تهران - خبرگزاری جمهوری اسلامی: روابط عمومی مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: اعضای هیات عالی گزینش و شرکتکنندگان در سمینار سراسری گزینش آموزش و پرورش عصر پریروز (پنجشنبه) با حجتالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی دیدار کردند. در این دیدار رئیس مجلس شورای اسلامی طی سخنانی با اشاره به ضرورت وجود گزینش گفت: در مجموع گزینش نهادی است که بر مبنای ضرورت ایجاد گردید و شرایط و ارزشها و معیارهای انقلاب اسلامی ایجاب میکرد که همه چیز تغییر کند و ارزشهای جدیدی در جامعه براساس خواستهای ملت و مردم ما که انقلاب کرده بودند به وجود آید و به خاطر همان معیارها ضرورت داشت که افراد عوض شوند و صلاحیتها و فیلترهای جدیدی برای پذیرش بوجود آید.
همه اینها لازم بود مگر آنکه کسی فکر کند چیزی نباید در انقلاب عوض شود و تنها چند حاکم بیایند و بروند و جای خود را به حکام دیگر بدهند. اگر هدف این باشد یک قطره خون جوانان ما بیشتر از تعویض چند حاکم بیشتر میارزد و یا اصلا نمیارزد که یک قطره خون از بینی کسی خارج شود. ولی وقتی هدفها، راهها و معیارها و ارزشها و چیزهای مهمی که در سرنوشت مردم و آینده و تاریخ اثر دارد، مطرح باشد، فدا کردن هر چیزی به پای آن میارزد. این جمله معروف از امام حسین(ع) همیشه در گوشها طنینانداز است که فرمود: «اگر قرار است دین محمد(ص) با خون من آبیاری شود پس ای شمشیرها مرا دربر گیرید». وقتی پای دین و افکار و عقاید و خدا و انسانیت در بین باشد، ارزش فداکاری دارد و میارزد که انسان جانش را بدهد.
آقای رفسنجانی افزود: تحقیقا انقلاب اسلامی برای تحقق چنین ارزشهایی به وجود آمد و برای آن تلاش کرد. لذا برای بدست آوردن کارگزاران آن نیاز به صلاحیتهایی داشت که لازم بود توسط مراکزی تشخیص داده شود. سازمانی هم که باید تشخیص بدهد وجود نداشت در حالیکه ما وارث همه نحوستها و اشکالات نظام گذشته بودیم.
هسته این نهاد گزینش نیز همچون نهادهای دیگر به طور خودجوش بوجود آمد و در مسیر خود دچار سلیقههای شخصی گردید و هر قسمتی و جریانی براساس سلیقه خود عمل کرد، تا آنکه نیاز به دخالت امام احساس گردید و امام گام اصلاحی را برداشتند. البته باز هم باید برای بهتر شدن آمادگی داشت. طبیعت نیروهای جوان و کمتجربه این است که هر روز نیاز به اصلاح و بهتر شدن دارند و هیچ عیبی هم ندارد که در راه اصولی که پیش گرفته، اشکالات خود را رفع و راه خود را پیدا کند. ما این راه را مجموعا مثبت و مفید میدانیم. بسیاری از برخوردها مشخص شده و شیوههای تشخیص خیلی آبرومند گردیده و رو به اصلاح پیش میرود، آنها که طرز تفکر مخالف دارند، باید بپذیرند که هیچ نظامی بدون گزینش نیست. در نظام منحوس گذشته هم که منحوستر از خودشان وجود نداشت، افراد سالم را کنار میگذاشتند و افراد باب خودشان را میپذیرفتند. نیروهای مخلص در آن شرایط اصولا نمیتوانستند کار کنند و افراد صالحی هم که در ادارات مانده بودند، وصله ناجوری در نظام آنروز به شمار میرفتند. در کل اصل گزینش یک ضرورت است، اما بحث بر سر کیفیت و شیوه عمل میباشد.
خواهش من از شما اینست که هیچگاه خودتان را بیعیب تلقی نکنید. همواره به این فکر باشید که کار را بهتر کنید. کار تازه و جوان است و ما در گذشته، دوره خاصی نداشتیم که تجربه شده باشد و ما همه از سطوح بالا گرفته تا پائین ممکن است دچار اشکال و لغزش بشویم، یکی از آفاتی که در گذشته و حالا شما به آن گرفتار میشوید مسئله افراط و تفریط است. بعضی وقتها ممکن است شما سئوالاتی را که بنظر نیاید، برای گم کردن سئوالات دیگر مطرح کنید. ولی نفس کار همان سئوالی است که در مجموع مطرح میکنید. آنوقت ممکن است کسی که قبول نشده همان یک سئوال را آتو کرده و آنرا علت رد شدن خود اعلام کند.
مثلا ممکن است چند سئوال مطرح کنید و بعد در کنار آن یک سئوال جزئی بکنید که مثلا کفن چند تکه دارد؟ البته این چیزها را آدمهای خیلی قوی مطلع هستند و بعضیها هم آنها را نمیدانند. اما تاکید من این است که سئوالات را بگونهای مطرح کنید که همین آتو را هم دست طرف ندهید. از طرفی شیوههای تحقیق نباید بگونهای باشد که طرف مقابل زیر سئوال برود. بگونهای سئوال نکنید که تجسس ممنوع صورت بگیرد. همیشه رازدار باشید. البته همه مسلمانها باید رازدار باشند اما باید در این رازداری خیلی قوی باشید. سینههای شما صندوق اسرار مردم است، چه لزومی دارد که اطلاعاتی را که لازم نیست من بدانم برای من بازگو کنید؟
این مسائل تنها باید نزد شما که تحقیق میکنید باقی بماند. دقت کنید مبادا یک وقت از طریق ما که میخواهیم خدمت کنیم وسیلهای برای شیوع عیوب مردم پیدا شود که این گناه بزرگی است که اگر رخ بدهد دیگر نمیشود آنرا اصلاح کرد. یک نفر میخواهد استخدام شود اگر مورد پذیرش قرار نگرفت، دیگر نباید آبرویش هم برود. اگر اینطور شود ظلم بزرگی در حق او شده است و هر کدام از خواهران و برادران که مقصر باشند، مشکل است بتوانند جواب خدا را بدهند. چطور ممکن است آنرا جبران کنیم و آنرا بپوشانیم؟ و هر چه بخواهیم کاری را که در رابطه با آبروریزی او کردهایم، بپوشانیم، بدتر میشود و هر چه دفاع کنیم موضوع بازتر و وسیعتر میگردد.
آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه افزود: نصیحت دیگر من این است که گاهی بعضی وسواسها و دقتهای زیاد از حد که شاید اسلام هم آنرا نخواسته باشد وجود داشته باشد. البته مسئله خیلی ظریف و راه خیلی باریک است. مثل پل صراط میماند که زیر پای آدم مسئول قرار دارد. اگر یک قدم این طرف یا آن طرف بردارد سقوط میکند.
ممکن است با دقتهای بیمورد یک آدمی که بطور نسبی خوب است انگ بخورد و در حقیقت ما او را بطرف تباهی هل دادهایم بنابراین همیشه خود را میزان قرار دهید. به این ترتیب که ببینید اگر خود شما نقطه ضعفی داشتید که قبلا آنرا اصلاح نمودید، حالا به همان عنوان شما را بدنام کنند چه حالی به شما دست خواهد داد؟ شما با آن جریان که شما را طرد کرده دشمن میشوید و دیگر آشتی نخواهید کرد.
هر وقت یادتا بیاید ناراحت میشوید. بنابراین توجه کنید که خیلیها ضد انقلاب نیستند ولی ممکن است ضد انقلاب بشوند و این برای ما خیلی سخت است که آدمی را ضد انقلاب کنیم. چرا که همه همت ما آن است که کسی را بطرف حق ببریم و حق او را بدهیم. لذا کار خیلی دقیق است. کار شما مقداری احتیاج به توضیح دارد که جامعه ما آنرا بفهمد و مشروعیت کار شما را درک کنند. مشکلی که وجود دارد یک مسئله فرهنگی است و آن اینکه بسیاری هستند که هنوز کارکنان مشاغل دولتی را به صورت کسانی که برای نان و آب کار میکنند، نگاه میکنند مشاغل دولتی به صورت ناندانی و شغلی برای زندگی نباید تلقی شود. البته من منکر آنکه امرار معاش هم باید باشد، نیستم. ولی در کارهای دولتی چیزهای دیگری هم هست. در کارهای دولتی حقوق خلق و نظام و آینده کشور نهفته است و هر کس که در آن هست یک نوع ولایتی را متصدی گشته است.
هر ماموری نوعی ولایت دارد و یک نوع ولایت در اموال و نفوس و اعراض و دماء مردم در اختیار مسئول و تصمیمگیرنده میباشد. جان و هستی مردم به وسیله رشتههایی به پایههای میزهای متصدیان کار مردم بسته است.
و خون و عرض و وقت مردم با آن مرتبط میباشد. بنابراین نباید این تلقی باشد که کار دولتی در درجه اول برای ناندانی و امرار معاش میباشد. پذیرفتن مسئولیت دولتی با کارهای شخصی و مغازهداری و کشاورزی و حسابهای خصوصی خیلی تفاوت دارد. این یک کار فرهنگی لازم دارد و نمیدانم چقدر موفق میشوید که در مردم جا بیندازید، که کارهای دولتی بالاخره انسان نیاز دارد. اما اگر کار دولتی را برای امرار معاش بخواهد و یا برای وظیفه این دو خیلی با یکدیگر تفاوت دارند. ما میخواهیم به مردم خدمت کنیم. این کار یک حرکت دشوار فرهنگی میخواهد. فرهنگ ملت ما را قرنهاست که خراب کردند. مشاغل مدتها ناندانی بوده و این مشاغل همیشه مترادف با حق و حساب ارزیابی میشد و آنرا بر وظیفه ترجیح میدادند. از زمان قاجار و بعد از آن هم در زمان پهلوی ارزش مشاغل اداری را با درآمدهای متفرقه و نامشروع ارزیابی میکردند.
حالا ما میخواهیم از آن سطح نازل شغلی دولتی را بالا بیاوریم و آنرا وسیله خدمت معرفی نمائیم. این بر مسئولان فرهنگی و تبلیغات و صدا و سیما و رسانههای دیگر و خطباء و روحانیون و دیگران است که سطح آنرا بالا بیاورند. آنوقت است که مردم معنی گزینش و تاثیر کار گزینش را بیشتر درک خواهند کرد. بهر حال من از شما و دوستان دیگرتان که در این راه خدمت کردهاید و حالا هم خدمت میکنید تشکر میکنم. شما گامهای موثری برای ادارات دولتی و معلمها و مدارس و دانشگاهها و غیره برداشتهاید. البته کسانی نباید از حرفهای من برنجد. البته اگر ظلمی بشود، باید برنجند. چرا که اگر خسارات معنوی وارد بشود دیگر قابل جبران نیست. انشاءالله با حضور برادران رزمنده که از «فاو» آمدهاند و به این مجلس مثل دیگران برکت دادند جلسه ما برکت بیشتری پیدا کند و پیروزی نزدیکتر شود. ما دعا میکنیم که خداوند شما را از اشتباه و لغزش حفظ کند و شما را پاسداران واقعی و معنوی اسلام قرار دهد.