تغییرات مدیریتی:
سیاستهای اقتصادی: تغییرات گسترده در سیاستهای اقتصادی کشور هم دستکمی از تغییرات در سایر حوزهها نداشت. حتی بسیاری معتقدند دگرگونیهای ناگهانی که در ساختار اقتصادی کشور ایجاد شد به منشاء تغییر نگرش تودهها بدل شد و آثار آن هم در انتخابات 24 آذر به خوبی نمایان شد. محمود احمدینژاد زمانی که مشغول مبارزات انتخاباتی بود از سلطه چند خانواده متنفذ بر منابع نفت ایران سخن به میان آورد و در عینحال از آنان به عنوان مافیای نفتی یاد کرد که مانع از انتقال نفت بر سر سفرههای مردم فقیر شدهاند. احمدینژاد نوید داد اگر رئیسجمهور شود سیاستهای عدالتگرایانه را در دستور کار خود قرار خواهد داد و زمینه را برای کاهش فقر و ترمیم شکاف طبقاتی فراهم میکند. برآیند افکار عمومی از شعارهای انتخاباتی احمدینژاد در حوزه اقتصادی این بود که این کاندیدا در صورت پیروزی رئیسجمهوری عدالتطلب، مخالف تورم و گرانی، افشاگر مافیای نفتی، نابودکننده باندهای ثروت و قدرت، توزیعکننده درآمدهای کشور بین اقشار ضعیف و... خواهد بود. محمود احمدینژاد هم هیچگاه سعی نکرده انتساب این موارد به خود را تکذیب کند فقط در یک مورد و طی کنفرانسی مطبوعاتی بود که از شعار خود مبنی بر آوردن نفت سر سفرههای مردم عدول کرد. وی در آن کنفرانس در پاسخ به سوالی صراحتاً گفت: «من نگفتم نفت را سر سفرههای مردم میآورم.» البته تکذیب رئیسجمهور آن هم حدود یک سال بعد از ریاست جمهوری درباره اصلیترین شعار انتخاباتیاش چارهساز نشد و بیشتر باعث تحریک افکار عمومی به خصوص اقشار فرودست جامعه شد. زیرا برای اولین بار روزنامه کیهان به نقل از یکی از مشاوران انتخاباتی احمدینژاد شعار مشهور آوردن نفت سر سفرههای مردم را منتشر کرد. البته شاید اگر این تغییر به همین یکی مورد محدود میشد آثار زیادی را بر جای نمیگذاشت زیرا به عنوان نمونهای دیگر در سفرهای استانی هیات دولت وعدههای مالی هنگفتی داده میشد که به اعتقاد قاطبه نمایندگان مجلس تقریباً هیچکدام از این وعدهها اجرایی نشده است. از همین رو هم میتوان به آثار بیشتر سخنان رئیسجمهور پی برد آنجا که اعلام میشود وامهای ده میلیونی خرید و سه میلیونی ودیعه مسکن به اقشار آسیبپذیر داده میشود اما همزمان نه تنها این وامها پرداخت نمیشود بلکه قیمت خرید و اجاره مسکن به صورت روزانه و تصاعدی افزایش پیدا میکند. بنابراین براساس شاخصهای عینی و واقعیتهای موجود میتوان دریافت چنین شعارهایی چه تاثیری را بر افکار عمومی بر جای میگذارد. به خصوص اینکه احمدینژاد به عنوان رئیسجمهوری شناخته میشود که بیشترین هدفش را اصلاح ساختار اقتصادی ایران و بهبود سطح رفاه عمومی و معیشتی مردم به خصوص اقشار فرودست جامعه اعلام کرد. به این موارد باید سکوت احمدینژاد درباره وعدههای پیشین خود مبنی بر افشای باندهای ثروت و قدرت به خصوص در ساختار وزارت نفت را اضافه کرد. احمدینژاد قول داده بود افشاگری کند اما روزی در مجلس مقابل نمایندگان گفت: میخواستم اسامی این افراد را اعلام کنم. الان نام آنان در جیب من است ولی برخی دوستان گفتند از این کار منصرف شو و کار خودت را ادامه بده.
هر چقدر نمایندگان خواستار اعلام اسامی مفسدان اقتصادی شدند احمدینژاد نپذیرفت و بعدها هم همین شیوه سکوت را پیشه کرد. فقط زمانی که منتقدان سیاستهای اقتصادی او را به نقد میکشیدند احمدینژاد اعلام میکرد: «هر جا ما اصلاحی انجام میدهیم ناگهان صدای کسانی در میآید که منافع آنها به خطر افتاده یا دستشان از منابع ملت کوتاه شده است.» احمدینژاد گفت: «چنین افرادی درباره گرانی و تورم هشدار میدهند. ما که میدانیم شما برای چه اعتراض میکنید.» احمدینژاد تقریباً مضمون همین جملات را بارها در سخنرانیهای خود به کار برد و صداهای انتقادی را به صدای شکستن دست مفسدان اقتصادی از دستدرازی بیشتر به بیتالمال تعبیر میکرد. البته تمام این تحولات و انتقادات و حملات متقابل دولت و منتقدان به یکدیگر در شرایطی رخ میداد که نظام اقتصادی ایران از اردیبهشتماه 85 به بعد یک دوره تورم نسبتاً بالا را تجربه میکرد. مجلسیان و منتقدان اقتصادی دولت به ضرورت کنترل تورم از سوی دولت تذکر میدادند اما دولت اساساً وجود گرانی و تورم را نمیپذیرفت و آن را القائات روزنامهها و عناصر شکستخورده در انتخابات ریاستجمهوری میدانست. حتی نامه 50 اقتصاددان هم شدیداً مورد اعتراض قرار گرفت. و اقتصاددانان به عناصری آمریکایی و صهیونیستی متهم شدند. با این وجود موج گرانیها به خصوص در بخش مسکن و مایحتاج عمومی و مورد نیاز روزانه مردم مشهود بود. دولت اقداماتی را برای کنترل این وضعیت از جمله توزیع مستقیم تخممرغ و گوشت بین مردم انجام میداد و تیمی را هم مامور بررسی وضعیت مسکن کرد. به هر حال آنچه که درباره اوضاع اقتصادی کشور از زمان ریاست جمهوری احمدینژاد به این سو وجود دارد این است که ایران یکی از طلاییترین روزهای درآمدهای نفتی خود را طی میکند. بنابراین انتظارات اقتصادی از دولت هم بیشتر است.
سیاست خارجی:
جدال فرهنگی ـ مدنی:
ادعای دوگانه: البته تمام این تنشها بین دولت و منتقدان در شرایطی رخ میداد که هر کدام معتقد بودند سیاستهای مورد نظر آنان از مقبولیت بیشتری بین افکار عمومی برخوردار است. به خصوص حامیان احمدینژاد با قاطعیت و اعتماد به نفس بالایی از افزایش آرای 17 میلیونی رئیسجمهوری به 30 میلیون خبر میدادند. تحلیلهای حامیان احمدینژاد نشان میداد اگر آنها در انتخابات جدید تحت عنوان حامیان احمدینژاد ظاهر شوند در سراسر کشور به پیروزیهای چشمگیری دست پیدا خواهند کرد. همین تحلیل هم مبنای رفتار حامیان محمود احمدینژاد در انتخابات 24 آذر شد. آنها معتقد بودند احمدینژاد در دوران 16 ماهه ریاست جمهوریاش بر اثر سیاستهای جدیدی که در حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی اتخاذ کرده باعث جلب توجه بیشتر افکار عمومی شده است. از دید تحلیلگران نزدیک به رئیسجمهور فعالیت انتخاباتی تحت عنوان حامیان احمدینژاد میتواند به جلب آرای 30 میلیونی ایرانی منجر شود. تصور یاد شده چنان میان آنان ریشه دوانده بود که این گروه حتی از ائتلاف با سایر گروههای اصولگرا و محافظهکار سر باز زدند. حامیان دولت معتقد بودند نیازی به ائتلاف نیست بلکه ذکر نام حامی احمدینژاد بودن به اندازه کافی نزد رایدهندگان ایرانی جاذبه ایجاد خواهد کرد. پشتوانه آنان هم عملکرد 16 ماهه محمود احمدینژاد بود. در پی چنین رفتارهایی بود که بخشهای عمدهیی از اصولگرایان ترجیح دادند بهرغم میل باطنیشان و در شرایطی تردیدآمیز از خیر ائتلاف با حامیان احمدینژاد بگذرند. آنان با اضطراب زیاد به صورت جداگانه در انتخابات ظاهر شدند. این در حالی بود که اصلاحطلبان با اطمینان بیشتری نسبت به بازخورد عملکرد دولت و به صورت یکپارچه حضور خود را اعلام کردند. به این ترتیب انتخابات 24 آذر با اضلاع سهگانه اصلاحطلبان، اصولگرایان و حامیان احمدینژاد برگزار شد. اگرچه هنوز اختلافنظر درباره میل اکثریت رایدهندگان به اصلاحطلبان یا اصولگرایان باقی است و هر کدام مدعی بیشترین مقبولیت نزد افکار عمومی هستند اما آنچه مسلم است حامیان دولت آنگونه که انتظار داشتند در صدر توجه رایدهندگان قرار نگرفتند. حتی تحلیل محتوایی آرا نشان میدهد نه تنها آرای 17 میلیونی احمدینژاد به 30 میلیون افزایش پیدا نکرده است بلکه اکثریت رایدهندگان با ریختن آرای خود به سبد جریانهای اعتدالی اصلاحطلب و اصولگرا در عمل نشان دادهاند در جریان منازعات 16 ماهه دولت با منتقدان اصلاحطلب و غیراصلاحطلباش استدلالهای کدام طرف را بیشتر پذیرفتهاند. عدم مقبولیت حامیان احمدینژاد مناقشهناپذیرترین بخش انتخابات 24 آذر بود.