زهراسادات علوی
دیدن و شنیدن عنوان«جریان انحرافی» این روزها در رسانههای خبری کار سختی نیست. کمتر شخصیت سیاسی و حزبی بوده است که دررابطه با این جریان سخن نگفته باشد. اما جریان انحرافی چه جریانی است و به چه کسانی اطلاق میشود. این پرسشی است که این روزها در محافل عمومی پرسیده میشود. «جریان انحرافی» اصطلاحا به گروهی از افراد نزدیک به رییسجمهور اطلاق میشود که دارای مشخصات و مختصات خاصی هستند. عنوان جریان انحرافی در حالی در چند هفته اخیر در رسانهها منعکس میشود که ریشه تولد آن را باید در اظهارات مشایی درباره دوستی با مردم اسراییل و... دانست. این اظهارات انتقاد برخی از دلسوزان نظام را برانگیخت و پس از آنکه رییسجمهور با برکناری مشایی و گروهی دیگر از نزدیکان وی مخالفت کرد این انتقادات وارد مرحله تازهیی شد به نحوی که همه اظهارات، اقدامات و واکنشهای رییسجمهور متاثر از این گروه خوانده شد.
اما این گروه دارای چه نشانههایی است؟
نخستین نشانه این جریان استفاده ابزاری از عنصر مهدویت، سطحی و سخیف کردن اعتقادات به امام زمان و فلسفه انتظار است. تاکید افراطی بر باستانگرایی، ایرانیت، مکتب ایرانی، جشن نوروز و ملیگرایی را به عنوان نشانه دیگر انحراف در این جریان میتوان یاد کرد. این جریان در بعد اعتقادی معنی و مفهومی از «ولایت» را مطرح میکند که از بطن آن اعتقاد به «ولایت فقیه» و «ولایتپذیری» و لزوم تبعیت از ولی فقیه استنتاج نمیشود.
«بیاعتنایی به مرجعیت دینی، اعتقاد به از بین رفتن مرجعیت اجتماعی روحانیت و طرح اعتقاد اسلام بدون روحانیت، یکی دیگر از نشانههای این جریان انحرافی است که ریشه چنین اعتقاداتی را در نوع رفتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اعضای این جریان به وضوح میتوان مشاهده کرد».
در این میان میتوان به«عدالتمحوری با رویکرد مساوات» یا به عبارت دیگر «عدالت توزیعی» و نیز «رویکرد مثبت به مدرنیته در عین تظاهر به سنتگرایی» را میتوان از دیگر خصائص خاصه این جریان برشمرد. آنگونه که مقدمفر مدیرعامل خبرگزاری فارس میگوید: از دیگر نشانههای این جریان انحرافی عرفانگرایی کاذب و معناگرایی خرافهآمیز است، آنچه درباره ارتباط برخی از این افراد با اجنه گفته میشود، حقیقت دارد اما نباید جریان انحرافی را در این مساله خلاصه کرد، چراکه مشکل اصلی این جریان جنگیری نیست و انحراف آنها بسیار عمیقتر است. مقدمفر قدرتطلبی و میل به تصاحب کانونهای قدرت را از ویژگیهای دیگر این جریان منحرف برشمرد و در پایان تاکید کرد:
ماهیت جریان انحرافی تا امروز در این ۱۳ مورد خلاصه میشود و این موارد برآورد یا تحلیل نیست، بلکه بطور مصداقی وجود دارد، از جمله قدرتطلبی، مطلقانگاری خود و خودمحوری و التقاط فکری، استفاده ابزاری از موضوع مهدویت، تاکید افراطی بر باستانگرایی و ایرانیت، عدم اعتقاد به ضرورت حاکمیت ولایت فقیه در زمان نزدیک به ظهور، قائل بودن به اسلام بدون روحانیت، انسانمحوری بر مبنای التقاط تفکر اسلامی و اومانیسم، صلح جهانی با معنایی متضاد از فرهنگ قرآنی، عدالتمحوری با رویکرد مساوات (عدالت توزیعی)، عرفانگرایی کاذب، معناگرایی خرافهآمیز، زیر سوال بردن مدیریت الهی انبیا، تظاهر به سنتگرایی در عین اعتقاد به مدرنیته این شاخصهها که همواره در رفتار و سخنان این سران این جریان عیان بود با انتقادات مستقیم و غیر مستقیم رهبری نیز مواجه شد؛ به گونهیی که رهبر انقلاب تاکنون حداقل سه بار به صورت مستقیم و غیرمستقیم ناگزیر از اظهارنظر نسبت به مشایی شدهاند که مرور، تامل و دقت در این همه میتواند در راستای پاسخ به این پرسش مفید باشد و سرنخهای خوبی را به دست دهد. اما محمد کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت در گفتوگو با فارس، جعل تئوری مکتب ایرانی، استفاده ابزاری از گفتمان مهدویت، ایجاد اختلاف میان قوای سه گانه، برهم زدن جبهه دوست و دشمن، سخن گفتن از بیداری انسانی به جای بیداری اسلامی را از مختصات جریان انحرافی میداند.
اما در میان تمام مولفههای اصلی این جریان، طرح مکتب ایرانی شاید مهمترین بحثی بود که توسط اسفندیار رحیم مشایی مطرح شد و حاشیههای فراوانی را در فضای سیاسی به دنبال داشت . این در حالی بود که علما نیز به انتقادات شدید و صریح از این جریان پرداختند از آن جمله انتقاد آیتالله مصباحیزدی از جریان انحرافی نفوذی در اصولگرایان بود. وی معتقد است: «امروزه در درون جامعه ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است و همانطور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای انقلاب و اسلام جلوه میکند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان میکند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض میکند».وی ادامه داد:«چگونه کسی که در عمرش با عالمی ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربهیی به اسلام میزند، میتواند برای اسلام مفید باشد و معلوم نیست چه شده که برخی نیز به آنها دل بستهاند».
استاد اخلاق حوزه علمیه قم گفت:«اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار میشویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و میبینیم همان کسانی فتنه را آغاز کردهاند که خود پرورش دادهایم. این عزل و نصبها از کجا در میآید؟ این حرفهای ملیگرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکلگیری است، برای چیست؟
ملی گرایی و دم زدن از مکتب ایرانی با چه انگیزهیی میتواند صورت بگیرد؟»رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد:« خطری که من احساس میکنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذیهایی است که در بین خودیها در حال رشد هستند».از سوی دیگر نمایندگان مجلس نیز نسبت به اقدامات جریان انحرافی همواره هشدار دادهاند. بطوری که رییس مجمع نمایندگان استان تهران، تلاش برای سکولاریزاسیون حکومت در ایران، احیای ملیگرایی و پان ایرانیسم و عدم تقید عملی به ولایتفقیه را از جمله وجوه مشترک جریان فتنه و گروه انحرافی دانست. حجتالاسلام حسن نوروزی نماینده مردم رباط کریم و رییس مجمع نمایندگان استان تهران در گفتوگو با فارس، با اشاره به انحراف برخی گروههای سیاسی از مسیر انقلاب گفت: در طول 32 سال گذشته گروههای گوناگونی از مسلمانان و انقلابیون بنا بر عناوین مختلف از حوزه انقلاب خارج شدند که از این جمله میتوان به انجمن حجتیه، حزب خلق مسلمان و گروههای انحرافی دیگر اشاره کرد. در عین حال حجتالاسلام قربانی نیز گفت: جریان فتنه و گروه انحرافی هر دو دشمنشادکن و دشمن ملت هستند.
قربانی با اشاره به فتنه 88 و اشتراک آن با موضوع گروه انحرافی، خاطرنشان کرد: فتنهگران 88 با اعضای گروه انحرافی در مقابله با نظام ولایی وجه اشتراک دارد چراکه هردوی آنها گرچه با ابزارهای مختلف و با نیات متعدد برنامههای خود را پیاده میکردند و میکنند اما در حقیقت بطور مشترک به دنبال مقابله با نظام ولایی بودند. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه جریان فتنه و گروه انحرافی آب به آسیاب دشمن ریختهاند، خرسند کردن دشمنان انقلاب اسلامی را از دیگر اشتراکات گروه انحرافی با جریان فتنه دانست و گفت: کسانی که دشمنان را خوشحال میکنند بهتر است بدانند که دوستان دشمن انقلاب اسلامی، دشمن ملت ایران محسوب میشوند. اما سید مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به یکی از اهداف سران جریان انحرافی اشاره میکند و معتقد است که: «این جریان قصد دارد 150 نماینده به مجلس آینده بفرستد تا بتواند ریاستجمهوری آینده را نیز از آن خود کند، لذا خبرهایی از ائتلاف این گروه با جریان اصلاحات به گوش میرسد که نمونه آن در انتخابات هیات رییسه اتاق تهران دیده شد».این انتقادات در حالی مطرح میشود که آیتالله صادق لاریجانی معتقد است: «جریان انحرافی در مفاسد اقتصادی هم غوطهورند و بیامان جلو میروند.»
رییس قوه قضاییه بدون ذکر نام فرد مشخصی گفت: «جریانی انحرافی که گویا تمام نکات انحرافات گذشته را با هم در یک جا جمع دارد، در کمرنگ کردن نقش علما و در ترویج ایرانیگری و قومیتگرایی بسیار تلاش میکند و مردم را ارجاع میدهد به کوروش و هخامنش و دیگران و بعد از آن طرف در ترویج عرفانهای کاذب، در جنگیری و رمالی هم تلاش میکند، که مشخص نیست اینها چه نسبتی با دین دارد».اما چرا با وجود این حجم از انتقادات نسبت به حلقه اصلی دور احمدینژاد، وی همچنان در مقابل عملکرد گروه انحرافی سکوت اختیار کرده است سوال بیپاسخی است که بسیاری از حامیان رییسجمهور نیز از وی دارند. در این میان با وجود درخواست اصولگرایان برای برخورد با این جریان از سوی احمدینژاد و طرد این جریان از اطراف خود، هنوز رییسجمهور واکنشی نشان نداده است.
عدم برخورد احمدینژاد با این جریان مسبوق به سابقه است و در دیگر موارد بحث برانگیز نیز احمدینژاد به طرفداری از این جریان پرداخته است و در مقابل درخواست برای برکناری مشایی یک تنه ایستاد. بطور مثال زمانی که انتقادات از احمدینژاد درباره انتصاب مشایی به معاونت اولی رییسجمهور بالا گرفت، وی در این رابطه گفت «برخی از من سوال میکنند که چرا تا این اندازه به آقای مشایی علاقه دارید و من پاسخ میدهم به هزار دلیل به ایشان علاقهمندم؛ یکی از دلایل آن، این است که وقتی انسان با ایشان مینشیند و گفتوگو میکند، انگار با خودش نشسته و هیچ احساس فاصلهیی نمیکند؛ قلب او چون آینه شفاف و روشن است».جریان انحرافی را شاید باید غیر خودیهای جدید نظام تلقی کرد. غیر خودیهای خودی نمایی که با بهرهگیری از روابط شخصی سعی در منحرف کردن قطار انقلاب از مسیر اصلی را دارند.
شاید بر این اساس ضروری است تا پس از گذشت بیش از یک دهه از طرح بحث خودی و غیرخودی از سوی مقام معظم رهبری و نشانههایی که ایشان برای خودیها و غیر خودیهای نظام مطرح کردهاند بازخوانی شود. جریانی که با نفاق توانسته در بخشهایی از مدیریت کلان نظام قرار بگیرد و با استفاده از موقعیتهای ویژهای که در اختیار دارد بتواند اهداف مدیران اصلی خود که شاید همانا براندازی است را به منصه ظهور برساند. اگرچه هشدارهای علما و فقها و دیگر خواص با بصیرت ایران نشان از آن دارد که رهبران معنوی جریان انحرافی برای تحقق اهداف خود با مشکلات فراوانی روبرو خواهند بود.