تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۲۰۳۸۷

عربستان و بحران خلیج‌فارس


بخش سیاسی خارجی: در حال حاضر، منطقه استراتژیک خلیج‌فارس در بحرانی‌ترین شرایط تاریخی به سر می‌برد، عراق تمام خاک کشور، کوچک کویت را اشغال نموده و حدود 200 هزار نفر از نیروهای نظامی خود را در سراسر مرز مشترک جنوبی و جنوب شرقی با عربستان مستقر کرده است. به دنبال تمرکز عظیم نیرو در مرز عربستان، حاکمان این کشور، از کلیه کشورهای جهان برای حفاظت از منابع نفتی و تاج‌ و تخت پادشاهی کمک نظامی درخواست نمودند. آمریکا که به دنبال یافتن بهانه‌ای برای حضور مستقیم نظامی خود در منطقه خلیج‌فارس بود فرصت را مغتنم شمرده و سربازان خود را روانه منطقه و عربستان سعودی نمود. تعداد نیروهای آمریکائی که وارد منطقه و خاک عربستان شده‌اند به گفته وزیر جنگ آمریکا 100 هزار نفر هستند اما اعزام نیرو به منطقه کماکان ادامه دارد و به گفته مقامات آمریکائی ممکن است تعداد آنها به 250 هزار نفر برسد، علاوه بر نیروهای آمریکائی، نیروهای ناتو و همچنین نیروهای چند ملیتی عرب نیز از کشورهای مختلف از جمله مصر، سوریه و... راهی عربستان شدند.
بدون تردید بحران کنونی خلیج‌فارس برای کلیه طرفهای درگیر آن پیامدهای مختلفی را به دنبال دارد که شاید هنوز ابعاد آن روشن نشده باشد، از آنجا که دامنه بحران جاری بسیار فراگیر است و پای بسیاری از کشورها به آن باز شده است عوارض آن برای تمامی این کشورها یکسان نیست. برخی از طرفهای درگیر از مناقشه کنونی سود می‌برند و بعضی دیگر ضرر می‌کنند.
رژیم آل‌سعود اگرچه تاکنون توانسته است با کمک نیروهای مسلح بیگانه حاکمیت خود را حفظ کند اما مسلما در بحران خلیج‌فارس در درازمدت بازنده خواهد بود، چون در صورت بروز یک جنگ گسترده نظامی در منطقه عربستان بزرگترین صدمات مالی، جانی و اقتصادی را متحمل خواهد شد، عراق تهدید کرده است که در صورت جنگ، تمام مراکز اقتصادی و نفتی و سیاسی و نظامی عربستان را هدف حملات موشکی و سلاحهای شیمیائی خود قرار خواهد داد.
از سوی دیگر حتی اگر جنگی هم در نگیرد، این کشور عملا به اشغال نظامیان آمریکائی درآمده است و حاکمیت ملی عربستان عملا پایمال شده است. شاید تفاوت در این باشد که صدام یک کشور همسایه را اشغال کرده و آمریکا از هزاران کیلومتر از آن طرف‌تر، عربستان را اشغال نظامی نموده است مقامات آمریکائی، اعلام کرده‌‌اند که در نظر دارند، نیروهایشان را در درازمدت و به صورت ثابت در منطقه نگاه دارند و به نظر می‌رسد که این اقدام آمریکا برای حفظ منافع غرب در منطقه مدنظر است، قبل از حمله عراق به کویت رادیو آمریکا گزارش داده بود که مدتها پیش از هجوم عراق به کویت و اعزام سربازان آمریکائی به منطقه خلیج‌‌فارس مقامات، برجسته پنتاگون در فکر طرح‌ریزی استراتژی تازه‌ای برای نیروهای نظامی آمریکا بوده‌اند که ابداع آن در نتیجه از هم پاشیدن پیمان ورشو و کاهش خطر نظامی از جانب شورویها ضروری می‌نمود.
این رادیو صراحتا اعلام کرده بود که توجه اصلی سیاست جدید پنتاگون معطوف به ضروریات منطقه‌ای و توانائی نظامی آمریکا برای اعزام نیرو از آمریکا به سایر نقاط جهان است. ریچارد دیک چنی‌ وزیر جنگ آمریکا در این زمینه اظهار داشت که هجوم عراق به کویت صحنه را برای استراتژی تازه آمریکا آماده ساخته است، دیک چنی همچنین تأیید کرد حاصل نهایی بحران خلیج‌‌فارس در استراتژی نظامی آمریکا و در مناسبات آتی امنیتی آمریکا با بسیاری از کشورهای جهان نقش مهمی ایفا خواهد کرد.
با توجه به استراتژی آمریکا در منطقه می‌توان چنین نتیجه گرفت آنچه که مدنظر این کشور است صرفا تأمین منافعش می‌باشد و نجات حکام آل‌سعود یا آل‌صباح برای آمریکا مدنظر نیست و در نهایت عربستان از این بحران به شدت متضرر خواهد شد. در این بخش از مقاله به پاره‌ای از پیامدهای حضور نیروهای آمریکا در عربستان ذیلا اشاره می‌شود:
1- تغییر هویّت اسلامی سرزمین حجاز:
حضور دهها هزار نیروی آمریکائی با فرهنگ بی‌بندوباری و لجام گسیخته با ماهیت و فرهنگ اسلامی مردم مسلمان منطقه در تضاد آشکار است، این نیروها برای اینکه عیاشی و خوشگذرانی‌شان کامل شود اجازه گردش در شهرهای عربستان را نیز از حکام آل‌سعود کسب کرده‌اند.
رژیم سعودی همچنین سفارش 2 میلیون قوطی آبجو را به یک کارخانه مشروبات الکلی در اردن داده است و از سویی به گفته شاهدان عینی در امان چهار دستگاه تریلی متعلق به دولت سعودی در هفته گذشته حدود 1000 کارتن 24 عددی آبجو را در امان بارگیری کرده‌اند. همچنین روزنامه‌های پاکستان اخیرا خبر از توافق مصر و عربستان سعودی برای اعزام 10 هزار زن مصری برای عیاشی سربازان آمریکائی مستقر در عربستان دادند. روزنامه امن چاپ پاکستان با اعلام این خبر افزود: «سران حزب مردم پاکستان در یک کنفرانس مطبوعاتی ضمن محکوم کردن این اقدام از دولت این کشور خواستند سربازان اعزامی پاکستان به عربستان را فرا خواند زیرا این اقدام مشترک عربستان و مصر مغایر با ارزشهای اسلامی است».
طبق یک آمار، پس از پایان جنگ ویتنام میزان روسپی‌ها‌خانه‌ها و روسپی‌هائی که در ویتنام جنوبی به حرفه نامشروع خود اشتغال داشتند 12 برابر تعداد مشابه در قبل از شروع جنگ شده بود، در آن زمان روزنامه‌های ویتنامی و غربی فاش ساختند که در حداکثر روسپی‌خانه‌ها سربازان آمریکائی به عیاشی مشغول بودند و حضور آنها نیز تأثیرات فرهنگی نامطلوبی در آن منطقه بر جای گذاشتند، و نقش موثری در افزایش رقم مراکز فساد و عیش‌ونوش در ویتنام گذارده بود سابقه حضور آمریکائیان در نقاط مختلف جهان تاکنون نشان داده است که آنها نمی‌توانند بدون برخورداری از آزادیهای غیرقابل کنترل و بی‌بندوباری اجتماعی مانند استفاده از مسکرات، انحرافات جنسی و تجاوز به نوامیس مردم و... زندگی کنند. لذا طبیعی است که حضور درازمدت نظامیان آمریکائی در منطقه و به ویژه عربستان اثرات مخربی بر فرهنگ اسلامی مردم بر جای خواهد گذاشت.
2- متزلزل شدن پایگاه وهابیت:
رژیم آل‌سعود با ترویج افکار موهوم و منحرف وهابیت به زعم خود داعیه رهبری جهان اسلام را در سر می‌پروراند، البته اسلامی که حکام سعودی داعیه رهبری آنرا دارند، اسلامی است که تأمین‌کننده و تضمین‌کننده اهداف و منافع شیطان بزرگ آمریکاست و آل‌سعود سالیانه در سراسر جهان مبالغ هنگفتی را صرف ترویج و تبلیغ این اسلام دروغین که اساس و ریشه آن هم به آئین منحرف وهابیت برمی‌گردد، می‌کند. در وضعیت بحرانی کنونی به دلیل اینکه دولت سعودی هزینه استقرار نیروهای خارجی که عمدتا هم آمریکائی هستند را پذیرفتند. بدیهی است بخشی از هزینه‌هائی را که صرف‌ نشر و تبلیغ وهابیت می‌نمود، قطع شود.
در حالی که عربستان تحت اشغال قوای نظامی آمریکایی است، آل‌سعود نمی‌تواند ادعای خادم حرمین شرفین بودن را مطرح سازد و از نظر ملتهای منطقه رهبری جهان اسلام برای چنین خاندانی قابل پذیرش و باور نیست.
و می‌توان ادعا کرد که میلیونها دلار پولی که عربستان صرف تبلیغ وهابیت کرده، بر باد رفته است.
3- احتمال تغییر حکومت آل‌سعود:
بافت سیاسی، اجتماعی جامعه عربستان، یک بافت بدوی و عقب نگاه داشته شده می‌باشد و هیچ‌گونه نهاد سیاسی فعال و مردمی در این کشور وجود ندارد و حکام این کشور با استفاده از سنتهای قبیله‌ای و عشیره‌ای، کشور را اداره می‌کنند و مردم کوچکترین نقشی در صحنه سیاسی کشور ندارند. قشر آگاه به مسائل اجتماعی و سیاسی در عربستان، با مقایسه نظام سیاسی حاکم بر حجاز با سایر نظامهای موجود به تفاوت فاحش بین این دو پی می‌برند این مقایسه و رفت و آمدها به تدریج طی دهه‌های اخیر افکار انقلابی را در میان بخشهائی از جوانان این کشور اشاعه داده و مبارزات پراکنده آنها در چهارچوب گروههایی متشکل شده است به طوری که در حال حاضر حدود 12 حزب و سازمان سیاسی مخفی با افکار و اهداف مختلف در این کشور به وجود آمده است. یکی از اهداف نظامیان آمریکایی، سرکوب افکار و گروههای انقلابی در عربستان است. از طرفی وابستگی شدید رژیم سعودی به آمریکا نه تنها در هیچ زمینه‌ای برای حکام آل‌سعود استقلال عملی باقی نگذاشته، بلکه این رژیم را در برابر تغییرات احتمالی در استراتژی کلی غرب در منطقه نیز به طور کامل خلع سلاح کرده است. به این اساس، چنانچه روزی از نظر غرب رژیم مطیع و فرمانبردار کنونی عربستان دیگر نتواند حافظ منافع آن باشد، به سرعت سقوط خواهد کرد.
قابل اتکاء بودن دولتهای طرفدار غرب در منطقه‌ برای واشنگتن بسیار حائز اهمیت است، تجربه اشغال کویت، بدون کمترین مقاومت در چند ساعت ضربه‌پذیری دولتهای قابل اتکای آمریکا را در منطقه بار دیگر به اثبات رسانید.
پس از تحولات بلوک شرق، و عدم آزادیهای سیاسی، اجتماعی در کشورهای خلیج‌‌فارس، سخن از ضرورت تغییرات در نظامهای وابسته به غرب در این کشورها به میان آمده، این کشورها تاکنون با حمایت آمریکا قادر به ادامه حیات سیاسی خود بودند، با توجه به تحولاتی که به سرعت به وقوع می‌پیوندند این دولتها دیگر قادر به حفظ منافع آمریکا نیستند.
رادیو آمریکا هفته گذشته در ارتباط با مسائل خلیج‌‌فارس گوشه‌ای از اهداف استقرار درازمدت نیروهای نظامی این کشور را چنین بیان کرد: «بحران خلیج‌فارس ضرورت کلی توجه و رسیدگی رهبران و دولتها را به نیازهای مردم خود جلوه و جلایی تازه داده است، یکی از جلوه‌های نوظهور بحران کنونی این حقیقت است که به یکباره مردم جهان عرب نه فقط از لزوم توزیع مجدد ثروت سخن می‌گویند، بلکه از ضرورت آزادیهای سیاسی نیز حرف می‌زنند... دامنه جنبشهای آزادیخواهی در آینده نه تنها در عراق بلکه در سراسر جهان عرب قوت خواهد گرفت، مردم خواهند گفت: ما رژیمهائی می‌خواهیم که در برابرمان جوابگو باشند و به ما حساب پس بدهند.»
به نظر می‌رسد آمریکا برای به وجود آوردن تغییرات لازم در نظامهای سیاسی شیوع منطقه از حضور نظامی خود بهره خواهد گرفت، زیرا به زغم سردمداران کاخ‌ سفید تنها راه مصون ماندن منافع آمریکا در منطقه وجود دولتهای پایدارتر سیاسی است.
4- از دست رفتن هر چه بیشتر ثروت عربستان:
با تقبل مخارج لشگرکشی آمریکا به منطقه از سوی شیوخ منطقه، خصوصا دولتهای عربستان و کویت، مقامات آمریکایی به شدت سرگرم تراشیدن مخارج جدید و افزایش هزینه‌های این نیروها هستند، فرماندهان پنتاگون اخیرا در آخرین برآورد خود هزینه نیروهای آمریکایی را در منطقه 8/1 میلیارد دلار در ماه برآورد کردند، به گفته این مقامات این مخارج بدون احتساب مواد سوختی که دولت عربستان تأمین آنرا پذیرفته است می‌باشد.
برخی از مقامات وزارت دفاع آمریکا افزایش این هزینه‌ها را تا سقف 3/2 میلیارد دلار در ماه پیش‌بینی می‌کنند. این در حالی است که مقامات آمریکائی تا قبل از پذیرش هزینه نیروهای آمریکا در منطقه توسط عربستان و کویت، هزینه این لشگرکشی را یک میلیارد دلار تا پایان سال جاری میلادی برآورد کرده بودند، به نظر می‌رسد که دولت آمریکا درصدد بهره‌برداری کامل از این فرصت برای کسب منافع بیشتر است. بحران خلیج‌فارس از یک جهت دیگر هم فرصت بی‌نظیری را برای ارتش آمریکا فراهم آورده است تا با پول کشورهای منطقه و خصوصا عربستان به بزرگترین مانور نظامی خود بعد از جنگ کره دست بزند.
در همین ارتباط «رابرت ویلیانر» سخنگوی وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد: «ارسال تجهیزات مختلف جنگی در این اواخر به عربستان از حجم کل تجهیزاتی که آمریکا در سه ماه اول جنگ کره به آن منطقه ارسال کرد، بیشتر است». از نکات جالب برآورد هزینه اعزام نیروهای آمریکائی به منظقه تأثیر افزایش قیمت نفت بر هزینه‌های ارتش آمریکا و همچنین جابه‌جایی نیروها و تجهیزات آمریکائی در داخل خاک آمریکا می‌باشد.
صاحبان شرکتها و کمپانیهای تسلیحاتی آمریکا نیز از جمله شرکای دیگر این معامله سود‌آور هستند. بسیاری از شرکتها و کمپانیهای مختلف آمریکایی که طرف معامله وزارت جنگ آمریکا می‌باشند و تولیدات گسترده خود را طی سالهای اخیر تعطیل کرده بودند، دوباره به راه انداختند و از تهیه لباسهای جنگی برای پرسنل ارتش آمریکا تا تولید مهمات و قطعات یدکی و حتی ارائه پروژه‌های تسلیحاتی پیشرفته از جنگنده‌های فوق مدرن گرفته تا انواع سیستمهای هشداردهنده عناصر شیمیائی را به وزارت جنگ آمریکا و شیوخ منطقه به ویژه عربستان ارائه می‌دهند.
موافقت بوش رئیس‌جمهور آمریکا با فروش 2/2 میلیارد دلار تسلیحات جنگی از جمله 214 فروند جنگنده «اف-15-ای» به عربستان از جمله این معاملات سودآور می‌باشد. یکی از مدیران شرکت جنرال موتور آمریکا که از جمله کمپانیهای تولید تسلیحاتی آمریکا محسوب می‌شود در این زمینه می‌گوید: «تجارت شرکتهای تولیدکننده تسلیحات دوباره رونق یافته است و این شرکتها تنها طی ماه گذشته سفارشات مختلفی از سوی ارتش آمریکا و همچنین کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌‌فارس دریافت کرده‌اند» و پیش‌بینی نمود طی ماههای آینده این سفارشات افزایش خواهد یافت.
بدیهی است که بهای این خریدها و سفارشات باید تماما توسط شیوخ مرتجع منطقه خصوصا عربستان پرداخت شود و بدین ترتیب ثروت مسلمین به جیب شیطان بزرگ سرازیر گردد. سؤال اصلی این است که با توجه به اهداف بلندمدت آمریکا، حکام آل‌سعود این همه بهائی که یکی از آنها می‌تواند احتمال سقوط تاج و تختشان باشد. برای چه و به چه منظوری می‌پردازند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات