هدایتالله متیندفتری در تیرماه 1312 شمسی، در تهران در یک خانواده فوقالعاده ثروتمند و مرتبط با دربار به دنیا آمد. پدرش احمد متیندفتری، برادرزاده دکتر مصدق و از رجال و شخصیتهای مورد توجه و از وزیران و نخستوزیران رضاخان، و مادرش دختر دکتر محمد مصدق بود.(1) نسب او هم از جانب پدر و هم از جانب مادر به میرزا هدایتالله خان وزیر دفتر، دولتمرد معروف دوره ناصرالدینشاه قاجار میرسد و خاندان او یکی از سرشناسترین خاندانهای «حکومتگر» و یکی از اعضای «الیگارشی» ایران ـ حداقل از 150 سال به این سو بودهاند.
سوابق پدر متیندفتری
احمد متیندفتری، ملقب به «اعتضادلشکر ـ متینالدوله»، فرزند میرزا محمودخان «عینالممالک»، (پسر میرزا حسن وزیر دفتر، فرزند میرزا هدایتالله وزیر دفتر آشتیانی) یکی از رجال و شخصیتهای «گوش به فرمان» دوره رضاخان بود. وی در بهمنماه 1257 شمسی در تهران به دنیا آمد.(2) تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه «آلمانیهای تهران» گذراند و پس از آن به مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی رفت. او از اوایل جوانی و قبل از اتمام تحصیلات، لقب «اعتضاد لشکر» گرفت و به صورت موروثی عهدهدار امور «لشکرنویسی» فوجهای مختلف دماوند، فیروزکوه، سیستان و تبریز شد، و مدتی هم به عنوان «منشی» در سفارت آلمان به کار پرداخت.
متیندفتری پس از اتمام «مدرسه عالی حقوق» عازم اروپا شد و در دانشگاه شهر «لوزان» سوئیس به تکمیل تحصیلات عالیه خود پرداخت و سرانجام موفق به دریافت درجه «دکترا» از این دانشگاه گردید. او در سال 1306 شمسی به تهران بازگشت و از سوی میرزا علیاکبر داور ـ که مأموریت سازماندهی وزارت دادگستری به شیوه جدید را داشت ـ دعوت به کار شد و به عنوان «مستشار استیناف» تهران فعالیت فضایی را آغاز کرد. وی در دادگستری مراحل مختلف اداری را پشت سر گذاشت و مراحل پیشرفت را به سرعت پیمود و پس از فعالیت در پستهای مختلف به مقام مدیر کل و در اواخر 1311 شمسی به کفالت وزارت دادگستری رسید.(3)
متیندفتری از ابتدای تأسیس دانشگاه تهران در شمار همکاران این نهاد قرار گرفت و به عنوان «استاد» در دانشکده حقوق تدریس میکرد. او در کابینه محمود جم از تاریخ ششم مهرماه 1315 تا سوم آبان 1318، مقام وزیر دادگستری را بر عهده داشت و پس از سقوط کابینه «محمود جم» در تاریخ سوم آبان 1318 به مقام نخستوزیری رسید و تا تاریخ سوم تیرماه 1319 عهدهدار این سمت بود.(4)
احمد متیندفتری گوش به فرمانترین شخصیت و نخستوزیر روزگار رضاخن بود که در اجرای دستورات این دیکتاتور، سر از پا نمیشناخت و لحظهای تأخیر و تردید روا نمیداشت. این نکتهای است که اکثر مورخین و کسانی که دوران دیکتاتوری رضاخان و ایام نخستوزیری احمد متیندفتری را درک کردهاند، به آن اشاره نمودهاند. مهندس حسین ملکی (ح.م.زاوش) مورخ نامی، در مورد احمد متیندفتری مینویسد:
«وی در مقام وزیر عدلیه کابینه دوم «جم» از مهرماه 1316 تا مهرماه 1318 به مدت دو سال، مسئولیت بسیاری از جنایاتی را که در فاصله دو سال دوران وزارت وی روی داده، بر عهده دارد...»(5)
مرحوم ملکی به برخی از جنایاتی که در دوران وزارت دادگستری و نخستوزیری احمد متیندفتری وزیر نظر و با اشراف وی به وقوع پیوست اشاره کرده و قسمتی از این جنایات را به این صورت دستهبندی میکند:
«...1- قتل مجاهد شهید سیدحسن مدرس، غروب روز 27 رمضان (دهم آذرماه 1316 خورشیدی) در منزل رئیس شهربانی ترشیز (کاشمر کنونی)؛
2- قتل اسماعیل دیبا، نماینده مجلس در اول اردیبهشت ماه 1316 خورشیدی در زندان شهربانی ملایر؛
3- قتل فیروز میرزا (نصرتالدوله) در 20 دیماه 1316 خورشیدی در زندان شهربانی سمنان؛
4- قتل محمد فرخییزدی، شاعر و نویسنده مبارز در 24 مهرماه 1318 در بهداری زندان؛
5- قتل ارباب کیخسرو شاهرخ که به وسیله پزشک احمدی مسموم گردیده بود؛
6- قتل دکتر تقیارانی، در 14 بهمن 1318 خورشیدی در زندان انفرادی.
باید توجه داشت که اولا قتل دکتر تقیارانی به رغم سایر قتلها در زمان نخستوزیری دکتر متیندفتری روی داده و از این حیث، مسئولیت مستقیمی در وقوع جنایت به عهده دولت است ثانیاً افراد بسیاری علیه سیستم حکومتی رضاخان به مبارزه برخاسته و در سیاهچالهای رژیم زندانی بودهاند، که در ایام وزارت و صدارت وی به دست دژخیمان به قتل رسیدهاند، که نام و نشانی از آنان در صفحات تاریخ ثبت نگردیده است. ثالثاً دکتر متیندفتری از سال 1306 تا احراز مقام وزارت در کادر قضایی مشاغل حساس و عالی نظیر مدیر کلی و معاونت وزیر را بر عهده داشت و از زیر و بم همه بیعدالتیها و ستمگریها آگاه بوده است...»(6)
مهندس ملکی با توجه به پیوندهای آشکار و پنهانی که دکتر متیندفتری با لژهای فراماسونری و محافل و زیرمجموعههای آن داشت، اضافه میکند:
«... با وجود چنین کارنامه سیاهی که از خدمات دولتی دکتر احمد متیندفتری ثبت تاریخ گردیده، بسیاری از مورخان ماسونی، چهره این برادر «ماسونیک» را به زیور «آزادگی» و «بشردوستی» آراسته و با تمسک به قرابت فامیلی با دکتر مصدق... از او انسان «وارسته» و «پاکدامنی» ساختهاند. در حالی که نسل سالمند تهران به یاد دارند که در آغاز فعالیتهای انتخاباتی دوره چهاردهم که دکتر متیندفتری خود را از تهران کاندیدا کرده بود، دانشجویان دانشگاه تهران چه تظاهراتی در خیابانهای تهران علیه او راه انداخته و... وی را از اعمال دیکتاتوری رضاخان معرفی کرده و شعارهایی چون «شریک جرم قاتلان مبارزان ایران» «ستایشگر رژیم دیکتاتوری»... علیه وی سر میدادند. که همین تظاهرات سبب شکست وی در انتخابات دوره چهاردهم گردید...»(7)
احمد متیندفتری همزمان با فعالیت در مشاغل اصلی، مشاغل فرعی دیگری همچون ریاست دبیرخانه جامعه ملل در ایران، رئیس جمعیت طرفداران ملل متحد، نماینده سازمان بینالمللی حقوق بشر در ایران، عضو فرهنگستان ایران، عضو دائمی دیوان بینالمللی لاه..، رئیس شورایعالی بینالمجالس و چندین شغل و عنوان جنبی دیگر را بر عهده داشت.(8)
وی در انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی از حوزه مشکین شهر کاندیدا شد و از رهگذر تقلب و اعمال قدرت و فشار دربار به عنوان نماینده این حوزه به مجلس راه یافت و در دوره اول مجلس سنا به عنوان نماینده انتخابی و در دورههای دوم و سوم و چهارم و پنجم به عنوان سناتور انتصابی به مجلس سنا رفت.(9)
احمد متین دفتری از رجال طرفدار بیگانگان بود. وی مستقیماً در لژهای فراماسونری عضویت نداشت، اما در «جمعیت تسلیع اخلاقی»(10) و «جمعیت برادری جهانی»(11) که هر دو از زیرمجموعههای جناح آمریکایی فراماسونری بودند ـ عضویت داشت.(12)