تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۲۰۰۳۹

دامنه بیداری اسلامی تا قلب اروپا

مهدی امامقلی مقدمه: چندی پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع هزاران نفر از معلمان کشور با اشاره به تحولات کنونی منطقه خاورمیانه و بیداری اسلامی، نکته‌ای را خاطر‌نشان کردند و فرمودند: «فقط این نیست که در کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ غرب آسیا که امروز ما در آنجا قرار داریم، حرکات بیدارى‌اى به وجود آمده باشد؛ این حرکت بیدارى تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزى پیش خواهد آمد که همین ملت‌هاى اروپایى علیه سیاستمداران، زمامداران و قدرتمندانى که آنها را یکسره تسلیم سیاست‌هاى فرهنگى و اقتصادى آمریکا و صهیونیسم کردند، قیام خواهند کرد. این بیدارى، حتمى است». از این رو آنچه در پی می‌آید بررسی تحلیلی ابعاد بیداری اسلامی تا قلب اروپاست.

وضع مسلمانان در کشورهای اروپایی
اسفندماه 89 بود که روزنامه گاردین نوشت: «مرکز تحقیقات پیو» بر اساس مطالعات خود مدعی شده نرخ رشد جمعیت جهانی مسلمانان به 35 درصد رسیده و انگلیس در 20 سال آینده بیشترین افزایش مسلمانان در اروپا را داراست. به گزارش گاردین، مرکز پیو با در نظر گرفتن رشد منفی جمعیت اروپا اذعان کرده بسیاری از کارشناسان معتقدند کشور فرانسه تا 2048 به یک «جمهوری اسلامی» تبدیل خواهد شد و آلمان در مسیر تغییر به یک «دولت اسلامی» تا سال 2050 است.
این در حالی است که محققان و تئوریسین‌های غربی، پیش از این نسبت به شکل‌گیری اروپای مسلمان بارها هشدار داده بودند چه آنکه تشکیل اروپای مسلمان، مساله‌ای بود که موجب شد برنارد لوییس، استراتژیست ارشد یهودی و استاد مطالعات خاور دور در آلمان خطاب به «پاپ بندیکت شانزدهم» (رهبر کاتولیک‌های جهان که سال پیش رسوایی اخلاقی کشیشان وی در کلیسای کاتولیک به تیتر یک رسانه‌ها تبدیل شده بود)، در نامه‌ای نسبت به جمعیت مسلمانان در اروپا هشدار دهد و افزایش رشد جمعیت مسلمان در اروپا از طریق مهاجرت یا ازدیاد نسل و همچنین رشد منفی جمعیت در اروپا را عامل این موضوع بداند. به هر حال بر اساس گزارش روزنامه گاردین که مبتنی بر مطالعه مرکز تحقیقات پیو است انتظار می‌رود در 20 سال آینده انگلیس بیشترین افزایش تعداد مسلمانان در میان کشورهای اروپایی را داشته باشد.
از طرفی پیش‌بینی می‌شود تعداد مسلمانان در کشور انگلیس از 9/2میلیون در سال 2010 با یک افزایش تقریبا دوبرابری به 6/5 میلیون مسلمان در سال 2030 برسد. مطالعه آمار و ارقام این موسسه نشان می‌دهد در فرانسه، سوئد، بلژیک و روسیه هم وضع تقریبا به همین منوال است و این افزایش تقریبا دوبرابری جمعیت در آینده امتیازاتی را برای جامعه مسلمانان جهان رقم خواهد زد. شاید از همین رو بوده که دنیل پایپس در کتاب «آینده مسلمانان در اروپا» اعتراف می‌کند: «اروپا در مسیر «سرزمین عجایب» شدن است».
جالب آنکه سال 2004 به عنوان سال اسلام در اروپا معرفی شد. بر اساس آمار وزارت کشور فرانسه در سال 2004، 50 هزار نفر مسلمان شدند و فروش کتاب‌هایی درباره اسلام افزایش چشمگیری داشت. چندین برنامه تلویزیونی درباره اسلام و مسلمانان از شبکه‌های تلویزیونی پخش شد و توجه بسیاری را به سوی خود معطوف کرد و حتی آنکه2 شهروند مسلمان به مجلس سنای این کشور راه یافتند. در ایتالیا هم سال 2004 را سال ادغام مسلمانان با جامعه نامیدند یا آنکه 2 سال پیش، پس از نگرانی‌های به وجود آمده در آلمان که ناشی از اسلام‌هراسی در قاره اروپا بود، وزیر کشور آلمان بر به رسمیت شناختن دین اسلام در این کشور تاکید کرد. گفتنی است در سال‌های بعد از 2004 همین روند گسترش اسلام در کشورهای اروپایی ادامه یافت و حتی به کشور آمریکا هم کشیده شد.
مثلا در سال 2005 روزنامه واشنگتن‌پست در گزارش مفصلی راجع به فعالیت مساجد و مراکز اسلامی 2 ایالت مجاور پایتخت آمریکا (ویرجینیا و مریلند) از افزایش تعداد مساجد جدید بزرگ که هر کدام بین 2 تا 3 میلیون دلار هزینه داشته‌اند، خبر داد و اعلام کرد بیش از 300 هزار مسلمان آمریکایی در حومه واشنگتن زندگی می‌کنند و هر یک از مساجد جدیدالتاسیس این منطقه، ظرفیت عبادت بیش از یکهزار نفر را در یک زمان داراست. چندی پیش هم رسانه‌ای بلژیکی اعلام کرده بود در بروکسل سال‌هاست که نام «محمد» در شمار بالاترین نام‌هایی است که برای نامگذاری نوزادان استفاده می‌شود یا آنکه 2سال پیش سفیر سوییس در قاهره اعتراف کرد اقدام سوییس برای ممنوعیت ساخت مناره در این کشور به دلیل ترس دولت از رشد روزافزون اسلام در جامعه سوییس است.
از همین رو بوده که چندی پیش روزنامه بیلد آلمان خبر داد: تا سال ۲۰۳۰ جمعیت مسلمانان به یک‌چهارم جمعیت جهان می‌رسد. به دلیل همین شرایط بوده که کشورهای اروپایی و آمریکایی بعد از حادثه 11 سپتامبر با استفاده از تمام ظرفیت‌های مالی و رسانه‌ای، پروژه اسلام‌هراسی را کلید زده و با همکاری سرویس‌های جاسوسی و اطلاعاتی، آن را در اولویت‌های استراتژیک خود قرار دادند غافل از آنکه سال‌های 2010 و 2011 دومینوی سقوط همپالکی‌های غربی‌شان در خاورمیانه با موج بیداری اسلامی آغاز می‌شود و به فرموده رهبر معظم انقلاب به قلب اروپا کشیده خواهد شد.
بحران‌های داخلی و خارجی فراروی اروپا
رسانه‌ها و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی کشورهای منطقه اروپا بارها و بارها اذعان کرده‌اند به دنبال آغاز بحران اقتصادی در اروپا از سال ۲۰۰۸ تاکنون کشورهای این منطقه یکی پس از دیگری با پدیده بحران اقتصادی و امنیتی در حوزه‌های داخلی و خارجی مواجه شده‌اند. گفتنی است، این امر موجب نگرانی کشورهای اتحادیه اروپا که اکنون با چشم‌انداز وخیم شدن وضعیت سرمایه‌گذاری و ترس از بیکاری مقابله می‌کنند، شده است. طبق آمارهای منتشره، اقتصاد کشورهای منطقه یورو یعنی ۱۵ کشوری که از واحد پول یورو استفاده می‌کنند، در این سال‌ها دارای رشد منفی بوده است. خود آنها بارها اعلام کرده‌اند اقتصاد این کشورها در این بازه زمانی نه‌تنها پیشرفتی نداشته بلکه رشد منفی هم داشته و یونان، فرانسه، انگلیس، پرتغال و ایرلند از جمله کشورهایی بوده‌اند که به دنبال هم با بحران مالی مواجه شده‌اند.
از این رو بود که سال پیش گروه 7کشور صنعتی شامل انگلیس، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، آمریکا و ژاپن در بیانیه‌ای خطاب به اتحادیه اروپا از مقامات این اتحادیه خواستند نگذارند بحران مالی اروپا به دیگر نقاط دنیا سرایت کند. از طرفی سال گذشته پس از آنکه رئیس‌جمهور روسیه گفته بود که تحولات اقتصادی اروپا تاثیر زیادی بر روسیه خواهد داشت و بحران بدهی اروپا جدی است و نمی‌توان از خطر آن برای اقتصاد جهان چشمپوشی کرد، رئیس بانک مرکزی آمریکا هم به شکست فعالیت‌ها و هماهنگی‌های بین‌المللی برای مقابله با بحران اقتصادی جهان اعتراف کرد.
بنابراین به جرات می‌توان گفت در این سال‌ها کشورهای اروپایی و سیاستمداران آنها هر از گاهی به دلیل بحران‌های مالی و امنیتی، افزایش بیکاری و افزایش مالیات‌ها و... با شورش‌های اجتماعی و درگیری‌های خیابانی روبه‌رو بوده‌اند، چه آنکه جیمز والستون در مقاله‌ای که در مجله فارین‌پالیسی منتشر کرد، ضمن انتقاد شدید از فساد اخلاقی برلوسکونی، درباره اوضاع ایتالیای امروز، همان توصیفی را به کار برد که دانته در 700 سال پیش به کار برده بود: «افسوس از بردگی ایتالیا، منزلگاه اندوه، این کشتی بدون سکاندار در توفانی بزرگ؛ این ولایت را صاحبی نیست، اینجا مرکز فحشاست».
گفتنی است تازه‌ترین تحقیقات موسسه صلح استکهلم (SIPRI) حاکی از آن است که دولت‌های کشورهای اروپایی در سال ۲۰۱۰ میلادی به دلیل بحران اقتصادی و سیاست‌های صرفه‌جویی، هزینه کمتری درباره خرید ادوات نظامی داشته‌اند و همین مساله موجب کاهش هزینه‌های نظامی این کشورها شده است. هفته پیش هم رادیوفردا در مصاحبه با یکی از کارشناسان اقتصادی وابسته به غرب عنوان کرد نرخ تورم در شماری از کشورهای صنعتی و همچنین قدرت‌های نوظهور رو به افزایش است و شمار زیادی از نهاد‌ها و رسانه‌های اقتصادی جهان به تازگی درباره خطر بازگشت تورم به اقتصاد جهانی هشدار داده‌اند.
گفتنی است، به دلیل همین بحران‌های مالی و اقتصادی، بحران امنیت در اروپای واحد در سال 2010 میلادی دچار شدت و حدتی مضاعف شده چه آنکه ارسال بمب‌های دست‌ساز به دفاتر رئیس‌جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان و برخی سفارتخانه‌های اروپایی در یونان، وقوع حادثه انتحاری در سوئد و تهدید به انفجار مناطق توریستی فرانسه و... از جمله مصادیق بحران‌های امنیتی اروپا در سال گذشته محسوب می‌شوند. با این حال به نظر می‌رسد در سال 2011 نیز اروپای واحد با موج جدیدی از بحران های اجتماعی و امنیتی دست و پنجه نرم کند.
شکست پروژه اسلام‌هراسی در اروپا
پرواضح است که یکی از عوامل مهمی که موجب شده دولتمردان اروپایی و آمریکایی، پروژه اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در جهان کلید بزنند، پیروزی انقلاب اسلامی و رشد تصاعدی گرایش اندیشمندان و آزاداندیشان بویژه جوانان غربی به اسلام است، چه آنکه یکی از دستاوردهای جهان سایبری و جهان اطلاعات، افزایش ضریب نفوذ انگاره‌ها و آموزه‌های اسلامی بویژه بحث حجاب در میان زنان و جوانان جهان است. گرچه طراحان شبیخون فرهنگی و اسلام‌ستیزی همواره در پی آن بوده‌اند تا با بهره‌گیری از تاکتیک‌ها و تکنیک‌های هنری و رسانه‌ای در قالب کتاب‌های ضداسلامی، کاریکاتور، فیلم و بازی‌های رایانه‌ای به جنگ با اسلام بروند اما هنور که هنوز است نتوانسته‌اند به اهداف شوم خود برسند چه آنکه محتوای اسلام مقدس که برآمده از وحی است، توانسته در قلب انسان‌های آزاده جهان نفوذ کند.
افزایش میزان گرایش شهروندان اروپایی به اسلام و افزایش چشمگیر زنان اروپایی محجبه و... دلیلی بر این ادعاست. به دلیل اقتدار روزافزون اسلام است که حکومت‌های غربی تلاش می‌کنند با نسبت دادن تروریسم به اسلام، فضای ذهنی مردم را نسبت به تازه‌مسلمانان تخریب کنند.
از سوی دیگر وقتی طراحان و استراتژیست‌های غربی مشاهده کردند با اهرم‌های رسانه‌ای نمی‌توانند امواج اسلامگرایی در غرب را کنترل کنند، تلاش کردند اسلامی را به تازه‌مسلمانان معرفی کنند که التزام چندانی به آرمان‌های خود و احکام شریعت ندارد، سیاست‌گریز است، دروغگو است، خشن است و... و حتی وقتی دیدند نمی‌توانند اسلام را معادل تروریسم معرفی کنند، با تقسیم مسلمانان به شهروند خوب و مسلمانان تروریست، سعی کردند اسلام آمریکایی‌شان را تبلیغ کنند!
غافل از آنکه همه این استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها در نهایت به بن‌بست خواهد رسید و روزی فریادهای «الله‌اکبر» در اجتماعات و تظاهرات خیابانی اروپا هم شنیده خواهد شد. چندی پیش خانمی به نام اسماء عبدالحمید با پیروزی در انتخابات شورای شهر اودنسه دانمارک، هنگامی که به عنوان اولین نماینده زن مسلمان و محجبه به شورای این شهر راه یافت، در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «اروپا باید باور کند که در آینده‌ای نه‌چندان دور پایگاه اسلام خواهد بود».
دیدگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی درباره جامعیت و جهانی شدن اسلام
* جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه کوته‌نظرند آنهایى که خیال مى‏کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایى نرسیده‏ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگى و صلابت بی‌فایده است! در حالى که صداى اسلامخواهى آفریقا از جنگ 8ساله ماست، علاقه به اسلام‌شناسى مردم در آمریکا‌، اروپا، آسیا و آفریقا یعنى در کل جهان از جنگ 8ساله ماست... .(صحیفه امام، ج‏21، ص 284)
* وقتى که مطلب الهى شد، دیگر خوف از قدرت‌ها [نیست] هیچ قدرتى مثل قدرت خدا نیست. خوف از قدرت‌ها کسانى باید داشته باشند که اعتقاد به خداى تبارک و تعالى ندارند. مسلمین، مومنینى که اعتقاد دارند به مبدا قدرت، اینها از قدرت‌ها نباید بترسند.
پیغمبر اکرم که ایمان به قدرت مطلق خداى تبارک و تعالى داشت، در صورتى که عددشان کم بود و چیزى نبود و فقیر هم بودند، از همین فقیرهاى بیچاره بودند، لیکن قدرت ایمان داشتند و قیام کردند و قدرت‌ها را یکى بعد از دیگرى شکستند و همه را دعوت به توحید کردند، توحید را در جامعه رشد دادند و در یک زمان کمى، مسلمینى‏ که در جنگ وقتى که مى‏رفتند چند نفرشان یک شتر داشتند، در یک جنگ ـ مثلا ـ مهمى شاید 10تا اسب داشتند، نداشتند چیزى، 10 تا شمشیر داشتند، چند نفرشان یک شتر داشتند، مع‌ذلک چون قوت ایمان داشتند 2 تا امپراتورى را در یک ظرف کمى، یک امپراتورى روم را که آن وقت مهم بود، یکى هم ایران که مهم بودند ـ این 2 تا امپراتورى آن وقت در دنیا مقدم بر همه بودند ـ آنها را شکستند و غلبه بر آنها کردند و اسلام را بردند تا روم و تا ـ عرض بکنم که ـ اروپا هم رساندند. عمده همان روح ایمان است که بر انسان باید چه باشد (صحیفه امام، ج‏5، ص 37).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات