بخش خبری: روحانیون عقیدتی سیاسی و مسئولین وزارت دفاع بهمراه سرهنگ جلالی وزیر دفاع عصر دیروز در آغاز یک «سمینار مشترک» با حجتالاسلام و المسلمین هاشمیرفسجانی دیدار کردند.
در این دیدار رئیس مجلس شورای اسلامی طی سخنانی گفت: شما خدمتگزاران بلاواسطه رزمندگان هستید، هم برادران عقیدتی سیاسی که برای کل نیروهای مسلح و ارتش تلاش میکنید در جهت پرورش روحی و از بین بردن رسوبات و بدآموزیهای گذشته و ایجاد شخصیتهای مستقل و اسلامی و تلاشگر و هم همه برادران زحمتکش که در وزارت دفاع برای تدارک رزمندگان و امکان تداوم دفاع بیش از پیش تلاش میکنند همه شما در مجموعه عملکرد نیروها مستقیماً در تقویت نیروهای دفاعی ما موثر هستید و همه دنیا قبول کردند که سرنوشت اسلام و انقلاب به این جنگ بستگی پیدا کرده و این جنگ مثل همه جنگهای دنیا دو طرف دارد، منتهی با یک حساسیت بیشتر، یک طرف قضیه این است که میخواستند ما را از پا در بیاورند ولی نتوانستند و نشد و طرف دیگر قضیه از پا در آوردن خصم ما بود که باید بشود مسئله دیگری هم این وسط مطرح است که استخوان لای زخم و حالت نه جنگ و نه صلح و آتش زیر خاکستر و ایجاد کانون چرکین در منطقه است خواست دشمن ما روزهای اول از پا در آوردن ما بود که وقتی دیدند نمیشود و هر روز وضع ما بهتر میشود سیاست خود را عوض کردند غربیها و شرقیها و ارتجاع منطقه و حزب بعث به این نتیجه رسیدند که جنگ را راکد نگهدارند و دو طرف را در پشت خطوط مشغول کنند و آنوقت فرصتی برای تقویت خود پیدا نمایند در آنصورت ما که در دنیا تنها هستیم، گرفتار اداره کردن آن وضع میشدیم و همه چیز خودمان را باید صرف تقویت خود میکردیم که آماده برای جنگ بعدی باشیم و آنها که همه دنیا پشت سرشان بود با منابع زیرزمینی و غیره که حامیان عراق و مرتجعین در نظر داشتند، میخواستند عراق را تقویت کرده و وضع را برای زمانی دیگر و تجاوزی دیگر آماده کنند ما دست آنها را خواندیم و مصمم هستیم که نگذاریم آنها به اهدافشان برسند تجربه هم به ما نشان داد که هر چه جنگ جدیتر باشد موفقیت عمیقتر خواهد بود و پیروزی با کسی است که بیشتر مقاومت کند و قیمت اصلی این مقاومت بر عهد سپاه و بسیج و ارتش و کل نیروهای مسلح است و قسمت قابل توجهی هم بر دوش ملت ماست که در برابر نارسائیهایی که معلول جنگ است با مقاومت شجاعانه و روی باز و سرافراز، خم به ابروی خود نیاورند. البته دشمنان ما در این شرایط رو به هزیمت میروند. ما تا مدتی ادله این هزیمت را تا آنجا که از ظاهر روزنامهها میخواندیم میتوانستیم بیان کنیم. از دریوزگی و التماسهای آمریکائیها که تلاش میکردند پلهای شکست را ترمیم کنند و وارد مذاکره بشوند مسائل به گونهای بود که قابل طرح نبود چون اهدافی داشتیم که اگر مطرح میکردیم تحقق آنها میسر نبود ولی چون خود ما میفهمیدیم در اظهارات خود و در خطبهها و سخنرانیها میگفتیم که دنیا فهمیده که جمهوری اسلامی ایران به کجا رسیده و در ایران چه خبر شده است. آنها هم ایران و هم عراق را شناختهاند و میدانند که در ایران چه نیرویی وجود دارد و دارند سر تسلیم فرود میآورند که شما گوشهای از آن چیزی را که گذشت، دارید میشوید.
امام تعبیری در روز 5شنبه کردند که فرمودند پیروزی ما در این صحنه از تمام پیروزیهای ما بزرگتر است یک تعبیر اغراقآمیز و شاعرانه نبود بلکه واقعیت حوادثی است که اکنون در جریان میباشد. و غیر از امام هر کس دیگری شهامت ابراز این تعبیر را نداشت. تعبیر شایسته شخص امام بود که مردم به دانایی و قضاوت ایشان سخت اعتماد دارند و حرف به این بزرگی را شخصیتی مثل ایشان میتواند مطرح کند.
باید این مسائل را باز کنیم. باید انصاف داد، مخصوصاً نظامیها و افراد وزارت دفاع میدانند که در گذشته یک گروهبان آمریکایی وقتی میآمد، تیمسارهای ما در مقابل آنها خاضع بود و همه چیز در اداره مستشاری خلاصه میشد. حتی شخص شاه هم باید قبل از تصمیمگیری از نظر آنها مطلع میشد. در این خاطراتی که در چند سال اخیر نوشته شده، مثلا اظهارات قرهباغی و دیگران نشان میدهد که شاه در نیاوران منتظر میمانده تا کنسول یا سفیر یا کاردار فلان کشور بیاید و نظرش را بدهد و بعد او نظر خودش بگوید. حتی شخص اول مملکت جرأت نمیکرد اظهار نظر کند.
آقای هاشمیرفسنجانی سپس با اشاره به استیصال آمریکا در مقابل ایران گفت: چطور شد که دنیا در مقابل انقلاب اسلامی اینطور شده است. آمریکائیها که در 5 - 6 سال پیش چیزی را از دست ندادهاند و رشد اقتصادی هم تا مقداری داشتهاند و جمهوریخواهها هم جزء قلدرهای آمریکا هستند، حالا دمکراتها صورت نرمتری در روابط خارجی خود میگیرند اما جمهوریخواهها همیشه قلدر بودند و قلدرمآبانه برخورد میکردند و هر وقت میآمدند صحبت از جنگ بود که جنگ راه میانداختند میگفت مگر ما در لیبی و گرانادا این کار را نکردیم و مگر ما وضع فیلیپین را عوض نکردیم. همیشه توجیه میکردند که ما تصمیمات آنی میگیریم. این وضع جمهوریخواهها است. حالا رئیسجمهور آمریکا که دفعه دومش است میداند که نمیخواهد انتخاب شود باید با قوت قلب و قاطعیت تصمیم بگیرد. حالا رئیسجمهور آمریکا که امید دارد که دوباره انتخاب شود قدری احتیاط میکند. حالا چرا آقای ریگان اینطور شد؟ اینکه میگوید 18 ماه است ما داریم تلاش میکنیم، درست است اما در طول این مدت یکنفر مسئول شناخته شده از کشور ما را پیدا نکردند که با او یک کلمه حرف بزنند. ببینید مسئله چقدر مهم است. ما نمیتوانیم برای اسلحههای آمریکایی که اینجا هست قطعه نخریم ما اینها را دست دوم و بصورتهای مختلف از دلالها میخریدیم دلالها هم نوعا با جاهائی رابطه داشتند که اینها تحت لیسانس آمریکا بودند. آمریکا هم از همین راههای تماس با دلالهای اسلحه حرف میزد و یکسال و نیم است که تلاش میکند با ما حرف بزند. بالاخره یکی از همین دلالها هم به آمریکائیها پیشنهاد کرد که شما دل به دریا بزنید و شاید مسئله حل بشود. اخیرا «مک فارلین» هم اعتراف میکند که دلالها ما را گول زدند و میگوید که دلالها به ما گفتند شما به ایران بیایید، ایرانیها مهماننواز هستند و بما وعده دادند که رئیسجمهور و رئیس مجلس و نخستوزیر با ما ملاقات خواهند کرد.
آقای هاشمیرفسنجانی سپس گفت: من نمیدانم آنها که به مسائل سیاسی وارد هستند و معنی این حرکات را میفهمند و به غرور و تکبر آمریکائیها وارد هستند چگونه این مسئله را میتوانند تصور کنند که آمریکائیها اینقدر به خودشان خفت بدهند تا با یک مسئول ایرانی تماس بگیرند. اینها همه معلول مقاومتها و ایثارگریها و شجاعتهای شما مردم است، هر ملتی در هر جا که باشد اگر اینقدر شجاعت نشان بدهد پیروز میشود و هر ملتی که بخود متکی باشد پیروز است، هر که میخواهد باشد.
حالا این سر و صداها را راه انداختند و شما که در وزارت دفاع هستید و قیمت اسلحهها را میدانید بهتر میتوانید بفهمید. ببینید این سردمداران آنها که ما خیال میکنیم خیلی بزرگ هستند خیلی نادان هم هستند. در گزارشات رسمی آنها آمده بود که یکی از آنها به کنگره آمریکا گزارشی داده بود که ما به ایران دویست و سی و چند تا موشک «هاگ» دادیم و چند هزار هم موشک «تاو» در مقابل 12 میلیون دلار. یک آدمی که در کنگره حرف میزند آنقدر نادان هستند. اگر بخواهند 230 عدد موشک «هاگ» به همان قیمت ده سال قبل هم که بخواهند بدهند، بیش از ده برابر این قیمت میشود و این 12 میلیون دلاری که گفتند با قیمتی که در زمان شاه این «تاوها» را به ایران میدادند، تنها خود موشک تاوها دو برابر این مقدار قیمت دارد. یعنی آنها حتی قیمت اینها را نمیدانند چقدر است و رهبرانشان همینطوری حرف میزنند و بعد صحبت میکنند که ایران با این اسلحههایی که گرفته آنچنان تقویت شده که مثلا چهها خواهد کرد. و باز یک آدمی که اینقدر نفهمد که دو هزار تا موشک «تاو» یا 200 تا موشک که البته این ارقام درست نیست و حرفهای مزخرفی دارند میزنند و اصلا موشک «هاگ» در کار نبوده است، میگوید این مقدار اسلحه بنیه نظامی ایران را تقویت میکند. آیا آنها چقدر نادان هستند مثل اینکه اینها ارقام جنگ را نمیدانند که این حرفها را میزنند.
وقتی یک عملیاتی میشود کشتیهای پر از وسائل جنگی مصرف میشود. موشک «هاگ» که در جبهه نیست. موشک «هاگ» اگر باشد در شهرها و مراکز اقتصادی است که دفاع میکند. این چه چیزی است که بنیه نظامی ایران با این دو قلمی که شما میگوئید تقویت بشود. اصلا قضیه را بردند روی اسلحه و این یکی از انحرافاتی است که باز شروع کردند. مسئله اسلحه برای ما مطرح نیست. در همین تکه راهی که میآمدیم و من با آقای وزیر دفاع سرهنگ جلالی صحبت میکردیم خواسته ایشان از من این بود که چند تا لیست دارد که کشورهایی پیشنهاد کردند که به ما اسلحه بفروشند و پیشنهاد ایشان این بود که من کمک کنم تا این پیشنهادها درست بشود تا ما بتوانیم اینها را بخریم. یعنی پیشنهادها آنقدر زیاد است که ما نمیتوانیم بخشی از آنها را بپذیریم. تازه این پیشنهادها متعلق به همین لحظهها بود و ما هر روز از این مسائل زیاد داریم و ما مجبور نیستیم آنقدر نیازمند اسلحه باشیم که با آمریکا آنجور بخاطر اسلحه حرف بزنیم. بلکه ما حرف روشنی در این مدت که آنها پیغام میدادند داشتیم. ما میگفتیم شما دارید قلدری میکنید حالا رابطه قطع است، خوب اینرا شما قطع کردید ما حرفی نزدیم وقتی شما قطع کردید ما هم قطع کردیم. صحبت سر این است که ما در آمریکا جنسهایی داریم که در زمان پهلوی پول آنها را دادهایم. شما طبق چه ضابطه بینالمللی جنسهای ما را آنجا حبس کردید. حالا ممکن است اگر اینها را به ما بدهید مورد استفاده ما قرار نگیرد و یا بگیرد، اما بحث این است که شما دارید زور میگوئید، وقتی که زور میگوئید چطور از ما توقع دارید که در لبنان شفاعت از شما بکنیم و گروگانهای شما را آزاد کنیم.
به فرانسه هم همین حرف را گفتیم که شما یک میلیارد دلار ما را در بانکهایتان نگهداشتید که با بهره آن اکنون بیش از دو میلیارد از شما طلب داریم.
در این قرارداد هم بدون قید و شرط دولت فرانسه پرداخت آنرا تعهد کرده است و گفته هر وقت که تخلف کند باید کل بدهی نقد شود و پس داده شود. چرا اینها را به ما نمیدهید. بحث ما با آمریکا و فرانسه این است که زور نگوئید. آنموقع که آنها با پیغام با ما حرف میزدند و ما از پشت تریبون با آنها حرف میزدیم میگفتیم که شما زور میگوئید و جمهوری اسلامی زور را قبول نمیکند. الان هم با آمریکائیها همین حرف را میزنیم بحث ما اسلحه نیست. ما واقعا نیاز به اسلحه آمریکائی آنطور که شما خیال میکنید نداریم. ما همانطور که در 7 سال گذشته توانستیم نیروی هوائی و رادار و پدافند خود را سر پا نگهداریم و در میدان جنگ هر سال چند حمله را انجام دادیم و پیروز بودیم، حالا خیلی بهتر میتوانیم. شما کارکنان وزارت دفاع بهتر میدانید که امروز با 5 سال پیش خیلی تفاوت دارد ما چندین برابر تولید ابزار جنگی داریم. وزارت سپاه مقدار زیادی تولید دارد و کارخانههای معمولی ما در صنایع پلسازی و قطعهسازی مهمات و خیلی چیزهای دیگر در خدمت جنگ قرار گرفتهاند. دانشگاه در خدمت جنگ قرار گرفته است. ما اگر 5 سال پیش جنگ را با قدرت 10 اداره میکردیم امروز با قدرت 100 اداره میکنیم. چطور 5 سال پیش احتیاج به گرفتن لوازم از آمریکا نداشتیم و حالا داریم؟ البته ما همیشه برای تدارک ابزار پیچیدهمان نیاز به قطعات داشتیم و همیشه هم پیدا کردیم و باز هم پیدا میکنیم، گاهی گرانتر و گاهی ارزانتر ولی حرف ما با آمریکائیها و فرانسوی و با همه، با روسها و هر که میخواهد باشد این است که اگر میخواهند رابطه داشته باشند باید برخوردشان برخورد حق، عادلانه و انسانی و مساوی باشد. ما همان رابطهای که با یک کشور کوچکی مثل امارات متحده عربی داریم و از آنها توقع نداریم که به ما باج بدهند، با کشورهای بزرگ هم میتوانیم داشته باشیم و توقع نداشته باشید که باج در میان باشد رابطه بین دو کشور مستقل مطرح است. برای آمریکا چنین چیزی تلخ است او هنوز هم همان رابطه گرگ و میش برایش مطرح است و همان شیطنت و مشکل اصلی آمریکا هم همین شیطنت اوست که آمریکا باید خودش این مشکلات را حل کند. بنابراین من نتیجه میگیرم که شما الان بهترین خدمتی که میتوانید به آینده کشورتان بکنید، واقعا به استقلال و عظمت بچههای خودتان فکر کنید همین است که این جنگ را بخوبی تدارک کنید که ما بتوانیم دفاعمان را به نقطهای برسانیم که حقوقمان را از بعث عراق بگیریم و منطقه را از شر حزب بعث عراق راحت کنیم و صلح پایداری را در منطقه برقرار کنیم. انشاءالله در سایه صلح و آرامشی که با کمک شما و رزمندگان و همه ملت و هدایتهای امام بوجود خواهد آمد، این ملت بتواند مشکلاتی که این 7 - 8 سال در شرایط انقلاب و جنگ تحمل کرده، جبران کند و ما امکانات را بطرف سازندگی بکشانیم و یک ملت نمونهای که هم در انقلاب پیروز شد و هم در جنگ و هم در شکست توطئهها و هم در صحنه اقتصاد و عمران کشور هم در فرهنگ که بزرگترین نقطه اتکاء ماست بوجود آید و هم در اخلاق و براساس معیارهای اسلامی این جامعه تنظیم شود تا بتواند الگو برای کشورهای دیگر اسلامی باشد که بخواهند در راه سعادت و عظمت امت اسلامی حرکت کنند.