تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۲۰۷۰۱

صلح عادلانه... یا دجالانه؟ مسأله این ‌است!


مسعود ناصح
 هفته پیش، تهران میزبان قریب به 150 نفر میهمانی بود که از حدود 60 کشور جهان برای شرکت در کنفرانس «ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه» در کشورمان حضور یافته بودند. طبیعتا برگزاری چنین همایشی با توجه به اوضاع و احوال کنونی جهان بویژه منطقه‌ خاورمیانه کار پسندیده و بخردانه‌ای می‌نماید. البته آن‌طور که مسبوق به سابقه است، کارکردهای چنین کنفرانس‌هایی بویژه با در نظر گرفتن مخارج هنگفت‌شان اغلب به قرائت گزارش‌های 10‌دقیقه‌ای بی‌خطر و پاستوریزه توسط کارشناسان مدعو و همچنین صدور بیانیه‌ای که به ‌مذاق همه خوش بیاید، محدود و مقید بوده است. چه آنکه نگارنده‌ در محل برگزاری پنل‌های تخصصی حاضر و ناظر بوده که این همایش نیز به‌رغم انتظارها بویژه با توجه به روحیات جهادی برگزارکنندگان آن، چندان بنا نداشت در حکم تافته‌ای جدابافته از دیگر برنامه‌ها ظاهر شود. بعضا اینگونه به‌نظر می‌رسید که عمده‌ هم و غم مسؤولان برگزاری‌ همایش صرف هرچه سطح ‌بالاتر و ‌مجلل‌تر به‌نظر رسیدن آن شده بود و آنچه مغفول‌تر از همه قرار گرفته بود، محتوا بود و بس.
البته از حق نباید گذشت که نمی‌توان به‌سادگی از کنار عناوین و اسامی بسیاری از دست‌اندرکاران برگزاری و همچنین میهمانان داخلی و خارجی این همایش عبور کرد اما مساله در اینجاست که همانطور که تجربه نشان می‌دهد، هیچگاه نمی‌توان به‌صرف دور هم جمع کردن یک عده نخبه و بدون داشتن یک استراتژی دوربرد، الزاما یک تیم یا گروه کارآمد تشکیل داد. با این حال ایراد اصلی نگارنده‌ به آنچه تاکنون گفته شد نبود و مراد از نوشتن این مطلب، هشدار و تحذیری بود نسبت به برخی غفلت‌ها که سرزدن آنها از برگزارکنندگان چنین همایشی امری ناپذیرفتنی است. اگر سری به وب‌سایت برگزارکنندگان این همایش بزنید و در میان مطالب آن به سراغ مواردی نظیر گالری و راهنمای میهمانان خارجی بروید با مسائلی برخورد می‌کنید که شاید به‌تنهایی ایراد دانستن‌شان چیزی شبیه به مته‌ به ‌خشخاش‌گذاری نشان دهد اما با کنار هم قرار دادن این ضعف‌ها و خطاها، اشتباهی کلی رخ می‌نمایاند که به حق نگران‌کننده است:
در بخش کاریکاتورهای گالری سایت، با تصاویری نظیر آنچه در زیر آمده است برخورد می‌کنید که در آنها به‌وضوح از نماد صلحی استفاده شده که در افکار عمومی ایران زمانی از آن به‌عنوان نماد گروه «رپ» یاد می‌شد.
این نماد که در سراسر دنیا از دهه‌ 60 قرن بیستم میلادی تاکنون به‌عنوان نماد صلح شناخته می‌شود، در ارباب طلسمات توتن (یکی از نژادهای قدیمی سرزمین آلمان) سمبل و نشانه‌ مرگ به‌ حساب می‌آید و در 2 هزار سال تاریخ مسیحیت، نشانه‌ای از ضدیت با مسیح و مسیحیت بوده است. ماجرا از این قرار است که نرون، امپراتور روم که به دشمنی با مسیحیان شهره بود، پطروس حواری را که از قدیسان مشهور مسیحیت به‌شمار می‌رود در سال 64 میلادی توسط صلیبی وارونه به ‌قتل رساند. از آن هنگام به‌ بعد بود که این صلیب وارونه که به‌وضوح در نماد صلح نیز مشاهده می‌شود، به‌عنوان صلیب نرون شناخته شد. اما این به‌اصطلاح نماد صلح، نام‌های دیگری نیز دارد که از آن جمله می‌توان به «صلیب شکسته» (به‌معنای صلیبی که بازوهای آن شکسته است و نه آن صلیب شکسته‌ای که نزد نازی‌ها مشهور است)، «پای کلاغ»، «نشان دجال»، «نماد نومیدی» و «مرگ بشر» اشاره کرد. از نظر نشانه‌شناسی، رو‌ به پایین‌بودن بازوهای این صلیب نشان از مرگ و شیطان دارد.
برای مثال، آنتون لاوی، بنیانگذار کلیسای ساتانیست‌ها (شیطان‌پرستان)، از این نماد به‌عنوان نقش پرده‌ محراب کلیسای خود استفاده می‌کرد. این نماد همچنین به ‌مناسبت‌های مختلف به‌صورت‌های گوناگون نیز درآمده است. برای مثال می‌توان به‌شکل شماره یک اشاره کرد که به‌صورت نشان انگشتری، مدال سینه، دکمه‌های سرآستین و... مورد استفاده‌ بسیاری از فراماسونرها بوده است. همچنین است درباره تصویر شماره 2 که نماد مشهور مارکسیست‌های انقلابی به‌شمار می‌رود. جالب آنکه دست‌اندرکاران همایش اخیر «صلح عادلانه» برای اینکه [احتمالا بنا به توصیه‌های صورت گرفته] از کاربرد مستقیم «نشان صلح» اجتناب کنند، آرم زیر (شکل شماره 3)را طراحی کرده‌اند که هنوز هم با نشان صلح معروف و واریاسیون‌های مختلف آن دارای شباهت‌های ساختاری و بنیادین زیادی است. البته آن‌طور که تجربه‌ حضور نگارنده در محل برگزاری همایش و پنل‌های آن نشان داد، خود «نشان صلح» هنوز هم در بروشورها و مطالب منتشره‌ مختلف قابل مشاهده بود. آنچه در اینجا مهم است، شباهتی است که به‌رغم تمام تلاش‌های صورت‌گرفته، امکان انکار آن وجود ندارد. بی‌تردید همانگونه که در سخنان رهبر انقلاب نیز بارها مورد اشاره قرار گرفته است، غفلت نیروهای خودی می‌تواند زمینه‌ نفوذ و ورود دشمن را به مراتب سهل‌تر کند.
تبلیغ اندیشه‌‌های فراماسونری، کابالیستی و انجمن‌های مخفی اخوت که در قالب یک شکل یا نماد بروز و ظهور یافته است، امری است که دست‌کم به 2 معضل مهم دامن می‌زند: نخستین معضل شائبه‌ای است که نزد کسانی ایجاد می‌شود که نسبت به این قبیل امور آگاهی داشته و با رویت مسائلی نظیر این، دچار این سوال می‌شوند که «آیا می‌توان هیچ محدودیتی برای نفوذ اندیشه‌های صهیونیستی متصور شد؟!» طبیعتا محصول چنین سوالاتی، مبتلا شدن به نگرانی‌ها و ترس‌های مفرط منفعل‌کننده و در نتیجه وازدگی است اما بی‌تفاوتی در مقابل نمادهای اندیشه غربی، دومین معضلی است که رهاورد غفلت‌های اینچنینی به‌حساب می‌آید. طبیعتا اگر واکنش مناسب و بموقعی در مقابله با این انحرافات ناخواسته صورت نگیرد، زمینه برای ورود و نهادینه شدن دیگر نشان‌ها و علائم آیین‌های ساتانیستی غربی نیز پدید می‌آید. در آن‌ صورت و از آن به بعد باید منتظر سربرآوردن گاه و بی‌گاه نمادها و اشکال به‌ظاهر عجیب و غریبی باشیم که طراحان‌شان در خوشبینانه‌ترین فرض، به‌دنبال خدازدایی و سکولاریزه کردن مفاهیمی هستند که به ‌اعتقاد ایشان ارتباطی با دین و معنویت ندارد.‌ ما باید خود را با این پرسش مواجه ببینیم که حقیقتا صهیونیسم جهانی چه میزان باید هزینه می‌کرد که نفوذ و اندیشه‌ خویش را اینگونه به تبلیغ و نمایش بگذارد؟ اما کاش غفلت‌های صورت گرفته در جریان برگزاری این همایش به همین مورد ختم می‌شد: تاسفبار آنکه در فایل PDF معرفی ایران که برای میهمانان و علاقه‌مندان خارجی این همایش تهیه شده بود، رویکردهایی دیده می‌شد که سخت بتوان غیرعامدانه‌‌شان دانست.
برای مثال در معرفی زندگی شهری در ایران، می‌بینیم که از تصاویر بانوانی استفاده شده که حجابشان چندان با معیارهای اسلامی این حکم شرعی اسلام سازگاری ندارد! معلوم نیست که این ‌کار تا چه حد از روی سهو صورت پذیرفته یا اینکه عمدی در کار بوده است؟ مثلا آیا هدف این بوده که اشخاص خارجی مطالعه‌کننده‌ این مطالب، قضاوتشان درباره ایران عوض شده و با دیدن این تصاویر پی به پیشرفت و شکوفایی کشورمان ببرند؟ اگر چنین چیزی درست نیست، پس چرا در فایل معرفی یاد شده(که به‌طور مشخص مونتاژی است از یک کار حجیم‌تر دیگر) به همان کیفیت و در همان مقام از تصاویر بانوان محجبه‌ ایران اسلامی استفاده نشده است؟ چرا ما در کنار تصویر یک هنرپیشه‌ زن و از فعالان (سابق؟) جنبش سبز نمی‌توانیم شاهد تصاویری از بانوانی باشیم که نوع پوشش‌شان نمایانگر آرمان‌های والای انقلاب اسلامی است؟ چرا در معرفی ادیان ایران، ابتدا یهودیت، سپس مسیحیت و فقط در انتها اسلام مورد اشاره قرار گرفته‌اند؟
بی‌تردید نشان‌دادن وجود فضای تساهل و تسامح‌آمیز نسبت به ادیان دیگر در جمهوری اسلامی بدون تنزل رتبه‌ اسلام(!) نیز امکانپذیر است و لازم نیست برای خوش‌آمد دیگران به‌ چنین تمهیداتی متوسل شویم.
البته همانطور که پیش‌تر نیز مورد اشاره قرار گرفت، فایل PDF مزبور، صرفا کلاژ و منتخبی است از یک فایل کاملا حجیم‌تر که بنا به سلیقه‌ تهیه‌‌کننده یا تهیه‌کنندگان آن به‌عنوان کاتالوگ آشنایی با ایران روی سایت رسمی همایش قرار گرفته است. دوباره لازم‌ به یادآوری است که شاید هر کدام از اشکالات و ایرادات بالا به تنهایی عامل نگران‌کننده‌ مهمی به‌ حساب نیایند اما هنگامی که این ایرادات و اشکالات در کنار هم قرار می‌گیرند، نشان‌دهنده‌ خط و رویکردی کلی می‌شوند که به‌طور خوشبینانه می‌توان آن را غفلت نامید اما در صورتی که آنقدرها هم خوشبین نباشیم، این رویکرد بیش از هر چیز نشان از تخطی از اصول دارد و رایحه‌ انحراف می‌پراکند. علی‌القاعده و در چنین صورتی، صلحی را که با نماد شیطان و ضدمسیح از آن دم می‌زنیم باید دجالانه خواند و نه عادلانه!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات