تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۲۰۰۳۶

ضرورت بسط جریان عقلانیت اسلامی


هادی فلاح
علوم انسانی به عنوان یکی از مهمترین مبانی و پایه های هر تمدن بزرگ به شمار می آید. غالب رویکرده های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... دولت ها وحکومت ها همواره بسته به مبادی فلسفه وجودی آن حکومت تکوین می یابد. در واقع عملیاتهای میدانی و ایجاد تغییر و تحول در ساختار ها و یا حرکت ایجابی برای تدوین سیتم های نوین شدیدا منبعث از علوم انسانی و مبانی فلسفه ابتدایی است که آن نظام بر اساس آنها نضج گرفته است. در چند سال اخیر مقام معظم رهبری بار ها و بارها بر لزوم تغییر و تحول بنیادین در عرصه علوم انسانی چه در سطح آموزش عالی و چه در سطح آموزش و پرورش تاکید داشته اند. معظم له همواره رویکردهای شکاکیت زا و غیر دینی موجود در علوم انسانی را که متاثر از واردات فرهنگی و عقیدتی از غرب است از جمله آسیب های جدی پیش روی نظام دانسته و با تاکیدات ویژه رفع تهدید موجودو تبدیل آن به یک فرصت استثنایی را به دوش نخبگان و دانشگاهیان نهاده اند.
چرا که علم و فلسفه چیزی نیست که بتوان آن را از بیرون خریداری کرد. هر جامعه ای برای پاسخ به نیازهای داخلی علمی و فلسفی خود باید به تولید علم و دانش بومی بپردازد. توسعه و پیشرفت حتی در عرصه های فناوری در غرب نیز متاثر و منبعث از فلسفه های نیهیلیستی و " علم حصولی منقطع از وحی" و بر خاسته از نگاه های اومانیستی و سوبژکتیویستی به انسان است.
لذا وارادات و ترجمه های گسترده و به کار گرفتن این فلسفه ها بدون توجه به خاستگاه و مقتضیات جامعه ای که این علوم در آنها پدید آمده یقینا نه تنها نمی تواند جامعه سنتی ما را به ارزش های اسلامی برساند بلکه روند غربی شدن را نیز به درستی طی نخواهد کرد. در واقع این گونه تقلید های صرف نیز تنها به " شبه مدرنیسم " و سطحی نگری در توسعه منجر خواهد شد. لذا می توان گفت اصلی ترین وظیفه امروز نخبگان در همه عرصه ها بازتولید مبانی و اندیشه های بی بدیل اسلامی با توجه به نیازهای جامعه امروز ایران است. فرهنگ غنی اسلام مشحون است از تعالیم الهی که تضمین کننده آینده دنیوی و اخروی انسان هاست. آنچه که دین مبین اسلام به بشریت عرضه داشته بی شک تمام آن چیزی است که انسان برای کمال، توسعه و پیشرفت خویش بدان نیازمند است. اما با این اوصاف هنوز در جامعه دانشگاهی ما این تعالیم الهی بسط تئوریک و عقلانی پیدا نکرده است. البته این حرف بدین معنانیست که دانشگاه ما رنگ و بوی اسلامی ندارد. البته تئوریزه کردن و به اجرا در آوردن علوم انسانی بومی کار بسیار بزرگی است. با این حال باید گام در این راه بگذاریم و براساس مبادی و مبانی اصیل اسلامی علوم انسانی اسلامی را شکل دهیم و به بسط تئوریک عقلانیت دینی بپردازیم. .البته در خصوص مبنا و مفهوم عقلانیت اسلامی صاحب نظران دیدگاه های مختلفی دارند با این حال می توان محورهای اساسی آن را به شرح ذیل دانست.
الف) اصل خدا محوری
ب) اصل رئالیسم معرفتی (واقع گرایی معرفت شناختی)
ج) عقلانیت مستقل
د) جامعیت اسلام در پاسخگویی به نیازهای جامعه
هـ) اعتقاد به توسعه کوثری دینی در برابر توسعه تکاثری
و) معنویت دینی
نکته قابل توجه آن است که مفهوم عقلانیت دینی و یا اسلامی موضوعی است که هنوز در حوزه نظر است و کمتر نمودهای آن را در حوزه عمل دیده ایم.آنچه که امروز رهبر معظم انقلاب در خصوص آزاد اندیشی و یا ارائه الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت مد نظر دارند در حقیقت راهکارهایی برای بسط این جریان فکری و ورود آن به حوزه عمل است.
اما به هر حال عقلانیت اسلامی می تواند در برابر بسیاری از گزاره های گفتمانی رقبا مقابله کند و پیروز شود چرا که این جریان فکری میراث چند صد ساله علمای جهان تشیع است و به برآمده از فحوای وحی و کلام معصومین (علیهم السلام ) است .به عنوان مثال در حوزه سیاسی عقلانیت سیاسی دینی مطرح می شود که در آن جنجال های سیاسی جای خود را به تکریم اخلاق اسلامی داده و سعادت دنیوی و اخروی هدف اصلی سیاستمداران بدل می شود و یا در حوزه اقتصادی اقتصاد اسلامی مطرح می شود که مبتنی بر معاملات اسلامی ، بانکداری بدون ربا و... است و یا در حوزه فرهنگ مهمترین هدف بهره گیری از هنر در راستای تبین مفاهیم دینی و تنظیم روابط اجتماعی بر اساس اصول دینی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات