حجتالاسلام والمسلمین رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و نماینده امام در شورایعالی دفاع اخیرا در یک نشست رادیو تلویزیونی به سئوالات متعدد خبرنگاران صدا و سیما درباره جنگ تحمیلی پاسخ داد. یکی از سؤالات خبرنگارن از رئیس مجلس شورای اسلامی این بود که به چه دلیل جمهوری اسلامی ایران رژیم عراق را یک رژیم صهیونیستی دانسته و صدام را کافر میداند؟
آقای هاشمی در پاسخ به این سؤال دلائل چندی را ارائه دادند از جمله اینکه:
«... وقتی جمهوری اسلامی در ایران بوجود آمد و انقلاب اسلامی پیروز شد، تنها مسئله مهمی که در سطح منطقه و در سطح جهان روی آن خیلی حرف زده میشد، مسئله تهدید اسرائیل بود. کشورهای عربی میدانند که ما فورا اسرائیلیها را از ایران بیرون کردیم و اولین عنوان سفارت را فلسطینیها از ما گرفتند. انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب ضد صهیونیستی بود و صدام بجای اینکه از این قدرت عظیم برای بسیج عربها و مسلمانان علیه اسرائیل استفاده کند، این جنگ را به نفع اسرائیل تحمیل کرد و نتایج آن را هنوز هم اسرائیل دارد میبیند.
مخالفت با جبهه پایداری و کشورهای عضو آن دلیل دیگری است که آقای هاشمی رفسنجانی در مورد صهیونیستی بودن رژیم عراق آن را عنوان کرد. (جبهه پایداری در سال 58 برای مقابله با دستآوردهای پیمان کمپ دیوید توسط سوریه، لیبی، الجزائر، ایران، یمن جنوبی و سازمان آزادیبخش فلسطین شکل گرفت. غیر از دلائلی که نماینده امام در شورایعالی دفاع در مورد ماهیت صهیونیستی رژیم بعث ارائه دادند دلائل دیگری در مورد تشابه رژیمهای حاکم بر عراق و اسرائیل وجود دارد.
اکنون دو رژیم صهیونیستی عراق و اسرائیل بدلیل وجوه مشترک فراوان که ذیلا به چند نمونه آنها اشاره میکنیم، بصورت غدههایی چرکین و پر از فساد و میکرب بر بدنه خاورمیانه که وابسته به دنیای اسلام میباشد، چسبیدهاند و رشد و توسعه اسلام و ارزشهای اسلامی در منطقه خاورمیانه در گرو ریشهکن شدن این دو غده سرطانی قرار دارد.
1- هر دو رژیم اسرائیل و عراق مورد حمایت تسلیحاتی ـ مالی ـ تبلیغاتی و سیاسی آمریکا قرار دارند.
2- اسرائیل قصد تجزیه لبنان با استفاده از ملیتهای گوناگون این کشور (مسیحی ـ دروزی ـ مسلمان و...) را دارد و با استفاده از سکوت دولتهای وابسته عربی تا حدودی موفق نیز شده است و رژیم بعثی عراق نیز قصد تجزیه کشور اسلامی ایران (به دلائل یاد شده) را داشته ولی بخاطر برتری سیاسی، نظامی ایران هشیاری و آگاهی مردم مسلمان ایران در این نیت شوم شکست خورده است.
3- در رابطه با دعاوی ارضی، حکومت عراق به شیوه رژیم اشغالگر مقاصد توسعهطلبانه خود را از طریق تغییر اسامی و عناوین تاریخی و جغرافیائی دنبال نموده است. این امر که یکی از روشهای شناخته شده رژیم صهیونیستی طی سی سال اخیر بمنظور تصاحب و انضمام سرزمینهای اشغالی بوده قویاً مورد تقلید حکام عراق قرار گرفته است. تغییر نام شهرهای فلسطین اشغالی به نامهای یهودی همچون تغییر نام شهرهای ایران بنامهای مجعول عربی است.
4- چنانکه گفته شد پایهگذاران صهیونیسم و حزب بعث عراق (تئودور هرتصل و میشل عفلق) هر دو صاحب خوی توسعهطلبی هستند. یکی سخن از «اتصال همه قطعات جدا شده عربی برای ایجاد یک امپراطوری واحد عرب» بمیان میآورد و دیگری از «تصرف نیل تا فرات» دم میزند.
5- دو رژیم عراق و اسرائیل، هر یک در قساوت و بیرحمی و در بمباران اماکن مسکونی و کشتار مردم بیدفاع گوی سبقت را از دیگری ربوده و هر دو رژیم قوانین و مقررات بینالمللی را (که خود جای بحث دارد) بزیر پای نهادهاند و سازمانهای بینالمللی درباره جنایات ضد انسانی هر دو رژیم همواره سکوت اختیار کردهاند.
6- اسرائیل و عراق هر دو خواستار برسمیت شناختن یکدیگرند. رادیو اسرائیل در اسفندماه 61 طی تفسیری که در پایان برنامه خبری این رادیو پخش شد گفت:
«دولت اسرائیل اگرچه همچنان بیطرفی خود را در جنگ خلیج (فارس) حفظ میکند اما این امر مانع از آن نمیشود که اگر پرزیدنت صدام حسین سخن از بهبود روابط با اسرائیل بمیان آورد، از آن استقبال ننماید. اسرائیل وقتی پرزیدنت سادات فقید نیز دست دوستی را بسوی تلآویو دراز کرد آنرا بگرمی فشرد و گذشتهها را بکلی فراموش کرد»
صدام نیز در شهریورماه سال 61 در ملاقات با استیون سولارز عضو کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا که مخفیانه وارد بغداد شده بود، گفت:
«وقت آن رسیده که همه کشورهای عربی به خصومت خود با اسرائیل پایان دهند.» وی در یک مصاحبه با تلویزیون فرانسه نیز بر موجودیت رژیم صهیونیستی تاکید کرد.