محمد شجاعی
شکّی نیست شمار جریانهای انحرافی از مهدویّت ـ بهویژه در دوران غیبت ـ بسیار افزون بر آن است که در این مجال بگنجد؛ از این رو ناگزیر فقط به یکی از انحرافهای بزرگ و پر دامنه در دوران معاصر یعنی «بابیّت» و «بهائیت » می پردازیم امّا پیش از آن لازم است به ریشه های فکری ای که باعث پیدایش این دو فرقه شد اشارهای کوتاه شود.
شیخیه، بستر پیدایش یک انحراف بزرگ
شیخیه، فرقهای منشعب از شیعیان دوازدهامامی است که براساس تعالیم شیخ احمد احسائی (1166- 1241 ق)، در نیمه اول قرن سیزدهم پدید آمد.
اساس این مذهب، مبتنی بر ترکیب برخی از افکار عرفانی و عقاید غالیان با اخبار آل محمد(ع) است. آموزههای ویژه بنیانگذار این فرقه، غیر از آنکه مایه انشعاب داخلی فرقه شد، زمینهساز پیدایش دو فرقه منحرف «بابیت» و «بهائیت» نیز گردید ؛ احسایی در سال 1186 ق، مقارن با آشوبهای ناشی از حملات عبدالعزیز حاکم سعودی به «احساء»، به کربلا و نجف مهاجرت کرد .
شاخص اندیشة غلو آمیز او که باعث تکفیر وی از سوی علمای دیگر بلاد شد، این است که وی ائمة اطهار را علل اربعه کائنات (علت فاعلی، مادّی، صوری و غایی) معرفی میکند ؛ احسایی، شاگردان بسیار داشت که از میان ایشان، سیدکاظم رشتی ، پس از وفات احسایی در بسط و ترویج افکار او کوشید وجانشین وی بود ؛ سیّد علیمحمد شیرازی، معروف به «باب» نیز از شاگردان سید کاظم رشتی است.
برخی علمای آذربایجان نیز نزد شیخ احمد احسایی و سیّد کاظم رشتی شاگردی کرده و شیخیة آذربایجان را تأسیس کردند ؛ از موضوعات جنجال برانگیز در عقاید شیخیّه، اعتقاد به «رکن رابع» است که اکثراً آن را به سیّد کاظم رشتی نسبت میدهند. مقصود از رکن رابع آن است که میان شیعیان، شیعة کاملی وجود دارد که واسطة فیض میان امام عصر(ع) و مردم است.
طرح «رکن رابع»، سبب اختلاف و انشعاب در شیخیّه گردید و پس از اندکی، دستاویزی برای ادعایی جدید به نام «بابیّت» شد .
ادعای دروغین «بابیّت»، از زمان ائمه معصومین (ع) تا قرن حاضر، کم و بیش رواج داشته است امّا هیچ یک از مدّعیان دروغین آن، به اندازه میرزا علی محمد باب، جامعة اسلامی را به انحراف نکشاند.
«باب» در فارسی به معنای پدر، سزاوار، ملایم، متعارف و حاجب بوده و در عربی نیز به معنای «در» و «محل ورود و خروج» به کار میرود ؛ در روایات فراوانی، از پیشوایان معصوم(ع) با عنوان «بابُ اللّه» یاد شده است؛ در دعای ندبه میخوانیم: «أیْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤتی؟» بنابراین باب، یعنی چیزی که میتوان به وسیله آن به چیز دیگر رسید. حدیث «اَنَا مَدِینَةُ العِلْمِ وَ عَلیٌّ بابُها» بدان معنا است که به وسیله حضرت علی(ع) میتوان به شهر علم دست یافت.
از دیگر موارد میتوان به «بابُ الحَوائج»، «بابُ حِطّه»، «بابُ مَدینَةِ عِلْمِ النَّبی(ص)» ، «بابُ الحِکْمَه» و «بابُ اللَّه» اشاره کرد ؛ اما متأسفانه رفته رفته این واژه با سوء استفاده مدعیان دروغین ـ بهویژه «بابیّت» ـ روبهرو شد. ادعاهای نادرست کسانی چون سیّد علیمحمد باب، این واژه را از جایگاه واقعیاش دور و متروک ساخت به گونهای که امروزه کمتر دربارة نمایندگان امام معصوم(ع) به کار رفته و بیشتر برای اشاره به کسانی است که به دروغ، خود را نماینده معصومان معرفی میکنند ، به کار می رود .
در عصر حاضر مشهورترین مدعی بابیّت، سیّد علی محمد شیرازی است و از آنجا که او در ابتدای دعوتش، مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را راه ارتباط با امام زمان(ع) میدانست، ملقب به «باب» گردید و پیروانش «بابیه» نامیده شدند و هر کدام از آنان، در شهرستانی به تبلیغ پرداخته و جمعی را به آیین باب در آوردند.
در نهایت علیمحمد ، به دستور والی فارس دستگیر و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد، اظهار پشیمانی کرد و در حضور مردم گفت: «لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غایب بداند! لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند!».
پس از مرگ محمدشاه قاجار مریدان علیمحمد، آشوبهایی در کشور پدید آورده و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند و بالاخره وی در 27 شعبان 1266 به دستور امیرکبیر در تبریز اعدام شد.
افکار سیّدعلیمحمد باب، مجموعهای است از برخی آرای شیخیان و باطنیان (تأویلگرایان) و صوفیان و کسانی که به علم حروف و اعداد گرایش داشتهاند و نیز پارهای از دعاوی. وی که خود را «باب» امام زمان(ع) و وسیلة تماس مردم با آن حضرت معرفی کرد، به وجود آمد. او سپس دعوی «مهدویت» کرد و گفت که درآینده از میان بابیها پیامبری قیام خواهد کرد و دین تازه ای خواهد آورد.
بعد از آن، از بین پیروانش دو برادر مدعی جانشینی وی شدند و بدین ترتیب، اختلافاتی میان پیروان این فرقه افتاد. گروهی پیرو برادر اول، مشهور به «صبح ازل» (بابیها)، و عده ای دیگر پیرو برادر دوم «بهاءالله» (بهائیها) شدند و در نزاع آنها عده زیادی به هلاکت رسیدند. دولت عثمانی در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسیای صغیر تبعید کرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه یافت و بدین جهت، دولت عثمانی بهاءالله و طرفدارانش را به «عکا» در فلسطین اشغالی و صبح ازل را به قبرس تبعید کرد. فعالیت بهاءالله در عکا باعث شد که بیشتر بابیان ـ به ویژه بابیان ایران ـ پیرو او شوند. بهائیان اینک در سرزمینهای اشغالی از امتیازات و مزایای ویژهای برخوردارند و در حقیقت فرقة بهائیت شاخه ای از صهیونیسم به شمار میرود و تشکیلات مرکزی بهائیت در سرزمینهای اشغالی در شهر حیفا و در کنار قبر «عباس افندی» قرار دارد.
بهائیت در دورههای مختلف همة قوای خود را برای اجرای نقشة نابودی اندیشههای مذهبی در ایران به کار گرفت و برای این منظور مجریان خود را انتخاب کرد تا در بلندمدت آرمانهای ملی و سنتهای دینی را تخریب کنند. از این رو بهائیان، به تدریج درصدد تسخیر پستهای حساس و کلیدی کشور برآمدند. این نقشه با روی کارآمدن «حسنعلی منصور» در ایران پیاده شد و برای نخستین بار پای بهائیان به کابینة وزیران ایران رسید. گرچه با ترور منصور، نقشههای وی جامة عمل نپوشید، اما به هرحال، کابینة بهائی «هویدا» روی کار آمد. در کابینة نخست وی، چهار وزیر بهائی حضور داشتند. هویدا در مدت حکومت خود با بهکاربستن تصمیمات کادر رهبری کمیته، نفوذ بهائیان را در همة سطوح سیاسی، اقتصادی و نظامی به حدّ کامل گسترش داد.
یکی از نقاط قابل تامل در پرونده عملکرد بهائیت شیوه تعامل آنها با زنان است. عباس افندی در مسافرت تبلیغی خود به آمریکا و برای خوشایند آمریکائیان، شعار تساوی کامل زن و مرد در بهائیت را به عنوان یکی از تعالیم بهائیت مطرح نمود تا افراد نا آگاه را به بهائیت جذب کند. از آن پس بدعتهای فراوان در خصوص تعامل با زنان در این فرقه راه یافت و یکی از ابزار جذب تبدیل گردید. سه سال قبل دارالتبلیغ تشکیلات مرکزی بهائیت در اسرائیل، با ارسال پیام به کلیه تشکل های بهائی در داخل کشور، تأکید کرده که « زنان در فرقه بهائیت از اهمیت ویژه برخوردارند و در وضعیت فعلی لازم است آنان پا به پای مردان بهائی به تکلیف خود در میدان تبلیغ بکوشند.» بر اساس این دستور صادر شده بهائیان موظفند برای تبلیغ بهائیت و جذب جوانان مسلمان، از زنان بهائی به عنوان یک جذابیت استفاده نموده و بهائیت را گسترش دهند.
انحرافات بسیار دیگر در تولید قدرت، ثروت و ... در این تشکل مطرح است که هریک پژوهشی مستقل را میطلبد. اما آنچه قابل تامل است ویژگی های مهدی موعود (عج) در احادیث اسلامی به گونهای تبیین شده که راه هرگونه ادعای بیجا را بسته است. مخالفت عالمان با سید علیمحمد باب نیز به سبب همین ادعا و ادعای بابیت او بود. مشکل بهائیت از این حیث مضاعف است. میرزا حسینعلی علاوه بر پذیرش قبول قائمیت سیدعلیمحمد باب و این که او دین جدیدی آورده است، خود را «من یظهره الله» نامید و ادعای شریعت مستقل را مطرح کرد و .....
همة مسلمانان خاتمیت پیامبر اسلام(ص) را مسلّم دانسته و به تبع آن هر ادعایی که با این اعتقاد سازگار نباشد و هر فرقهای که این اصل را نپذیرد، از نظر مسلمانان، از اسلام جدا شده است.