«به شما اطمینان میدهم که صدام حسین همواره گفته است بهتر از هر کس میتواند منافع آمریکا را در خلیجفارس تضمین کند. به نظر میرسد او یقین دارد که میتواند با واشنگتن تفاهم داشته باشد. گمان میکنم اصلا انتظار چنین واکنشی را نداشت.» این قضاوت فردی که بخوبی صدام حسین را میشناسد، ممکن است عجیب به نظر برسد ولی در حقیقت عین واقعیت است.
در مدت ده سال، از اشغال بخشی از خاک ایران تا اشغال کویت، روابط آمریکا - عراق اغلب براساس جذابیت متقابل پیریزی شده است، تا جایی که صدام حسین بیتردید گمان میکرد حمله 2 اوت پیامدی جز یک درگیری لفظی گذرا با واشنگتن نخواهد داشت.
احتمالاً او تردید داشت که دو ملاقات او در روزهای 25 ژوئیه و 6 اوت با «آپریل گلاسپی» سفیر و «جوویلسن» معاون وی تنها توانسته باشند در مورد درک ابراز شده از سوی مخاطبین به وی اطمینان بدهند.
بیتردید، امروز میدانیم که موضع این دو دیپلمات با تحلیل شاهینهای مداخلهگر پنتاگون و کاخ سفید تفاوت داشت.
ولی این موضع با خطی که تا روزهای آخر ژوئیه وزارت خارجه آمریکا موفق شده بود به وسیله دولت بوش ترسیم کند، در تضاد نبود، خطی که براساس آن میبایست با صدام حسین تفاهم برقرار کرد.
تاریخ آشتی آمریکا - عراق از ماه سپتامبر 1980 یعنی هنگامی که ستونهای نظامی رئیس بغداد به خرمشهر هجوم برد، آغاز شد. واشنگتن که در خفا صدام حسین را از طریق متحدان عرب و فراریان ایرانی به حمله به همسایهاش تشویق میکرد، بدلایل استراتژیک به بغداد نزدیک شد. در آن زمان (امام) خمینی(ره) و انقلاب اسلامی دشمنانی بودند که باید آنها را نابود و یا حداقل محدود کرد. روابط دیپلماتیک میان دو پایتخت از سال 1967 قطع شده بود و سفیر بلژیک در بغداد حافظ منافع آمریکا محسوب میشد، ولی روابط به آسانی به هم گره خورد.
در مارس 1982 همزمان با اولین عقبنشینیهای عراق در جبهه، وزارت خارجه آمریکا نام این کشور را از لیست کشورهای تروریست حذف کرد و بدینترتیب امکان دستیابی به اعتبارات و ضمانتهای آمریکا را فراهم ساخت. از آن زمان رابطه دوجانبه به سرعت در سه جهت تکمیلی گسترش یافت؛
بخش اول: نظامی:
تحریم تسلیحاتی جلوی تحویل تجهیزات به طرفهای درگیر را میگرفت. بنابراین از لحاظ تکنولوژیکی و اطلاعاتی به عراق کمک شد.
به نوشته «واشنگتن پست» که تحقیقی بسیار دقیق در این زمینه انجام داده، عراقیها توانستند 486 مجوز صادرات تکنولوژی حساس را از وزارت بازرگانی آمریکا در طول مدت جنگ بدست آورند، مجوزهایی چون مجوز خرید تجهیزات هدایت موشک، انفرماتیک، صنعت شیمیایی و هستهای. هزینه کلی انتقالات، بیش از هفتصد میلیون دلار تخمین زده میشود. زیر فشار «ویلیام کیسی» رئیس وقت «سیا» این سازمان اطلاعاتی را که توسط ماهوارههای آمریکایی گرفته شده بود، به منظور تسهیل بمباران اهداف استراتژیک در ایران در اختیار بغداد قرار داد.
بخش دوم: تجاری:
درسال 1989، عراق اولین خریدار برنج آمریکا، هشتمین خریدار گندم این کشور و یک شریک مهم در صنعت نفت آن بود. طی هفت سال، حجم مبادلات میان دو کشور پنج برابر شد و به حدود 4 میلیارد دلار رسید. بعلاوه این افزایش بحدی قابل ملاحظه است که بغداد که هیچگاه نمیخواست تسلیم محاسبه بدهیهای خود در «کلوب پاریس» شود و نه دفاتر محاسباتی خود را در مقابل بانک جهانی پول باز کند، نتوانست وامهای خود را نزد دولت آمریکا ضمانت کند. مانعی که به راحتی بواسطه همکاری یک بانک بزرگ آتلانتا، شعبه «بانکا نازیوناله دلاورو»ی ایتالیا که بین سالهای 1984 و 1990 سه میلیون دلار اعتبار در اختیار دولت عراق گذاشته بود برداشته شد و ضمانتهای لازم از سوی وزارت کشاورزی ارائه شد.
بخش سوم: گروه فشار:
موقعیت عراق به عنوان بزرگترین خریدار محصولات کشاورزی آمریکا طبعاً به عراقیها امکان ایجاد یک گروه فشار با نفوذ را میداد. کارکنان وزارت کشاورزی آمریکا و نیز نمایندگان ایالات مهم تولیدکننده محصولات کشاورزی مانند سناتورها «رابرت دال» (کانزاس) «آلن سیمسن» (وایومینگ) و «فیل گرام» (تگزاس) که در روز 13 مه 1990 با صدام حسین ملاقات میکنند، به دوستانی که در کنگره با هرگونه تمایل نسبت به اجرای مجازاتهای اقتصادی مخالفت میکنند، مبدل میشوند. فرستادگان عراقی نیز به نوبه خود فعالیت بسیاری نشان میدهند. استدلالهای ایشان آشکارا پیروز میشوند.
«سعدون حمادی» در دیدار سری خود از واشنگتن در سال 1983 - که در آن زمان وزیر خارجه بود - با «جرج شولتز» ملاقات میکند. در این دیدار حمادی میگوید: «سعودیها دوستان شما هستند، دوستان ما نیز هستند. شما به آنها کمک میکنید ولی به اندازه کافی به ما کمک نمیکنید. یقیناً آنها نفت و ثروت دارند ولی این را با قدرت مخلوط نکنید. ما قدرتمند هستیم.» این تحلیل با ظرافت بیشتری از سوی رهبر گروه فشار عراق در آمریکا یعنی «نزار حمدون» از سر گرفته میشود.
حمدون ترتیبدهنده شامها در شهر و کارشناس روابط عمومی، ابتدا به صورت نیمهرسمی و سپس رسماً از زمان برقراری روابط دیپلماتیک میان دو کشور چهره جدیدی از عراق ارائه میدهد، عراقی مدرن، میانهرو و پراگماتیک.
حمدون میگوید: «همه چیز قابل مذاکره است و هیچکس دور از دسترس نیست، پس این بستگی به روش و تمایل شما دارد.» این رابطه برای مقاومت در مقابل تندباد ماجرای مک فارلین مرگ 37 تفنگدار دریایی رزمناو استارک، بمباران شیمیایی کردهای حلبچه، در پایان جنگ و یقینا انتخاب جرج بوش به حد کافی قوی است.
به عقیده «جیمز بیکر» وزیر خارجه، «جان کلی» «دنیس راس» معاونین پرنفوذ او در زمینه امور خاورمیانه، عراقیها به این سه دلیل اساسی پاسخ گفتند. عراقیها بدهیهای خود را دستکم به آمریکا، تنها کشور جهان که بغداد همواره به تعهداتش در قبال آن عمل کرده، میپرداختند؛ عراقیها تکنولوژی آمریکا را به رقیب ژاپنی آن ترجیح میدادند، عراقیها هیچگاه واقعاً نیت حمله به اسرائیل را نداشتند. نتیجه اینکه حتی اگر تلاقی میان تسلیح فوقالعاده و علنی و یک ورشکستگی نسبی اقتصادی تهدیدآمیز باشد هرگونه مجازاتی در قبال عراق جز به از میان رفتن نفوذی که آمریکا در این کشور دارد، منتهی نمیشد.
وزارت خارجه آمریکا این سخنان را تا 31 ژوئیه، دو روز پیش از اشغال کویت همچنان تکرار میکرد.
«جان کلی» خطاب به کنگره توضیح داد که بهتر است با صدام گفتگو کرده، تفاهم برقرار نمود و مسئله کویت را بزرگ نکرد، زیرا «ما همواره از موضعگیری در مورد مسائل مرزی خودداری کردهایم.»
شاید همچنان که چندی پیش «وال استریت جورنال» تاکید کرد، معاون وزیر خارجه آمریکا به آنچه که میگفت واقعاً نمیاندیشید.
به نوشته این روزنامه چاپ آمریکا، کلی و راس سه ماه پیش بیهوده تلاش کرده بودند «جیمز بیکر» را نسبت به لزوم تحمیل مجازاتهای اقتصادی به عراق متقاعد کند. گفته میشود آنها با مانع مشترک وزارت کشاورزی، وزارت بازرگانی و همکارانشان در وزارت خارجه که هشدارهای صدام حسین را چیزی جز علائم عصبیت او نمیدانستند برخورد کردند، و به نظر میرسد که چنین هم بود. ولی اهمیت مسئله در اینجا نیست. رئیسجمهوری عراق بیتردید نتیجهگیری کرده بود که خط آشتی او را به پیروزی رسانده و میتواند کویت را به تصرف درآورد و سپس از سوی آمریکا به عنوان یک شرکت مهم و نه یک دشمن در نظر گرفته شود. شاید هم یاد روز 13 مه 1990 در خاطرش زنده شده بود.
در آنروز پنج سناتور آمریکایی در موصل در دفتر کارش او را زیر باران مدح و ثنا گرفته بودند.
پس از تضمین اینکه صدای آمریکا، روزنامهنگاران ضدعراقی را تصویه خواهد کرد، یکی از آنها گفته بود: «آقای رئیسجمهور شما با مطبوعات ما مسئله دارید ولی هیچ مشکلی با مردم آمریکا ندارید.»