تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۲۰۳۶۹

موج تغییرات در آفریقا و تشکیل نظامهای چندحزبی


این داستان در کنیشازا بر سر زبانها افتاده است که شبی در اواخر ماه دسامبر گذشته، موبوتوسه سکور رئیس‌جمهوری زئیر ضیافت شامی با دوستانش برپا کرده بود که از تلویزیون خبر اعدام نیکولای چائوشسکو را در بخارست می‌شنود. موبوتو از دوستان قدیمی دیکتاتور رومانی بشمار میرفت که در سال 1965، همان سالی که موبوتو زمام امور را در زئیر بدست گرفت، در رومانی به قدرت رسید موبوتو، به محض مشاهده چهره خون‌آلود آشنا بدون آنکه کلمه‌ای حرف بزند دوستانش را ترک کرده و از اتاق خارج شد.
سرانجام در اواخر ماه گذشته، حکمران مستبد زئیر که از سی سالی که از استقلال کشورش می‌گذرد تنها پنج سال قدرت را در دست نداشت، آماده حرف زدن شد. در حالیکه مردم که رئیس‌جمهوری خود را موبوتوسه سکو می‌نامند. در کنار رادیو و تلویزیون نشسته و صدای آنها را تا آخرین حد بلند کرده بودند، موبوتو پاسخ خود را به رویدادهای حیرت‌آور اروپای شرقی داد. با تجدیدنظر در مواضعی که سالهای مواضع سرسخت آنها بود، موبوتو اعلام کرد: به دو حزب دیگر اجازه خواهد داد که برای کسب قدرت به فعالیت بپردازند و امور روزانه کشور را به یک نخست‌وزیر جدید واگذار خواهد کرد. موبوتو در گفتگو با خبرنگاران گفت: «عقل در 60 سالگی بارور می‌شود و زمان آن فرا رسیده که اندک اندک فضا را بازتر کرد!»
در تقلید از تحولات اروپا، موبوتو و همسایگانش هم دست به کار شده‌اند. از ماه فوریه، سه رژیم دیگر تک حزبی در جنوب صحرای آفریقا - بنین، گابن و ساحل عاج - به نظام‌های چند حزبی تسلیم شده‌اند. با توجه به اینکه رهبران این کشورها که به اتفاق موبوتو مجموعا 96 سال قدرت را در دست دارند، در گذشته بدون هیچگونه ابراز مخالفتی حکومت می‌کردند، این تصمیمات بسیار افراطی بنظر می‌رسد. تانزانیا نیز به اصل تعدد حزب پاسخ مثبت داده و زامبیا قول داده است در مورد این مساله یک همه‌پرسی برگزار کند.
بهرحال، ممکنست همه این قولها برای تغییر، بیش از آنکه واقعی باشند، وعده و وعیدی بیش نباشد. فرانسیس وودی رهبر حزب مخالف کارگران ساحل عاج می‌گوید «ایجاد نظام چندحزبی تنها گامی به سوی دمکراسی، و نه خود دمکراسی، است.»
اگر موج آزادی‌خواهی اروپای شرقی، تغییراتی را در مرکز آفریقا باعث شود، چاشنی واقعی تغییرات، اوضاع اقتصادی است. هر یک از این کشورهای آفریقائی در دهه 1970 ولخرجیهای زیادی کرده‌اند، در دهه 1980 از سقوط قیمتهای کالاهای مصرفی شدیداً زیان دیدند و امروزه خود را ورشکسته یافته‌اند. برای بدست آوردن ارز خارجی، هر یک از آنها مجبور شده‌اند برنامه‌های اصلاح ساختاری را به مورد اجرا بگذارند که این مراحل اقدامات سخت و رنج‌آور ریاضت‌کشانه است تا بتوانند وام‌هایی از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول دریافت کنند.
در سراسر دهه 1980، رهبران سیاسی به مردم خود می‌گفتند برای مدتی اوضاع تحت سیاستهای سفت کردن کمربندها سخت خواهد بود و سپس اوضاع بهبودی خواهد یافت اما این سالها گذشته و قولهای آنها برآورده نشده‌اند. طبق گزارش سال پیش «بانک جهانی» شکاف در درآمد سرانه بین آفریقای جنوب صحرا و سایر کشورهای جهان سوم عمیق‌تر شده است. در سال 1988 این اختلاف 330 دلار در برابر 750 دلار برای همه کشورهای رو به رشد بود. کشورهای قاره سیاه، با 470 میلیون نفر جمعیت، مجموعاً دارای قدرت خریدی به اندازه بلژیک، کشوری با ده میلیون نفر جمعیت هستند. در توده‌های فقیر، که سالهاست از احساس وفاداری سنتی به حاکمان تبعیت کرده‌اند. این احساس بوجود آمده که به آنها خیانت شده است. موجی از اعتصابها و اعتراضات ناشی از تنگناهای اقتصادی جنبه‌های سیاسی یافته‌اند. در همانزمان، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی فشار بر رژیم آفریقایی را شروع کرده‌اند تا سیاستهای خود را نیز همچون اقتصاد، آزادتر سازند. بانک جهانی در گزارش خود همچنین اندرز داده است بازسازی اقتصادی را بجائی نخواهد برد کمک خارجی در کار نخواهد بود مگر آنکه طرز حکومت در آفریقا بهبودی یابد. رهبران باید بیش از گذشته در برابر ملتهای خود احساس مسئولیت کنند.»
بنین نخستین کشوری بود که این نکته را دریافت. در اواخر سال گذشته، با اعتصاب کارمندان دولت و معلمان، که ماهها بود حقوقی دریافت نکرده بودند. اعتراضات خشمگین دانشجویان در حمایت از معلمان و مبارزه کم‌‌کاری کارگران برای افزایش دستمزدها، ماتیو کرکو رئیس‌جمهوری احساس کرد زمام امور را از دست می‌دهد. فساد گسترده در دولت نیز یکی از نقاط زخم است. برای فرونشاندن خشم و نارضایتی مردم - کرکو در دسامبر قول اصلاحات اقتصادی و یک بازار آزاد را داد و اعلام کرد تئوری‌های مارکسیسم - لنینسیم را که دو سال پس از به قدرت رسیدنش در کودتای نظامی سال 1372 ارائه داده بود، کنار بگذارد. در فوریه، او کنفرانسی با شرکت بیش از 500 نفر، شامل چند تن از چهره‌های مخالف، تشکیل داده تا پیش‌نویس یک قانون اساسی جدید را تهیه نماید. در واقع، کنفرانس دست به یک کودتا زد و اکثر اختیارات کرکو را از او سلب کرد و او را در مقام یک رئیس‌جمهوری تشریفاتی باقی گذاشت. کابینه او که از یاران قدیمی‌اش در حزب انقلاب خلق تشکیل شده بود، برکنار گردید و جای خود را به گروه تازه‌ای از فن‌سالاران داد و نایسفور سوگلو مبارز ضددولتی و یکی از مدیران سابق بانک جهانی به نخست‌وزیری انتخاب گردید. احزاب مخالف قانونی شدند و قرار است در ژانویه آینده انتخابات برگزار شود.
نسخه انقلاب بنین در فرانسه، که زمانی مستعمره‌اش بود، پیچیده شد. سفیر فرانسه در یادداشتی که در دسامبر گذشته برای کرکو فرستاد توصیه کرد حکومت یک کنفرانس ملی تشکیل دهد و تغییراتی در قانون اساسی خود بدهد. کرکو این اندرز را بکار بست. در برابر آن، پاریس کمک اضافی «عظیمی» در اختیار بنین قرار داد. ژاک پلتیه وزیر همکاری و توسعه فرانسه می‌گوید: «بادی که از شرق می‌وزد نباید در جنوب متوقف شود.
دگرگونیهای گابن نیز مشابه است. اقتصاد گابن گرچه زمانی شکوفا بود اما کاهش درآمدهای نفت به آن ضربات سنگین وارد کرده است. در فوریه، اقدامات ریاضت‌کشانه‌ای که به خاطر تقویت بنیه مالی دولت ارائه شدند. باعث اعتصابات فلج‌‌کننده و هفته‌ها آشوب در لیبرویل، پایتخت، شد. حتی پیش از کاهش حقوقها، کارکنان دولت سه ماه بود که حقوق دریافت نکرده بودند.
در مارس، عمر بونگر رئیس‌جمهوری که از سال 1967 زمام قدرت را در دست دارد، تقاضاهای مردم را برای تشکیل کنفرانسی شبیه بنین پذیرفت تا مشی سیاسی تازه‌ای تهیه شود. در پی توصیه کنفرانس، بونگو در ماه گذشته به انحصار قدرت 22 ساله حزب دمکراتیک گابن پایان داد. او همچنین یک نخست‌وزیر جدید بنام «کازیمیر اویه - امبا» بانکدار سابق، انتخاب کرد که در کابینه او، شش چهره مخالف حضور دارند.
در ساحل عاج، نقطه ضعف سقوط قیمتهای جهانی کاکائوست که اصلی‌ترین کالای صادراتی این کشور بشمار می‌رود. دولت در اواسط فوریه طرح‌هایی را برای افزایش مالیات بردرآمد بمنظور جبران کسری درآمد بخش خصوصی اعلام کرد که موجب اعتصابات و تظاهرات خیابانی اغلب خشونت‌آمیز به مدت دو ماه شد. دولت که با ابزار نارضایتی علنی آشنایی چندانی نداشت، به زور متوسل شد. پلیس و سربازان برای پراکندن معترضین از باتوم، گاز اشک‌آور و گلوله‌های واقعی استفاده کرد و طی درگیریها، یک دانش‌آموز کشته شد. در عرض یک شب «فکیلس هوفوئه بوآنی» 85 ساله، که مردم ساحل عاج او را از زمان به قدرت رسیدنش در سال 1960 بسیار محترم می‌شمردند، آماج دشنام‌ها قرار گرفت. قدم به قدم، دولت عقب‌نشینی کرد. «هوفوئه بوآنی» اعلام کرد از مقام رهبری حزب حاکم کناره‌گیری خواهد کرد. سپس طرح، افزایش مالیاتها لغو شد و سرانجام در دو هفته پیش، احزاب مخالف قانونی شدند.
اما هیچیک از این تحولات برای آفریقا، نوشدارو نخواهد بود. حمایت ظاهری از اصلاحات ارزشی ندارد و هنوز معلوم نیست این رژیم‌ها که پایگاه قدرت گسترده‌ای دارند، واقعاً می‌خواهند کنترل کاملی را که از آن برخوردارند، رها سازند. نیاز به کمکهای خارجی و ترس از آشوب اجتماعی، کنت کائوندا رهبر زامبیا در 25 سال اخیر را به آن داشته تا از فکر تعدد احزاب حمایت کند اما او هنوز تاریخی را برای همه‌پرسی اعلام نکرده است. در مورد موبوتو «هوفوئه بوآنی» آخرین گفته آنها اینست که «طوفان، بعد از من» ممکن است این رهبران قدیمی چنین حساب کرده باشند که آنها عقب‌نشینی خواهند کرد، اجازه دهند که بر اثر رقابت جناح برای کسب قدرت، هرج‌ و‌ مرج براه افتد و سپس پیروزمندانه بازگردند. پلیس رژیم موبوتو دو هفته پیش نقش خود را در تحریک به بی‌نظمی یا تیراندازی به سوی یک اجتماع سیاسی غیرمجاز در کنیشازا که دو کشته برجای نهاد، بخوبی ایفا کرد. در حالیکه این کشورهای بی‌تجربه به سوی دمکراسی‌های رقابت‌آمیز حرکت می‌کنند. خصومت‌های ریشه‌دار قومی تهدیدی علیه ثبات بشمار می‌روند. بسیاری از رهبران آفریقائی مدتهاست می‌گویند اگر به احزاب مختلف سیاسی اجازه فعالیت داده شود، آنها براساس قبیله‌ای تشکیل خواهند شد و همین امر باعث رویاروئی‌های شدید و احتمالاً خونین خواهد شد ساحل عاج از 60 قبیله مختلف و زئیر از 200 قبیله تشکیل شده‌اند. در حالیکه از این استدلال برای توجیه سرکوبهای سیاسی استفاده شده است اما رقابت‌های قومی و قبیله‌ای بی‌تردید باعث پیچیدگی رشد دمکراسی خواهد شد.
جنوب صحرا، بدلائل دیگر هم آمادگی چندانی برای حکومت دمکراتیک ندارد، این کشورها فاقد انبوهی از رأی‌دهندگان تحصیلکرده که وجود آنها ضروری است، هستند. ریشه‌های دمکراتیک در این کشورها اندک است. المیت همپستون سفیر آمریکا در کنیا می‌گوید «پدیده‌ای بنام مخالف وفادار وجود ندارد و نارضایتی با تجزیه مترادف است.‌‌ «عامل اصلی ضعف این کشورها، فقر کامل است که شکوفایی یک سیستم سیاسی چندحزبی را بسیار دشوار می‌سازد. همپستون می‌گوید «آفریقا، انقلاب صنعتی را که اساس دمکراسی مدرن در غرب است، از دست داد.»
یک دیپلمات آمریکائی مقیم آفریقا نگران آنست که با انتظارات ناشی از تحولات در اروپای شرقی، کشورهای غربی خواهان تحولات بسیار زیاد در زمانی اندک شوند و کمک‌های مادی و رفاهی را با یک برنامه سریع غیر واقع‌بینانه برای تغییرات سیاسی مربوط کنند. این دیپلمات می‌گوید «آیا ما می‌خواهیم چیزی را که نامناسب است به این قاره تحمیل کنیم؟ آیا کشور باید بر روی پیشانی خود مهر چندحزبی را داشته باشد تا کنگره آمریکا با کمک به آن کشور موافقت نماید؟»
اگر پاسخ مثبت باشد، یک چنین سیاستی به همان اندازه دیکتاتوریهای بیرحم آفریقا برای تحول دمکراسی زیانبار خواهد بود. اگر در سرنوشت محتوم آفریقا - که همانا غرق شدن در گرداب بدهی‌هاست - تغییری داده نشود و اینکار نیاز به کمک عظیم خارجی دارد، هیچ حکومتی چه منتخب و چه غیرمنتخب، چندان دوامی نخواهد داشت. آفریقای جنوب صحرا، با بدهی کنونی 135 میلیارد دلاری‌اش که معادل با تولید ناخالص ملی است و تعهدات مربوط به بهره وام‌ها که معادل نیمی از درآمدهای صادراتی است، با اوضاع غیرقابل تحملی روبروست که منجر به بی‌ثباتی خواهد شد. اگر غرب واقعاً به ریشه‌ گرفتن دمکراسی علاقمند است ابتدا باید به سوی اقتصاد این قاره دست کمک دراز کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات