آقای میرحسین موسوی بدون دریافت مجوز، طرفداران خود را به تجمع دعوت میکند و در مواردی پا را فراتر نهاده، از آنان میخواهد که به نافرمانیهای مدنی خود ادامه دهند:
«توصیه مؤکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفتهای مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید....»(1)
او نه تنها طرفدارانش خود را از این کار خلاف شرع و قانون باز نمیدارد، بلکه خود نیز در این تجمعات شرکت میکند:
«تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق و صیانت از رأی تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت، اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند..... همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام(؟) به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلبهای فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند.»(2)
نمونههای زیادی میتوان یافت که با بی توجهی به قانون و دعوت خود سرانه به برگزاری تجمعات، نظم وآرامش کشور توسط وی بههم خورده است:
«همانگونه که میدانید، طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانوادههای شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست میکنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.»(3)
«در همین قانون به صراحت اعلام میشود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوءاستفاده از موقعیت خود را پیدا نمیکند.»(4)
این که طبق قانون اساسی برگزاری اجتماعات آزاد است، سخن گزافی نیست، اما آیا در ادامه همان قانون گفته نشده که هرگونه تجمع باید با اجازه وزارت کشور باشد؟
او در بیانیههای بعدی خود هم بر تجمعات غیر قانونی تاکید میکند:
«همواره به اینجانب و دوستان گفته میشد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت...(5) دور نیست که گرد هم جمع گشته به طور سازمان یافته در پی مقابله با کجرویها و دروغگوییها به مبارزه ادامه دهند.»(6)
در مقابل، امام(ره) میفرمایند: «راه افتادن در کوچه و محلهها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده شده باشد، این انحراف است و محرّم است و قواى انتظامى و نظامى و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظفند، شرعاً مکلفند به تکلیف الهى که جلوگیرى از این مفسدهها بکنند.»(7)
حضرت امام اینگونه راهپیماییها را خلاف اسلام میدانند و میفرمایند:
«این دعوت به راهپیمایى دعوت بر ضداسلام است.»(8)
امام خمینی(ره) با هشدار به افرادی که میخواهند آرامش کشور را بههم بریزند، تصریح میکنند: «من اگر کسى با آرامش مخالفت کند با او سخت عمل خواهم کرد و این یک وظیفه شرعى است که بر عهده همه ما هست و بر عهده من هم هست.»( 9)
رهبر کبیر انقلاب ریشه این فتنهها را اینگونه بیان میفرمایند:
«امریکا عاجز از این است که دخالت نظامى در اینجاها بکند....اگر آنها مىتوانستند دخالت نظامى بکنند، شاه را نگه مىداشتند...آنها همیشه دخالتهایشان، دخالتهاى شیطنتى است؛ توطئه است. آنها اگر بخواهند یک کارى هم بکنند، وادار مىکنند جوانهاى ما را که آنها تظاهر بکنند و در تظاهر، عمال آنها بیایند درگیرى بکنند با اینها و یک غائله راه بیندازند که ما نتوانیم یک محیط آزاد پیدا بکنیم. یک محیط آرام پیدا بکنیم و مسائلى را که مى خواهیم طرح بکنیم، و مىخواهیم ایجاد بکنیم، بتوانیم. آنها از این راهِ شیطنتها پیش مىآیند. آنها شیطانهایشان را پیش همین جوانهاى صافدل عزیز مىفرستند تبلیغات مى کنند. مىنویسند به دیوار؛ چه مىکنند، چه، چه، چه. یک وقت مىبینیم که یک عده جوان را راه انداختند توى خیابانها به یک تظاهراتى؛ تظاهرات بحق، لکن آنها از همین تظاهرات بحق مىخواهند استفاده ناحق بکنند.»(10) ادامه دارد...