مصطفی یاسینی
یکی از عرصههای مهم در حوزه اخلاق کاربردی بحث از اصول و مسائل اخلاقی در رسانههای جمعی است. در مقالات قبل درباره مفهوم اخلاق، رسانه، اخلاق رسانهای توضیحاتی ارائه نموده و رویکردهای مختلف در خصوص تعامل اخلاق و رسانه را برشمردیم. این رویکردها عبارت بودند از : "موقعیتگرایی و یا اباحیگری"؛ "غایتگرایی"؛ "عمومیتگرایی"؛ "خودگرایی و خود محوری"؛ "حقمداری یا حقیقتگرایی". در رویکرد حق مدارانه، اصول اخلاقی لایتغیر و ثابت و به اصطلاح، خطوط قرمزی وجود دارد که نمیتوان آنها را نقض کرد. این رویکرد دارای اصول متنوع و قابل توجهی همچون "اطلاعات به عنوان امانت": "آگاهی و انتخاب " ؛ "توجّه به مبانی اخلاقی و ارزشی جامعه" و ... است که در مقاله قبل به توضیح آنها پرداختیم. در نوشتار حاضر در خصوص "موانع اخلاق رسانه" به بحث میپردازیم.
1. ابهام در ارزشها
ارزشهای اخلاقی در محدوده اصول و چارچوبها، روشن و قاطع هستند. اما در جامعه آنچه رخ میدهد، رفتار عینی و جزئی است. پدیدههای جزئی شئون و ابعاد گوناگون دارند و هر بعد به نوبه خود، دارای حکمیخاص است. از اینجاست که یک رفتار کوچک، گاه احکام و ارزشهای متفاوت مییابد و میان ارزشها تعارض وچند گانگی رخ میدهد. به عنوان مثال، ارسال یک خبر و پخش یک فیلم و یا نگارش یک مقاله جنجالی، گروهی را بهرهمند میکند و دستهای را زیان میرساند. با آنکه برخی هتک میشوند، اما جامعه را هشیار میسازد؛ در همان حال، ممکن است آثار مثبت در اقتصاد به بار آورد، سیاست کشور را دچار تزلزل کند و... . بدین ترتیب، ممکن است برخی اصولِ کلی روشن و قاطع، در مواجهه با واقعیت عینی به ابهام گراید؛ زیرا رسانه با مکانیسمهای خاص خود و به دلیل سر و کار داشتن با پدیدههای جزئی و گستردگی تأثیر آن، این اصول را با ابهاماتی مواجه میسازد.
این زمانی است که رسانهها خود را پایبند و مقید به اخلاق ندانند؛ زیرا وقتی پای اخلاق و تعهد اجتماعی در کار نباشد، هرکس خود را مجاز میبیند با کمترین بهانه، به حریمها نزدیک شده و مرزهای اخلاقی را زیر پا گذارد.
2. ضرورتهای حرفهای
عموماً در جوامع غربی اصحاب رسانهها، به دلیل اینکه درخدمت بنگاهها و سازمانهای سیاسی و اقتصادی و... قرار دارند، درصدد کسب شهرت، جذب مخاطب پرشمار و بیشمار و نفوذ درمیان آنان هستند تا سازمان به هدف اصلی خود که ارتباط با مردم است، دست یابد. چنانچه رسانه نتواند مخاطب جذب نماید، سازمان در نیل به اهداف خود ناکام خواهد ماند. این مسئله ممکن است موجب ورشکستگی و از هم پاشیدگی سازمان و از دست دادن شغل اصحاب رسانه گردد. از این رو، درحرفه اصحاب رسانه، بالا بردن شمارگان در مطبوعات، شنوندگان و بینندگان در رسانههای
صوتی ـ تصویری و جذب آنان، یک اصل مهم و حیاتی است. آنان با شگردها و ترفندهای گوناگون درصددند به این مهم نایل آیند، هرچند حریم خصوصی افراد نادیده گرفته شود و یا آبروی کسی مصرف داشته باشد و یا گفتن دروغی لازم باشد.
اما در جوامع غیرسکولار و دینی باید معیار، رعایت شئونات اسلامی، دینی، اخلاقی، فرهنگی و تهیه برنامههای فرهنگساز و پرمایه و در عین حال، مخاطبپسند باشد. هرچند اصل در این جوامع باید پایبندی به هنجارهای حاکم بر جامعه دینی، رعایت مصالح اجتماعی و ملی باشد، ولی ضرورت حرفهای ایجاب میکند که محتواها و برنامههایی تهیه، تدارک و ارائه شود که دستکم بخش عمده آنها، در عین عدم تعارض با مبانی دینی، فرهنگی و اخلاقی، مقبول و مورد پسند جامعه باشد.
3. فعالیت در محیط رقابتی
در دنیای فعالیت گسترده غولهای بزرگ رسانهای که هر یک میلیونها دلار هزینه میکنند تا بر رقبای خود در عرصه بینالمللی چیره گردند و حتی در یک کشور، رسانهها در مقابل هم رقابت میکنند، در چنین فضایی، رسانهها بیشتر در فکر "غلبه بر رقیب"، "کسب شهرت" و "جذب مخاطب" هستند. طبیعی است که از منظر دینی، این کار به نوعی امری غیراخلاقی است؛ زیرا در فضای رقابتی، همواره هدف کسب شهرت و جذب مخاطب خواهد بود، هرچند به بهای پایمال شدن اصول اخلاقی باشد!
اما رسانهها در جامعه اسلامی، باید ضمن پایبندی به اخلاق دینی، حرفهای و پاسداشت فرهنگ، آداب و رسوم ملی و دینی، برنامههایی با محتواهای غنی، ماندگار، پرمایه و مبتنی بر فرهنگ ملی و دینی با جذابیت بالا تهیه نمایند. به گونهای که قدرت رقابت با برنامههای رسانههای رقیب و بیگانه را داشته باشند. به عبارت دیگر، جذابیت، قدرت رقابت و محتوای غنی و در عین حال، پایبندی به اصول اخلاقی، اصلی مهم و حیاتی رسانههای دینی است.
4. سود محوری
به دلیل وابستگی رسانهها به سازمانها وکارتلهای بزرگ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و... و یا افراد ثروتمند، سودزایی یکی ازمحوریترین اهداف رسانههای جوامع غربی و سکولار میباشد. یکی از مهمترین معیارهای موفقیت رسانهها در این جومع، افزایش شمارگان و جذب مخاطب با هدف سود و فروش بیشتر و بالاتر است. از اینرو، برای تحقق این هدف، هرکاری که سودآور باشد، مجاز شمرده میشود، هر چند سودآوری منجر به پایمال شدن ارزشهای اخلاقی و اصول انسانی شود.طبیعی است که در یک جامعه دینی و اسلامی، این اصل در بسیاری موانع با پایبندی به اصول اخلاقی همساز نیست. منفعت طلبی و سودمحوری بسیاری اوقات با حفظ اصول اخلاقی در تعارض است. اما در یک جامعه دینی اصل، رعایت اصول و معیارهای اخلاقی است، هر چند برنامهها و محتواهای ارائه شده در رسانهها نباید بر خلافپسند و ذوق مخاطبان باشد؛ یعنی برنامههای جاذب، غنی، پرمحتوا و مطابق با اصول اخلاقی و... باشد.
5. تحمیل و ارضای نیاز کاذب و مصرف گرایی در جامعه
یک اصل بنیادین در جوامع سرمایهداری و سکولار، ارضای نیاز و حداکثر مصرف است. رسانهها نیز در این جوامع لاجرم همواره از این اصل پیروی میکنند. به نظر مارکوزه رسانهها به کار "فروش" یا تحمیل یک نظام اجتماعی کلی که در آنِ واحد، هم سرکوبگر و هم دلپذیر است مشغولاند. نقش اصلی رسانهها در این میان ابتدا، برانگیختن و سپس ارضای نیازهای کاذبی است که در نهایت، منجر به همانندگرایی و ادغام گروههایی که هیچ منافع مشترک مادی با یکدیگر ندارند، در یک جامعه تک ساحتی میشود.
آدورنو و هورکهایمر، به صراحت بیان میکنند که همگانی شدن فرهنگ و هنر فقط یک معنا دارد: هنر، تابع قوانین بازار میشود. پس چون تولید کالای فرهنگی، تحت شرایط قواعد بازار قرار دارند، بر اساس بتوارگی کالاها، سلطه ارزش مبادله بر ارزش مصرف و نیز تحمیل نیازهای کاذب بر نیازهای واقعی عمل میکند. بنابراین، در صنعت فرهنگسازی، به همه چیز فقط از یک جنبه نگریسته می شود:
اینکه هر چیزی باید برای دستیابی به چیز دیگری مورد استفاده قرار گیرد. هیچ شیئی واجد ارزش ذاتی نیست، بلکه فقط تا آن حد ارزشمند است که قابل مبادله باشد. در واقع، آن بخشی از دریافت و مصرف کالای فرهنگی که میتوان آن را ارزش مصرف نامید، جای خودش را به ارزش مبادله میدهد. مصرف کننده به ایدئولوژی صنعت تولید، بدل میشود که فرار از نهادهای آن برای وی ممکن نیست. از این رو، او نتیجه میگیرد که توجه فزاینده شرکتهای ارتباطی به بازار، بدین معنی است که حاصل کارکرد آنها، فقط به منظور کسب بیشترین درآمد تبلیغاتی و پشتیبانی از فعالیت سرمایهداری تولید است. تنها هنری که از دست آنها برمیآید، این است که مخاطبان خود را دستخوش وسوسه دلنشین مصرف نمایند. لازم به یادآوری است که ایجاد و نیز تحمیل نیازهای کاذب و مصرفگرایی صرف از منظر دین اسلام هرگز شایسته نیست؛ زیرا ممکن است با عدمپایبندی با اصول اخلاقی همراه باشد. قرآن کریم در این زمینه میفرمایند: "یا بَنِیآدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا إِنَّهُ لایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ "(اعراف:31) بهرهگیری از زیور آلات حتی در مساجد سفارش شده است، ولی استفاده در خوراکی و آشامیدنیها باید متعادل و خارج از قاعده نباشد.