تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۲۰۰۳۵

عقلانیت سیاسی در مردمسالاری دینی


اساسا عقلانیت را فرایند جذب حداکثری منافع با حداقل هزینه های ممکن تفسیر می کنند. در قالب اندیشه های غربی راسیونالیسم فرایندی است که بر اساس فرد گرایی ولذت محوری ماتریالیستی پدید می آید . نگاه های عقلانیت مدار در تمام حوزه غالبا هدف واحدی را مد نظر قرار می دهند. به عنوان مثال در علم اقتصاد عقلانیت به معنای توانایی استفاده از امکانات محدود برای بیشترین بهره وری در راستای دستیابی به اکثریت هدف هاست.اما در علم سیاست عقلانیت حیطه های متعددی پیدا می کند .مثلا افرادی مانند هابز ، روسو و جان لاک که همگی از اصحاب قرارداد هستند اصالت جامعه را در یک هدف عقلایی تبین می کنند و اساس پدید آمدن جامعه را رفع خطرات احتمالی و جذب حداکثر منافع اجتماعی می دانند. از این روست که در ساحت حکومتی نیز هابز لویاتان را مطرح می سازد و غول دولت را تنها ابزار تامین و صیانت از هدف عقلایی تشکیل جامعه نام می نهد.با این حال باید گفت که در تعاریف جدید می توان عقلانیت سیاسی در مشارکت های سیاسی را در رابطه ای تنگاتنگ با نهادینه سازی ارزش ها و تبین الگوی های رفتارهای سیاسی جوامع تعریف کرد.
در حقیقت در دنیای امروز سیاست ، رفتار عقلایی مشارکت کنندگان در امور سیاسی رفتار هایی است که طبق الگوهای از پیش تعیین شده صورت پذیرد و خروج از چنین الگویی به معنای خرو ج از عقلانیت محسوب می گردد. به عنوان مثال در حال حاضر در دموکراسی آمریکایی، جامعه سیاسی به یک بلوغ نسبی بر مبانی اندیشه های غر بی دست یافته است و افراد جامعه با واگذار سازی بخش عمده ای از وظایف سیاسی خویش به احزاب به روندی منطقی دست یافته اند که پیش بینی آینده این روند با نسبت مطلوبی قابل پیش بینی است.با این حال باید گفت هر چند اساس عقلانیت در غرب از یک انحراف تاریخی منشا می گیرد و بحث نهاد مند سازی رفتارهای سیاسی در دموکراسی ها و واگذاری حق سیاسی افراد به احزاب چیزی شبیه به یک الیگارشی مدرن است و نتیجه این عقلانیت نیز دور افتادن انسان از انسانیت خویش و فجایع قرن اخیر است اما باید دانست که نظام مردمسالاری دینی نیز در مقطع فعلی نیازمند دستیابی به نوعی عقلانیت بخصوص در بحث مشارکت های سیاسی است . هر چند این دو نوع عقلانیت از دو منشاء متفاوت سرچشمه می گیرند و اهدافی نیز متخالف و بعضا متضاد دارند با این حال در روش می توان به یک نقطه مشترک دست یافت و آن ضرورت نهاد مند سازی رفتارهای سیاسی در مشارکت های سیاسی است .
نگاهی بر روند مشارکت سیاسی در 32 ساله گذشته انقلاب اسلامی نشان می دهد که عوامل و متغیرهای زیادی بر تصمیمات سیاسی مردم تاثیر گذار بوده ولی الگوی ثابت و معنا داری بر رفتارهای سیاسی جامعه ایرانی حکمفرما نشده است در صورتی که در یک جامعه سیاسی ایده آل ، اکثر رفتارهای سیاسی افراد جامعه در ذیل عقلانیت و از درون جامعه مدنی نشآت می گیرد.
البته در این اثنا باید به شرایط و بارزه های خاص انقلاب اسلامی نیز توجه کرد که طی سه دهه گذشته همواره تحت شدید ترین توطئه های سیاسی قرار داشته است و همین امر موجب شده که امکان بستر سازی برای توسعه فرهنگ سیاسی پایدار در کشور پدید نیاید . اما در مقطع کنونی که انقلاب اسلامی ایران از بسیاری از چالش های نفسگیر با موفقیت عبور کرده و پایه های جمهوری اسلامی مستحکم شده است به نظر ضروری می رسد که گام های اساسی در راستای بسط فرهنگ سیاسی پایدار در کشور برداشته شود.
پرواضح است که مهمترین راهکار برای دستیابی به چنین فرهنگ و الگوی مشارکت سیاسی تقویت بنیان های جامعه مدنی در کشور است. در حقیقت با ماهیت دادن به فضای مدنی کشور که حدفاصل میان جامعه و سیاست است می توان به الگوهای روشن و قابل پیش بینی از مشارکت سیاسی در کشور دست یافت. البته تالیف و تبیین ماهیت و درونمایه جامعه مدنی در کشور از اهمیت بسیار بالا و حائز اهمیتی برخوردار است چرا که اساسا روند مشارکت سیاسی افراد جامعه را تکوین می بخشد.
با این حال به نظر نهادمند کردن رفتارهای سیاسی جامعه ایرانی در ذیل بصیرت می تواند مهمترین بخش از درونمایه جامعه مدنی کشور را تشکیل دهد. خاصیت مردمسالاری دینی اهمیت دادن به خواست آحاد جامعه است و همین مهم نیز برد تاثیر تصمیم های سیاسی افراد را افزایش می دهد در حالی که در غالب دموکراسی های غربی نظرات مردم در میان خواست و تصمیم احزاب سیاسی مستحیل می گردد . از این روست که می توان افزایش بصیرت سیاسی را در میان جامعه مهمترین راهکار هابرای دستیابی به یک فرهنگ سیاسی پایدار در کشور معرفی کرد چرا که بصیرت سیاسی می تواند تاثیر چشمگیری بر نظرات و خواست های سیاسی افراد جامعه داشته باشد و از این رو پایه های گفتمان انقلاب را در کشور مستحکم تر سازد .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات