارند.
شواهد گوناگون دلالت بر این دارند که نخستین رشته درگیریها از سوی سپاه صحابه و انجمن فاروقیه پاراچنار و برخی قبایل جاهطلب متحد آنها شروع شد و لشکرهایی از مناطق اطراف همچنان وارد منطقه شده و به صورت گام به گام تعرض به مناطق شیعهنشین و جماعت پیر و جوان شیعی را آغاز کردند. در یکی از مراحلی که تسویه قومی پا میگیرد، جریانی فرقهگرا به نام «سواد اعظم» اهل سنت و طیفی از یزیدیان محلی در شهرک «صده» شیعیان وارد عمل شدند. آنها در حرکتی تروریستی شمار زیادی از شیعیان را قتلعام و گروهی دیگر را از منطقه «لالو کیت» در کراچی و صده در کرم ایجنسی اخراج میکنند. در راس جریانهای فرقهگرا و سازماندهندگان پروژه تسویه مذهبی پاراچنار، گروه «عید نظر» قرار دارد که به دلیل عمق تعصب فرقهای در میان طایفه یزیدیها، خود را «یزید نظر» مینامد. اعضای فرقه یزید نظر فرماندهی بسیاری از جنایتها و آدمکشیها علیه شیعیان را هدایت کرده و سابقه تاریکی برجا گذاشتهاند اما نکته قابل تامل این است که این سرکوبگران پاراچنار، مورد پشتیبانی اشغالگران آمریکایی منطقه، طیفی از نیروهای امنیتی پاکستان و زیر چتر اعراب ثروتمند وهابی عمل میکنند.