تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۲۰۷۵۱

پیشینه تاریخی مسجد بابری


منازعه میان هندوها و مسلمانان بر سر مسجد بابری که هر چند گاه یکبار در رأس اخبار و رویدادهای سیاسی کشور هند قرار می‌گیرد ما را بر آن داشت مروری گذرا بر آنچه که تاکنون در مسیر زمان بر این مکان مقدس گذشته است داشته باشیم، امید آنکه مورد توجه قرار گیرد. در سال 1528 میلادی، «ظهیرالدین محمد بابر»،‌ مؤسس سلسله تیموریان در شبه‌قاره هند از طریق فرماندار خود به نام «میرباقی» در آو ده مسجدی را بر یک تپه بنا نهاد که پس از آن به بابری مسجد شهرت یافت. «ظهیرالدین محمد بابر»، مؤسس سلسله تیموریان، در حدود 20 سال بعد از انقراض سلسله تیموریان ایران در سال 932 هجری این سلسله را در شبه قاره هند تأسیس کرد که بیش از سه قرن دوام داشت.
بابر شاه قبل از حمله به هندوستان در لباس یک فقیر از کابل به این دیار آمد، در فیض‌آباد بر یک تپه بلند با شخصیت‌های بزرگی همچون «شاه جلال‌الدین» و حضرت «موسی عاشقان» ملاقات نمود. «بابر» از این دو خواهش کرد برای پیروزی او ادعا کنند. آن بزرگان نیز به بابر حکم نمودند چنانچه حاجتش برآورده شد بر همان تپه یک مسجد بنا کند. احداث مسجد بابری در تاریخ 1528 میلادی در اصل اجابت همین خواهش بود.
در سال 1855 میلادی،‌ یک صاحب منصب انگلیسی به نام «اچ. او. نوبل» هنگام ثبت احوال در ناحیه‌ای که مسجد بابری در آن واقع بود عمداً و به غلط در صفحه 73 دفتر ثبت نوشت که مسجد بابری قبلاً یک بتخانه بوده که پس از انهدام جای آن مسجد ساخته شده است. این عمل منشاء فتنه‌های بعدی گردید و طبق اخبار و روایات باقیمانده از آن دوران، باعث تفرقه میان مسلمانان و هندوها شد.
در همین سال،‌ رهبر مسلمانان یعنی «امیرعلی امیتوی» با عده‌ای از مسلمانان تلاش کرد که به آن ناحیه برود و مسجد بابری را از فتنه پاک کند،‌ ولی نیروهای انگلیسی در بین راه جلوی پیشروی آنها را گرفتند. همچنین عده‌ای اوباش و دشمنان مسلمانان با برپایی غائله‌ای باعث شهادت 75 تن از مسلمانان شدند.
در سال 1885 میلادی یکی از برندگان سادو، درویش هند و بنام «رگهبیر داس» علیه «محمد اصغر»، متولی مسجد بابری ادعا کرد که در بیرون مسجد سکوئی وجود دارد که محل تولد رام (رام جنم بهومی) است.
وی این ادعا را بصورت شکایت به مسئول قضائی آن زمان مطرح ساخت. روشن است که این دعوی فقط در مورد سکوی بیرون مسجد بوده و اصلاً ارتباطی به شبستان مسجد نداشته است.
در جواب این شکایت، دادگاه وقت فیض‌آباد، «باندیت هری کیشن» نه تنها به «رگهبیر داس» اجازه نصب سایه‌بان بر روی سکوی مزبور را نداد بلکه شکایت او را بی‌مورد اعلام نمود.
در سال 1886 میلادی، قاضی فیض‌‌آباد پس از استماع دعوی در تاریخ 26 ماه مارس 1886 تقاضای ساختن سایه‌بان را کلاً رد کرد.
بین سالهای 1855 تا 1947 میلادی،‌ کشمکشهایی بطور مداوم در مورد مسجد بابری میان هندوها و مسلمانان وجود داشته است،‌ ولی این مسجد همواره در قبضه مسلمانان بوده و تا پیش از استقلال هند (1947) هیچ کس شکایتی در مورد ساختمان مسجد بابری نکرد و تنها مورد شکایت مربوط به سال 1885 بوده ‌است.
در سال 1949 میلادی،‌ بعد از جدایی پاکستان از هند عده‌ای از هندوهای افراطی با همکاری جمعی اوباش در شهر آیودیا (‌محل مسجد بابری)‌ در تاریخ 22 دسامبر با پشتیبانی قاضی ناحیه فیض‌آباد در نیمه‌های شب بت‌رام، یکی از خدایان مورد پرستش هندوها،‌ را به مسجد آورده و آنرا در دیوار مسجد کار گذاشتند.
پس از این واقعه، مقامات امنیتی و دولتی به بهانه برقراری امنیت و جلوگیری از درگیری میان هندوها و مسلمانان بر در مسجد قفل زدند و از آن تاریخ این عبادتگاه تاریخی و مهم بروی مسلمانان بسته شد. در سال 1949 میلادی، قاضی ناحیه فیض‌‌آباد پس از این ماجرا تحت ماده 145 قانون اساسی،‌ شهردار فیض‌آباد به نام «بابوبریددت رام» را به عنوان ناظم قرار داد تا به طرفین دعوی مسجد بابری حکم نماید برای اثبات ادعاهای خود دلایلی را ارائه نمایند.
در سال 1951 میلادی،‌ معاون کمیسر ناحیه فیض‌آباد در جواب بندهای 15، 16، 17 و 18 شکایت موجود در دادگاه فیض‌آباد نوشت، محل تنازع به نام بابری مسجد مشهور است و از سال 1538 تا 1949 میلادی در این مسجد پنج وقت نماز برپا میشده و هیچگاه به عنوان معبد رام مورد استفاده قرار نمیگرفته است،‌ در حالیکه در تاریخ 22 دسامبر سال 1949 هنگام بت «رام چندر» بطور مخفیانه در مسجد کار گذاشته شده است. این یک اقدام غیرقانونی و ناحق بوده که در اثر آن مسلمانان تحریک شده‌اند و اکنون خطر ناآرامی وجود دارد.
در سال 1961 میلادی، از طرف هیات مرکزی مسلمانان اهل سنت شکایتی تنظیم گردید که ثابت می‌کرد مسجد بابری عبادتگاه قدیمی مسلمین است و باید پس داده شود و کسی حق ندارد که در امر ادای نماز مسلمانان مداخله نماید.
در آن زمان، «رام ورما»، جانشین شهردار قبلی به عنوان ناظم وقت منصوب گردید. همزمان با تغییر ناظم،‌ دادگاه عالی از مجموعه تمامی پرونده‌های موجود یک پرونده راهنما تشکیل داد تا تمامی اقدامات بعد براساس آن صورت گیرد.
به این ترتیب تمامی پرونده‌های موجود در دادگاههای مختلف فیض‌آباد جمع‌آوری و رسیدگی به دعاوی بر سر موضوع بابری مسجد پس از توقف هرگونه اقدامی در آن دادگاهها تنها در اختیار دادگاه عالی قرار گرفت. تا سال 1986، مسجد بابری براساس رأی دادگاه قفل شده بود و شکایت تنها باید از طریق دادگاه عالی حل و فصل می‌گردید.
در یک اقدام غیرمنتظره در تاریخ 28 ژانویه 1986، یک وکیل هندو بنام «رامش چندر» شکایتی را بر طبق پرونده شماره 2 سال 1950 میلادی در دادگاه فیض‌آباد دائر نمود و خواستار آن شد که در «رام جنم بهومی» که ادعا می‌شد محل تولد رام است به هندوها جهت انجام برنامه‌های مذهبی و عبادی آزادی کامل بدهند. قاضی در تاریخ 28 ژانویه شکایت مزبور را به دلیل آنکه پرونده راهنما در دادگاه عالی تحت اقدام است و بایستی از طریق آن عمل شود رد کرد. در اول فوریه 1986 میلادی، قاضی ناحیه‌ای بنام «ام.ک پاند» پس از آنکه تمام شکایت مسلمانان را رد کرد حکم داد تا قفل مسجد بابری را شکسته و هندوها آزادانه در مسجد مراسم مذهبی برپا نمایند.
پس از شکستن قفل، اجرای مراسم هندوها درست در شبستان مسجد آغاز گردید. این عمل دقیقاً در ساعت 19/17 صورت گرفت و حکم قاضی ناحیه‌ای در تاریخ 28 ژانویه صادر شد.
پیش از گشودن قفل مسجد در ساعت 7،14 واحد از نیروهای مسلح پلیس ایالاتی در اطراف مسجد و در محلهای مسلمانان مستقر گردیدند. با این اقدام پلیس، مسلمانان در محاصره قرار گرفتند و هندوها مدعی جایگاه تولد رام از طرف دولت محلی و نیروهای امنیتی حمایت شدند. بعد از واقعه فوریه در همان سال، یکی از سازمانهای تندرو و افراطی بنام «ویشوا هندو پریشاد» یا سازمان بزرگ هندوها موسوم به «وی اچ پی» هندوها را بسیج کرد تا در نقاط مختلف چند مسجد دیگر را نیز به همین صورت اشغال کنند. که به دنبال آن، گروه مسلحی متشکل از هندوهای افراطی و ضدمسلمان به همین منظور تشکیل گردید.
از آن زمان،‌ مسلمانان نیز مترصد فرصتی بودند تا مسجد را از دست هندوها باز پس بگیرند. رهبران مسلمانان هند دست بکار تشکیل کمیته‌های اجرایی برای آزادسازی مسجد بابری شدند.
جهت تشکل مسلمانان و هماهنگی بیشتر در بازیابی مسجد بابری،‌ در سال 1987 «کمیته اجرایی بابری مسجد» تشکیل گردید و در اولین اقدام از مسلمانان خواست تا جهت اعتراض علیه تصاحب مسجد و کشتار مردم مسلمان شهرها و ایالتهای مختلف هند توسط هندوها روز 26 ژانویه همان سال را که مصادف با سال روز جمهوری هند است. روز سیاه اعلام کرده و در مراسم ویژه آن روز شرکت ننمایند. این دعوت با خواهش رئیس‌جمهور از رهبران مسلمانان منتفی گردید.
اقدام مزبور به عنوان یک اقدام موفقیت‌آمیز برای مسلمانان به حساب آمد و کمیته اجرائی بابری مسجد را در ادامه فعالیت خود راسخ‌تر نمود.
در اول فوریه 1987 میلادی،‌ در اولین سالگرد اشغال مجسد بابری مسلمانان در اعتراض به اشغال مسجد بابری توسط هندوها دست به یک اعتصاب سراسری زدند. پس از آن،‌ «عبدالله بخاری»،‌ امام جمعه مسجد جامع دهلی،‌ از مسلمانان خواست تا در تاریخ سی مارس 1987 دست به یک راهپیمایی گسترده در دهلی بزنند.
تظاهرات مسلمانان در این روز از مسجد جامع دهلی آغاز و تا مقابل پارلمان هند ادامه داشت. صدای تکبیر و شعارهای اسلامی در فضا طنین‌انداز بود. از مسلمانان حاضر در راهپیمایی تقاضا شد تا از هرگونه اقدامی که بهانه‌ای به دست نیروهای امنیتی و هندوها بدهد خودداری نمایند. هنگامی که مسلمانان به مقابل پارلمان هند رسیدند،‌ با نظم خاصی به ادای نماز جماعت پرداختند. بیش از یکصد هزار تن در این اجتماع عظیم گرد آمدند.
از دو روز پیش از برگزاری راهپیمایی،‌ دولت وقت به نخست‌وزیری «راجیو گاندی» تمامی جاده‌های ورودی به دهلی را تحت کنترل خود درآورده، ‌به بسیاری از مسلمانان اجازه حرکت بطرف دهلی را نداد. با این وجود،‌ راهپیمایی و اجتماع مسلمانان برگزار شد و مسلمانان را به ادامه اقدامات خود جهت بازپس‌گیری مسجد بابری تشویق کرد.
در 27 نوامبر سال 1988 میلادی،‌ کمیته اجرایی بابری مسجد بدنبال بروز اختلافاتی بین رهبران این کمیته، به دو گروه تقسیم شد. انشعاب در کمیته مزبور در پی برگزاری کنفرانس دو روزه مسجد بابری طی روزهای بیست و ششم و بیست و هفتم نوامبر در محل مسجد جامع اعلام گردید «سیدشهاب‌الدین»، رهبر گروه انشعابی، معتقد به اتخاذ روشهای سیاسی و نرمش در مقابل دولت جهت بازپس‌گیری مسجد بابری است.
در اکتبر سال 1989، مسلمانان هند اعلام کردند که در انتخابات آینده به حزب کنگره به رهبری «راجیو گاندی» رأی نخواهند داد. علت این تصمیم ناتوانی حزب کنگره در مقابله با حرکت هندوهای متعصب جهت اشغال زمین‌های مورد منازعه در آیودیا و تصمیم آنان برای انهدام مسجد و احداث معبد اعلام گردید.
در نوامبر سال 1989،‌ «مولانا سیدعبدالله بخاری» از مسلمانان هند خواست که به حزب مخالف یعنی جاناتادال به رهبری «وی پی سینگ» رأی دهند.
در دسامبر سال 1989،‌ رأی مسلمانان تأثیر قاطعی بر نتایج آراء‌ حزب کنگره نهاد و باعث شد که راجیو گاندی سقوط کند.
در 25 سپتامبر 1990 میلادی،‌ «رادوانی»، رئیس حزب بهاراتیا،‌ جاناتا،‌ یک راهپیمایی طولانی ده‌ هزار کیلومتری را آغاز نمود که هدف آن خراب کردن مسجد بابری و احداث معبد رام بود.
مبداء راهپیمایی از محل معبد تاریخی سومنات،‌ واقع در ایالت گجرات و مقصد آن شهر آیودیا (محل مسجد بابری)‌، واقع در ایالت اوتار پردادش بود. در طول مسیر،‌ خشونت‌های فرقه‌ای گسترده‌ای بین هندوها و مسلمانان درگرفت و حداقل 200 تن در این درگیریها جان خود را از دست دادند. در 26 نوامبر سال 1990 میلادی،‌ «ادوانی»، رئیس حزب بهاراتیا جاناتا دستگیر شد. این دستگیری بدنبال مذاکرات طولانی و بدون نتیجه با وی و نیز رهبران هندوهای متعصب از جمله رهبران حزب ویشوا هندو پریشاد صورت گرفت. اما با نزدیک شدن روز 30 نوامبر، روزیکه هندوها قصد تخریب مسجد بابری را داشتند،‌ راهپیمایان از حرکت باز نایستادند و بطرف آیودیا حرکت کردند.
دولت محلی ایالت بیهار وضعیت فوق‌العاده اعلام کرد و نیروهای امنیتی و ارتش را به شهر آیودیا گسیل داشت. محل زمین‌های مورد منازعه که مسجد بابری در آن قرار دارد به محاصره نیروهای انتظامی درآمد. در سی‌ام اکتبر سال 1990،‌ در درگیری‌های میان نیروهای نظامی و هندوهای متعصب که تلاش داشتند به ساختمان مسجد دسترسی پیدا کنند دهها تن از هندوها بقتل رسیدند.
تنها یک بار هندوها موفق به دستیابی به مسجد بابری و صعود به بالای گنبد آن شدند. اما پس از دقایقی با فشار نیروهای نظامی عقب رانده شدند.
در 2 نوامبر سال 1990، با تمدید مهلت عملیات خدمات رایگان یعنی گردهمایی هندوها برای تخریب مسجد بابری موسوم به «کارسوا»،‌ داوطلبین هندو چندین بار دیگر به مسجد هجوم آوردند. بدنبال دستگیری رئیس حزب بهاراتیا جاناتا،‌ این حزب اعلام ‌کرد که پشتیبانی خود را از دولت جبهه ملی به رهبری «وی پی سینگ» پس می‌گیرد. دولت «وی پی سینگ» با قطع پشتیبانی حزب بهاراتیا جاناتا با خطر سقوط روبرو شد. «رنکاتارامان»، رئیس‌جمهور هند، از وی خواست تا اکثریت پارلمانی خود را به اثبات برساند. دولت جبهه ملی پس از رأی عدم اعتماد اکثریت نمایندگان مجلس به رهبری حزب کنگره «راجیو گاندی» مجبور به استعفاء ‌گردید و «چاندرا شاخار» جانشین وی شد.
به این ترتیب،‌ مسجد بابری مجدداً سرنوشت سیاسی هند را پس از یازده ماه از سقوط حزب کنگره رقم زد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات