سرویس سیاسی: پروژه اجرایی «نافرمانی مدنی» در ایران از سوی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل و با همکاری سران گروهکهای ضدانقلاب خارج کشور طراحی شده است.
طرح «نافرمانی مدنی» در ایران، از تاکتیکهای «عملیاتی» آخرین سناریوهای «استراتژی بزرگ برای آزادی ایران» است که توسط «ستاد سیا در امور ایران» برای براندازی نظام حکومتی ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران تدوین شده است.
بخشهای اجرایی «استراتژی بزرگ» طی ماههای مهر، آبان و آذر 1376 توسط «منوچهر گنجی»، شناخته شدهترین مأمور سازمان سیا در بین گروهکهای ضدانقلاب خارج کشور در نشریه ضدانقلابی «نیمروز» تحت عنوان «نافرمانبرداری مدنی و جسارت سیاسی» در شش بخش به چاپ رسید و از این تاکتیک به عنوان راهکاری برای «خروج از بنبست براندازی رژیم ولایت فقیه» یاد شده و به جریان برانداز رهنمود داده شده است: «در شرایطی کم و بیش مشابه ایران، ما محتاج تغییر و تحول روانی از موضع تسلیم انفعالی به طرف شجاعت و شهامت هستیم.»
پروژه ضدانقلابی «نافرمانی مدنی» به دنبال صفآرایی دو فراکسیون موافق و مخالف رئیسجمهور در اجلاس اصفهان دفتر تحکیم، طی روزهای اخیر توسط روزنامه انگلیسی «گاردین» و رادیو دولتی لندن مطرح شده است.
رادیو انگلیس شب سهشنبه در خبری مجعول و القایی و در راستای پروژه «عبور از خاتمی» و در مصاحبه با «علی افشاری»، (عضو مرکزیت دفتر تحکیم) گفت: دانشجویان اصلاحطلب در نظر دارند با ایجاد نهاد تازهای به روند کند اصلاحات اعتراض کرده و جنبش نافرمانی مدنی را تبلیغ کنند.(!؟) همان چیزی که در یوگسلاوی تجربه شد.
این در حالی بود که روزنامه انگلیسی گاردین نیز در شماره سهشنبه خود به نقل از منابعی که اسامی آنها را فاش نکرد، تصریح نمود: «برخی منابع دانشجویی در دفتر تحکیم، خاتمی را متهم به قصور و کوتاهی درباره اصلاحات در دوران ریاستجمهوری میکنند.»
این روزنامه در گزارشی از تهران و به قلم «جنیو عبدو» (خبرنگار مشترک چند رسانه انگلیسی و آمریکایی) با اشاره به اینکه «یک جناح دانشجویی در دفتر تحکیم عهد کردهاند برای ایجاد تغییرات دست به اقدام رادیکال بزنند»، خبر داد: «تعداد زیادی از طرفداران (سابق) خاتمی در دفتر تحکیم میخواهند از وی عبور کنند و یک سازمان جایگزینی را جهت دامن زدن به جنبش «نافرمانی مدنی» به وجود آورند.»
نشریه گاردین نوشت: نافرمانی مدنی، دربردارنده اعتصابها در دانشگاهها و بازارها، با هدف تقویت مواجهه با نیروهای امنیتی میباشد که گاهاً رئیسجمهور سعی کرده است جلوی آن را بگیرد.
طی چند ماه اخیر، گروهکهای ملیگرا، شاخه افراطی دفتر تحکیم وحدت و نهضت آزادی خواستار اجرای پروژه «عبور از خاتمی» و اجرای تاکتیک «مقاومت مدنی» برای برونرفت از بنبست حاصله در اجرای استراتژی براندازی خاموش شده بودند.
احیای دوباره طرح ایجاد آشوب در ایران اسلامی در حالی است که پیش از این، گروهکهای ضدانقلاب خارج کشور با طراحی آشکار سازمان سیا و پوشش تبلیغاتی رسانههای بیگانه، حوادث تیرماه 78 تهران را به وجود آوردند و در آن طیفهای متفاوت گروهک افراطی طبرزدی و برخی گروهکهای ملیگرا نقشآفرینی کردند. وزارت اطلاعات هم در اطلاعیهای با اشاره به سفر «منوچهر محمدی و مهاجرینژاد» به اروپا و آمریکا و ارتباط آنها با برخی عناصر و گروهکهای ضدانقلاب، خبر داده بود که این دو نفر طی اقامت چهار ماهه در کشورهای مذکور نشستهای متعدد خصوصی و محفلی با ضدانقلاب و... داشتهاند و در این مدت سیاستها و خطمشی جدیدی را برای استمرار فعالیتهایشان دریافت میکردهاند.
وزارت اطلاعات تصریح کرده بود که گروه محمدی و مهاجرینژاد (وابسته به گروهک طبرزدی) از خارج کشور پشتیبانی و هدایت میشدهاند و به طور مستمر به شماره حسابهای شخصی آنها پول واریز میشده است. در اینباره، «رامین احمدی» و «احمد مدنی» از عناصر ملیگرا و سلطنتطلب، کمک سیاسی و رهنمود به این دو را پذیرفتند. محافل مشکوک اکنون «مهاجری نژاد» و «روزبه فراهانیپور» (از متهمین اصلی حوادث تیرماه 78) را به آمریکا فراری دادهاند. مقامات بلندپایه آمریکا نیز تابستان امسال خبر داده بودند که به دنبال ایجاد آشوب در کشور (در سال 79) هستند.
پشت پرده پروژه «نافرمانی مدنی» در ایران
استراتژی «براندازی خاموش» که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی و گروهکهای ضدانقلاب از آن به عنوان «استراتژی بزرگ برای آزادی ایران» نام میبرند از اوایل دهه 70 هجری شمسی طراحی شد؛ وقتی که همه طرحهای نظامی آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی شکست خورده بود.
استراتژی «براندازی خاموش» ناظر بر یک مبارزه تمامعیار سیاسی ـ فرهنگی علیه جمهوری اسلامی است که «نفوذ» و «استحاله از درون» ساختار حکومتی ولایت فقیه در ایران از جمله تاکتیکهای آن است که طی 10 سال اخیر با روشها و ابزارهای ویژهای به اجرا درآمده است.
«منوچهر گنجی» از عناصر شناخته شده سیا و همکار سازمانهای اطلاعاتی غرب و رژیم صهیونیستی نیز همزمان با اجرای «استراتژی بزرگ» (براندازی خاموش) فاز مبارزه تیم خود علیه جمهوری اسلامی را تغییر داد و با تعطیلی «سازمان درفش کاویانی» در فرانسه به آمریکا رفت و در خدمت «ستاد سیا در امور ایران» قرار گرفت و به تبیین و ترسیم تاکتیکهای متنوع عملیاتی استراتژی بزرگ برای آزادی ایران پرداخت که انتشار «استراتژی مبارزه مردمی» و طراحی پروژه «نافرمانی مدنی و شجاعت سیاسی» از آن جمله است.
روزنامه کیهان برای آگاهیبخشی به افکار عمومی درباره پیچیدهترین تحرکات دشمن علیه ملت ایران و برای خنثیسازی سناریوهای آنان به انتشار بخشهایی از پروژه «نافرمانی مدنی» سازمان سیا و وابستگیهای «منوچهر گنجی» میپردازد.
نافرمانی مدنی چیست؟
منوچهر گنجی، دبیر کل سازمان منحل شده درفش کاویانی، در 28 مهرماه 76 در شماره 434 نشریه ضدانقلابی «نیمروز» (چاپ خارج کشور) بخش اجرایی «استراتژی بزرگ برای آزادی ایران» (استراتژی براندازی خاموش) را زیر عنوان «نافرمانی مدنی (مسالمتآمیز) و شجاعت سیاسی» تشریح کرد و با قرار دادن یک زیرساخت غیرواقعی برای تبیین استراتژی خود در مقدمه آن نوشت: جمهوری اسلامی اصلاحپذیر نیست.
وابسته نمودن نظام سیاسی ایران به دین و اصل ولایت فقیه ناقض آزادی، حقوق بشر، مردمسالاری، اصل مسئولیت دولت در مقابل مردم و شرکت آزاد و برابر مردم در تحقق حاکمیت ملی است. برای رسیدن به آزادی، رفاه، ترقی و تعالی ایران، نظام جمهوری اسلامی را باید برچید.(!؟)
منوچهر گنجی با اظهار این نکته که «مشارکت گروهها و سازمانها با گرایشهای مختلف در استراتژی بزرگ به این معنی نیست که آنها همدیگر را تأیید کنند» تأکید میکند: «امروز نافرمانبرداری مدنی و جسارت سیاسی باید پایه و اساس مبارزات... علیه جمهوری اسلامی را تشکیل دهد. ابزار کار ما (سازمان درفش کاویانی، گرهکهای ضدانقلاب و سازمان سیا) برانگیختن موج مخالفتها، انواع عدم همکاریها و مداخله در به مبارزه طلبیدن رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه است.»
عضو شناخته شده سازمان سیا در ادامه تشریح پروژه «نافرمانی مدنی» مینویسد: تشدید مستمر نارضایی عمومی باید بخش عمده فعالیتهای مبارزان (براندازان) را تشکیل دهد. این کار را باید به نحوی انجام دهیم که مردم از همکاری با رژیم، در خود احساس شرم کنند... باید دامنه عدم همکاری و عدم فرمانبرداری از رژیم را هر روز در سراسر کشور گستردهتر کنیم تا... [اجرای این پروژه] اشتباه در قضاوت و دست زدن به عملیات غلط اجرایی از جانب رژیم را افزایش میدهد و...
نشریه ضدانقلابی «نیمروز» در تشریح یکی از آخرین کارهای «براندازی خاموش» و به نقل از منوچهر گنجی میافزاید: نافرمانی مدنی از طریق استفاده از حربه روانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی... انجام میگیرد... این مبارزات شامل انواع اعتراضها، نافرمانبرداریها، عدم همکاریها، تحریمها، کمکاریها، اعتصابها و بکار گرفتن انواع دیگر موارد است. تجربیات ما نشان میدهد که انواع مختلف راهکارهای نافرمانی مدنی بالغ بر 200 مورد مختلف میشود که از عملیات اعتراضآمیز و قانعکننده شروع شده و به انواع عدم همکاریها، مداخلات... مانند تسخیر محل... با تحریم و دست زدن به اعتصاب غذا و اعتصابات عمومی و... ختم میشود.
منوچهر گنجی با عنوان اینکه بخشی از عملیات نافرمانی مدنی «زیرزمینی و با پنهانکاری» همراه است، به برخی اعمال زیرزمینی توسط عاملان اجرای پروژه «نافرمانی مدنی» اشاره میکند و در شماره 435 نیمروز مینویسد: تهیه و تکثیر و پخش تراکت، شبنامه، اعلامیه و... رخنه کردن در درون دستگاهها و سازمانهای حساس رژیم... و بسیج منابع مالی و ارتباط با مبارزان خارج کشور از جمله عملیات زیرزمینی در اجرای نافرمانی سیاسی است.
در بخش دیگر سناریوی براندازی سازمان سیا آمده است:
استراتژی بزرگ با هر دقتی هم که طرحریزی شده باشد به تنهایی قابل اجرا نیست و برای به مورد اجرا گذاردن آن باید به تهیه استراتژیهای خاص که راهنمای عملیات اساسی در جهت تحلیل بردن نیرو و توان رژیم ولایت فقیه است، پرداخت.
منوچهر گنجی در ادامه به تبیین نقش هستههای هدایتگر استراتژی بزرگ (براندازی خاموش) میپردازد و با اشاره به وصل بودن آنها به خارج کشور مینویسد: بررسی و ارزیابی عملکرد هر استراتژی، برنامه و عملیات مبارزاتی باید یکی از فعالیتهای مبارزان را تشکیل دهد.
گروه یا کمیتهای از افراد واجد صلاحیت در داخل و خارج کشور باید مسئولیت بررسی مداوم درجه موفقیت یا شکست در اجرای ابعاد گوناگون استراتژی بزرگ و ارزیابی عملکرد عملیات و استراتژیهای وابسته، تاکتیکها و متد و روشهای مبارزاتی را برعهده داشته باشند.
دبیر کل سازمان فروپاشیده درفش کاویانی میافزاید: آنان که مسئولیت برنامهریزی و اجرای عملیات تاکتیکی (نظیر مقاومت مدنی و سپس نافرمانی مدنی و...) را عهدهدار میشوند باید از مهارت لازم در بررسی و تشخیص اوضاع و احوال و انتخاب بهترین روشها برای مقابله با رژیم برخوردار باشند و آنان که آن را به اجرا میگذارند باید در کاربرد تکنیکها و روشهای خاص تبحر داشته باشند.
عضو شناخته شده سیا در نشریه ضدانقلابی «نیمروز» در تشریح ابعاد دیگر پروژه اجرای استراتژی براندازی خاموش مینویسد: در مبارزه با رژیم فاشیستی ولایت فقیه هدف استراتژی بزرگ تنها برکناری رژیم از صحنه حکومت نیست بلکه هدف همچنین جایگزینی با یک رژیم دمکراتیک کثرتگرا... است. از این رو در تهیه و تنظیم استراتژی بزرگ ما باید همچنین نقش مبارزات داخل، ایرانیان خارج کشور و فشارهای بینالمللی را در جهت از همپاشی رژیم ولایت فقیه مورد بررسی دقیق قرار داده و مشخص کنیم و...
در بخشهای دیگر پروژه ضدانقلابی «نافرمانی مدنی» به شگرد فریبکارانهای اشاره شده و آمده است: از لحاظ تاکتیکی در موارد خاصی که برای برنامهریزان استراتژی مبارزه (براندازی) روشن است که رژیم عنقریب دست به اعمال جنایتکارانه علیه مردم خواهد زد، ضروری است که این مطلب هر چه زودتر به طرق گوناگون به اطلاع مردم برسد.(!)
عضو سازمان سیا در ادامه به مجریان پروژه «نافرمانی مدنی» رهنمود میدهد: بر برنامهریزان عملیات نافرمانبرداری و جسارت سیاسی و عدم تمکین است که دقیقاً و مرحله به مرحله مشخص کنند که این عملیات در ابتدا و سپس در انتها باید دارای چه شکل و ابعادی باشند. و دستورالعملها، راهنماییها و امکانات لازم برای اجرای هر یک از ابعاد آن را فراهم سازند.
منوچهر گنجی سپس با رهنمود به طیف برانداز برای «برقراری ارتباطات علنی و غیرعلنی با گروههای وابسته به منابع قدرت ولایت فقیه از جمله پاسداران، بسیج و نیروهای مسلح» همسو با اهداف سیاسی آمریکا میافزاید: هر آنچه مخالفان رژیم بتوانند منابع مالی کشور را از دسترسی رژیم خارج سازند رژیم را در تنگنا گذاشته، از قدرت و توان آن کاستهاند. اخلال در نظام مالیاتی و کمکاری به خصوص در صنایع نفت، گاز و... محدود کردن وام و اعتبار خارج و تحریمهای اقتصادی و مالی علیه رژیم در این زمینه اثرات فراوان دارند.
عضو سازمان سیا در تشریح بخشهای دیگر پروژه اجرایی «براندازی خاموش» به تاکتیکهای براندازی نظیر «مقاومت مدنی» اشاره میکند و مینویسد: اکثراً برای اینکه مقاومتهای موضعی پراکنده به مرحله نافرمانبرداری سیاسی عمومی منتهی شود، زمان لازم است. این همان دورانی است که برای ایجاد، سازماندهی و گسترش توان مقاومت و توسعه نافرمانبرداری به سراسر کشور ضروری است.
منوچهر گنجی در پایان به تعدادی از راههای اجرای پروژه «نافرمانبرداری» اشاره میکند که در برخی موارد آن آمده است:
- صدور اعلامیه یا اطلاعیه مطبوعاتی و...
- نامهنویسی به مراجع ملی و بینالمللی
- تنظیم ادعانامه و کیفرخواست و ارسال آن به مراجع مختلف داخلی و خارجی
- برقراری ارتباط با گروه بیشتری از افراد و سازمانهای (ضدانقلاب وابسته به غرب) داخل و خارج کشور.
- خواندن سرود «ای ایران...» در ابتدای جلسات و...
- تصمیم به حفظ سکوت محض در مراسم برپا شده در زمانی که از مردم خواسته شود صلوات بفرستند و...
- خودداری از مراعات حجاب
- کراوات زدن
- تحریم تاجر، بقال یا کارخانهدار طرفدار رژیم از طریق نخریدن جنس از او و کالای تولیدی او
- شرکت نکردن در مراسم عزاداری و نمازهای جمعه
- ترتیب اعتصاب غذا میان زندانیان سیاسی
- تحریم روزنامههای طرفدار رژیم و برنامههای خاص رادیو و تلویزیون
- خودداری از پرداخت مالیات
- خارج کردن پساندازهای خود از بانکها و تبدیل آن به شکل ارز خارجی
- جلوگیری از سرمایهگذاری خارجی در کشور و...
منوچهر گنجی کیست؟
منوچهر گنجی در سال 1310 در تهران به دنیا آمد. جدش از یهودیان مقیم بغداد بوده است. (ح.م.زاوش، دولتمردان ایران در عصر مشروطیت، چاپ اول 1370).
گنجی از همان ابتدای دوران دانشجویی در آمریکا به دام «ساواک» افتاد و به اشاره این سازمان به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور نفوذ کرد و به عنوان «مامور نفوذی» کلیه اطلاعات درباره برنامهها و کارگزاران و سرکردگان و اعضای این تشکیلات را در اختیار ساواک شاه گذاشت. (مسعود انصاری، احمد علی، پس از سقوط، ص 266).
گنجی پس از جدایی از باند اشرف پهلوی، در دهه50 به باند هویدا و فرح رو میآورد و در سال 1353 مسئولیت مشاورت هویدای معدوم در امور حقوق بشر سازمان ملل را برعهده میگیرد.
منوچهر گنجی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از کشور متواری شد و به آمریکا گریخت. او پس از ورشکستگی مالی در تجارتی که با یک بازرگان هندی به هم ریخته بود، توسط سازمان سیا به جبهۀ نجات «علی امینی» (نخستوزیر دوران شاه) در فرانسه فرستاده میشود و در پی بروز اختلافات درون گروهی از جبهۀ نجات هم انشعاب کرده و در سال 1365 با حمایتهای مالی سازمان سیا، گروه درفش کاویانی را راهاندازی کرده و آن را رهبری میکند.
«احمدعلی مسعودانصاری» (نزدیک به منوچهر گنجی) در صفحات 266 و 269 کتاب «پس از سقوط» مینویسد: «... با گذشت زمان و آزمودن اطلاعات داده شده از سوی جبهۀ نجات، آمریکائیان متوجه شدند که علی امینی و یارانش از گود بیرون هستند و اطلاعاتشان غلط، دست دوم و بیارزش است... و ماهی 180 هزار دلار پولی که سازمان سیا به آنها میدهد حیف و میل میشود؛ لذا در صدد اصلاح کار برآمدند و به جستجوی فردی که مناسب جانشینی علی امینی باشد، در میان سلطنتطلبان برخاستند تا آنکه «گنجی» را که از دیرباز با آنها سر و سری داشت، برگزیدند.»
در اینباره، حتی «شجاعالدین شفا» معاون وزیر دربار شاه و از سرشناسترین عناصر وابسته به طیف سلطنتطلب ضدانقلاب آمریکا، منوچهر گنجی را «مورد اعتماد و امین» سازمان سیا مینامد. منوچهر گنجی را یک صهیونیست آمریکایی به نام «کنت تیمرمن» برای سرپرستی ادارۀ تشکیلات جبهۀ نجات ایران به سازمان سیا پیشنهاد کرد. (نیمروز، شماره340).
«تیرمن» از سرکردگان امور جاسوسی آمریکا و از کارشناسان مسایل ایران در سیا میباشد و تمام فعالیتهای گروههای ضدانقلابی ایران را زیرنظر دارد. تیمرمن در حوزه عمل خود دارای یک نشریه اختصاصی (ایران بریف) و یک خبرگزاری (ایران فکس) است و تمام سرکردگان ضدانقلابی و افرادی نظیر تیمسار مدنی، علی امینی، منوچهر گنجی و رضا مظلومان را به سازمان سیا مرتبط ساخته و برای تداوم فعالیتهای ضدانقلابیشان بودجه و اعتبار و کمک مالی ماهانه گرفته است.
گنجی در ادامه کار خود در رادیو درفش کاویانی را از شهر قاهره (مصر) با روزانه 6 ساعت برنامه برای داخل ایران پخش کرد. نشریه ضدانقلابی «نیمروز» در 24 شهریور 74 در اینباره نوشت: «...این رادیو به ابتکار «ویلیام کیسی»، رئیس وقت سازمان سیا، شروع به کار کرد تا وسیله کسب اطلاعات محرمانه توسط جبهه نجات از داخل ایران برای سیا قرار گیرد.»
این نشریه ضدانقلابی و «باب وود» روزنامهنگار معروف آمریکایی (فاشکننده ماجرای واتر گیت) مشترکاً افشا کردند که منوچهر گنجی رادیو را از محل بودجه محرمانه سازمان سیا میگرداند که رقم آن 300 تا 350 هزار دلار در ماه است. (ایرانزمین، شماره 71، 15/8/74 و نیمروز، شماره 330، 10/6/74) گروه درفش کاویانی به رهبری منوچهر گنجی با احزاب و گروههای خارجی در کشورهای غربی ارتباط تنگاتنگی داشته که از جمله آنها میتوان به حزب دمکرات آمریکا، حزب سبزهای آلمان، حزب سوسیالیست در فرانسه و جناحی از حزب کارگر در انگلیس اشاره کرد.
گنجی از اوایل سال 71 در پیامهای خود ضرورت ائتلاف گروهها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی را تبلیغ میکرد و در کشورهایی که فعالیت داشت، سعی میکرد از امکانات سرویسهای اطلاعاتی این کشورها نظیر فرانسه، آلمان، ترکیه و... جهت کنترل نیروها و ارتباطات آنها و همچنین ارزیابی اخبار و اطلاعات واصله بهرهبرداری لازم را داشته باشد و در همین راستا، ارتباط مستمر گنجی با سازمان اطلاعات آمریکا (سیا)، انگلیس (اینتلیجنت سرویس) و اسرائیل (موساد) جهت دریافت پیشنهادات و نظرات، تشکیل ستاد مشترک و دریافت کمکهای مالی را میتوان نام برد.
از جمله آخرین فعالیتهای منوچهر گنجی میتوان به حضور وی در دادگاه میکونوس اشاره کرد. بالاخره با تغییر فاز استراتژی براندازی از سوی دشمنان انقلاب اسلامی، منوچهر گنجی هم از سال 71 ضمن اعلام تغییر نام «سازمان درفش کاویانی» به «سازمان دفاع از حقوق بشر و آزادی برای ایران» به توجیه دیدگاههای خود پرداخت. رادیوی او در سال 74 هم رسماً انحلال سازمان درفش کاویانی را اعلام کرد.
منوچهر گنجی در سال 76 با ارزیابی غلط از اوضاع داخلی ایران و ناهمخوان خواندن فرهنگ و سیاست با نظام و انقلاب اسلامی، به تحلیل انتخابات 2 خرداد 76 پرداخت و آن را نشانه پیروزی مخالفین و ضدانقلاب و شکست جمهوری اسلامی ایران قلمداد نمود و پس از یک سلسله ملاقات با مأموران اطلاعاتی سازمان سیا و موساد، اقدام به انتشار جزوهای با نام «استراتژی مبارزه مردمی» و در ادامه پروژه اجرایی «استراتژی بزرگ» کرد و در آن جزوه، نفوذ در محافل و مراکز داخل کشور را از مهمترین وظایف روشنفکران (وابسته) قلمداد کرد و از نافرمانی سیاسی به عنوان راهکاری ویژه برای طیف برانداز یاد نمود.
منوچهر گنجی از اوایل سال 73 با مطرح کردن «جامعه مدنی» غربی، اشتیاق خود را به آن نشان داد و همسو با «استراتژی بزرگ» (براندازی خاموش) در کیهان سلطنتطلب، (چاپ لندن، شماره 506، 29/2/73) نوشت: «در حال حاضر بزرگترین مانع در مقابل ایجاد جامعه مدنی، هیأت حاکمۀ کنونی ایران است... بنابراین هدف اساسی در فعالیتهای سیاسی ما باید حذف «ولایت فقیه» باشد.»