تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۲۰۰۳۲

ظهور خاورمیانه اسلامی


بخش سیاسی خارجی
حدود 15 ماه قبل،زمانی که "زبیگنیو برژینسکی "در یک برنامه تلویزیونی مقابل "کریستین امانپور"مجری شبکه CNN نشست، نتوانست نارضایتی خود را از اوباما و سیاست خارجی آمریکا پنهان کند.بغض های فروخورده برژینسکی در قالب همین چند جمله تبلور پیدا کرد:
" دستور کار سیاست خارجی باراک اوباما به بن بست رسیده و وی باید ریسک کند و رهبری موثر جهانی را در دست گیرد. ..برژینسکی اظهار داشت: من احساس می‌کنم به خاطرمشکلات داخلی، باراک اوباما از رمق افتاده است ....در سطح خاورمیانه ، مناقشات اسرائیل و فلسطین باعث افزایش دشمنان آمریکا شده است. "
برژینسکی زمانی این سخنان را بر زبان راند که زین العابدین بن علی بدون کوچکترین دغدغه ای بر تخت سلطنت نشسته بود، حسنی مبارک نیز در حال دوختن ردای ریاست جمهوری برای فرزندش جمال بود،مزدوران علی عبدالله صالح در خون حوثی ها شنا می‌کردند،سران آل سعود در حال تنظیم ملاقاتهای پشت پرده منظم خود با سران موساد بودند و ملک عبدالله دوم نیز با در آوردن ادای پدرش ملک حسین برای اوباما موجبات انبساط خاطر پرزیدنت 46 ساله آمریکا را فراهم می کرد!
به راستی چه کسی تصور می کرد که تنها در عرض چند ماه قیام ملتهای منطقه حتی کهنه کار ترین استراتژیستهای ایالات متحده مانند برِژینسکی و کیسینجر را بر سر جایشان میخکوب کند؟چرا امروز کسی در دستگاه سیاست خارجی آمریکا از رابطه میان "خاورمیانه دیروز"،"خاورمیانه امروز"و"خاورمیانه فردا"سخنی به میان نمی آورد؟واقعیت امر این است که واشنگتن با چند پدیده موازی و همزمان مواجه شده است که نه تنها تصویر خاورمیانه دیروز را در اذهان مقامات آمریکایی متلاشی می‌کند،بلکه جرات ترسیم تصویر واقعی "خاورمیانه امروز"و متعاقبا قدرت پیش بینی مختصات "خاورمیانه فردا" را از غرب می گیرد:
1-نخستین پدیده مطالبات انقلابی ملتهای منطقه است.غرب امروز با ملتهایی روبه روست که صرفا به حداقلی ترین لایه آرمانی یک انقلاب،یعنی "سقوط دیکتاتور"فکر نمی کنند و تا دستیابی به درونی ترین و عمیق ترین خواسته های خود،یعنی گذار به نظام آرمانی،مستقل ،متاثر از ارزشهای اسلامی و پایبند به حذف "صهیونیسم " و مصادیق و نمادهای آن از قاموس سیاست خارجی خود در میدان هستند.شاه کلید طلایی شکافت این مسئله قیام ملت یمن است.ملتی که با وجود مشاهده تمکین گروههای سیاسی مخالف علی عبدالله صالح نسبت به شورای همکاری خلیج فارس حاضر نمی شود آرمانهای خودرا کنار بگذارد،دوباره صدها کشته می دهد و سرانجام با حضور چندین میلیونی در خیابانهای صنعا،تعز و عدن پایبندی خود به چارچوبهای یک قیام هدفمند اسلامی را به رخ غرب می کشد.
2-واشنگتن نخست در پی حفظ مهره های خود در منطقه برآمد اما دیکتاتورها یکی پس از دیگری به خاک غلتیده و می غلتند!کاخ سفید پس از ناکامی در حفظ مهره های خود فرمول معامله با انقلابیون را در پیش گرفت،اما با مشتهای گره کرده ملتهایی روبه رو شد که میان دیکتاتورهایشان و حامیان غربی آنهاتفکیکی قائل نبوده و نیستند.حال مرحله نهایی یعنی تعریف "نظم جدید در خاورمیانه"فرا رسیده است .
به راستی اوبامایی که علی رغم صرف هزینه های هنگفت و استفاده از نهایت ظرفیتهای نظامی (از طریق حضور ناتو در لیبی)و سیاسی خود(رایزنی های مکرر با ریاض و اردن)نتوانسته است کوچکترین مانوری در دریای توفانی خاورمیانه دهد،چگونه می خواهد در مرحله ای که کشتی ملتها به سلامت از تنگه وابستگی به تل آویو و واشنگتن عبور کرده است لباس ناخدایی سفید و آبی رنگ این کشتی را بر تن کند!
3-خاورمیانه طی دهه های اخیر آزمایشگاه بزرگ و مخوف بوده که در آن انواع ژنهای فکری-سیاسی به کالبدهای مختلف حکومتی ورود پیدا کردند!ملتهای منطقه در نظم نوینی که به دنبال آن هستند دیگر احتیاجی به دنبال چشم بند موشه دایان،قهقهه های انوار سادات ،جزوه های سوسیالیسم عربی و کمونیسم محلی وآموزه های میشل عفلق ندارند.نظامهای قبیله ای،سلطنت مطلقه،پادشاهی موروثی،شبه دموکراسی سلطنتی و ....همه مواردی هستند که ملتهای منطقه انقضای رسمی آنها را در میدان التحریر قاهره و میدان لوء لوء بحرین اعلام کرده اند.اوباما به عنوان بداقبال ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا ناچار است به همراه بنیامین نتانیاهو کلید این آزمایشگاه را به دست ملتهای مسلمانی دهد که قصد دارند اسید نابود کننده صهیونیسم و امپریالیسم نوین را که دیگر مراحل نهایی ساخت خود را طی می کند ،بر روی این دو پاشیده و جهانی عاری از ظلم و سلطه را رقم زنند.
4-آنچه ملتهای مسلمان را در این لحظات خونین ولی زیبا به یکدیگر پیوند می دهد همان دین مبینی است که نه تنها فلسفه قیام در برابر ظلم را تبیین می کند،بلکه مجوز این قیام را نیز صادر می کند (1).بیداری فراگیر اسلامی به وجود آمده در میان ملتهای مسلمان مصدری الهی دارد .به راستی چگونه ملتهایی که تا چند سال قبل سرنوشت خود را محتوم و قضا و قدر خود را در دست افرادی مانند مبارک ،قذافی و... می دانستند امروز در برابر گلوله های صادراتی غرب به دیکتاتورهای عربی سینه سپر کرده و نام خود را در تاریخ "خاورمیانه اسلامی بیدار"جاودانه می سازند؟ملتهای خسته از دیکتاتوریهای عربی و توطئه های غربی ،حول ارزشهای اسلامی گرد هم آمده اند تا طلسم غرب را برای همیشه در منطقه بشکنند.
بهتر است اوباما این بار جهت ریشه یابی شکست خود سراغ برژینسکی‌،جیمی کارتر یا کالین پاول نرود چون تحولات اخیر منطقه معمایی نیست که بتوان با عقل رئالیستی یا نگاه ایده آلیستی مدنظر استراتژیستهای غربی آن را تجزیه و تحلیل کرد. دیگر مشخص شده است که چرا غرب این روزها نسبت به آنچه در منطقه می گذرد بهت زده و حیران است ،زیرا حقایق موجود نشان می دهد که زمان زیادی تا ظهور خاورمیانه اسلامی باقی نمانده است .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات