تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۲۰۱۹۱

استراتژی جدید آمریکا از دید مقامهای کاخ سفید


«سد نفوذ دشمنان آمریکا» و «گسترش دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی» مفاهیمی است که ارکان اصلی سیاست خارجی آمریکا را در عصر جدید تشکیل می‌دهد. این مفاهیم حاصل تلاشهای صاحب‌نظران کاخ سفید است که از بعد از پایان جنگ سرد برای تدوین استراتژی جدید آمریکا در صحنه بین‌المللی صورت گرفته است.
ارکان و اهداف استراتژی مزبور که به دستور کلینتون توسط چهار تن از مقامات کاخ سفید در هفته گذشته در محافل مختلف آکادمیک تشریح گردید؛ از اهداف کلیدی استراتژی جدید آمریکا، مهار و انزوای مخالفین آمریکا و تلاش برای گسترش دمکراسی و توسعه بازار آزاد اقتصادی در جهان است. اهداف مزبور جایگزین سیاستی خواهد شد که به عنوان «سد نفوذ» در طول 40 ساله جنگ سرد بر روابط خارجی آمریکا حاکم بوده ‌است.
در استراتژی جدید عناصری از تداوم روند دوران جنگ سرد و عناصری از تغییر روند گذشته به چشم می‌خورد که به لحاظ اهمیت توجه به آنها و تشریح اظهارات مقامات کاخ سفید که بی‌تردید ارکان سیاست خارجی آمریکا و غرب را تشکیل ‌خواهد ‌داد، مقالۀ حاضر نگاشته شده است.
لس آسپین، وزیر دفاع آمریکا در نطق خود در دانشگاه جرج تاون، کریستوفر، وزیر امور خارجه در سخنرانی خود در شورای روابط خارجی، «آنتونی لیک»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در سخنرانی خود در دانشگاه جان هاپکینز و خانم «البرایت»، سفیر آمریکا در سازمان ملل، طی سخنرانی در دانشکده جنگ دانشگاه دفاع متفقأ مفهوم گسترش (ENLARCOMENT) را به عنوان استراتژی جدید آمریکا و «جایگزین» سیاست سد نفوذ اعلام کردند.
مقامات یاد شده در تشریح استراتژی گسترش به مبانی فکری آن و خطرات تهدیدکننده منافع آمریکا در اکناف جهان اشاره کرده و چگونگی برخورد آمریکا با تهدیدات موجود و اولویتهای سیاست خارجی آمریکا را مورد توجه قرار دادند که در ذیل منعکس می‌شود.
مبانی فکری استراتژی جدید آمریکا
1- دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی
اگرچه از دیرباز دمکراسی و اقتصاد بازار آزاد از مفاهیم محوری استراتژی آمریکا بوده ‌است، لیکن امروزه به عنوان مبانی فکری استراتژی جدید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار ‌است. به اعتقاد طراحان سیاست خارجی کاخ سفید، میلیونها انسان در اقصی نقاط جهان، امروزه دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی را تنها راه رهائی و شیوۀ مطلوب زندگی خود تصور می‌کنند. این دو عنصر به زعم «آنتونی لیک»، مکمل یکدیگرند و از حقوق خدادادی بشر نشأت گرفته است. «انسان آزاد» در شرایط آزاد اقتصادی می‌تواند نیازمندیهای خود را فراهم سازد و به شکوفائی اقتصادی دست یابد.
اگرچه امروزه فرهنگ، شکل‌دهنده سیاست و اقتصاد است، اما آزادی یک مفهوم جهان‌شمول است و از اینرو، نه تاریخ تضاد دو فرهنگ لیبرال دمکراسی و کمونیسم به پایان رسیده و نه به «رویاروئی تمدنها» نزدیک شده‌ایم، بلکه فرصت گرانبهائی برای گسترش دموکراسی و رشد بازار آزاد اقتصادی فراهم شده که باید آنرا مغتنم بشماریم و در ترغیب آنها بکوشیم. جناحهای مختلف درون آمریکا به خوبی واقفند که منافع و ارزشهای آمریکا در گرو رشد و گسترش دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی است.
2- آمریکا قدرت بلامنازع جهان
دومین مؤلفه استراتژی جدید آمریکا، قدرت بلامنازع و قابل اتکاء این کشور است. به اظهار «آلبرایت» و «آنتونی ‌لیک» آن دسته از کسانی که به سقوط قدرت آمریکا باور دارند، در واقع بنیۀ آمریکا را دست‌کم گرفته‌اند و در حالیکه آمریکا از قوی‌ترین قدرت نظامی جهان و بزرگترین اقتصاد در جهان برخوردار است. و به گفته «آنتونی لیک» وجود قومیت‌ها و فرهنگ‌های متنوع در جامعه آمریکا از ویژگیهائی است که این کشور را در نوع خود بی‌نظیر و سمبل جهانی ساخته است.
بسیاری از کسانی که در تلاش بهبود نظام سیاسی و اقتصادی کشورشان می‌باشند، به آمریکا به عنوان الگو می‌نگرند. بدین‌ترتیب اقبال عمومی جهان از فرهنگ آمریکا و نفوذ سیاسی و اقتصادی و قدرت نظامی این کشور در جهان، فرصت نادری را فراهم ساخته است که آمریکا لاجرم باید رهبری جهان را در دست بگیرد و در غیاب ابرقدرت دیگری، به رفع تهدیداتی که در مسیر گسترش دمکراسی و رشد بازار آزاد اقتصادی وجود دارد، بپردازد.
3- حضور در صحنۀ مسائل بین‌المللی
به گفته مقامات کاخ سفید، منافع و آرمانهای آمریکا ایجاب می‌کند که آمریکا نه تنها در صحنه مسائل بین‌المللی حاضر بلکه باید در آنها پیشرو باشد. دلایل عقلی و نقلی این امر از نظر «آنتونی لیک» بسیار روشن است. در قرن گذشته، آمریکا نشان داده است که علاوه بر برخورداری از قدرت قابل تکیه، از اعتقاد به دمکراسی، بازار آزاد اقتصادی و رعایت حقوق بشر نیز بهره‌مند بوده ‌است و در مواقع لزوم نیز از امکانات خود برای تحقق آرمانهای جهان‌شمول استفاده کرده است.
مشاور امنیت ملی کلینتون در اظهارات خود ادامه می‌دهد که عمر کوتاه کابینه جدید، حاکی از آن است که نه تنها آمریکا به لاک خود فرو نرفته بلکه همواره در صحنه بین‌المللی حاضر بوده است. تلاش برای بسیج حمایت جهانی از «اصلاحات» روسیه و دیگر جمهوریهای تازه به استقلال رسیده و همچنین دفاع از دمکراسی در هائیتی، نقش حیاتی داشته‌ است.
موافقتنامه جدید ساف و اسرائیل خود از مواردی است که حضور فعال آمریکا در صحنه سیاست بین‌المللی و گسترش نفوذ این کشور در مناطق جهان را نشان می‌دهد. بعلاوه، شرایط جهانی نیز به گونه‌ای است که نه تنها آمریکا باید در صحنه حاضر باشد، بلکه رهبری را باید به دست بگیرد و با خطراتی که مانع گسترش دموکراسی و رشد بازار آزاد اقتصاد است، مقابله کند. این تهدیدات عبارتند از:
1- تسلیحات هسته‌ای و دیگر تسلیحات امحاء جمعی
«لس آسپین» در تشریح خطرات تهدیدکننده منافع آمریکا وجود سلاح‌های هسته‌ای و امحاء جمعی در منطقۀ اتحاد شوروی سابق و تلاش برخی از کشورهای به اصطلاح «سرکش» در دسترسی به اینگونه سلاح‌ها را بسیار جدی و حائز اهمیت می‌داند. به اعتقاد وی اگرچه خطر اتحاد شوروی سابق رفع شده، لکن وجود هزاران کلاهک هسته‌ای، این منطقه را بالقوه ناامن ساخته بطوریکه بروز هرگونه هرج‌ومرج در کشورهای این منطقه می‌تواند به شرایط خانمانسوزی که دامنۀ آن تمام بشریت را دربرمی‌گیرد، منتهی شود.
بعلاوه، دسترسی کشورهایی چون ایران و کره شمالی که با آمریکا سر دشمنی دارند، به تسلیحات هسته‌ای و دیگر تسلیحات امحاء جمعی، خطر بالقوۀ فوق‌الذکر را دو چندان می‌سازد. این کشورها می‌توانند نه تنها منافع مادی بلکه امنیت فیزیکی آمریکا را نیز تهدید کنند.
2- تهدید دمکراسی و اصلاحات
آمریکا حمایت از روند اصلاحات و ایجاد دمکراسی در روسیه و دیگر جمهوریهای تازه استقلال یافته را نه تنها برای منافع خود بلکه برای حفظ صلح و امنیت جهانی بسیار ضروری می‌داند. بعلاوه، به زعم مقامات کاخ سفید، پیروزی و یا شکست تحولات اخیر در روسیه به طور مستقیم در سرنوشت دیگر کشورهای تازه استقلال یافته مؤثر است.
اگرچه تهدید ناشی از ابرقدرت سابق جنگ سرد، برطرف شده لیکن با به قدرت رسیدن هر دیکتاتوری در این کشورها، نه تنها امنیت جهانی تهدید می‌شود بلکه مشکلات فراوان و هزینه‌های سنگینی را برای آمریکا فراهم می‌سازد و بالقوه آمریکا را گرفتار تهدیدات منطقه‌ای می‌کند.
3- تهدیدات منطقه‌ای
آن دسته از تحرکاتی که منافع آمریکا را چه مستقیم و چه غیرمستقیم در مناطق مختلف تهدید می‌کنند، از نظر مقامات آمریکا به منزلۀ تهدیدات منطقه‌ای به شمار می‌رود. به اظهار وزیر دفاع آمریکا، این‌گونه تهدیدات می‌توانند از تجاوز گسترده قدرتهای منطقه‌ای علیه اهدافی صورت بگیرد که منافع مستقیم و یا غیرمستقیم آمریکا را تهدید می‌کند.
درگیریهای محدود و اغلب داخلی مبتنی بر اختلافات قومی و مذهبی، تروریسم دولتی و هر حرکتی که در جهت براندازی دولتهای دوست آمریکا در مناطق مختلف صورت بگیرد، به مثابۀ تهدیدی است برای منافع آمریکا و بالطبع چنین تهدیداتی به برخورد مؤثر آمریکا نیاز دارد. از اینرو، در استراتژی جدید آمریکا، نیروهای نظامی این کشور به گونه‌ای‌ سازماندهی می‌شوند که حتی بتوانند با دو تهدید منطقه‌ای به طور تقریباً همزمان و با قابلیتی مکفی برخورد کنند.
به هر روی، مقامات کاخ سفید، خاورمیانه و جنوب آسیا را از مناطق حساس می‌دانند و کشورهای ایران و عراق در خاورمیانه و وجود درگیریهای قومی و مرزی در جنوب آسیا را از عوامل تهدیدکننده ثبات مناطق فوق و منافع آمریکا تلقی می‌کنند؛ بطوری که به اظهار سفیر آمریکا در سازمان ملل، بروز خشونت در جمهوری آذربایجان می‌تواند کشورهای ترکیه، ایران و روسیه را به داخل معرکه‌ای بکشاند که مآلاً مغایر با منافع آمریکا است.
4- تهدید اقتصادی
عدم توجه به شکوفائی اقتصادی، از عناصر عمده‌ای است که در استراتژی جدید آمریکا به عنوان تهدیدی برای منافع و امنیت ملی آمریکا محسوب شده است. مقامات کاخ سفید در اظهارات خود بهبود وضع اقتصادی را برای حفظ امنیت آمریکا بسیار حیاتی می‌دانند و معتقدند که اگرچه در کوتاه‌مدت امنیت ملی آمریکا به وجود بازوی نظامی قوی و مؤثری متکی است، اما در درازمدت بقاء موقعیت ابرقدرتی آمریکا به توان اقتصادی آن وابسته است.
بدین‌ترتیب، رشد اقتصادی نیز لازمۀ امنیت ملی است و عوامل تهدیدکننده آن نیز با برخورد مؤثر آمریکا مواجه می‌شود. به هر روی، در استراتژی جدید آمریکا با توجه به مبانی فکری و تهدیداتی که در بالا به آنها اشاره شد، اولویتهایی به شرح زیر در نظر گرفته شده است که خود ارکان عملی استراتژی جدید را تشکیل می‌دهند.
اولویتهای استراتژیکی آمریکا در عصر جدید
1- تقویت دمکراسیهای عمده متکی به بازار آزاد اقتصادی
محور استراتژی جدید، تقویت دمکراسیهای عمده متکی بر بازار آزاد اقتصادی است. به اظهار مقامات کاخ سفید، آمریکا از طریق تقویت دمکراسی‌های عمده و ایجاد انگیزه‌های مشترک در بین آنها، می‌تواند پایگاههای نفوذ خود را در مسائل بین‌المللی گسترش دهد. البته تجدید حیات اقتصاد جهانی باید از داخل آمریکا آغاز شود. کاهش کسری بودجه تبعات بسیار عمیقی در تقویت بنیۀ اقتصاد جهانی دارد و انگیزۀ مؤثری برای جذب کشورهای جهان به سوی دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی می‌باشد.
بعلاوه، تقویت این محور همچنین در تحکیم وحدت بین دمکراسیهای صنعتی بسیار حائز اهمیت است. امروزه اقتصاد جهانی در مرحله سرنوشت‌سازی قرار گرفته است. دمکراسی‌های عمده بازار آزاد اقتصادی با اتخاذ اقدامات مشترک، می‌توانند نهادهای بین‌المللی اقتصادی را بازسازی، سیاستهای اقتصاد کلان را هماهنگ و در مقررات مربوط به تجارت آزاد تجدیدنظر نمایند. در غیر این صورت، بعد از پیروزی در جنگ سرد، ممکن است کشورهای صنعتی به رکود طولانی مدت اقتصادی و حتی فاجعه اقتصادی گرفتار شوند.
2- کمک به گسترش دموکراسی و بازار آزاد در مناطق جهان
آمریکا باید کمک به گسترش دموکراسی و بازار آزاد در مناطقی چون روسیه و اروپای شرقی و سایر کشورهای کمونیستی را در اولویت استراتژی جدید قرار دهد. کمک به آن دسته از کشورهائی که از نظر منافع امنیتی برای آمریکا حائز اهمیت است، باید در اولویت قرار گیرد. به اظهار آنتونی لیک، تعهد عملی آمریکا ایجاب می‌کند که آمریکا سیاست فضای باز و اقتصاد آزاد را در آن دسته از کشورهایی تعقیب کند که مآلاً به نفع آمریکا تمام می‌شود.
از اینرو، کمک‌های آمریکا باید متوجه کشورهایی باشد که از اقتصاد بزرگ، موقعیت جغرافیایی حساس و توان تسلیحات هسته‌ای، برخوردارند. آمریکا باید امکانات خود را متوجه کشورهایی کند که از بالاترین اهرم نفوذ در آنها برخوردار است. بعلاوه، آمریکا تلاشهای خود را باید بر آن دسته از جوامعی متمرکز کند که مردم آن خواهان اصلاح اقتصادی و ایجاد فضای باز سیاسی هستند. مهمترین نمونه چنین جوامعی شوروی است. به هر روی آمریکا در تحقق اهداف فوق‌الذکر، باید منابع بین‌المللی و منطقه‌ای را نیز بسیج کند.
3- انزوای کشورهای یاغی
اولویت سوم در استراتژی جدید در تنگنا قرار دادن و منزوی ساختن کشورهایی است که در خارج از دایرۀ دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی قرار دارند و در واقع تهدیدی برای آنها محسوب می‌شوند که به اظهار آنتونی لیک، تعداد این نوع کشورهای سرکش محدود است و مهمترین آنها عراق، کره شمالی و ایران می‌باشند. رهبران قدرتهای منطقه‌ای چون ایران و عراق ممکن است به «خشونت و بی‌قانونی» کشیده شوند که ایالات متحده و دمکراسیهای دیگر را تهدید کنند.
همچنین کشورهایی ممکن است به تروریسم، معامله تسلیحات امحاء جمعی و تکنولوژیهای موشکی روی آورده و مردم و همسایگان خود را نیز در معرض تهدید قرار دهند. هدف استراتژی جدید آمریکا، انزوای سیاسی، نظامی، اقتصادی و تکنولوژیکی کشورهای مزبور است. بعلاوه، نیروهای اطلاعاتی و ضدتروریستی نیز متوجه فعالیتهای کشورهای فوق خواهند شد. اگرچه برخی از اقدامات یکجانبه است، اما برخوردهای شدید بین‌المللی چون اعمال تحریم و تبیین مقررات کنترل بین‌المللی، بسیار ضروری است.
مشاور امنیت ملی آمریکا در ادامه تشریح استراتژی جدید آمریکا، به جهان اسلام اشاره کرده و می‌گوید؛ آمریکا به نقش اسلام در جهان در مدت 1300 سال گذشته احترام می‌گذارد و از روابط نزدیک بین ارزشها و تاریخ اسلام و معتقدین به مسیحیت و یهودیت در آمریکا، استقبال می‌کند. و دست دوستی به اَن دسته از مسلمین دراز می‌کند که معتقد به صلح و تحمل عقاید مخالف هستند. لیکن با تمام توان در مقام آن دسته از مسلمانانی که با توسل به نیروی نظامی آیین اسلام را نادیده گرفته و درصدد توسعه جبری نفوذ خود می‌باشند، ایستادگی خواهد کرد!
4- تلاشهای انساندوستانه
تعیین اهداف انساندوستانه و اتخاذ تصمیم برای دخالت در سایر نقاط جهان اولویت چهارم استراتژی جدید آمریکا در عصر جدید است. به اظهار آلبرایت، سفیر آمریکا در سازمان ملل، دخالت انساندوستانه آمریکا در نقاط مختلط جهان، می‌تواند نقش بسیار مؤثری در گسترش دمکراسی و رشد بازار آزاد اقتصادی ایفا کند. وقتی مردم جهان نیات انسانی نیروهای آمریکا را مشاهده کنند، بالطبع به سمت ارزشهای آمریکا گرایش می‌یابند.
حضور آمریکا در میان گرسنگان بنگلادشی و یا سومالیایی معرّف ارزشهای آمریکا است. در استراتژی جدید کمک‌های انسانی آمریکا به صور مختلف تجلی می‌کند؛ از جمله می‌توان به برنامه کمک‌های اقتصادی، آموزشی، بهداشت و نظامی اشاره کرد. در ادامۀ این کمک‌ها، طبعاً آن دسته از مناطقی در اولویت قرار می‌گیرند که از نظر سوق‌الجیشی برای آمریکا مهم و در ترغیب دمکراسی و بازار آزاد اقتصادی مؤثرند.
5- استفاده از امکانات بین‌المللی در جهت اهداف داخلی
براساس استراتژی جدید آمریکا به زودی از سوی ریاست جمهوری طی فرمانی، بخشی از نیروهای تحت فرمان سازمان ملل از سوی آمریکا تأمین می‌شود. بنا به اظهار مقامات کاخ سفید، این نیروها زمانی به استخدام گرفته می‌شوند که دمکراسی در کشوری به طور ناگهانی متوقف و یا نقض حقوق بشر در آن به شدت اتفاق می‌افتد. به گفته خانم آلبرایت، سفیر آمریکا در سازمان ملل پایان جنگ سرد، امکان همکاریهای بین‌المللی را افزایش داده ‌است.
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل می‌تواند یکی از موارد همکاریهای چندجانبه باشد. تاریخ گذشته نشان داده‌ است که نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در مواردی که به کار گرفته شده‌اند، بسیار مؤثر عمل کرده‌اند. مخاصمات ارضی، درگیریهای مسلحانه قومی، جنگهای داخلی، سقوط کامل یک دولت مرکزی در برخی کشورها، از مواردی است که امروزه صلح و امنیت بین‌المللی را تهدید‌ می‌کند.
دخالت سازمان ملل در موارد فوق، در تحقق صلح جامع و آرام کردن مخاصمات، بسیار ضروری است. از اینرو، برای گسترش دامنه مسؤلیت نیروهای حافظ صلح و یا نیروهای ناظر سازمان ملل، به همکاریهای چندجانبه نیاز است. اعلام آمادگی آمریکا برای قرار دادن نیروهای نظامی آمریکا تحت‌نظر سازمان ملل در جهت تحقق اهداف مزبور و مطابق با استراتژی گسترش دمکراسی و رشد بازار آزاد اقتصادی انجام می‌شود.
«تداوم و تغییر» در استراتژی جدید آمریکا
آنچه از نظر گذشت، مرور استراتژی جدید آمریکا در صحنه بین‌المللی بود که در بررسی آن توجه به نکاتی چند درخور تأمل است.
1- «مسئله منزوی ساختن آن دسته از کشورهائی که در خارج از گود بازیهای آمریکا قرار دارند»، از عناصر مهمی است که تداوم سیاست سد نفوذ آمریکا را در دوران جنگ سرد نشان می‌دهد. آمریکا از پایان جنگ دوم جهانی در تلاش سد نفوذ شوروی و کمونیسم بوده است.
آمریکا که در عصر جدید و با خالی شدن صحنه رقابتهای بین‌المللی یکه‌تاز میدان شده، به کمک تحکیم مبانی فکری، سیاسی، اقتصادی لیبرال دمکراسی غرب برآمده و به محاصره و انزوای آن دسته از کشورهایی می‌اندیشند که به نحوی از انحاء منافع آمریکا را تهدید می‌کنند. طراحان کاخ سفید در واقع موفقیت استراتژی سد نفوذ در دوران جنگ سرد را به عنوان یک اصل مسلم فرض کرده و آن را برای عصر جدید نیز تجویز می‌کنند.
2- اگرچه طراحان کاخ سفید عنوان بدیعی را برای استراتژی خود برگزیده‌اند و محور اصلی آن نیز به گسترش دمکراسی و رشد بازار آزاد اقتصادی مبتنی است، اما در واقع اصول کلی سیاست خارجی آمریکا استمرار عناصر دوران جنگ سرد است. در استراتژی جدید، آمریکا تلاش می‌کند تا دامنۀ مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود را گسترش داده و حل آنها را از طریق مکانیسم «همکاریهای بین‌المللی» جستجو کند.
همانطوری که مشاور امنیت ملی آمریکا نیز با صراحت تأکید کرده ‌است که آمریکا در مواردی که منافعش ایجاب کند، به صورت چندجانبه و در غیر آن صورت به طور یکجانبه عمل خواهد کرد و بدینترتیب، سازمانهای بین‌المللی و در رأس آنها سازمان ملل ابزاری خواهد شد در جهت تحقق اهداف استراتژی آمریکا در عصر جدید. سد دشمنان و افزایش دوستان آمریکا.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات