پرفسور حمید مولانا
بخاطر دارم همزمان با برگزاری جشنواره دوم مطبوعات در اردیبهشت 1374 در تهران، به دعوت مؤسسه اطلاعات از آن روزنامه دیدن کرده و در جلسه اعضای هیئت تحریریه شرکت کردم. در آن جلسه حجتالاسلام دعائی مدیر مسئول روزنامه اطلاعات هنگام معرفی اینجانب فرمودند: «آقای پرفسور مولانا مرغی هستند که تخم طلائیشان را در کیهان میکنند و قدقدشان را در اطلاعات.» امروز بیش از هشت سال از عمر ستون «چشمانداز» در روزنامه کیهان میگذرد. در این شماره کوشش شده است به یک سؤال اصلی که در این سالها از من شده است پاسخ بدهم: چرا برای کیهان مینویسی؟
مقالات هفتگی من تحت ستون «چشمانداز» به دعوت مدیریت کیهان در بهار 1371 (1992 میلادی) در آن روزنامه آغاز شد و از آن زمان هر هفته در روزهای پنجشنبه تا امروز بدون وقفه منتشر شده است. تا آنجا که اطلاع دارم این ستون باید تنها ستون مقاله ویژه در تاریخ مطبوعات ایران باشد که برای چنین مدت طولانی بطور مرتب در یک صفحه و جایگاه بخصوص و توسط یک فرد ادامه داشته است. از زمان انقلاب مشروطه و از موقعی که اندیشمندانی مانند مرحوم علیاکبر دهخدا ستون «چرند و پرند» خود را در روزنامه صوراسرافیل شروع کردند، تا طلوع انقلاب اسلامی، کوشش و کار نویسندگان و مؤلفان ایرانی همیشه فدای نوسانات سیاسی، بیثباتی نظام و سانسور و خفقان حکومتهای وقت رژیمهای قاجار و پهلوی بوده است. ستون «چشمانداز» کیهان با تاریخ نسبتاً طولانی خود، نمودار ثبات نظام جمهوری اسلامی ایران و نوع روشنگری و استقلال و آزادی فکری است که پس از انقلاب در چارچوب مطبوعات اسلامی و در خدمت یک الگوی رسانهای اسلامی به وجود آمده است.
اطلاعرسانی مستقل از غرب و شرق توسط مطبوعات در دهههای قبل از انقلاب اسلامی در ایران وجود نداشت و اگر هم در این مورد در اوائل مشروطه کوششی به عمل آمد، تماماً در نطفه خفه شد. مطبوعات قبل از انقلاب اجیر غربزدگان لیبرال، سوسیالیست، کمونیست و مرعوب تمدن اروپا و آمریکا بود. آنچه ابتکاری مستقل و اسلامی بود از طریق رسانههای سنتی به گوش مردم میرسید. انقلاب اسلامی ایران بدون تکیه بر احزاب سیاسی و بدون تکیه بر اندیشهها و ایدئولوژی غیر اسلامی پیروز شد. در روزهای انقلاب اصلاً مطبوعاتی وجود نداشت، همه تعطیل، برخی فراری، و یا در اعتصاب بودند. انقلاب اسلامی ایران انقلاب کلامی به معنای اسلامیاش بود و مدلولات علمی و فلسفهای و ایدئولوژیک آن فقط در این چارچوب قابل درک است.
در دوران بیست ساله قبل از انقلاب اسلامی حتی یک مقاله و یک سطر مطلب از این حقیر در مطبوعات ایران بچاپ نرسید گرچه اولین فارغالتحصیل خارجی دکترای علوم ارتباطات از دانشگاههای آمریکا بودم. خفقان و استبداد مرا در عهد شباب پس از یک اقامت چند ماهه در ایران مجدداً مجبور به بازگشت به آمریکا کرد. تنها در سال 1358 بود که بالاخره پس از شانزده سال تأخیر جلد اول تاریخ روزنامهنگاری و مطبوعات من تحت عنوان «سیر ارتباطات اجتماعی» در تهران منتشر شد. اینجانب انگیزه نگارش ستون ویژه برای کیهان، سخنرانی و مصاحبه در ایران، شرکت در کنفرانسها، نشستها و جشنوارههای برگزار شده در ایران را از برکات انقلاب اسلامی میدانم. و دقیقاً در اینجاست که باید دلایلی را که مبنای مقالههای من در ستون «چشمانداز» بوده است خلاصه کرد:
(1) کیهان بعنوان یک روزنامه وزین، قدیمی و پرتیراژ به آرمانهای انقلابی و ارزشهای اسلامی و تفکرات امامخمینی(ره) اعتقاد داشته، بدانها وفادار بوده، از آنها دفاع کرده و در طریق امت بزرگ جهانی اطلاعرسانی میکند. از این جهت کیهان یک نهاد ملی، یک رسانه اسلامی، و یک سنگر و پایگاه مهم برای حفظ و رشد نظام در مبارزه با امپریالیسم یا آنچه که بعنوان جامعتر ما آن را استکبار جهانی مینامیم، است. بهمین جهت فراسوی همه جناحهای سیاسی و احزاب مختلف میباشد و این نوع اصولگرائی یا بنیادگرائی که معتقد به اصول و دین مبین اسلام است خط استقلال، آزادی، عدالت، برابری و شرافت بوده و بالطبع جایگاه علم و دانش و دور از تعصبات سیاسی و اقتصادی خواهد بود.
(2) من نوشتن مقاله برای کیهان و سایر رسانهها و مطبوعات را عبادت میدانم نه اقتدارگرائی، بازاریابی، سوداگری سیاسی و اقتصادی. این توصیهای بود که امامخمینی(ره) بارها به دانشمندان، استادان، روزنامهنگاران، تحلیلگران و مفسران فرمودند. این توصیه ایشان از پاریس تا روزهای آخر عمرشان در ایران همیشه مرا تحت تأثیر قرار داده است. ذکر فرمایشات ایشان در اینجا لازم بنظر میرسد: «باید اتکال به خدا باشد و خدمت برای خدا، خدمتی که در هر جا آنجا شد عبادت باشد» (صفحه 140 صحیفهنور ـ جلد 19). «اشخاصی که قلم در دستشان است متوجه باشند که قلم آنها، زبان آنها در حضور خداست» (صفحه 36 صحیفهنور، جلد 20). «آقایان توجه میکنند که قلم آنها یک وقت قلمی نباشد که جمهوری اسلامی را تضعیف بکند» (صفحه 37، جلد 20). و...«این کسی که قلم دستش میگیرد باید توجه به این معنا بکند که مسأله، مسأله فرد نیست، مسأله اسلام است و نظام اسلامی و ما مکلفیم این نظام را حفظ کنیم» (صفحه 37، جلد 20 از صحیفهنور). کوتاه سخن اینکه انگیزه باید انگیزه الهی باشد.
(3) انقلاب اسلامی ایران فقط درباره «حال» نبود بلکه درباره آینده نیز بود؛ درباره نابودی طاغوت نبود بلکه همچنین درباره سازندگی و ساختار امت اسلامی بود و این موضوع یک نوع روشنگری و اطلاعرسانی ویژهای لازم دارد. مقالههای منتشر شده در ستون «چشمانداز» در راستای این اهداف بوده است. در عرض هشت سال گذشته بیش از چهارصد مقاله از من در این ستون چاپ شده است و صدها مقاله این ستون بزبانهای فرانسه، انگلیسی، عربی، اردو، ترکی و اسپانیائی در نقاط مختلف ترجمه و منتشر شده است. یکی از اهداف اصلی این مقالات این بوده است که با ارائه یک جهانبینی جدید و مستقل از شرق و غرب، خوانندگان را برای اطلاع و درک بهتر مسائل روز که در آینده پیش خواهد آمد، آماده کند. در وصول به این اهداف همیشه سعی شده است سادهنویسی مراعات شده ولی استدلال و استناد تاریخی و علمی محفوظ بماند. بمدت بیش از چهل سال رشتههای ارتباطات، علوم بینالملل، سیاست و اقتصاد موضوعات تدریس و پژوهش من در آمریکا و نقاط دیگر دنیا بوده است. بنابراین نوشتن و سخنرانی در موضوعاتی مانند مدرنیته و نوگرائی، جهانیسازی، تهاجمفرهنگی، تکنولوژی و ایدئولوژی، دموکراسی غرب و مردمسالاری اسلامی، انقلاب اسلامی، جامعه مدنی، گفتوگوی تمدنها و تمدن گفتوگوها، اصلاحات، سیاست خارجی آمریکا و کالبدشناسی اطلاعات و ارتباطات که همه در این سالها در ستون «چشمانداز» منعکس شده، طبیعی و عادی است.
همه این مقالات به خط خودم و به زبان فارسی و بدون کمک از قلب امپراتوری آمریکا، یعنی واشنگتن، نوشته شده و بدون هیچگونه کنترل و تغییری در کیهان بچاپ رسیده است. علاوه بر این موضوعات این مقالات را در این هشت سال یک به یک خودم انتخاب کرده و بدون اطلاع و مشاوره قبلی به کیهان فرستادهام و تا امروز مقالهای نبوده است که از طرف کیهان رد شده باشد و یا درباره آن اظهار تردید کرده باشند. چنین آزادی بیان و نوشتن را من هرگز نمیتوانستم در هر رسانه یا روزنامهای در دنیا بعنوان یک استاد، یک پژوهشگر، یک نویسنده داشته باشم و از این جهت مرهون و سپاسگزار مؤسسه کیهان هستم. چندین دهه است که حرفه من تدریس و پژوهش در دانشگاههاست. بنابراین وقتی یک روز در هفته صرف نوشتن مقالاتی مثل «چشمانداز» میشود مهمترین سؤال برای من این است که در این وقت و فرصت محدود این مقالات برای چه نظامی، چه مملکتی، چه رسانهای و چه خوانندهای و برای چه منظوری نوشته شود.
من ترجیح دادهام منابعی را که در دست دارم، سفرهای متعدد علمی را که به نقاط مختلف دنیا میکنم، تجربههائی را که در غرب و ایران کسب کردهام در خدمت امتاسلامی بگذارم، بنابراین تمام ایران بویژه جوانان مخاطب و مورد توجه من هستند. باشد آن روزی که همه ما آنچه از خود داریم از دیگران (بویژه از مستکبرین و نادانان) طلب نکنیم.
من آنطوری که میخواهم مینویسم و نه آنطوری که به چشم و گوش دیگران خوشآیند باشد. انگیزه من اعتقادی، علمی، و روشنگری است. «الذی علم بالقلم. علم الانسان ما لم یعلم» آن خدائی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت و به آدم آنچه را نمیدانست به الهام خود تعلیم داد (سوره العلق، 4 و 5)