بسماللهالرحمنالرحیم
رئیس جمهور آمریکا در نطقی انفعالی در قبال تحولات مردم خاورمیانه و ملتهای عرب اعتراف کرد تغییرات چشمگیری در کشورهای عربی درحال شکلگیری است.
اوباما طی سخنانی که از روزها قبل درخصوص آن تبلیغات فراوانی به عمل آمده بود و در پی کشتن بن لادن که به عنوان یک پیروزی بزرگ کاخ سفید در اعلام سیاستهای جدید خاورمیانهای از آن نام برده میشد، خواستار تشکیل دولت به اصطلاح مستقل فلسطین در مرزهای سال 1346 (1967 میلادی)، بدون داشتن حقوق حاکمیتی شد! وی در سخنرانی خود در وزارت امور خارجه آمریکا که از دید تحلیلگران سیاسی نطقی تبلیغاتی بود، گفت: "ما شاهد بازگشایی فصلی تازه در عرصه دیپلماتیک و دورانی جدید هستیم که تغییرات چشمگیری در جهان عرب و خاورمیانه درحال شکلگیری است. بنابر این، سؤال اساسی اینجاست که آمریکا چه نقشی در رویدادهای جاری خاورمیانه و شمال افریقا میتواند ایفا کند." وی در این نطق تبلیغاتی و تاکتیکی، که هم متناقض و هم منافقانه ارزیابی شده، ضمن حمایت از تحولات و تغییرات اخیر خاورمیانه خواستار برقراری صلح بین رژیم صهیونیستی و فلسطینیها شد.
طبعاً برای بررسی مفاد این سخنرانی و کم و کیف آن و اهدافی که در پشت این ماجرا قرار گرفته، نخست باید محورهای سخنرانی را کاوید، سپس به این سؤالها پاسخ داد که: اوباما در طرح خود، کدام فلسطین را با چه تعریفی به رسمیت شناخته است؟ مخاطب او در این طرح چه کسانی هستند؟ آیا او با ملت فلسطین سخن گفته یا مخاطبانش گروههای فلسطینی و دولتهای سازشکار عرب میباشند؟سمت و سوی تغییراتی که آمریکا از آن حمایت میکند به کدام جهت است؟ آیا این قبیل طرحهای به اصطلاح بیطرفانه با سیاستهای جانبدارانه و متعهدانه کاخ سفید و سیاستمداران آمریکا در حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی و دفاع امنیتی، سیاسی و نظامی از این رژیم سازگاری دارد؟
درباره محورهای سخنرانی رئیسجمهور آمریکا باید گفت تیم مشاوران سیاست خارجی و امنیت ملی و همچنین گروه مبارزات تبلیغاتی آقای اوباما برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این کشور در تنظیم این سخنرانی سرفصلهایی از قبیل پویایی سیاست خارجی آمریکا و مدیریت تحولات اخیر منطقه ای، حمایت از دیکتاتورها در پوشش حقوق بشری همراه با اصلاحات اقتصادی و سیاسی در کشورهای خاورمیانه، القای همراهی منافع آمریکا با منافع مردم منطقه و پوشاندن واقعیتهای متضاد آن، ترغیب رژیم صهیونیستی و فلسطینیها به سازش براساس تشکیل کشور فلسطین در پشت مرزهای سال 1346 تجلیل از عملکرد آمریکا در عراق و افغانستان، اعلام حمایت بیقید و شرط از اسرائیل به عنوان یک متحد استراتژیک، محکوم کردن خشونتها در سوریه و لیبی، درخواست از علی عبدالله صالح برای احترام گذاشتن به خواستههای مردم و پذیرفتن طرح شورای همکاری، حمایت از رژیم بحرین و حمله علیه ایران را دنبال میکردند که طبعاً مهمترین فراز آن، تشویق فلسطینیها به تن دادن به مذاکره سازش با اسرائیل و پذیرش حاکمیت غاصبانه رژیم صهیونیستی و تشکیل حکومتی به نام فلسطین در مرزهای سال 1346 بدون داشتن مبانی حاکمیتی از قبیل قدرت سیاسی و نظامی دانست. وی گفت: "اکنون که مردم خاورمیانه و شمال افریقا، بار گذشته را از دوش بر زمین مینهند، رسیدن به صلحی پایدار که به تمامی ادعاها پایان بخشد، نیاز دارند که ضروریتر از هر زمانی به نظر میرسد."
قدر مسلم اینست که آمریکائیها که در تحولات چند ماه اخیر در منطقه ضربات زیادی به سیاست خارجی آنها وارد شده و مهرهها و سرمایههای سیاسی خود را در منطقه از دست دادهاند و یا در معرض سقوط میبینند، به منظور مدیریت صحنه و جهتدهی به تغییرات، در نهایت تزویر و ریاکاری، خود را همسو با حرکتهای مردمی قلمداد کرده و خواستار بهرهبرداری همراه سوء استفاده از این تحولات و پختن نان تثبیت حاکمیت نامشروع رژیم صهیونیستی در منطقه که از 70 سال پیش تاکنون آنرا هدفمندانه دنبال کرده ولی هرگز به آن دست نیافته بودند، در سایه رویدادها و گرد و غبارهای حاصل از تحولات اخیر خاورمیانه هستند و رویدادها را به گونهای ظریف و مزورانه سمت اهداف مورد نظر خود مدیریت کنند.
قطعاً خامی و خوش خیالی بزرگی خواهد بود اگر سران کاخ سفید در شرایطی که همه اهرمها و شرایط لازم از قبیل داشتن مهرههای سیاسی مورد نظر در کشورهای عربی و سرکوب قیامهای مردمی را در اختیار داشته ولی برای به کرسی نشاندن اهداف مورد نظر در تضمین حاکمیت نامشروع رژیم صهیونیستی در منطقه موفق نبودند، اکنون در شرایط بیداری ملتها بتوانند نتیجه مورد نظر خود را از وضعیت موجود بگیرند و کلاهی از این نمد برای متحدان صهیونیست خود بدوزند.
شکی در اینکه تغییرات چشمگیری در جهان عرب و خاورمیانه ایجاد شده و منطقه درحال شکل دهی وضعیت جدیدی است؛ وجود ندارد و به همین نسبت نیز تردیدی در این موضوع نیست که آمریکائیها به دنبال جبران عقبماندگی خود از سرعت تحولات و ترمیم شکستهای سخت در سیاست خاورمیانهای خود و حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و سایر همپیمانانشان در منطقه هستند.
به همین دلیل، تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی طرح جدید خاورمیانه آمریکا و سخنرانی اوباما را منعطف به جبران مافات و پوشاندن تن برهنه رژیم صهیونیستی میدانند که در شرایط کنونی تمامی حامیان و پوششهای حفاظتی خود را در منطقه از دست داده است.
چگونه میشود پذیرفت که اوباما در عین تاکید بر حمایت بیقید و شرط از اسرائیل و پافشاری بر لزوم حمایت کاخ سفید از حاکمیت امنیتی، سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی، بدون اشاره به مسأله 6 میلیون آواره فلسطینی و بیتالمقدس اشغالی، خواستار تشکیل دولت مستقل فلسطینی آنهم فقط براساس مرزهای سال 1346 باشد؟ امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده که هیات حاکمه آمریکا در راستای تعهد امنیتی و پیمان استراتژیک با رژیم صهیونیستی به دنبال کاهش نگرانیهای صهیونیستهای غاصب است و آنچه به عنوان صلح از آن نام برده میشود، فقط تضمین ادامه وضعیت موجود غاصبانه فلسطین و آوارگی میلیونها فلسطینی و پایان دادن به مخاطرات امنیتی رژیم صهیونیستی میباشد، همانگونه که رئیسجمهور آمریکا در نطق خود به آن اشاره کرد و گفت: "برای چندین دهه، نزاع میان اسرائیل و اعراب بر منطقه خاورمیانه سایه افکنده است.
برای اسرائیلیها این نزاع به معنای زندگی با ترس است که کودکان آنها با اتوبوس یا موشکهایی که به سمت خانههای آنها شلیک میشود، کشته شوند و همچنین این وحشت وجود دارد که کودکان منطقه خاورمیانه یاد بگیرند که از اسرائیلیها تنفر داشته باشند." این جملات در حقیقت اوج نگرانی آمریکائیها از امنیت طرف اسرائیلی و غاصب ماجرای فلسطین و علت اصلی ارائه طرح جدید به سمت شناختن کشور فلسطین برای پایان دادن به تهدیدات امنیتی رژیم صهیونیستی و ایجاد امنیت پایدار برای صهیونیستهاست.
نکته قابل تأمل دیگر در این طرح اینست که اوباما، کدام فلسطین را به رسمیت شناخته است؟ شک نباید کرد که تشکیل فلسطین در پشت مرزهای سال 1346 به معنای حفظ وضعیت سرزمینی موجود برای صهیونیستها و پذیرش این نکته از سوی فلسطینیها و سایر مسلمانان بر آنچه که رژیم غاصب صهیونیستی تاکنون اشغال نموده و تاکید بر آوارگی میلیونها فلسطینی و مرکزیت قدس شریف برای رژیم اشغالگر است.
از این رو ملت فلسطین در واکنش به این طرح سازشکارانه و کلاهبردارانه، آنرا اقدامی تاکتیکی از سوی باراک اوباما در غصب ابدی قدس شریف و غیرحاکمیتی خواندن کشور فلسطین و گرفتن تضمین و تعهد از کشورهای همسایه عرب بر حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و از همه مهمتر، کانالیزه کردن و محدود نمودن آشتی ملی فلسطین میدانند که گروههای فلسطینی را مجبور خواهد کرد به جای ادامه مسیر مقاومت، صرفاً براساس دستور کار و طرح آمریکا حرکت و تصمیم گیری کنند.
از این رو حماس و جهاد اسلامی فلسطین این طرح آمریکا را که این بار توسط اوباما ارائه شده، طرحی شکست خورده نامیدند که در واکنش به بهار تحولات کشورهای عربی و آغاز قیام سوم انتفاضه در شصت و سومین سالروز تشکیل حکومت نکبت صهیونیستی ارائه شده است غافل از آنکه آزادگی و بیداری ملی در روح و قلب و جان ملتهای عرب و فلسطین ریشه دوانده است. تجاوزگریهای اسرائیل جز با مقاومت متوقف نخواهد شد و مردم فلسطین میدانند باید حقوق خود را در صحنه مقاومت و نه از طریق مذاکره و تن دادن به طرحهای ذلت بار جستجو کنند و بدانند که از طرح جدید اوباما، چیزی عاید آنها نخواهد شد.