علی شیرازی
جامعه، ممزوجی از حق و باطل است. باطل به طفیل حق پیدا میشود؛ و با نیروی حق حرکت میکند. از این رو عدهای باطل را حق میپندارند و بهزعم حق بودن، از باطل پیروی میکنند. اکثریت مردم حق گرایند: ابلیسیان و منحرفان؛ لباسی از حق را بر تن باطل میپوشانند و از این آمیختگی، مردم حقجو منحرف میشوند.زر پرستان و عناصر وابسته به فرعون، گوساله سامری را ساختند و گفتند این همان خدایی است که موسی بن عمران شما را به سوی آن میخواند. حق طلبان به گمان پرستش خداوندگار، گوسالهپرست شدند. منافقان در عصر پیامبر اعظم(ص)، جریان را برای خواندن نماز در مسجد به سوی مسجد ضرار کشاندند؛ و آنان را در صف مقابل اشرف مخلوقات و مربی جامعه بشری و نبی رحمت قرار دادند.
در عصر علوی چون معاویه با نیرنگ عمر عاص؛ «قرآن» را بر بالای نیزه کرد، برخی پا از صف حمایت علی(ع) عقب کشیدند و علیه امیرمؤمنان وارد جنگ شدند و صف خوارج را شکل دادند. در دوران جمال عبدالناصر، صهیونیستها با شعار ضد صهیونیستی و ضد اشغالگری، حزب بعث را به وجود آوردند و جمال را زمینگیر کردند و راه اشغال فلسطین را هموار ساختند. امروز نیز استکبار با فریاد ظلم و طغیان و زوگویی به صحنه نیامده است؛ بلکه پرچم حقوق بشر و مبارزه با تروریسم و دموکراسی و آزادی و صلح را به دست گرفته و در زیر این پرچم، تیشه به ریشه حیات بشر میزند.
در فتنه 88 با شعار خط امام و حمایت از آرمانهای امام، برخی را در برابر راه و اندیشههای امام خمینی(ره) قرار دادند. امروز در زیر چتر اصولگرایی و با شعار حمایت از ولایت فقیه، و با شعار مهدویت و دفاع از امام زمان(عج) قصد براندازی نظام ولایی و تاختن به اندیشه مهدوی را دارند. اگر بصیر نباشیم و حق و باطل را دقیق نشناسیم، در این عرصهها، گاه بهزعم پیروی از حق، در زیر چتر نفاق، قرار میگیریم و تیشه به ریشه حق میزنیم. ابن ملجم به امید رفتن به بهشت، علیبنابیطالب را کشت! برخی از یاران عمر سعد در کربلا، حسینبن علی(ع) را به امید سر بلندی در قیامت کشتند!
مقام معظم رهبری در تاریخ 15 مهرماه 1388 فرمودند: اگر بصیرت نباشد، انسان حتی با نیت خوب، ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد.» آن حکیم متأله و رهبر فرزانه و هوشمند در تاریخ 22 تیر 1371 فرمودند: «بیبصیرتها در جبهه باطل قرار میگیرند؛ بدون اینکه خود بدانند. همچنان که در جبهه ابن زیاد، کسانی بودند که از فساق و فجاز نبودند، ولی از بیبصیرتها بودند.»
بصیرت، به انسان قدرت تشخیص مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را میدهد و آدمی، با درک و فهم درست واقعیتهای جامعه، در هنگامه فتنه، حق را از باطل تمیز میدهد و با نور معرفت الهی، در مسیر مستقیم حرکت میکند. کسانی که در عصر فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، و در عرصه آمیختگی حق و باطل، زشتی را بر اثر بیبصیرتی، زیبایی پنداشتند، آب به آسیاب دشمن ریختند.
امروز نیز اگر نسبت به جریان انحرافی در کنار آقای احمدینژاد آگاه و بصیر نباشیم، چه بسا بهزعم حمایت از ولایت، ریشه حقیقت را نشانه رویم و آرام آرام در برابر ولایت فقیه و رهبری قرار گیریم. اگر طلحه و زبیر در جنگ جمل را نشناسیم؛ اگر امالمؤمنین در برار امیرالمؤمنین را نشناسیم؛ اگر چهره واقعی افرادی را که در جنگ صفین در پشت قرآن مخفی شدهاند، برایمان پنهان بماند؛ اگر بر نیت خصمانه حفاظ قرآن و نماز شبخوانها و پیشانی پینه بستههای نهروانی واقف نگردیم، در برابر علی میایستیم و گمان میبریم که با مرام علی هستیم!
میلیونها نفر تصور نمیکردند که یک روز بنیصدر با خنجر رو در روی امام خمینی(ره) میایستد.
چه کسی تصور میکرد شریعتمداری، روزی مقابل امام بایستد. تصور بریدن منتظری از نهضت خمینی، برای هر ایرانی ثقیل میآمد، و این ثقل، رقیق شد و رقت قلب منتظری، خنجری بر قلب خمینی شد. خاتمی، موسوی، کروبی، مهاجرانی و دهها نمونه از این مهاجران منالحق الی الباطل، مهر بطلان بر قلب خویش زدند و منتظر قلب انقلاب خمینی شدند!
چه خواص بیبصیرتی که در این عرصه آمیختگی حق و باطل، چاه را راه گرفتند و به درون چاه افتادند. چه بسا زبیر سیفالاسلام تصور نمیکرد در روزگاری نه چندان دور، سیفالشیطان میشود و گوش به دهان شیطان میگذارد و تسلیم هوای دل میگردد. به یقین ابن ملجم مرادی، حتی آن روز که علی گفت تو قاتل منی، باور نمیکرد شاعر مدح علی، قاتل علی گردد. شب است و شبی به پهنای هزار ماه، از پیامبر رحمت میپرسند؛ پسندتان بر دعای در این شب چیست و مراد خوب سیرتان و زیبا صورتان بهشتی میگوید: عاقبت به خیری!
آه از این همه امتحان! نکند پا بر خون شهدا بگذاریم و به اسم حرکت در مسیر دوستان، به فکر بوستانی در کنار دوزیستان باشیم!! افسوس اگر راه را گم کنیم! امروز نیز راهنما «علی» است. پرچم به دست علی است. علمدار قافله عشق، علی علمدار قافله حسین است. چشمها را باز باز کنیم. فتنهای بزرگ و پیچیده در پیش است؛ فتنهای به دست فراماسونرها و سکولارها و ملیگراها و حامیان مکتب مصدق و آتش بیاران معرکه 88؛ اما در لباس حمایت از اصولگرایی و با شعار حمایت از ولایت فقیه!! در این فتنه هواداران انجمن حجتیه و رمالان برنامهریزند؛ تا ازدرون مکتب ایرانی و اندیشه کوروش و هخامنشیان، رضا خانی را بیرون بکشند و او را در انتخابات یازدهم بر تخت پادشاهی بنشانند!
دست سینمای هالیوود در پشت صحنه نفوذ سکولارها در فضای فرهنگی کشور مشهود است. صحنهگردانان اصلی فتنه جدید، در پشت صحنه، دست جریان انحرافی و جریان اصلاح طلب را به هم داده و برای پیشرفت فتنه، طرح تأسیس دانشگاه... را رقم زدهاند. روزگاری، فرقانیها و منافقین خلق، با تحریف دین و بدعت و اسلام التقاطی به جنگ با مطهری و بهشتی و باهنر و رجایی رفتند. امروز نیز گروهی انحرافی با الگوگیری از اسلام آمریکایی و عرفان کاذب سیدحسین نصر، با تفسیر تحریف شده و التقاطی از ولایت فقیه، مقابله با اساس و مصداق ولایت را درپیشگرفتهاند.
اما در پایان این فرایند، غلبه با حق است. فتنه به وقوع میپیوندد؛ لیکن هرگز به فتح ختم نمیشود. در طول این سی و دو سال پس از پیروزی انقلاب، فتنهها پدید آمد؛ فتنه فرقانیها، فتنه منافقین، فتنه کومله و دموکرات در کردستان، فتنه شریعتمداری و قطبزاده، فتنه صدام و جنگ تحمیلی، فتنه کاخ سفید در طبس، فتنه اصلاحطلبان و خاتمی، فتنه منتظری و فتنه موسوی و کروبی!!
در همه این فتنهها، فتنهگران مغلوب و ملت ایران و ولایت غالب شدند.
فتنه مشایی نیز محکوم به شکست است. حکم حکومتی مولایمان در ابقاء وزیر اطلاعات، طرحهای فتنهگران را رو کرد و بساط منحرفین را در هم ریخت. اعترافات برخی از حامیان مشایی در زندان، دست به ظاهر رندان را رو نمود و چهره زشت بدسیرتان را بر ملا ساخت.
چشمها را باز کنیم. راه و راهنما را ببینیم. جاده صاف صاف است. مستقیم مستقیم است. ذرهای به انحراف نرویم. چشمها را باز کنیم؛ تا در چاه نیفتیم.
منحرفین میخواهند ما را به بیراهه بکشانند. فقط چشم را باز کنیم؛ تا از خوشه گندم نخوریم. خود را گرفتار خروج از بهشت انقلاب نکنیم. بهشت پابرجاست. حرف بر سر این است که ما در بهشت میمانیم یا سقوط میکنیم. تنها راه این است که تسلیم شیطان نشویم. رمالان و جادوگران در کمین نشستهاند. میگویند ما با جن رابطهای نداریم. گویا شیطان را از طایفه اجنه نمیپندارند. شیطان در گوشت و پوستشان رخنه کرده است. راه را بر نفوذ شیطان ببندیم؛ تا چون موسی و هارون به فرقان برسیم؛ یعنی بصیرت پیدا کنیم و راه حق را از باطل تشخیص دهیم و در چاه سقوط نکنیم.