تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۲۰۴۶۵

پشت پرده فرقه عرفان کیهانی


گروه اجتماعی - علی حمیدیان: اساسی‌ترین موضوع در عرفان حلقه، اتصال به حلقه‌های شبکه شعور کیهانی است. بزرگ‌ترین ارمغانی که عرفان حلقه به پیروان خود می بخشد و مدعی است که با این ارمغان پیروانش را در مسیر عرفان عملی قرار می‌دهد و پیش می‌برد، همین اتصالات است اما شعور کیهانی چیست؟ اتصال به آن چه معنایی دارد؟ و چگونه این اتصال افراد را در مسیر عرفان عملی قرار می‌دهد؟ از دیدگاه عرفان حلقه، شعور کیهانی، یک هوشمندی نهفته در جهان مادی است. به این معنا که اگر از منظر فیزیک‌ کوآنتوم جهان مادی به واقع انرژی است، از منظر عرفان حلقه جهان مادی از شعور آفریده شده یا حقیقتاً شعور است. «جهان هستی مادی از شعور آفریده شده و تمامی اجزا و ذرات آن شعور هستند.» با این وصف شعور کیهانی حقیقتی متعالی نیست، بلکه جوهره اصلی این جهان است که تمامی جهان مادی از آن درست شده است. شعور کیهانی در حقیقت میلی درونی است که هر ذره را به رقص و حرکت وادار می‌کند و حقیقتی را که به صورت ماده به نظر ما می‌رسد، پویا می‌سازد.
بنابراین آنچه که در مرحله اول به نظر می‌رسد این است که بر اساس نوشته‌ها، گفته‌ها و دیدگاه‌های محمد علی طاهری به عنوان بنیانگذار فرقه نوظهور و انحرافی کیهان حلقه یا عرفان (مطابق آنچه که در بالا گفته شد) به هیچ وجه منبعث از دیدگاه‌های اسلامی نیست و عرفان اسلامی که 1400 سال پیش از پیامبر و ائمه به ما رسیده به هیچ وجه با این نوع عرفان مطابقت ندارد. تعاریفی که در عرفان او وجود دارد برگرفته از شبه عرفانهای کابالا و فرقه‌های شرقی و غربی است. در واقع عرفانی که محمد علی طاهری نام آن را عرفان کیهانی و شبکه رحمانی نامیده برگرفته از دیدگاه‌های مارکسیستی و نگاه‌های مادیگرایانه و ابزارگرایانه به عرفان است. در عرفان او دیدگاه‌های مارکسیستی هم نمایان است. دیدگاه مارکسیستی او باعث شده که یک حرف جدیدی را بیاورد.
مارکسیست‌ها همه چیز را در دنیایشان ابزاری معرفی می‌کردند و می‌گفتند چیزی که با ابزار درگیر نیست، اصلا چنین چیزی وجود ندارد و می‌گویند دنیایی که آنها معرفی کرده‌اند دنیای بی‌ابزاری است که هیچ ربطی هم به عقل ندارد. محبت و عاطفه و اینجور چیزها هم مربوط به دنیای بی‌ابزاری است.
عرفان کیهانی چه می‌کند؟
عرفان کیهانی یک مکتب التقاطی است که از چند سال پیش فضای معنوی کشور را تا حدودی آلوده ساخته و با اغفال و بهره‌گیری از احساسات عده‌ای از جوانان و دانشجویان زمینه‌های انحرافاتی عمیق عقیدتی و بینشی را در آنها به‌وجود آورده است. در این فرقه‌ها، اعتقاداتی در مورد اینکه این جهان، جهان تناسخ است وجود دارد و معتقدند که قدرت درمانگری دارند. اینها مدعی‌اند که درمانشان درمان عرفان گرایانه است.
آنها معتقدند می‌توانند بیماری‌ها را درمان کنند بدون دارو. در واقع می‌گویند بیماریها از یکسری ویروس‌هایی به وجود می‌آیند که منبع‌شان موجودات غیر ارگانیک است. یعنی همان جن یا روح‌های خبیث که اگر بتوان آن روح خبیث یا جن را از بدن فرد خارج کرد بیماری‌اش درمان می‌شود. در واقع می‌خواهند به مریدانشان بفهمانند که هر کس مقاومتش در برابر ورود جنها کمتر باشد، جنیان به او حمله می‌کنند و در کالبد او جای می‌گیرند. در واقع پیروان این فرقه کاملا به تناسخ اعتقاد دارند و معتقدند روح‌ها تا پاک نشوند به دنیا برمی‌گردند تا بالاخره لیاقت رفتن به ملکوت را پیدا کنند.
طاهری معتقد است هر کس که با دارو، قصد درمان دارد در واقع خیانت می‌کند: «به افراد و هر کس که موافق اینگونه درمان، یعنی درمانگری به وسیله شبکه رحمانی نباشد در واقع در مافیای دارو قرار دارد!» کلاسهای فرادرمانگری طاهری مدت‌هاست که با هزینه 50 هزار تومان در 6 جلسه 4 ساعته در تهران و شهرستان‌ها برگزار می‌شود. البته او مدعی است قدرت درمانگری را از مستر(استاد) به شاگرد منتقل می‌کند و هر‌کس که این دوره‌ها را بگذراند، قدرت فیض رسانی را از استادش می‌گیرد.
در واقع، قدرت فرادرمانگری از استاد به شاگرد تفویض می‌شود و بعد از گذراندن این دوره‌ها، فرد مستر درمانگر می‌شود. در واقع بسیاری از کسانی که در این کلاسها شرکت می‌کنند نمی‌دانند که در پشت پرده این کلاسها چه چیزی نهفته است و فقط آموزه‌های طاهری را به صورت طوطی وار در کلاسهای خودشان مطرح می‌کنند.
یک منجی خودجوش
محمدعلی طاهری متولد 1335 است. او بنیانگذار فرقه نوظهور کیهان حلقه یا عرفان حلقه از سال 82 است. طاهری با ادعای اینکه رشته فیض الهی در جهان است به معرفی این فرقه پرداخت و خودش را واسط فیض الهی در روی زمین می‌داند. او در دوره‌هایی که برگزار می‌کند به آموزش شاگردانش می‌پردازد و مدعی است که می‌تواند این فیض و واسط الهی بودن را به شاگردانش تفویض کند. طاهری از اواسط سال 89 تا به حال سه بار دستگیر شده. بار نخست در 29 فروردین 89 که به خاطر مسائل امنیتی به مدت دو ماه در زندان بود و با قرار وثیقه آزاد شد و در دفعه دوم هم یک ماه پیش زندانی شد که باز هم به خاطر مسائل امنیتی بود.
با این تفاوت که در بار دوم فقط 24 ساعت در حبس بود و بعد با دادن تعهد آزاد شد اما این بار او به جرم ارتداد، ترور و ارتباط با بیگانه در زندان به سر می‌برد. قضیه ترور او هم مربوط می‌شود به سوء قصد به دو نفر از اعضای خودشان. این به آن معنا نیست که در ترورها دست داشته، ولی ترورها در گروه او اتفاق افتاده. یکی از مسترهایی که از گروه جدا شد و یکی دیگر یکی از نفوذیهایی این شبکه. البته هر دوی این افراد زنده‌اند. ولی شاکیان پرونده محسوب می‌شوند.
طاهری معتقد است که پیامبر و ائمه نمی‌توانند واسطین فیض باشند و حتی دیگر نیازی به اقامه صلات نیست و اگر فرد بتواند خودش را خالص کند می‌شود نماز مجسم! «الان هم شما خدای مجسم هستی و هم من هستم. همه هستند. همه وجه او هستند. مفهوم من پسر او هستم این است که الان همه پسرش هستیم، همه فرزندش هستیم، به یک عبارت‌هایی مثلا ما به خدا می‌گوییم دوست. یک جا بحث پدر است، پدر آسمانی، حالا اون شده پدر، ما شدیم فرزند، یک تشبیه عرفانی است. اینها مسائلی است که به خدای زنده مرتبط است. با بسم‌الله یا این صفات دیگه مربوط است به خدای زنده، خوب مربوط است به تجلیات.» اینها قسمت‌هایی از صحبت‌های محمد علی طاهری است که در دوره‌ها و کلاس‌های تخصصی‌اش به جوانانی که فریب حرف‌های او را خورده بودند آموزش می‌داد. او این بار معلوم نیست تا کی در زندان باشد و حکمش چه ولی اینطور که پیداست او، جوانان بسیاری را به یک جریان انحرافی کشانده است و دستگاه قضایی هم مصمم است تقاص این به انحراف کشاندن فکر و روح جوانان پاک و معصوم را از او بستاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات