تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۲۰۳۷۲

هدفهای صهیونیسم در جهان سوم


تشخیص نوع رابطه رژیم صهیونیستی با کشورهای جهان سوم در درجه‌ی نخست به درک ماهیت مأموریت این رژیم در خدمت به منافع امپریالیسم به ویژه آمریکا نه تنها در محدوده جهان عرب، بلکه در تمام مناطقی که ممکن است امپریالیسم منافعی برای خود متصور شود، بستگی دارد. در این صورت حضور اشغالگرانه‌ی صهیونیست‌ها در سرزمین عربی فلسطین تنها تجاوز دائم به حاکمیت جهان عرب نیست، بلکه خطری بر دیگر کشورهای جهان سوم که امپریالیسم آن را در قلمرو منافع خود قرار داده می‌باشد.
از آنجائی که کشورهای جهان سوم در دو قاره آسیا و آمریکای لاتین در قلمروی مذکور قرار می‌گیرند، اسرائیل از بدو تاسیس با توجه به نوع ماموریتی که امپریالیسم در خدمت منافع خود به آن محول ساخته، درصدد نفوذ در کشورهای مذکور برآمده است.
صهیونیسم پیوسته نقش تخریبی در کشورهای جهان سوم داشته و این نقش با توجه به حجم و امکانات جنبش صهیونیسم و اوج‌گیری جنبش‌های آزادی‌بخش در جهان سوم بتدریج گسترش یافته است. در آغاز کار و هنگامی که جنبش صهیونیسم به شکل نهادهایی در این جا و آن جا پراکنده بود، تلاش خود را بر تخریب ایدئولوژی متمرکز ساخت و خود را به رنگ محیطی که در آن خرابکاری می‌کرد در می‌آورد. در زمانی که نازیسم مطرح بود، گروه‌های صهیونیستی خود را به عنوان پیشتازان نازیسم مطرح ساختند. در اروپای شرقی شعارهای سوسیالیستی و مارکسیستی سر می‌دادند. با تشکیل گروه‌هایی در محافل مذهبی، کلیساها و معابد نفوذ کردند. زمانی که موج ناسیونالیستی و دشمنی با امپریالیسم جهان سوم را فرا گرفت، مدعی شدند که صهیونیسم یک جنبش رهائی‌بخش ملی، و ضدامپریالیستی در جهان سوم است و توانست از حمایت و همبستگی جهانی که بدنبال کشتار یهود بوسیله‌ی نازی‌ها پیش آمد، بهره‌برداری‌های زیادی بکند.
در مرحله‌ی بعدی و بدنبال تشکیل رژیم صهیونیستی که به قیمت آواره ساختن ملت فلسطین تمام شد، تخریب ایدئولوژی همراه با تخریب در بنیه‌ی اقتصادی کشورهای آسیائی، آفریقائی و آمریکای لاتین تازه به استقلال رسیده به بهانه کمک به اقتصاد ملی کشورهای مذکور و خارج ساختن آنها از زیر سلطه‌ی اقتصادی استعماری و انحصارطلب توام شد. دستگاه‌ها و ارگان‌های صهیونیستی جای محافل استعماری را گرفت. برای مثال اسرائیل در قاره‌ی آفریقا تنها در کشورهائی توانست نفوذ کند که در سابق مستعمره‌ی انگلیس و فرانسه بودند.
موسسات کشاورزی، صنعتی و بازرگانی صهیونیستی توانستند در برخی از کشورهای در حال رشد نفوذ کنند و موجب متوقف ساختن رشد بخش‌های اقتصاد ملی در آن کشورها گردند.
پس از تبدیل شدن اسرائیل به زرادخانه‌ی سلاح و گسترش صنایع نظامی وابسته به انحصارات قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکایی در بخش‌های (زمینی - دریایی و هوائی) نقش تخریب امنیتی نیز به تخریب ایدئولوژی و اقتصادی افزوده گشت. از آن پس اسرائیل همان نقشی را بر عهده گرفت، که قدرت‌های بزرگ انجام می‌دهند. محافل حاکم در آمریکا بی‌هیچ پرده‌پوشی بارها اعلام کرده‌اند، که اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا و بازوی آن در منطقه می‌باشد.
همکاری موجود میان اسرائیل و پیمان ناتو به ویژه پس از موافقت اسرائیل با شرکت در طرح جنگ ستارگان آمریکا بر کسی پوشیده نیست. پس از اینکه به شرح نقش تخریبی اسرائیل در کشورهای آسیائی - آفریقائی و آمریکای لاتین بپردازیم، یادآور می‌شویم که بطور کلی فعالیت سازمان‌های صهیونیستی کمک به رژیم‌های ضدملی و همکاری با آن رژیم‌ها در سرکوب جنبش‌های آزادی‌بخش به منظور نابودی جنبش‌های مذکور می‌باشد.
در این چهارچوب موسسات و سازمان‌های صهیونیستی به همکاری با مراکز مالی و تجسسی امپریالیستی می‌پردازند. این دو در برخی موارد مبادرت به تبادل نقش‌های خود می‌کنند. آنگونه که در دهه‌ی شصت اتفاق افتاد و آن پس از جنگ 1973 اعراب و اسرائیل و قطع رابطه‌ی سیاسی میان اسرائیل و کشورهای آفریقائی که موسسات صهیونیستی مبادرت به ایفای نقش استعماری در کشورهای مذکور نمودند. یا در حال حاضر در کوششهائی که فرانسه - انگلیس و آمریکا بعمل می‌آورند تا کشورهای آفریقائی روابط خود را با اسرائیل از سرگیرند. تسلیم شدن مصر در زمان سادات و امضای قرارداد کمپ دیوید به این روند کمک کرد.
آسیا نقطه‌ی ضعف
قاره‌ی آسیا از نظر داشتن روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی در مقایسه با دو قاره‌ی آفریقا و آمریکای لاتین یک نقطه‌ی ضعف برای اسرائیل به شمار می‌آید. روابط تاریخی میان جهان عرب و کشورهای آسیائی مانع آن می‌گردد، که اسرائیل بتواند به آسانی با این کشورها رابطه برقرار ساخته و به نقش تخریبی خود بپردازد.
کشورهای آسیائی که به نحوی با موسسات و دستگاه‌های صهیونیستی رابطه برقرار کرده‌اند، یا در وابستگی کامل به آمریکا بودند (ایران زمان شاه و کامبوج) و یا اینکه از مواضع سابق خود عقب‌نشینی کرده‌اند (اندونزی) و یا اینکه تاکنون نیز در زیر سلطه و نفوذ آمریکا بسر می‌برند (ترکیه - فیلیپین - تایلند - کره جنوبی - برمه - سنگاپور - نپال - هنگ‌کنگ - تایوان). از روابط گسترده و همه‌جانبه‌ی اسرائیل با ژاپن بعنوان واسطه‌ای برای برقراری روابط اقتصادی میان اسرائیل و برخی کشورهای آسیائی استفاده می‌شود.
حجم صادرات تجاری اسرائیل به ژاپن در سال 1981 به رقمی در حدود 1/206 میلیون دلار رسید. در آن سال ژاپن به اسرائیل 7/127 دلار کالا صادر کرد.
در مورد ایران فعالیت صهیونیست‌ها در این کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی به صفر رسید. طبیعی است که نقش اسرائیل در رابطه با این کشور که در زمان (شاه) نقشی حمایتی بوده، به یک نقش تخریبی علیه حکومت جدید تبدیل شود. در این زمینه نباید از خطر نقش تخریبی صهیونیست‌ها در ایران که ممکن است شکل پنهانی بخود گیرد، غافل بود.
در اندونزی علی‌رغم وجود روحیه‌ی ضداستعماری در این کشور که در میان ملت اندونزی عمیق و ریشه‌ای می‌باشد، رژیم نظامی حاکم امکان بهبودی روابط با رژیم اسرائیل را فراهم ساخت. اسرائیل نیز با توجه به واقعیت‌های مذکور سعی دارد که روابط تجاری خود را با این قبیل کشورهای آسیائی از نظرها دور نگه دارد. اطلاعات بدست آمده حاکی است، که شرکت اسرائیلی «تسیم» دو کشتی تجارتی به شرکت کشتیرانی دولتی اندونزی تسلیم کرده است. در سال 1979 اسرائیل 18 فروند هواپیمای جنگی در اختیار اندونزی قرار داد. موافقت‌نامه‌هائی میان دو کشور در مورد تحویل چند اسکادران دیگر از هواپیمای (اسکای هوک) ساخت آمریکا به امضا رسید.
مجله‌ی انگلیسی «ندابت» نوشته است، که اسرائیل در نظر دارد 15 هواپیمای اسکای هوک و موشک‌های زمین به زمین «گابریل» به کشور مالزی بفروشد. در ترکیه علی‌رغم قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور، یک اقلیت با نفوذ یهودی در ترکیه زندگی می‌کنند، که حدود 80 درصد دفاتر واردات را در دست دارند. علاوه بر آن، هماهنگی نظامی میان دو کشور بطور مستقیم و یا بواسطه‌ی پیمان ناتو صورت می‌گیرد. در اوائل دهه‌ی هفتاد، اسرائیل حدود 6/2 میلیون دلار کالا به ترکیه صادر کرد و 7/3 میلیون دلار از آن کشور وارد نمود.
این دو رقم در سال 1980 به ترتیب 9/37 میلیون دلار و 9/7 میلیون دلار افزایش یافت.
از سوی دیگر سال گذشته بهبودی چشمگیری در روابط سیاسی میان این دو کشور به وجود آمد، چه یک هیات از پارلمان ترکیه در تاریخ 17/9/84 از اسرائیل دیدار کرد که میهمان وزارت خارجه آن کشور بودند. این اقدام به منزله‌ی احتمال از سرگیری روابط دیپلماتیک میان دو کشور تلقی گردید.
پیمان نامقدس:
اما دیگر کشورهای آسیائی (فیلیپین - تایلند - سنگاپور - برمه - نپال - کره جنوبی و هنگ‌کنگ) که شدیدا زیر سلطه و نفوذ آمریکا قرار دارند، یک پیمان آسیائی - اسرائیلی تشکیل می‌دهند. این پیمان در موضعگیری کشورهای مذکور در مجامع بین‌المللی به سود اسرائیل، مبادلات تجاری با این کشور، دیدارهای متبادل و برپائی نمایشگاه‌ها، تشکیل انجمن‌های دوستی و دیگر زمینه‌های همکاری متجلی می‌گردد. همچنین در کنار آن سیل کمک‌های نظامی اسرائیل و آمریکا به این کشورها سرازیر می‌شود.
چندین موافقت‌نامه‌ی همکاری مشترک، فیلیپین را با اسرائیل مربوط می‌سازد. از جمله‌ی آنها، همکاری در زمینه‌ی اتمی می‌باشد. سفارت اسرائیل و انجمن دوستی فیلیپین و اسرائیل در مانیل پایتخت فیلیپین از نفوذ فوق‌العاده‌ای برخوردار هستند. حکومت فیلیپین توانسته است از مزدوران اسرائیلی به سود مبارزه خود با انقلابیون مسلمان استفاده کند.
در تایلند شبکه‌ای از شرکت‌های بازرگانی، مالی، کشاورزی، و ساختمانی اسرائیلی فعالیت رژیم صهیونیستی در این کشور را زیر پوشش خود قرار می‌دهند.
شرکتهای موسوم به «هیات اقتصادی آسیائی» و «هیات خاورمیانه‌ای کاف» به اعمال جاسوسی می‌پردازند. در سال گذشته بنا به گفته‌ی گزارشگر اقتصادی روزنامه‌ی اسرائیلی «تسوفیه»، یک قرارداد سی میلیون دلاری میان شرکت اسرائیلی «کور» و یک شرکت بزرگ بازرگانی تایلند به امضاء رسید. این قرارداد نفوذ هر چه بیشتر اسرائیل در بازارهای تایلند و دیگر کشورهای جنوبی شرق آسیا را فراهم می‌سازد.
در برمه موسسات و شرکتهای اسرائیلی از واسطه‌ها و دلال‌های بازرگانی چینی و هندی‌الاصل حمایت می‌کنند. در سال 1983 اسرائیل شرکت‌های گسترش کشاورزی خود را از کامبوج به برمه انتقال داد. از میان آنها شرکت برنامه‌ریزی آبیاری «تاهل» می‌باشد.
کشور نپال را می‌توان یک مستعمره‌ی اسرائیلی به شمار آورد. سفارت اسرائیل در پایتخت این کشور رابطه مستقیمی با کاخ پادشاهی آن کشور دارد و کارشناسان اسرائیلی در تمام دستگاههای دولتی نفوذ کرده‌اند.
کشور سنگاپور در این رابطه تفاوت چندانی با وضع نپال ندارد. کارشناسان نظامی اسرائیل آموزش ارتش سنگاپور را به عهده گرفته و آن را مسلح می‌سازند. در این رابطه تفاوت میان نپال و سنگاپور و تایوان و کره جنوبی تنها در حجم مبادلات تجاری و فروش‌های تسلیحاتی می‌باشد. که در رابطه با تایوان این همکاری در زمینه‌های فروش ابزار جنگی و همکاری‌های اتمی، تولید موشک‌های پلاستیکی، فروش 50 فروند جنگنده از نوع «کافیر» و موشک‌های دریا به دریا از نوع «گابریل» و تفنگهای «یوزی» و «جلیل» گسترده‌تر می‌باشد.
تماس‌ها و تلاش‌ها:
در چهارچوب فعالیت‌های دیپلماتیک، اسرائیل تماس‌های زیادی با کشورهای آسیائی بعمل می‌آورد تا با این کشورها روابط دیپلماتیک برقرار سازد. اما این کار تاکنون به نتایج «مثبتی» نرسیده است.
در این فعالیت‌ها اسرائیل کوشیده است، سفارتخانه‌های تعطیل شده خود را در کشورهای آسیائی بازگشائی کند و یا اینکه سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های سیاسی و کنسولی دیگری را افتتاح کند.
منابع مطلع یادآور می‌شوند که اسرائیل توانست یک نمایندگی سیاسی در داخل سفارت آمریکا در سری‌لانکا بوجود آورد. بر این اساس که ریاست هیات نمایندگی بر عهده یک اسرائیلی است. اما دیگر کارکنان آن همه باید آمریکائی باشند. زیرا سری‌لانکا حاضر نشده است روابط دیپلماتیک خود را پس از چهارده سال بطور علنی با اسرائیل از سر گیرد. اما اسرائیل در مقابل کمک‌های نظامی و دیگر خدمات برای سرکوب طایفه‌ی تامیل این کشور که خواستار جدائی از این کشور می‌باشند در اختیار سری‌لانکا می‌گذارد.
اسرائیل نسبت به آینده‌ی این روابط خوش‌بین است.
وزیر خارجه‌ی سری‌لانکا نیز این مطلب را تایید کرد و گفت: اسرائیل در مقابل برقراری روابط دیپلماتیک کمک‌های ویژه‌ای در اختیار این کشور می‌گذارد.
ظاهرا موفقیتی که اسرائیل در گشایش دفتر نمایندگی خود در سری‌لانکا بدست آورد، این کشور را تشویق کرد تا برای بازگشائی نمایندگی سیاسی خود در هنگ‌کنگ تلاش نماید. موفقیت در این کار راه را برای ایجاد کانال ارتباطی با چین باز می‌کند. از دو سال پیش فعالیت در این زمینه آغاز شده است.
اما در خصوص روابط با چین روزنامه‌ی اسرائیلی «معاریو» در تاریخ 2/10/1984 نوشت: قراردادی میان حکومت چین کمونیست و یک شرکت کشاورزی اسرائیلی امضاء خواهد شد، که این شرکت مبادرت به انجام طرح‌های گسترش کشاورزی می‌کند. بنا به نوشته‌ی روزنامه مذکور شرکت‌های اسرائیلی طرح‌های صنعتی نیز در چین پیاده خواهند کرد. مطبوعات اسرائیل و غرب یادآور شدند که اسرائیل در ارتباط با چین بیشتر بر فعالیتهای نظامی تاکید دارد.
این فعالیت‌ها اشکال مختلفی به خود می‌گیرد، که شامل صدور سلاح، اعزام مشاوران نظامی برای آموزش، و عرضه‌ی خدمات تکنولوژی و اطلاعات نظامی می‌باشند.
مطبوعات انگلیس نوشتند، که اسرائیل اسلحه‌ای به ارزش سه میلیارد دلار به چین فروخته است. به نوشته‌ی روزنامه‌ی انگلیسی «میدل‌ایست» قرار داد آن اخیراً در سنگاپور به امضاء رسید.
روزنامه‌ی واشنگتن‌پست در این زمینه نوشت: چین در مقابل دریافت سلاح از اسرائیل نوعی از مواد معدنی از قبیل «کانادیوم» و «تیتان» در اختیار اسرائیل قرار می‌دهد که در ساخت هواپیما بکار می‌رود.
روزنامه‌ی مذکور یادآور می‌شود تعدادی از بلند پایگان وزارت دفاع آمریکا فروش سلاح اسرائیل به چین را تائید می‌کنند. اینک حدود 200 کارشناس اسرائیلی در چین بسر می‌برند که از طریق هنگ‌کنگ به این کشور وارد شده‌اند.
نفوذ در قاره آفریقا
عواملی چند راه را برای نفوذ اسرائیل در قاره‌ی آفریقا هموار ساخت. شاید شاخص‌ترین این عوامل و موثرترین آن نفوذ استعماری فرانسه و سلطه‌ی آن در کشورهای آفریقائی فرانسوی زبان، نفوذ انگلیس در کشورهای عضو «کامنولث» و نفوذ شرکت‌های انحصاری آمریکائی و چند ملیتی می‌باشد. از دیگر عوامل که به اسرائیل کمک کرد تا در کشورهای آفریقائی نفوذ کرده و در آن کشورها به فعالیت بپردازد، مشکلات و بحران‌هائی است که کشورهای آفریقائی با آن روبرو می‌باشند، که شامل کشمکش‌های قبیله‌ای، کودتاهای نظامی، روی کار آمدن دیکتاتورهای وابسته به محافل استعماری که در خدمت استعمار قرار گرفته و به زیان ملت‌های خود عمل می‌کنند می‌باشد. اسرائیل توانسته بود تا پیش از جنگ 1973 اعراب و اسرائیل با بیش از سی کشور از پنجاه کشور آفریقائی روابط سیاسی برقرار کند، که پس از جنگ این روابط قطع شد، اما با فشار آمریکا و تلاش‌هائی که صهیونیسم جهانی بعمل آورد، بسیاری از این روابط به طور پنهانی از سر گرفته شد. برقراری روابط میان اسرائیل و مصر تا حد زیادی به این امر کمک کرد.
اسرائیل توانست به اشکال مختلف در کشورهای قاره آفریقا نفوذ کند. در ابتدا این نفوذ به کمک فرانسه، انگلیس و آمریکا صورت گرفت. اسرائیل به تدریج توانست تحت پوشش طرح‌های اقتصادی بویژه در زمینه‌های کشاورزی و ساختمانی جای دستگاه‌های استعماری را بگیرد. شرکت ساختمانی و مقاطعه‌کاری «سولیل بویند» که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران متحمل زیان شده بود، توانست این زیان را در قاره آفریقا جبران کند و قراردادهائی به مبلغ یک میلیارد دلار با کشورهای آفریقائی امضاء کند.
شرکت گسترش کشاورزی «تاهل»، شرکت فعالیت‌های اقتصادی «برادران میسر»، شرکت حمل و نقل دریائی «دیزنکوف»، شرکت صنایع غذائی «اوشان» و شرکت کشتیرانی «تیسم» به فعالیت‌های مختلفی در قاره آفریقا می‌پردازند، که همزمان با آن حدود 700 کارشناس اسرائیلی در کشور ساحل عاج بسر می‌برند.
در تهاجم اقتصادی و ایدئولوژی اسرائیل به قاره‌ی آفریقا موسسات زیر که برای این منظور تاسیس شده بودند شرکت دارند:
1- اداره‌ی همکاری‌های بین‌المللی (ماشاف) که مسئولیت نظارت بر کار هماهنگی و روابط مؤسسات صهیونیستی با قاره آفریقا را به عهده دارد.
2- مؤسسه‌ی آموزشی آسیائی - آفریقائی که دانشجویان آفریقائی اکثریت آن را تشکیل می‌دهند، به ادعای دکتر «ایجیر» رئیس مؤسسه عده زیادی از فارغ‌التحصیلان این مرکز مشاغل سطح بالائی را در کشور خود اشغال می‌کنند.
3- مرکز تحقیقات کارگری و تعاونی، که تکمیل ماموریت مؤسسه‌ی آموزشی آسیائی - آفریقائی را به عهده دارد. این مرکز به امر آموزش افراد سندیکائی که مدافع نقطه‌نظرهای استعماری می‌شوند، می‌پردازد.
4- انجمن فارغ‌التحصیلان: هیأتی است که مأموریت ایجاد رابطه با فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مؤسسات اسرائیلی و عربی را به عهده دارد، تا زمینه‌ی همکاری آنها با شرکت‌های اسرائیلی شاغل در کشورهای آفریقائی را فراهم سازد. پس از اطمینان از این کار به آنها کمک می‌کند، در کشورهای خود به پست‌های حساسی برسند.
سفارتخانه‌هائی از نوع دیگر:
بارها اتفاق افتاده است که رهبران کشورهای آفریقائی در محل کار مهندسان و مدیران شرکت‌های اسرائیلی مشاهده شده‌اند و آنها در مورد چیزهائی فراتر از پروژه‌های ساختمانی بحث می‌کنند. اسرائیل پس از قطع رابطه با کشورهای آفریقائی، ساختمان‌های سفارتخانه‌های خود را نفروخت، بلکه آنها را به دفاتری برای مشاورین فنی و بازرگانی تبدیل کرد.
تمام این دفاتر از مصونیت دیپلماتیک برخوردار بوده و روسای آنها سفرائی به تمام معنی به شمار می‌آیند. به قول روزنامه‌ی اسرائیلی «عل همشار» تجدید رابطه سیاسی با این کشورها تنها نیاز به تغییر تابلوی سر در ساختمان دارد. سه برابر شدن حجم مبادلات تجاری طی ده سال اخیر این دیدگاه را تقویت می‌کند، چه این مبادلات از 6/35 میلیون دلار در سال 1975 به 1/109 میلیون دلار در سال 1980 و به 124 میلیون دلار در سال 1981 بالغ شده است این سوای کشور آفریقای جنوبی که با اسرائیل دارای روابط ویژه‌ی اقتصادی است و تا سال 1981 بدون احتساب صادرات سلاح، اسرائیل حدود دو میلیون دلار به آن کشور کالا صادر کرده است.
چهار گروه:
روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای آفریقائی در چهار گروه مشخص می‌گردد.
گروه اول: شامل رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی، رژیم‌های دیکتاتوری مانند، ملاوی - سوتر سوازیلند، موریس. این کشورها روابط مستحکمی با رژیم صهیونیستی برقرار ساخته‌اند.
گروه دوم: شامل کشورهای کنیا، زئیر، نیجریه، گابون، ساحل عاج، لیبریا، غنا، سنگال می‌شود. این کشورها محور فعالیت‌های امپریالیستی و صهیونیستی در شاخ آفریقا و غرب آفریقا به شمار می‌آیند. رژیم صهیونیستی می‌کوشد با استفاده از نفوذ اقتصادی و ایدئولوژی خود در این کشورها در دیگر کشورهای آفریقائی نیز نفوذ کند.
گروه سوم: در این گروه کشورهای سیرالئون - توگو، کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، زامبیا که در راه پیوستن به گروه دوم می‌باشند.
گروه چهارم: کشورهایی را شامل می‌شود که به علت مسائل ایدئولوژی روابط اقتصادی چندانی با اسرائیل ندارند. از جمله این کشورها، آنگولا، موزامبیک و زیمبابوه می‌باشند.
در آمریکای لاتین:
نقش تخریبی رژیم صهیونیستی و ماموریتی که این رژیم در خدمت به هدف‌های امپریالیستی آمریکا در جهان سوم به عهده گرفته، در کشورهای آمریکای لاتین در مقایسه با کشورهای آسیائی و آفریقائی آشکارتر و بارزتر به نظر می‌رسد.
این امر به علت نفوذ و سلطه‌ی روزافزون آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین و ضرورت ادامه‌ی این سلطه می‌باشد.
جنبش جهانی صهیونیسم به طور عام و «اسرائیل» به طور خاص چنگال‌های اختاپوس آمریکا در آمریکای لاتین به شمار می‌آیند.
اسرائیل با استفاده از دستگاه‌های جاسوسی و موسسات خود در آمریکای لاتین توانسته بود، که رهبران جنبش‌های آزادی‌بخش را در این قاره شناسائی کند، و به آمریکا هشدار بدهد. رهبران اسرائیل در این مورد اظهار تاسف می‌کنند که آمریکا هشدار آن روز اسرائیل را جدی نگرفت.
تا اینکه واقعه‌ی خلیج خوک‌ها در سال 1961 و شکست تهاجم نیروهای آمریکائی به کوبا پیش آمد. آن واقعه به عنوان نقطه‌ی عطفی در روابط تاریخی آمریکا با صهیونیسم و رژیم اسرائیل به ویژه در رابطه با آمریکای لاتین به حساب آمد.
یکسال پس از شکست تهاجم آمریکا به کوبا، برنامه‌ی همکاری‌های همه جانبه‌ی آمریکا با کشورهای آمریکای لاتین آغاز شد و «سازمان کشورهای آمریکای لاتین» که زیر سلطه و نظارت آمریکا عمل می‌کرد، در خدمت اجرای طرح‌ها و برنامه‌های اسرائیل قرار گرفت.
اسرائیل از برنامه‌ی به اصطلاح «اتحاد برای پیشرفت» سازمان کشورهای آمریکای لاتین و «دبیرخانه دائم تکامل اقتصادی آمریکای مرکزی» در گماردن افراد اسرائیلی در این مؤسسات استفاده نمود.
مراکز آموزشی اسرائیل از قبیل انستیتوی آسیائی - آفریقائی، اداره‌ی همکاری‌های بین‌المللی (ماشاف)، اداره‌ی آموزشی بیگانگان و سایر مراکز آموزشی هزاران دانشجو از کشورهای آمریکای لاتین را پذیرفتند.
در سال 1963 کنفرانس «بوئنوس ایرس» تشکیل شد، که به عنوان مقطع مهمی در تاریخ روابط اسرائیل و کشورهای آمریکای لاتین تلقی گردید. در این کنفرانس اغلب کشورهای آمریکای لاتین و سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی جنبش صهیونیسم شرکت کردند. گرچه کنفرانس جنبه‌ی اقتصادی داشته و هدف آن فعال ساختن روابط تجاری میان اسرائیل و کشورهای مذکور بوده، اما هدفهای سیاسی نیز در چهارچوب آن گنجانده شد، و اسرائیل توانست، در کشورهای آمریکای لاتین علاوه بر نفوذ اقتصادی، نفوذ سیاسی نیز بدست آورد.
جهش در روابط سیاسی
در دهه‌ی هفتاد به ویژه در سال‌های میان 1975 و 1980، جهش جدیدی در روابط اسرائیل و کشورهای آمریکای لاتین پیش آمد. در طی این مدت بورس‌های تحصیلی برای دانشجویان کشورهای آمریکای لاتین سه برابر افزایش یافت. هیات‌های متعدد اسرائیلی از کشورهای مذکور بازدید کردند. علاوه بر تاسیس سفارتخانه‌ها، کنسولگری‌ها، و دفاتر تجاری و فنی و توریستی، شرکت‌های اسرائیلی به صورت گسترده‌ای در آمریکای لاتین به فعالیت پرداختند.
از جمله این شرکت‌ها:
1- شرکت سرمایه‌گذاری و مقاطعه‌کاری «سیاک».
2- شرکت سرمایه‌گذاری «اندس ایزار» که دست به فعالیت‌های متنوعی از جمله برنامه‌ریزی در مسائل روستائی می‌زد.
3- شرکت «کورشال لایندانتر ناسیونال». آن هم دارای فعالیت‌های متنوع بوده و روابط نزدیکی با محافل دولتی و نظامی دارد.
4- شرکت «ایتاریل لیندا» و شرکت «کوله سوارج»، شرکت «تاهل» که روابط نزدیکی با گروه حاکم در السالوادور دارد.
شرکت‌ها و مراکز مذکور وظیفه‌ای شبیه به سفارتخانه‌ها را دارند و هر یک از مراکز مذکور فعالیت ویژه‌ای را دنبال می‌کنند. مثلا شرکت «بنامان» مسئول فعالیت‌های مربوط به کشورهای مکزیک - آمریکای مرکزی و جزایر دریای کارائیب می‌باشد. این مرکز نقش تخریبی عمده‌ای در نیکاراگوا بازی کرده و اینک این نقش را در رابطه با کشورهای هندوراس و السالوادور ایفا می‌کند، که به رژیم‌های حاکم در کشورهای مذکور در سرکوبی جنبش‌های آزادی‌بخش کمک می‌کند.
مرکز «کاراکاس» به فعالیت‌های تخریبی در کشورهای، ونزوئلا، کلمبیا و اکوادر می‌پردازد. مرکز «بوئنوس آیرس» نقش هماهنگ‌کننده برای سایر مراکز را به عهده دارد. و حوزه‌ی فعالیت آن در آمریکای جنوبی و شامل کشورهای، آرژانتین، اروگوئه، پاراگوئه و برزیل می‌باشد.
مراکز مذکور تاثیر چشمگیری در رژیم‌های حاکم در آن کشورها دارد - و اطلاعات با ارزشی در اختیار دستگاه‌های نظامی حاکم در آن کشورها قرار می‌دهد.
آزادی عمل اسرائیل و سازمان‌های صهیونیستی در آمریکای لاتین با کمک پایگاه‌های آمریکا و حجم مبادلات تجاری میان اسرائیل و این کشورها متکی می‌باشد، طی ده سال اخیر حجم صادرات اسرائیل به این کشورها چند برابر گشته است. در سال 1970 صادرات اسرائیل به کشورهای آمریکای لاتین از 1/11 میلیون دلار تجاوز نمی‌کرد. در حالیکه در سال 1981 به حدود 183 میلیون دلار رسید. حجم واردات نیز از 5/357 میلیون دلار در سال 1970 به 1788 میلیون دلار در سال 1981 بالغ شد.
کسری صادرات اسرائیل به مکزیک، آرژانتین و برزیل از طریق تجارت سلاح و ساز و برگ نظامی جبران می‌شود. اسرائیل از این تجارت سودهای سرشاری می‌برد. برای مثال واردات اسرائیل از دو کشور برزیل و آرژانتین در سال 1981 مبلغی در حدود 9/125 میلیون دلار بالغ شد. در حالیکه صادرات اسرائیل به کشورهای مذکور از 2/52 میلیون دلار بالاتر نرفت.
اما اسرائیل برای جبران کسری موازنه‌ی مذکور در سال 1983 یک قرارداد تسلیحاتی برای فروش 12 جنگنده کافیر با دو کشور امضاء کرد که ارزش آن بالغ بر 126 میلیون دلار گردید.
صنایع جنگی:
اسرائیل در مقابل عرضه‌ی خدمات خود به رژیم‌های حاکم در آمریکای لاتین که آن را در سرکوب ملت‌های خود به کار می‌برند، موادی از قبیل نفت از مکزیک، گوشت و پوست از آرژانتین و برزیل، الماس و منگنز از شیلی، بولیوی و مکزیک و فرآورده‌های مناطق استوائی مانند: (کائوچو - قهوه - کاکائو - پنبه - برنج و شکر) را از دیگر کشورهای آمریکای لاتین بدست می‌آورد.
مساله تنهافر فروش تسلیحات از سوی اسرائیل به کشورهای آمریکای لاتین محدود نمی‌شود، بلکه صنایع نظامی اسرائیل، شعبه‌هائی برای خود با نظارت و اداره‌ی کارشناسان صهیونیستی در کشورهای آمریکای لاتین باز کرده است. بی‌شک این شعبه‌ها مراکزی برای فروش و بازاریابی سلاح اسرائیلی در منطقه خواهد بود، که در نتیجه ارتباط کشورهای مذکور با اسرائیل و آمریکا را افزایش می‌دهد.
در چهارچوب فعالیت‌های نظامی اسرائیل در منطقه‌ی آمریکای لاتین، عده زیادی از کارشناسان نظامی اسرائیل وارد این منطقه شده و مسئولیت آموزش ارتش‌های کشورهای آمریکای لاتین را بر عهده گرفتند.
علاوه بر افسران ارتش، کارشناسان امنیتی به عنوان مشاوران دیکتاتورهای حاکم بر کشورهای آمریکای لاتین عمل می‌کنند. روزنامه‌ی «نوابوا و یاریو» چاپ نیکاراگوا نوشت، که کارشناسان امنیتی اسرائیل در تمام مناطق بحرانی آمریکای لاتین حضور دارند. و با استفاده از تجاربی که در سرکوب ملت فلسطین بدست آوردند، به حمایت از رژیم‌های آدم‌‌کش می‌پردازند. حدود 300 نفر از کارشناسان اسرائیلی در کنار ارتش گواتمالا بر سرکوب انقلابیون و سرخ‌پوستان آن کشور مشغول می‌باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات