* با توجه به اینکه شما معلم اخلاق کابینه هستید، این عدم حضور رییسجمهور در جلسههای کابینه در ماجرای وزیر اطلاعات را چطور ارزیابی میکنید؟
** بسیاری از این مشکلهایی که در وادی سیاست پیش میآید، خیلیهایشان آنقدر گرههای کوری نیست که لازم باشد برای باز کردن آنها از دندان استفاده شود. البته ممکن است برخی بگویند قضاوت بنده یک قضاوت از بیرون ماجرا است و من در درون و بطن ماجرا نیستم که ببینم دقیقا چه اتفاقی افتاده. شاید بهتر باشد شما هم این جور سوالها را از کسانی که از این نوع مشکلها پیدا میکنند، بپرسید. از آنها بپرسید که آیا راه بهتری برای حل کردن این نوع از مسایل نیست که این همه التهاب در جامعه ایجاد میکنند. من فکر نمیکنم لازم باشد چنین مواردی این همه زمان ببرد آن هم در حالی که اگر جایی ما گیر بکنیم، مقام ولایت هست که در راس همه هستند. ایشان مافوق قانون هستند و اصلا مشروعیت قانون ما، مجلس ما و دولت ما همه به حضرت آقاست. به نظر من با یک نشست و مشورتخواهی از حضرت آقا همه چیز قابل حل است.
* البته شما خیلی هم بیرون ماجرا آنگونه که میگویید، نیستید. چون بالاخره هم نماینده مجلس هستید، هم عضو هیات رییسه فراکسیون اصولگرایان و هم معلم اخلاق کابینه؟
** عرض کردم من الان هم با توجه به اتفاقات صورت گرفته حل این جور مسایل را آسان میدانم. باید در این جهات با دوستان صحبت کنیم که انشاءالله مصلحتاندیشانهتر عمل کنند.
* همان زمانی که احمدینژاد در کابینه حضور نمییافت، از قول شما اعلام شد ایشان کسالت دارند و به همین دلیل پس از بازگشت از کردستان در جلسههای هیات دولت شرکت نمیکنند. اما بعد کسانی مانند جوانفکر اعلام کردند رییسجمهور از برخی موضعها ناراحت هستند و بحث بیماری نیست؛ گفتند یک خاری در گلو دارند که نه میتوانند فرو ببرند نه برون؟ از سوی دیگر ما شاهد یک استقبال ویژه از احمدینژاد بعد از حضور مجددش در هیات دولت هستیم. با دستههای گل و...
** با این حرفها ممکن است فردا یک مشکل بزرگتر راه بیفتد. آقای جوانفکر هم مسوول گفتههای خودش است.
* اصل ماجرای وزیر اطلاعات چه بود؟
** وزارت اطلاعات حساسیتهای خاص خودش را دارد که مثلا قبل از اینکه فتنهای پیش بیاید یا خطری نظام را تهدید کند، باید مطلع باشد و واکنش نشان دهد. فتنه سال 88 که اتفاق افتاد اطلاعات فعالیتهای خوبی داشت. اما یادم میآید آقای رییسجمهور همان زمان هم میگفتند من بیش از این توقع داشتم. خب به هر حال ایشان به عنوان رییسجمهور توقعهایی دارند و در حین کار معلوم میشود برآورده شده یا نه و این برآوردها ممکن است به انتصابهای جدید یا تغییراتی بینجامد.
* یعنی احمدینژاد در ماجرای وقایع پس از انتخابات انتظار بیشتری از وزیر اطلاعات داشت؟
** بله! رییسجمهور تا وقتی با وزرا کار میکند که بداند کارآمد هستند. اگر احساس کند به هر دلیلی کارآمد نیستند، همین چیزها پیش میآید.
* اتفاقی که در مورد آقای مصلحی افتاد این بود که روند تغییر، روند متفاوتی بود.رییسجمهور از مصلحی خواسته بود استعفا بدهد و مصلحی هم استعفا داد اما بعد رهبر انقلاب اعلام کردند که وزیر اطلاعات سر پستش بمانند.
** این روند طبیعی است. در بعضی وزارتخانهها مثل وزارت اطلاعات رویه این است که باید نظر مقامعظمای ولایت در مخالفتها و موافقتها باشد. بنابراین این موضوع خدمت آقا هم مطرح شده.
* چرا این روند صورت نگرفت؛ البته جوانفکر به عنوان مشاور رسانهای احمدینژاد در مصاحبه با ما گفتند که رییسجمهور از پیش مقام معظم رهبری را در جریان گذاشته بودند.
** این را من نمیدانم.
* یعنی شما اطلاعی ندارید؟
** واقعا نمیدانم که چرا یک مرتبه این طور شد. بنده به عنوان معلم اخلاق اگر نقدی به دولت یا مجلس داشته باشم این حق را برای خودم قایلم که با مسوولان مطرح کنم.
* یعنی به روندی که در استعفا و سپس ابقای وزیر اطلاعات اتفاق افتاد، انتقاد داشتید؟
** بله! با رییسجمهور صحبتکردم که ببینید چقدر مشکل پیش میآید و سوال بدون جواب مطرح میشود.
* اگر اینگونه که شما میگویید موضوع خیلی سادهای بوده چرا آن تدبیری که مدنظر شماست انجام نشده؟
** از خودشان بپرسید. خوب است بروید از همینها بپرسید چرا اینگونه شد.
* ما به برکنار شده و برکنار کننده دسترسی نداریم، چون دو شخصیتی هستند که دسترسی به آنها دشوار است. یکی وزیر اطلاعات است و دومی رییسجمهور که ارتباط چندانی با رسانههای داخلی ندارند.
** خب در کنفرانسهای مطبوعاتی از ایشان بپرسید.
در همین کنفرانس مطبوعاتی آخر هم به ما اجازه ندادند شرکت کنیم.
درخواست کنید.
* مشکل از طرف ما نیست. من جواب سوال قبلم را نگرفتم. اینکه شما میگویید «اینها گرههای کوری نیستند که نیاز باشد با دندان باز کرد» پس چرا...
** ما در نظام اسلامی یک چیزی داریم که در جاهای دیگر نیست و آن وجود مبارک ولی فقیه در بین ما است. وجود ایشان از اول نظام حلال مشکلات ما بوده و هست. در سختترین پیچها و گردنهها ایشان ما را عبور دادهاند. کار به آقا که میرسد باید تمام شود.
* چرا تمام شدن ماجرای وزیر اطلاعات 11 روز طول کشید؟
** این را باید از رییسجمهور پرسید. که آیا شما این را تمام شده ندیدید. خوب است شما در مصاحبهای با ایشان این سوال را مطرح کنید که سوءتفاهمها هم رفع شود.
* اگر به من وقت دادند حتما این سوال را از قول شما میپرسم. در مورد آن 11 روزی که احمدینژاد در کابینه حضور پیدا نمیکرد از قول شما اعلام شد که ایشان کسالت دارند؛ بحث کسالت چه بود؟
** واقعیت این است که میگویم؛ روزی اولی که من به دیدار ایشان رفتم، روز چهارشنبه بود که بیمار بودند.
* چند روز از عدم حضورشان در دولت میگذشت؟
** من یک هفتهای نبودم. از طرف مجلس به چین رفته بودم، سهشنبه شب رسیدم و بعد از ظهر چهارشنبه رفتم تا با ایشان صحبت کنم. صبح که به مجلس آمدم دیدم نمایندهها همه ناراحت هستند و میگویند اگر شما صحبت کنید موضوع حل میشود. چون فکر میکنند یک علاقهای بین ما هست.
* همه این فکر را میکنند.
** البته خود من هم این احساس را دارم؛ اما خودم میدانم که کسی نیستم.
* یعنی نمایندهها از شما خواستند به دیدار احمدینژاد بروید؟
** خیلی از دوستان مطرح میکردند. ظهر همان روز یک نشستی هم با آقای لاریجانی داشتم و بعدازظهرش تصمیم گرفتم بروم و با ایشان صحبت کنم. در نتیجه من به خانه آقای احمدینژاد در پاستور رفتم، که گفتند ایشان خواب هستند.
* چه ساعتی بود؟
** تقریبا حدود پنج عصر بود. وقتی که گفتند خوابند من گفتم عیبی ندارد بگذارید استراحت کنند. ولی به آن پاسداری که آنجا بودند سپردم که وقتی بیدار شدند به من خبر دهید که بیایم یا نیایم و من را بیخبر نگذارید.
* یعنی قبلش هماهنگ نکرده بودید؟
** نه، چون دفترشان که نبودند و من باید میرفتم در خانه. شیفت بعد از ظهر مجلس را هم نرفتم. گفتم بهتر است بروم خانه و دم دست باشم که اگر تماس گرفتند مطلع شوم. بعد با تعجب دیدم روی سایتها آمده که حاجآقا تهرانی رفته دیدن احمدینژاد اما راهش ندادهاند.
* چه کسی خبر داده بود؟
** بعضیها علم غیب دارند. شاید خبرنگارانی آنجا بودند.
* آنجا جایی نیست که کسی بتوان همینطوری برود داخل.
** بله، درست است. به هر صورت رفتم منزل و تقریبا تا ساعت 9 شب چهار یا پنج بار همان محافظ از منزل آقای احمدینژاد تلفن زدند که بیا.
* شما چرا نرفتید؟
** یک دفعش موقع اذان بود که گفتم شاید نمازم در راه خراب شود. گفتم به ایشان بفرمایید نمازشان را بخوانند من هم نمازم را میخوانم و میآیم. بعد از نماز گفتم بهتر است شامم را بخورم و بروم چون قاعدتا طول میکشد و گرسنه میماندم. وسط شام بود که زنگ زدند، گفتم شامم را میخورم و میآیم. حتی توی راه هم که بودم زنگ زدند. وقتی وارد خانه شدم پزشک ایشان آمد جلو و گفت آقای احمدینژاد حالشان خوب نیست و فشارشان بالاست. این را گفت تا من مراعات کنم. گفتم نمیخواهم ایشان را ناراحت کنم . فقط میخواهم چند کلمهای صحبت کنم. گفتم من میروم اگر دیدم حالشان خوب است میمانم وگرنه میآیم بیرون. داخل که رفتم ایشان در بستر دراز کشیده بود. من هم از تجاربی که در سفر به چین به دست آورده بودم تعریف کردم. خیلی وارد مسایل پیش آمده نشدم. حدود دو ساعتی شد. ایشان هم بیشتر گوش میدادند. اما در آخر مطرح کردم که خوب است نسبت به این موضوع توجه داشته باشید که آدم خودش را مورد سوءتفاهم و اتهام جامعه قرار ندهد. حرف من این بود که بالاخره ما همه آقا را قبول داریم و نسبت به ایشان حساسیت داریم و گفتم مراقب باشید یک مرتبه کسی پیدا نشود که اینها را به عنوان اتهام مطرح کند. در همین حین پزشکشان آمدند ایشان را آزمایش کردند و گفتند حال ایشان بهتر شده. حتی به شوخی گفت چیزی به خورد ایشان دادید. گفتم نه! مباحث اخلاقی – عرفانی بوده.
* یعنی شما آنجا انتقادی نسبت به روند پذیرش بازگشت وزیر اطلاعات نکردید؟
** نه! چون من اصلا خیلی در جریان نبودم.
* ایشان چه گفت؟
** اصلا بحث سیاسی نشد. در ملاقات دوم هم 10 نفر از دوستان رفتند دیدن ایشان که من هم با آنها بودم.
* چه کسانی بودند؟
** نمایندگان مجلس بودند. آقایان علیاصغر زارعی، روحالله حسینیان، حمید رسایی، کرمیراد، کوچکزاده، سردار کوثری، قنبری و خانم آلیا در ذهنم هستند.
* در واقع همه عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس بودند؟
** بله!
* این بار هماهنگ شده رفتید؟
** بله! این دوستان هماهنگ کرده بودند. دوستان میخواستند بگویند مساله را حل کنید.
* یعنی میخواستند پا در میانی کنند؟
** بله! میخواستند موضوع ادامه پیدا نکند. آن جلسه از یک ساعت مانده به غروب شروع شد، نماز مغرب و عشاء را هم در حیاط منزل ایشان خواندیم. حدود 1:30 ساعت طول کشید.
در آن جلسه هرکسی حرفی زد. آقای احمدینژاد هم صحبت مفصلی داشتند. فردای آن روز ساعت تقریبا 9:30 بود که من دیدم آقای میرتاجالدینی، معاون پارلمانی رییسجمهور تلفن زدند که آقای احمدینژاد سلام رساندند و گفتند به آقای آقاتهرانی بگویید که من رفتم دفتر و بعد از ظهر هم جلسه هیات دولت تشکیل میشود.
* روز یازدهم؟
** روز یکشنبه بود.
* و در جلسه دومی که به منزل احمدینژاد رفتید، چه گذشت؟
** دوستان حرفشان به رییسجمهور، این بود که برگردید سر کارتان.
* از ابقای وزیر اطلاعات حمایت میکردند؟
** هر کسی نظر خودش را گفت. آمده بودند که جمعش کنند.
* نسبت به ابقای وزیر اطلاعات چه دیدگاهی داشتند؟
** یک موضع واحد نبود هر کس نقد خودش را مطرح میکرد.
* به رییسجمهور میگفتند شما کوتاه بیا یا میگفتند حق با او نیست.
** افراد از هر طیفی حرف میزدند.
* از هر طیفی نبودید که؛ همه از یک فراکسیون مجلس بودید، فراکسیون نزدیک به دولت؟
** بله!
* حرف آخر وی چه بود؟
** حرفشان این بود که نسبت به مقام ولایت ملتزم هستند و به دستور رهبری عمل میکنند. میگفتند تصور شما از موضوع غلط است.
* راجع به اینکه چند روز سر کار نرفتند چه توضیحی دادند؟
** این را من یادم نیست. از خودشان بپرسید.
* اگر شما پارتی من بشوید که وقت مصاحبه بدهند، میپرسم. شما در فیلمی که در اینترنت منتشر شده از درخواست احمدینژاد مبنی برگرفتن وقتی از رهبری انقلاب برای ابقای وزیر اطلاعات یا کنار رفتن از مقام ریاستجمهوری صحبت میکنید؟ جریان آن فیلم چیست؟
** یک قسمت آن فیلم مربوط به سخنرانی من در اول دولت دهم است و بخش دیگر را از یک سخنرانی جدید ، برداشتند و فیلم را مونتاژ کردهاند.
* این سخنرانی مربوط به چه زمانی است؟
** مربوط به پیش از بازگشت آقای احمدینژاد بر سرکارش است.
* شما دفعه اول چه زمانی به دیدار احمدینژاد رفتید؟
** چهارشنبه عصر.
* و دفعه دوم؟
** شنبه شب.
* پس این سخنرانی بین شنبه تا چهارشنبه بوده؟
** بله، شب جمعه بود که در حسینیه جوادالائمه اصفهان به مناسبت ایام فاطمیه برگزار شد. در آنجا بحث بیشتر در این جهت بود که تحلیلهای ما بر مبنای واقعیات باشد و تذکر دادم شایعه همیشه هست و گفتم اینها نه با اطلاعات خوبند نه با رییسجمهور. نه با رهبری خوبند، نه با مجلس.
* چه شد که به بحث وقت گرفتن احمدینژاد از مقام رهبری پرداختید؟
** به هر حال یکی از انتقادهای مطرح شده این بود که آقا گفتند وزیر اطلاعات بماند و ایشان عمل نکردند.
* کسی این را پرسید؟
** نه، جزو سوالاتی بود که در اذهان افراد بود. میخواستم جواب بدهم که آقای احمدینژادی که تا الان شناختیم نسبت به آقا ملتزم هستند.
* شما در آن فیلم میگویید احمدینژاد از رهبری درخواست وقت کردند.
** این را نمیخواهم اینجا بگویم.
* چرا بعدا این درخواست وقت که شما مطرح کرد تکذیب شد؟
** چه کسی تکذیب کرد؟
* دولت تکذیب کرد.
** دولت همان بخش را تکذیب کرد که مربوط به درخواست وقت آقای احمدینژاد از مقام معظم رهبری بود. از دولت بپرسید چه چیزی را تکذیب کرده. این تکذیب به من ربطی ندارد. من هم با این تکذیب برخوردی نکردم و از کنار آن رد شدم چون در واقع این چیزها برای من مهم نیست.
* به هر حال افکار عمومی میپرسد که بالاخره معلم اخلاق کابینه حرفش درست بوده یا نه که تکذیب شده؟
** من هیچ وقت دروغ نمیگویم.
* این شرطهایی که میگفتند رئیس جمهور برای بازگشت به دولت گذاشته تحقق پیدا کرد که سر کارشان حاضر شدند یا به دلیل جلسه با شما به دولت برگشتند؟
** آقای احمدینژاد که خیلی سفت میگویند من شرطی نگذاشتم. از طرف دیگر، اگر هم چیزی بوده چون در جلسه ایشان با حضرت آقا تنها بودهاند و من هم علم غیب ندارم پس نمیتوانم چیزی بگویم. آقا برای این دولت خیلی مایه گذاشتند و وقتی آقا این همه جلو میآیند باید قدردان بود.
* برخی رسانههای اصولگرا از مخالفت رییس مجلس در مورد دیدار شما با احمدینژاد خبر دادند. واقعا لاریجانی با این دیدار مخالف بود؟
** در آن قصه یک اشتباهی صورت گرفت. جلسه من با آقای لاریجانی مشورتی بود و در این نوع جلسهها طرف مشورت هم عیب یک موضوع را میگوید هم حسنش را.
* یعنی شما برای دیدار با رییسجمهور با رییس مجلس مشورت کردید اما اینگونه نبوده که لاریجانی مخالفت کند؟
** بله! ما میخواهیم اینها با هم گرمتر باشند بعد به نحوی موضوع مطرح میشود که انگار آقای لاریجانی به من گفته نروید برای دیدار با آقای احمدینژاد. بعد هم دولت فکر کند آقای لاریجانی نمیخواهد موضوع حل شود. این خیلی بد است. آقای لاریجانی خیلی از این موضوع ناراحت بود و دنبال این بود که یک جوری قصه حل شود. من اگر احساس میکردم کسی از وضع پیش آمده خوشحال شده میگفتم این انسان درستی نیست.
* پس باید گفت ماجرای ابقای وزیر اطلاعات و بازگشت رییسجمهور به دولت با پا درمیانی معلم اخلاق کابینه حل شد؟
** من کسی نیستم ولی اگر اینگونه که شما میگویید باشد باید کلاهم را هوا بیندازم. اما دوستان دیگر هم شریک بودند، مانند آقای هاشمیثمره و آقای آیتالله حائری.
* آقای حائری هم با ایشان دیدار داشتند؟
** بله.
* شما قبلش با آقای حائری صحبت کرده بودید؟
** ایشان تشویقم کردند که برای دیدار با رییسجمهور اقدام کنم.
* رابطه رییسجمهور و وزیر اطلاعات را در حال حاضر چگونه توصیف میکنید؟
** واقعا نمیدانم. چون آن دو، سه جلسهای که من برای درس اخلاق رفتم وزیر اطلاعات بودند ولی آقای احمدینژاد نبودند چون من سر وقت میروم و آقای احمدینژاد هر بار درگیر بودند و با تاخیر آمدند.
* اینکه بعضی از سایتها گفتهاند رییسجمهور در جلسه نخست بعد از بازگشتن به هیات دولت از وزیر اطلاعات خواسته جلسه را ترک کنند درست است؟
** اینها شنیدههاست. من نبودم.
* پس شما توصیف خاصی از این رابطه ندارید؟
** نه!
* این را از این جهت میپرسم که رییسجمهور در برنامه تلویزیونی شبکه دوم سیما در مورد موضوع بنلادن خبری را مطرح کرد که خیلی با نظر وزیر اطلاعات که قبلا اعلام شده بود هماهنگ نبود؟
** من دقت نکردم.
* رابطه ویژه شما و ایشان از کجا نشات میگیرد؟
** ایشان وقتی در سال 84 نامزد انتخابات ریاستجمهوری شدند، من در رفسنجان بودم. یک روز برای تبلیغات به آنجا آمدند و من احساس کردم آقای احمدینژاد مکتبی است و نسبت به ارزشهای نظام و مقام ولایت احساس دارند و میخواهند کارهای جدید بکنند. بعد از صحبتهای آقای احمدینژاد من بالای منبر رفتم و قسمنامه رییسجمهور را در آوردم و گفتم که یادتان نرود اگر رییسجمهور شدید شما قسم خوردید که به اعتقادات و اصول نظام ملتزم باشید و وقتی به مسوولیت رسیدید، قسمهایتان را فراموش نکنید. نمیدانم که چه شد ایشان از ما خوششان آمد. بعد رییسجمهور که شدند من را دعوت کردند برای دولت درس اخلاق بگویم.
* بیشترین تذکرهای همکاران اصولگرای شما در مجلس در چند هفته گذشته نسبت به وجود جریانی است که به «جریان انحرافی» معروف شده است. با توجه به اینکه شما معلم اخلاق کابینه هستید شاید بهتر از هر کسی بتوانید ابعاد این جریان را توضیح بدهید؟
** از خود این آقایانی که راجع به جریان انحرافی هشدار میدهند بپرسید که چه منظوری دارند.
* آیا شما وجود جریان انحرافی در دولت را قبول دارید؟
** اینها یک لفظهای کشداری است که اگر بگویم بله عوارض دارد و اگر بگویم نه باز هم عوارضی دارد.
* خیلی از همکاران شما در مجلس که در مورد ماجرای وزیر اطلاعات همراه شما به دیدار احمدینژاد آمدند هم همین حرفها را میزنند؟ یعنی در مورد وجود جریان انحرافی در اطرافیان احمدینژاد هشدار میدهند. با توجه به اینکه شما معلم اخلاق کابینه هستید آیا وجود جریان انحرافی در دولت را تایید میکنید یا نه؟
** بگذارید فکر کنم که چه باید بگویم.
* تعریفی که از جریان انحرافی میشود واقعی است؟ رسانههای اصولگرا یک خطر بسیار جدی را ترسیم میکنند؟
** شما باید یک وقتی را برای همین بگذارید که از کسانی که میگویند جریان انحرافی، بپرسید جریان انحرافی چیست و چه مشخصاتی دارد. بعد از بنده به عنوان یک متخصص در عرفان و اخلاق بپرسید این تعریف درست است یا غلط.
* مثلا علی مطهری میگوید که باید احمدینژاد را از دست این جریان انحرافی نجات داد؟
** من باید چه بگویم! آقای مطهری که از همان روز اول میگفت آقای احمدینژاد یکی از سران فتنه است.
* من سوالم این است که شما وجود جریان انحرافی را در دولت تایید میکنید یا نه؟
** من هر جایی بدانم و احتمال دهم که اشکالی در دولت هست، مطرح میکنم.
* یک جور دیگری میپرسم. با توجه به اینکه شما معلم اخلاق هستید اگر انحرافی باشد به هر حال انتقادی به شما و درس اخلاقتان است؟
** نه! من کار خودم را درست انجام دادم. اخلاقی که درس میدهم منتشر خواهد شد و خواهید دید چقدر اخلاق به روزی است.
* این گروه منحرفی که میگویند در دولت هست و اصولگراها نسبت به آن هشدار میدهند به نظر شما اصلاح پذیر است؟
** دولتیها آدمهای خوبی هستند. وزرا را که من میبینم آدمهای سالمی هستند؛ هم در کابینه اول و هم الان؛ ولی بالاخره حرکتهایی هم هست. اینها با بنده هیچ ارتباطی ندارند و شاید اگر با من ارتباط میداشتند این جوری نمیشدند. شاید اگر در جلسههای اخلاق من شرکت میکردند، تاثیر میپذیرفتند و اینگونه نمیشدند.
* اما بالاخره آنها میگویند گروه منحرفی در دولت وجود دارد و به تبع درسهای اخلاق شما را میشنوند دیگر؟
** درسهای اخلاقی که من در دولت میگویم که رسانهای نیست و منتشر نمیشود در نتیجه فقط دوستان دولت که در کابینه هستند این درسها را میشنوند.
* پس باید نتیجه گرفت این گروه منحرف در کابینه نیستند؛ چون درس اخلاق شما را افراد کابینه میشنوند و با شما ارتباط دارند و شما معتقد هستید اگر با شما در ارتباط بودند شاید منحرف نمیشدند؟
** نه خیر در کابینه نیستند. اعضای کابینه بچههای خوبی هستند. آنهایی که حق رای دارند مشکلی ندارند.
* یک بحثی که الان خیلی مطرح است بحث رمالی و جنگیری است. واقعا اینها در دولت وجود دارد و وصله جنگیری به دولت میچسبد؟
** اینها الفاظی است که من نمیتوانم در موردشان چیزی بگویم. فرض کنید من بگویم میچسبد آن وقت میپرسید کهاین چه جور دولتی است.
* ما انتظار داریم از زبان معلم اخلاق کابینه واقعیت گفته شود؟
** اگر هم بگوییم نمیچسبد یک عدهای بیرون میگویند حاجآقا تهرانی...
* اما حتی آیتالله مصباحیزدی که از مدافعان دولت است هم نسبت به وجود این جریان هشدار میدهد. راجع به اسلام منهای روحانیت هشدار میدهند. هشدارهای مراجع در چند وقت اخیر را میتوان بیسابقه دانست.
** مساله این است که آقای احمدینژاد یک ویژگیهایی دارد که یک سری توقعهای خاصی نسبت به ایشان ایجاد میکند. اول که ایشان آمد گفتند من میخواهم سپر بلای آقا باشم و وقتی که حکم ریاستجمهوری تنفیذ شد ایشان دست آقا را بوسیدند. پس طبیعی است که توقع مذهبیها از ایشان خیلی بیشتر باشد. از امثال آقای خاتمی این توقعها نبود چون این ادعا را نداشت.
* چه ادعاهایی؟
** خاتمی نمیگفت من ارزشهای انقلابی را زنده میکنم، بلکه میخواست ما را ببرد دوران خشایارشاه. آنها آقای احمدینژاد را آدمی میشناسند که به شدت میدود بعد یک مرتبه میبینند که متوقف میشود، خب سوال برایشان ایجاد میشود. از آقای خاتمی کسی این توقعها را نداشت؛ شاید اگر چند روزی مثل همین ماجرا آقای احمدینژاد سرکارش هم نمیآمد کسی ناراحت نمیشد. ولی در مورد احمدینژاد فرق میکند به همین خاطر اگر کسی احساس کند ولایتمداری ایشان افت کرده فریاد همه بلند میشود.
* من جواب سوالم را نگرفتم؛ با توجه به حجم هشدارهای مراجع و مسوولان آیا چیزی هست که نسبت به آن هشدار میدهند یا نه؟
** آنها قاعدتا به رفتارها نگاه میکنند و بعد هشدار میدهند.
* مثلا میگویند فتنه عمیقی در راه است؟
** ما نسبت به انقلابمان، نسبت به پایگاه ولایت حساسیت داریم.
* بحث اسلام منهای روحانیت واقعا وجود دارد یا نه؟
** این بحثها از وقتی مکتب ایرانی توسط اطرافیان دکتر احمدینژاد مطرح شد، به وجود آمد که عوارضی دارد.
* به هر حال اگر رییسجمهور با اطرافیانش مخالف باشد به آنها میگوید ساکت باشند.
** اما این کار را نکردهاند.
* بحث رمالی و جنگیری به جایی رسیده که اصولگرایان به این شدت واکنش نشان میدهند. حتی آیتالله مصباح که از مدافعان دولت است.
** آقای احمدینژاد خودشان میدانند که حاجآقا مصباح جزو اولین حامیان ایشان بودند و هیچکس مثل ایشان نبوده. جا دارد که آقای احمدینژاد برود خدمت حاجآقا، ما افتخار میکنیم که پیش این آقایان برویم و دینمان را چک کنیم. حاجآقا یک آدمی هستند که قبل از انقلاب نسبت به مجاهدین خلق حساسیت نشان دادند. به خاطر اینکه ایشان میگفتند خطر محتمل بالاست. مگر چقدر سخت است که احمدینژاد بخواهد یک سفری از تهران به قم برود و خدمت ایشان برسد.
* قبلا هم که رییسجمهور برای دیدن آیتالله مصباح میرفتند.
** بله، میرفتند، الان هم خوب است که بروند.
* نهایتا آیا شما اطلاعی از وجود جریان انحرافی دارید یا نه؟
** نه به این شکل. اماحاجآقا مصباح به دولت کاری ندارد و منظور یک سری اطرافیان هستند.
* اغلب این اطرافیان به عنوان نماد دولت شناخته میشوند و بیشتر اوقات در یمین و یسار ایشان مینشینند.
** به شخص خاصی انتقاد دارند نه به خود دولت.
* منظورتان آقای مشایی است؟
** بله!
* اما مشایی در هیات دولت حق رای ندارد و اگر آنگونه که شما گفتید حق رای ملاک است پس مشایی نمیتواند خطر مهمی باشد. در حال حاضر پیامی که از جبهه اصولگرایی به مردم منتقل میشود این است که در دولت یک جریانی وجود دارد که خیلی گل درشت به چشم میآید و آن جریان تلاش میکند که احمدینژاد را برای خودش حفظ کند و سایر اصولگرایان تلاش میکنند که اجازه ندهند احمدینژاد به آن سمت برود. چه کسی موفق میشود؟
** هیچ وقت در وحدت ضرر نبوده، ما باید به وحدت فکر کنیم.
* آیا نتیجه پیامی که ارایه میشود را این نمیدانید که خروجی عملکرد دولت و مجلس اصولگرایان این است که الان بعد از شش سال اعلام میکنند یک جریان انحرافی دارد رییسجمهور اصولگرایان را مصادره میکند؟
** شش سال اول که گذشت کاملا قابل دفاع است و ما مشکلی نداشتیم اما الان یک حادثه جدیدی اتفاق افتاده.
* یعنی بحث جریان انحرافی یک حادثه جدید است؟
** شما نظرتان این است که از شش سال پیش شروع شده.
* من میگویم که غول جریان انحرافی وجود دارد یا دوستان اصولگرای شما بزرگنمایی میکنند؟
** فکر نمیکنم این جریان به این گندگی که میگویند باشد.
* بگذریم! آیا آقای مرتضی آقاتهرانی به عنوان نماینده تهران در مجلس از وضع موجود اقتصاد راضی هستند؟
** بنده فکر میکنم کار هدفمند کردن یارانهها کار بسیار ارزشمند و درستی بوده منتها مدیریت جانانهای میطلبد. آقای احمدینژاد اول با قدرت آمدند و کار هم خیلی خوب جلو رفت اما همین حرفهایی که جامعه را ملتهب میکند تاثیر جدی در زمینه اقتصاد خواهد گذاشت.
* بحث من هدفمندی یارانهها نیست؛ آیا شما از وضع موجود از نظر اقتصادی راضی هستید؟
** من نمیتوانم فکر کنم که چون زندگی من میگذرد پس زندگی مردم هم پیش میرود.
وضع عمومی مردم را از نظر اقتصادی چطور میبینید؟
* اگر اهل قناعت شوند، خیلی خوب میشود. اما متاسفانه قناعت را بلد نیستیم.
** قناعت!؟
اگر اهل قناعت شویم خیلی به ما خوش میگذرد. من جاهای دیگر مثل آمریکا و کانادا هم زندگی کردم و چند وقت پیش هم چین را دیدم مثلا یک سالن سراسری را که نگاه میکنید از این سر تا آن سر یک چراغ کم نور گذاشتهاند تا صرفهجویی شود.
اما یک کارمندی که نهایتا 600 یا 700 هزار تومان حقوق میگیرد و کلی باید اجاره خانه بدهد و صدها هزینه دیگر که جای چندانی برای صرفهجویی برایش نمیماند.
من میخواهم بگویم که خیلی بهتر است اگر صرفهجویی شود.
* عملکرد اقتصادی دولت به نحوی بوده که برای شما قابل رضایت باشد؟
** من دولت را موفق میدانم.
* یک انتقادی که به دولت میشود بحث آمارهاست؛ میگویند آمارها را اعلام نمیکنند به دلیل اینکه این شاخصها برایشان دردسرساز بوده. حتی محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس چند روز پیش به عنوان یک اصولگرا از عدم وجود آمارها انتقاد کردند.
** من فکر میکنم در شفافسازی اینها باید بیشتر تلاش کرد. من دولت را فعال میدانم و چون فعال است، پس کار جلو میرود.
* پس چرا آمارها را آنگونه که باهنر به عنوان نایب رییسمجلس میگوید اعلام نمیکنند؟
** همین دفعه آخری که آقای احمدینژاد مصاحبه کرد کلی آمار داد.
* کدام آمار؟ منظورم آمارهای رسمی است. یک سری شاخص که مثلا مرکز آمار در رابطه با رشد اقتصادی یا تورم ارایه میدهد. اگر یادتان باشد در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری دهم بحث بر سر آمارها خیلی بالا بود.
** این جالب است که متخصصان خودشان به یک توافقی نمیرسند.
* انتقاد از عدم وجود یا نقصهای آمارهاست. از طرفی توجه داشته باشید امسال را رهبر انقلاب سال جهاد اقتصادی نامیدند اما بودجه تازه ابتدای خرداد ابلاغ شده است. یعنی دو ماه کشور بیبودجه اداره شده؛ این ربطی به اختلاف سلیقه ندارد.
** بله، دولت درگیر میشود با یک سری چیزهایی و این خودش یک نکته است.
* ابلاغ بودجه با دو ماه تاخیر در تحقق جهاد اقتصادی مانع ایجاد نمیکند؟
** البته دولت جوابی هم برای تاخیر در دادن بودجه دارد. میگوید برنامه پنجم هم جلوی برنامههایمان آمد که این جزو برنامه نبود و باعث تاخیر در ارایه بودجه شد.
* این توجیه مناسبی نیست. چون در دولت اصلاحات هم برنامه چهارم توسعه باید آماده میشد که خیلی زودتر از موعد ارایه شد و در تقدیم بودجه هم تاخیری پیش نیامد.
** اما آن موقع بحث یارانهها را نداشتیم.
* در انتخابات مجلس آینده نامزد میشوید؟
** فکر میکنید بشوم یا نشوم؟
* قبل از اینکه برای گفتوگو بیایم اگر کسی این سوال را از من میپرسید پاسخم مثبت بود اما الان فکر نمیکنم نامزد بشوید.
** بله! نامزد انتخابات مجلس نمیشوم. دفعه قبل هم قصه نامزد شدنم از اینجا شروع شد که خدمت آقای بهجت مطرح کردم. وقتی خدمت آیتالله بهجت مطرح کردم ایشان فرمودند جای این است که نظرات زعیم اعمال شود.
* در انتخابات ریاستجمهوری آینده از نامزد مورد حمایت احمدینژاد حمایت میکنید؟
** بنده مثل بعضیها نیستم که بسته باشم و هر چی او بگوید بگویم آره. نگاه میکنم به نامزدها. اگر تشخیص بدهم گزینه ایشان مناسب است حمایت میکنم.
* اگر آقای مشایی باشد؟
** نه! از ایشان حمایت نمیکنم.