حسین محمدی فومنی / کار شناس ارشد روابط بینالملل
امروزه موضوع توسعه در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی، انسانی و فرهنگی در سطح داخلی و بین المللی مطرح و مورد توجه برنامه ریزان و دولتمردان بوده و بسیار حائز اهمیت می باشد. توسعه در لغتنامه دهخدا به معنی فراخ و فراخ کردن آمده است.
تعریف توسعه:
توسعه» به معنای بهبود و گسترش همه شرایط و جنبههای مادی و معنوی زندگی اجتماعی و یا فرایند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد جامعه میباشد.
به طور کلی توسعه یعنی پیشرفت و رشد و افزایش ظرفیت های کمی و کیفی در ابعاد مختلف اجتماعی – سیاسی – اقتصادی . توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمیتواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بهدلیل وابستگی آن به انسان پدیدهای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است) که هیچ محدودیتی ندارد .
اما در تعریف توسعه نکاتی را باید مد نظر داشت که مهمترین آنها عبارتند از اینکه اولا توسعه را مقوله ارزشی تلقی کنیم ، ثانیا آن را جریان چند بندی و پیچیده بدانیم ، ثالثا به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبود توجه داشته باشیم.
توسعه اقتصادی:
توسعه اقتصادی چیست؟
باید ببن دو مفهوم ”رشد اقتصادی“ و ”توسعه اقتصادی“ تمایز قائل شد. رشد اقتصادی، مفهومی کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی، مفهومی کیفی است. ”رشد اقتصادی“ به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید (کشور) در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب میشود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی، تغییر قیمتها (به خاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایهای را نیز از آن کسر نمود .”توسعه اقتصادی“ عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیتهای تولیدی اعم از ظرفیتهای فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد، نگرشها تغییر خواهد کرد،. توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد: اول، افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشهکنی فقر)، و دوم، ایجاد اشتغال، که هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعهنیافته متفاوت است. در کشورهای توسعهیافته، هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالیکه در کشورهای عقبمانده، بیشتر ریشهکنی فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.
توسعه اجتماعی:
منظور از توسعه اجتماعی اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعه خاص همراه با توسعه تمدن رخ می دهد . توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی جنبه های مکمل و پیوسته یک پدیده اند، و هر دو نوع الزاما به ایجاد وجوه تمایز فزاینده جامعه منجر می شود. توسعه اجتماعی به صورت گسترده تر در پی ایجاد بهبود در وضعیت اجتماعی افراد جامعه است.
توسعه سیاسی:
توسعه سیاسی، واژهای جامعه شناختی است که از سوی مکاتب غربی به عنوان راهکاری برای کشورهای توسعه نیافته و جهان سومی ارائه گردیده است توسعه سیاسی در اصطلاح به معنای افزایش ظرفیت و کارایی یک نظام سیاسی در حل و فصل تضادهای منافع فردی و جمعی، ترکیب مردمی بودن، آزادی و تغییرات اساسی در یک جامعه است.
توسعه سیاسی دارای مفهوم ثابتی نیست: عدهای توسعه را تنها یک تحول مربوط به دنیای غرب میدانند که از آنجا ریشه گرفته است؛ بنابراین آن را الگوی مناسبی برای رهایی همه جوامع از فقر و مشکلات نمیدانند؛ عدهای دیگر توسعه را شرط بقای جامعه و حفظ استقلال آن میدانند؛ عدهای نیز اولویت را به ارزشها و ایدئولوژی و عدالت اجتماعی داده و به دنبال آن توسعه را مطرح میکنند و آن را برای خدمت به استقلال جامعه ضروری میدانند.
توسعه سیاسی یکی از شاخههای توسعه است با هدف رسیدن به پیشرفت، صنعتی شدن، رفع فقر، رفع وابستگی، ایجاد تحولات ساختاری و اصطلاحات در تمام بخشهای جامعه و گذار از حالت نامطلوب زندگی گذشته به شرایط بهتر.
توسعه سیاسی با برخی مفاهیم دیگر در ارتباط است از جمله مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی، تبلیغات سیاسی، ارتباطات سیاسی و از همه مهمتر نوسازی. با اینکه نوسازی و توسعه گاهی مترادف به کار میروند، اما برخی از محققان، توسعه سیاسی را خیلی عالم تر از نوسازی سیاسی تلقی میکنند و معتقدند نوسازی سیاسی در بطن توسعه سیاسی است. نوسازی سیاسی را میتوان فرایندی تلقی کرد که طی آن، نقشهای کارکردی استراتژیک جامعه به سازندگی و تولید مبادرت میورزند.
توسعه انسانی:
توسعه انسانی : ایجاد محیطی توان بخش برای عموم مردم است تا به واسطه آن از حیات طولانی ، سالم و خلاق بر خوردار شوند.
توسعه فرهنگی :
توسعه فرهنگی یعنی ارتقاء و اعتلای زندگی فرهنگی در جامعه ، یعنی دستیابی به ارزشهای متعالی فرهنگی. در مقوله فرهنگ توسعه ،فرهنگ هدف نیست آنچه هدف و غایت برنامه و فعالیت است،توسعه و مشخصه های توسعه یعنی تولید ، بهره وری ، بالا رفتن درآمد سرانه و رشد اقتصادی جامعه است. اما در رویکرد توسعه فرهنگی توسعه انسانی و داشتن انسانهای پویا، سرزنده ، آگاه ،درست کردار ، ارزشگرا و .... اهداف اصلی توسعه قرار می گیرند.
مفهوم فرهنگ:
فرهنگ از جمله واژگانی است که به دلیل تنوع و تکثر نگرش و رویکردهای معطوف به آن دارای تعاریف زیادی است. هر کس با توجه به نگرش خود به موضوع، تعریف خاصی ارائه نموده است. از این رو، جهت رفع این آشفتگی در مفهوم، به برخی از تعاریف اشاره میگردد. برخی معتقدند فرهنگ، مجموعة سازمان یافتهای از هنجارها، ارزشها و قواعد است. سر ادوارد تایلر معتقد است: فرهنگ، عبارت از مجموعة دانشها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، رسوم و هر گونه توانایی و عادت دیگری که به وسیلة انسان به عنوان عضو جامعه، اکتساب شود. فرهنگ در معانی وسیعتر شامل همة فرآوردهها و تولیدات انسانی است که در مقابل فرایندها و تولیدات طبیعت قرار میگیرد. برخی دیگر از فرهنگ شناسان و تمدن شناسان، دو واژة فرهنگ و تمدن را یکی تلقی نموده، در حالی که برخی دیگر، این دو را جدا میکنند. هم چنین تعریف ریموند ویلیامز از فرهنگ نیز قابل توجه است. به نظر وی، فرهنگ را به عنوان «فرایند عمومی تکامل و توسعة فکری، معنوی و زیباشناختی و به عنوان شیوة خاص زندگی مردمی خاص یا دورانی خاص» تعریف می شود، و یا به طور کلی به عنوان فرآوردههای فعالیت فکری و هنری تعریف میگردد که به نظر میرسد این تعریف، شامل کل فلسفه، اندیشه، هنر و خلاقیت فکری یک عصر یا کشور و همچنین آداب، عادات و رسوم و مناسک اقوام و ادبیات و هنرهای مختلف میشود. بنابراین آن چه از مفهوم فرهنگ در این تحقیق، مدنظر است، تعریف خاصی از فرهنگ است که شامل بخش نرم افزاری یک تمدن میشود که مجموعة دانشها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها، طرز تلقیها، آداب و رسوم که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه توسط انسان اکتساب میشود را در بر میگیرد.
نقش توسعه فرهنگی در روابط بینالملل:
امروزه بنیان فعالیت های سیاسی بر ارکان فرهنگی استوار شده است، تنها با توجه خاص می توان فرهنگ کشوری را که تصمیم به نفوذ سیاسی در آن وجود دارد، به نفع یا ضرر اهداف سیاسی بر انگیخت. در سالهای اخیر مشخص شده ،که با هدایت فرهنگی و تبلیغات موثر می توان زمینه های لازم را برای منافع ملی در خارج از مرز های جغرافیایی سیاسی پدید آورد، عصر ارتباطات که بر اثر گسترش دامنه وسایل ارتباط جمعی آغاز شده است ، این انگیزه را تسهیل و تقویت کرد.
از این رو بسیاری توسعه فرهنگی را سر آغاز ی بر توسعه سیاسی می دانند، مسائل موجود در صحنه بین الملل قرن اخیر به خوبی
می نمایاند که هر روز بیش از پیش بر دامنه این تبلیغات افزوده می شود. این نظر را از ذهن نباید دور داشت ،که برای توسعه فرهنگی در کشورهایی که سنخیت فرهنگی با آنها وجود نداردبایستی از راهبرد های اصولی تدوین وپیروی کرد. آنچه که
سبب ایجاد و گسترش روابط سیاسی میان دو کشور
می شود ، ابزارهاو فعالیتهای موثر در بسط روابط فرهنگی
بین المللی است ، عبارتند از :
1-ارتباط با اتباع آن کشور در خاک کشور دیگر.
2-برگزاری مناسبت های فرهنگی و هنری ، مانند، هفته های فرهنگی .
3-برگزاری نمایشگاه های متعدد فرهنگی مانند، نمایشگاه کتاب ، صنایع دستی و گردشگری، نقاشی،خطاطی،گرافیک و...
4-برقراری ارتباط با مراکز معتبر فرهنگی و هنری ، به عبارتی دیگر گسترش فعالیتهای فرهنگی و دیپلماسی عمومی.
5-بر قراری ارتباط با مراکز علمی و دانشگاهی به منظور مبادلات دانشگاهی و دانشجویی.
6-ترجمه چاپ و انتشار کتاب ، مجلات،بروشور و... به زبا ن اصلی و بومی آن کشور.
7-راه اندازی و بهکار گیری فضای سایبری و اینترنتی .
8-تاسیس و یا ایجاد آثار فرهنگی ماندگار مانند، کتابخانه ،مسجد، کرسی های علمی فرهنگی،ایران شناسی ،
اسلام شناسی و شیعه شناسی،زبان و ادبیات فارسی،تندیس مشاهیر ایرانی و اسلامی ،خواهر خواندگی شهرها ،
نامگذاری خیابان ها و... از طریق روابط فرهنگی در دو کشور.
9- برگزاری جشنوار های فرهنگی و هنری کودکان .
10-تاسیس و راه اندازی انجمن های فرهنگی و علمی فی مابین و...
جملکی می توانند در راستای بسط و گسترش و تعمیق توسعه فرهنگی و سیاسی یک کشور در کشور دیگر در روابط بین الملل موثر باشند، و منافع ملی یک کشور در کشور دیگر تامین و صلح و دوستی پایدار را به ارمغان آورد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.