ملاحظه شد که نفوذیها در قالب دو جریان (باند مهدی هاشمی و لیبرالها و مخالفین نظام) ولی با یک هدف بیت آیتالله منتظری را در اختیار و احاطه خود قرار داده و توانستند بر کانالهای اطلاعاتی و خبری ایشان تأثیراتی را بگذارند به طوری که این تأثیرات در برخی از عملکردها و اظهارنظرهای ایشان (به خصوص در چند ماهه اخیر) خود را به وضوح نشان داد.
به همین دلیل هم حضرت امام در پاسخ نامه آیةالله منتظری ضمن اظهار علاقه شدید نسبت به ایشان برای بار دیگر هشدار میدهند:
«برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد به شما نصیحت میکنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمائید و از رفت و آمد مخالفین نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا میزنند جداً جلوگیری کنید. من این تذکر را در قضیه مهدی هاشمی هم به شما دادم.»1
البته این اولینبار نبود که حضرت امام به آیةالله منتظری هشدار میدادند. بلکه قبلاً بارها و بارها در پیامهای عمومی و خصوصی به ایشان این تذکر را دادهاند.
به طور کلی حضرت امام از ابتدا و حتی از قبل از انقلاب نظر خوبی نسبت به مهدی هاشمی و اعوان و انصار او نداشتند. این موضوع در متن کیفرخواست مهدی هاشمی نیز عنوان شده است.
توجه کنید:
«... حضرت امام، رهبر دوراندیش انقلاب در همان ایام با بینش عمیق سیاسی خود حقیقت مطلب را دریافته و افرادی را که، میخواستند در تحصنی که برای آزادی سیدمهدی هاشمی در کلیسای مری پاریس ترتیب یافته بود شرکت کنند نهی کرده و فرمودند: او یک قاتل است نه زندانی سیاسی.»2
براساس همین دید قبلی، بعد از انقلاب نیز حضرت امام این جریان خطرناک را زیر نظر داشته و به خصوص هنگامی که مجلس خبرگان تشکیل شد با توجه به احتمال قوی انتخاب آیةالله منتظری به قائممقامی رهبری، معظمله طی پیامی به مناسبت تشکیل مجلس خبرگان، به رهبر آینده در مورد نفوذ عناصر نفوذی در بیت ایشان تذکر دادند. توجه کنید:
«لازم است به رهبر محترم آتیه یا شورای رهبری تذکری برادرانه و مخلصانه بدهم... شما که خود را از پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیمالشأن میدانید و به حمدالله هستید خود را جز خدمتگزار به ملتهای ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایتپیشگان بیش از هرکس چشم طمع به شما دوختهاند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیت شما با چهرههای صد درصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه به بار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود، الله الله در تعجیل تصمیمگیری خصوصاً در امور مهم.»3
بنابر اظهارات برخی از یاران و نزدیکان امام، نگرانی ایشان در ارتباط با باند منحرف و توطئهگر مهدی هاشمی همچنان ادامه داشته است. آقای ریشهری وزیر اطلاعات طی مصاحبهای که بعد از دستگیری مهدی هاشمی انجام دادند، در این خصوص چنین اظهار داشتند:
«حضرت امام از انحرافات فکری و عملی این گروه برای آینده انقلاب احساس خطر میکرد و از سالها پیش هرکس در ارتباط با این موضوع با امام صحبت کرده و یا امام در این ارتباط با او صحبت کرده میبینیم که امام از انحرافات این گروه احساس خطر میکردند.
یادم هست که حدود دو سال قبل خدمت حضرت امام بودم و ایشان فرمودند: من از این چند مدرسهای که مهدی هاشمی با آن ارتباط دارد نگران هستم. (همان مدارس قم که در مصاحبه مهدی هاشمی آمده بود) به من فرمودند شما یک گزارشی در این ارتباط تهیه کنید و به من بدهید.»4
پس از آشکار شدن سرنخهایی از توطئههای مهدی هاشمی برای مسئولین اطلاعاتی و کسب تکلیف آنها از امام نیز حضرت امام قاطعانه دستور پیگیری و سپس دستگیری مهدی هاشمی را صادر و به طور دقیق آن را پیگیری فرمودند تا آنجا که مهدی هاشمی محکوم به اعدام شده و تعدادی از همکاران و همفکران او دستگیر شدند.
لیکن با توجه به وجود دنبالههای باند مهدی هاشمی به خصوص در بیت آیةالله منتظری بدیهی بود که هنوز خر مرتفع نشده و نگرانی حضرت امام هم به جای خود باقی بود به طوری که معظمله در چندین نوبت (خصوصی) به آیةالله منتظری تذکر دادند که بیت خود را از این افراد پاک نمایند ولیکن به دلیل حسنظن شدید آیةالله منتظری به آنها، متأسفانه به این تذکرات توجهی نشد.
امام در آخرین نامهشان به آیةالله منتظری هم بر این نکته تأکید دارند که «من این تذکر را در قضیه مهدی هاشمی هم به شما دادم.»
امام واقعاً امیدوار بودند که با این تذکرات، آیةالله منتظری نسبت به خطری که هم کل نظام و هم ایشان را تهدید میکرد، هوشیار شوند. به عنوان مثال بعد از دستگیری مهدی هاشمی حضرت امام طی حکمی به آقای ریشهری وزیر محترم اطلاعات دستور پیگیری جدی این موضوع را میدهند و ضمن تأکید بر پیگیری امر میفرمایند:
«این امر عبادتی است که دامان بزرگانی را از اتهامات پاک و توطئه منحرفان را خنثی میکند.»5
علیرغم همه تذکرات، اشکالات مرتفع نگردید. اخیراً حضرت امام به دنبال برخی از اظهار نظرات آیةالله منتظری ناشی از همان القائات عناصر نفوذی در بیت و خانواده ایشان بود، به طور جدی برای انقلاب و نظام به (خصوص در ارتباط با رهبری آینده) و نیز برای خود آیةالله منتظری احساس خطر نموده و تصمیم خود را که از قبل مورد نظر داشتند، اتّخاذ و اجرا نمودند. امّا نظراتی که آقای منتظری مطرح میکردند و مورد واکنش جدی حضرت امام قرار میگرفت حول چند محور ذیل بود:
1- زیر سئوال بردن دستاوردها و شعارهای اصیل انقلاب
2- زیر سئوال بردن پیروزیهای مردم در جنگ تحمیلی
3- اظهار دلسوزی برای لیبرالها و درخواست برای مشارکت آنها در مدیریت عمومی کشور.
خصوص در حول و حوش دههفجر منتشر گردید، از جمله سخنان آیةالله منتظری در دیدار عمومی دههفجر که در رسانههای داخل و خارج هم منعکس شد و نیز پاسخهای ایشان به سئوالات ستاد برگزاری دههفجر که در کتابچهای تحت عنوان یادواره فجر منتظر شد6، برخورد شدید حضرت امام را در دو پیام بسیار مهمشان – پیام به روحانیت و مراجع اسلام و پیام به مهاجرین جنگ تحمیلی – به دنبال داشت.
مطالب اظهار شده توسط آیةالله منتظری ضمن اینکه در بردارنده نکات مثبت و پیشنهادات سازندهای هم بود ولی انتقادات مخرب و مطالبی که اصل نظام و دستاوردهای آن و اصول انقلاب را زیر سئوال برده و مخدوش مینمود نیز در آنها به طور وسیع به چشم میخورد:
بخشهایی از سخنان ایشان در سخنرانیشان به مناسبت یومالله بیست و دو بهمن را در اینجا نقل مینماییم. این بخشها دربردارنده محوری است که قبلاً برشمردیم.
«در جنگی که به ما تحمیل کردند نیروی زیادی از دست رفت و بسیاری از جوانهایی که هرکدام دنیایی ارزش داشتند شهید شدند و شهرهایی ویران گشت. باید پیرامون آن به محاسبه بپردازیم تا دریابیم عملکرد ما نسبت به آن چه بوده است؟ آیا دشمنانی که جنگ را به ما تحمیل نمودند پیروز شدند؟ و اگر اشتباهاتی وجود داشته است باید توجه نمود تا دیگر به تکرار آن نپردازیم.»
«عنوان بخشی از شعارها که ما را منزوی نمود غلط بوده است و باعث شد که مردم دنیا نسبت به ما بدبین شوند. کارهایی که به انجام آن قادر نبودیم دنیا را از ما ترساند. وقتی به اشتباهی پی بردیم نباید با لجاجت همچنان بر آن پافشاری کنیم و باید به آن اعتراف نماییم.»
«جامعه و مسئولین باید بررسی کنند که از اول انقلاب چه داشته و اکنون چه داریم؟ اشتباهات را مشخص و جبران نمایند.
در این مدت افراد مطلع و صاحبنظر از طرق گوناگون منزوی شده و حتی با لجاجت با آنها برخورد شده. آن روزها متوجه نبودیم.7 امروز دیگر بیتوجهی به نصایح، خودمحوری، کنار زدن نیروهای خوب و منزوی کردن دلسوزان و فشار آوردن به آنها نباید وجود داشته باشد.»
«پر کردن زندانها دردی را دوا نمیکند و نباید کسی را به خاطر فکرش زندانی کرد. فکر غلط را نمیتوان زندانی کرد.»8
«اگر به اسلام و انقلاب و کشور علاقهمندید و میخواهید آن را حفظ نمایید باید نیروهایی که در بدو انقلاب باهم بودند (را) هماهنگ و خوشبین و منسجم نمایید.»9
«افراد منزوی را به کار دعوت کنید تا مدیریت کشور دچار تحول شود.»
جملات فوق محورهای اصلی نظراتی بود که آیةالله منتظری اخیراً عنوان مینمودند البته روشن بود که ایشان با حسننیت ولی عمدتاً تحت تأثیر همان جریانات نفوذی در بیت، این مطالب را اظهار مینمایند.
گفتیم بیان این مطالب آن هم از سوی قائممقام رهبری موجب شد تا حضرت امام در پیامهای خود به خصوص دو پیام مهمی که خطاب به علماء و مهاجرین جنگ تحمیلی صادر فرمودند با صراحت و وضوح بیشتری، این اشکالات را مورد عتاب قرار داده و با لحن شدیدتری به ایشان تذکرات لازم را بدهند (البته به طور غیرمستقیم).
نقل عبارات حضرت امام در دو پیام فوقالذکر موضوع را روشنتر خواهد نمود.
ایشان در پیام به علما و مراجع اسلام که در تاریخ 3/12/67 صادر فرمودند در این زمینهها اظهار داشتند:
«ممکن است هرکس در فضای ذهن و ایدههای خود نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقههای دیگران و مسئولین انتقادی داشته باشد ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرتها که همه مشکلات و نارسائیها از آن سرچشمه گرفته است به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسئولین گذاشته شود و از آن تفسیر انحصارطلبی گردد که این عمل کاملاً غیرمنصفانه و اعتبار مسئولین نظام را از بین میبرد و زمینه را برای ورود بیتفاوتها و بیدردها به صحنه انقلاب آماده میکند.»
در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینهها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینهای مغلوب و شکست خورده نیستیم حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات چیزی به دست نیاوردند.
«چه کوتهنظرند آنهایی که خیال میکنند چون ما، در جبهه به آرمان نهایی نرسیدهایم پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بیفایده است.»
«ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.» «نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیدهها به گونهای غلط عمل کنیم که حزبالله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی از مواضع اصلیش عدول میکند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمیشود؟»
«من به طلاب عزیز هشدار میدهم که... از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابینماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکردهاند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزیهای بیمورد و سادهاندیشیها سبب مراجعت آنان به پستهای کلیدی و سرنوشتساز نظام شود!»
حضرت امام ضمن اظهار اینکه روی کار آوردن لیبرالها در اول انقلاب اشتباه بوده و خود ایشان هم شخصاً تمایل به این کار نداشتند ولی به توصیه دوستان قبول نمودند، میفرمایند:
«الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمیکنند در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمیخوریم که آنان در کنار ما نیستن چرا که از اول هم نبودهاند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها میخوریم.
حضرت امام در مورد دلسوزیهایی که برای ایرانیانی که خانه و کاشانه خود را رها کرده و به خارج رفتهاند، میشود، میفرمایند:
«آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول که چرا مرگ بر آمریکا گفتید؟ چرا جنگ کردید؟ چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حکم خدا را جاری میکنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهاید؟ و صدها چرای دیگر.»
امام در ارتباط با ترحمها و دلسوزیهایی که برای منافقین و ضد انقلابیون شده است فرمودند:
«نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام به گونهای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سئوال بروند. من بعضی از این موارد را نه تنها به سود کشور نمیدانم که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند.
و بالاخره امام مواضع قاطع خود را در برابر این گونه اظهارنظرها چنین اعلام میفرمایند:
«من به آنهایی که دستشان به رادیو و تلویزیون و مطبوعات میرسد و چه بسا حرفهای دیگران را میزنند صریحاً اعلام میکنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد.
«تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین، اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند.
«تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد.»11
حضرت امام همچنین در پیام خود به مهاجرین جنگ تحمیلی که آن را میتوان «اتمام حجت» نامید، صریحاً اشکالات موجود را گوشزد نموده و تذکر میدهند و دوباره مسئله «نفوذیهای در بیوت» را مطرح میفرمایند به فرازهایی از این پیام اشاره مینماییم:
«آنان (شرق و غرب) در این ده سال از انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خوردهاند و تصمیم گرفتهاند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی(ص) است نابود کنند، اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچکدام از اینها نشد ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرالها و بیدینها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ میدهند12 که شاید به مقاصد شوم خود برسند و نفوذیها بارها اعلام کردهاند که حرف خود را از دهان سادهاندیشان موجه میزنند.»
«من بارها اعلام کردهام که با هیچکس در هر مرتبهای که باشد عقد اخوت نبستهام. چارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزبالله اصل خدشهناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم و بالاخره حضرت امام در پایان پیام بار دیگر نسبت به «نفوذ ایادی قاتل و منحرف در منازل» هشدار میدهند. ایشان ضمن اینکه از مسئولان بالای نظام میخواهند که کمربندها را در مقابل شرق و غرب محکم کنند میفرمایند:
«مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند.»13
نتیجه این بحث آنکه حضرت امام از سالها قبل نسبت به خطر جریانات نفوذی در بیت آیةالله منتظری به خصوص باند فاسد و منحرف مهدی هاشمی، احساس نگرانی کرده و بارها به طور کنایه و تصریح، علنی و خصوصی به ایشان تذکرات لازم را مبنی بر پاکسازی بیت خود از این عناصر منحرف و فاسد ارائه دادند ولی متأسفانه تذکرات امام و خیرخواهان به دلیل همان جوی که نفوذیها برای ایشان ساخته بودند، سودی نبخشید تا آنجا که حضرت امام با مشاهده برخی از اظهارنظرها و مواضع ایشان که با اصل نظام در تعارض بود و نیز با اطلاع از طرحهایی که نفوذیها برای ضربه زدن و انحراف نظام تدارک دیدهاند، بر خود تکلیف قطعی دیدند تا در همین شرایط و مقطع با این مسئله برخورد کنند.
تا از این رهگذر هم آینده نظام تضمین گردد و هم شخصیت آیةالله منتظری را حفظ نموده و از حصار نفوذیها نجات بخشند.
که منافقین سرهایشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند.
ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پروندههای همکاری آنان با آمریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع میکنند پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند از این حرکات دست برندارند مردم ما آنها را بدون هیچ گذشتی طرد خواهند کرد.»