تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۲۰۰۷۰

بیداری عربی؛ چالش جدید سیاست خارجی آمریکا


«اظهارات باراک اوباما در خصوص خاورمیانه تلاشی ناامیدکننده برای توصیف دیدگاهی به اصطلاح جدید نسبت به بیداری جهان عرب و نقش آمریکا در این منطقه‌ی حائز اهمیت به شمار می‌رود.»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پایگاه اینترنتی فارن پالسی در گزارشی آورده است:
«سخنان باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا در هر حال تنها مؤیدی بر این مهم بود که وی استراتژی دیگری برای جایگزینی با استراتژی‌های پیشینیان خود ندارد.
اوباما، در فرآیند سخنرانی خود نشان داد که آمریکا پیشنهادهای چندانی برای ارائه به جهان عرب و مردمان این سرزمین‌ها در چنته ندارد.
رئیس‌جمهوری آمریکا از مساله‌ای که از آن به عنوان لحظه‌ای بحرانی برای موقعیت آمریکا در خاورمیانه یاد کرد، سخن گفت.
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه‌ی آمریکا نیز اعلام کرد: نقش رهبری آمریکا (در خاورمیانه) بیش از هر زمان دیگری حائز اهمیت است.
باراک اوباما خود نیز اعلام کرد، منافع آمریکا هیچ منافات و تناقضی با مطالبات مردم منطقه ندارد و بیشتر در راستای دستیابی به همین مطالبات است.
متاسفانه باید گفت مردم منطقه با این نقطه نظر مخالف هستند. طبق نتایج یک نظرسنجی که چندی پیش توسط موسسه تحقیقاتی پیو انجام شد، مردم کشورهای منطقه نسبت به اقدامات باراک اوباما و سیاست‌های آمریکا دیدگاهی کاملا منفی داشتند. نتایج نظرسنجی موسسه پیو با نتایج "نظرسنجی عمومی مردم عرب" که به طور سالانه برگزار می‌شود، مطابق است. طبق این نظرسنجی، محبوبیت اوباما در حال حاضر از محبوبیت جورج بوش، رئیس سابق جمهوری آمریکا در اواخر دوره‌ی ریاست جمهوری خود کمتر است. امروز حتی این موضوع نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد که آیا اوباما قادر به سخنرانی در پایتخت یکی از کشورهای منطقه در خصوص رویکرد آمریکا نسبت به خاورمیانه باشد یا خیر. این در حالی است که رئیس جمهوری آمریکا در سال 2009 سخنرانی‌هایی را در قاهره و استانبول داشت.
کشورهایی نظیر ایران و عربستان که در حال حاضر نقش سیاسی کلیدی در منطقه دارند، در حال بازبینی دیدگاه‌های استراتژیک خود هستند. با گذشت زمان کشورهای منطقه، آمریکا را به عنوان قدرتی تضعیف‌ شده و بی‌مهارت در منطقه در نظر می‌گیرند که هیچ گونه ارتباط یا نگرش مثبتی نسبت به منافع آنها ندارد. در نتیجه تصمیم‌هایی که در منطقه اتخاذ می‌شود، بدون توجه به منافع و مطالبات آمریکا است.
به عنوان نمونه یورش نیروهای عربستان به بحرین و مداخله‌ی نظامی عربستان بی هیچ تردیدی علیه منافع بسیاری از مردم بحرین بود. در عین حال، تصمیم‌های مصر برای ارتقای روابط با ایران و قطع روابط و همکاری‌ها با اسرائیل در محاصره‌ی نوار غزه نیز به نوعی با منافع غیر مستقیم آمریکا منافات دارد.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بلافاصله پس از سخنرانی باراک اوباما پیشنهاد وی را در خصوص از سرگیری مذاکرات اسرائیل ـ فلسطین براساس مرزهای سال 1967 رد کرد.
نگرش اوباما نسبت به مسائل فلسطین مبنی بر پیشنهادی که 10 سال پیش در زمان بیل کلینتون، رئیس اسبق ‌جمهوری آمریکا مطرح شد، است. این موضوع مشخصا نشان‌دهنده فقدان نگرش استراتژیک و خلاقیت در رویکردهای دولت اوباما است.
دیدگاه رئیس جمهوری آمریکا نسبت به گروه‌های اسلامی نیز به همین صورت است. هم‌اکنون به طور قطع این ضرورت برای آمریکا وجود دارد که نگرش خود را نسبت به جنبش‌های اسلامی در خاورمیانه نظیر حزب‌الله، فتح و حماس تغییر دهد. به نظر می‌رسد با پیش روی قرار دادن رویکرد رهبران سابق آمریکا مبنی بر اینکه این گروه‌ها باید اسرائیل را به رسمیت بشناسند و پیش از حضور پشت میز مذاکره خلع سلاح شوند، فرآیند برقراری صلح میان دو طرف دور از دسترس باشد.
باید توجه داشت که رئیس‌جمهوری آمریکا دیگر نمی‌تواند گروه‌های اسلامی را به انزوا بکشاند. اوباما در حال حاضر با اقدامات خود در خصوص قدرت‌های سیاسی منطقه‌ی خاورمیانه نقش آمریکا را در این منطقه کم‌رنگ‌تر می‌کند.
در حقیقت هر نظام سیاسی در خاورمیانه که به نوعی به عنوان نماینده‌ی باورها و ارزش‌ها و نیز خواسته‌های مردم به معنای واقع کلمه مطرح است، تمایل کمتری به همکاری استراتژیک با آمریکا دارد. اما اوباما به جای رو به رو شدن با این حقیقت و فکر کردن به اینکه آمریکا چگونه می‌تواند منافع خود را در کشورهای خاورمیانه دنبال کند، سعی دارد سیاست‌ها و رویکردهایی را پیش روی قرار دهد که پیش از این با شکست مواجه شده است. این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد که در نظر گرفتن نظرات مردم کشورهای منطقه به شدت حائز اهمیت است.
در نهایت اشاره به این موضوع خالی از لطف نخواهد بود که با توجه به تغییرها در خاورمیانه، سیاست‌های آمریکا نسبت به منطقه نیز مستلزم تغییر است. متاسفانه رئیس جمهوری آمریکا تاکنون موفق به انجام تعهدات خود در رابطه با بهبود سیاست خارجی فاجعه‌ بار دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش نشده است و در مقابل آنچه بیش از پیش به چشم می خورد، کاهش نفوذ آمریکا در کشورهای منطقه و ناکامی دولت این کشور در برخورد با چالش‌های سیاسی خارجی است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات