باقر علوی
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ پر ماجرای انقلاب اسلامی ایران از نخستین روزهای پیدایش آن تاکنون، مظهر و تبلور ویژگیهای برجسته رهبری معظم آن، حضرت آیتالله العظمی امام خمینی سلامالله علیه میباشد مروری بر هر یک از حوادث سرنوشتساز دوران انقلاب و تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی فریادکننده کیاست و تیزبینی، ذکاوت و تیزهوشی، دوراندیشی و ژرفنگری، صلابت و استواری، و ایمان و اتکال فوقالعاده تاریخساز قرن و احیاءکننده شریعت، روح خدا خمینی کبیر است.
در بررسی واقعه مهدی هاشمی که بحق از وقایع پیچیده و تلخ و عبرتآموز انقلاب بود، دریغمان آمد که اشارهای به نگاه نافذ و دید الهی روح خدا که از نخستین روزهای پیدایش و شکلگیری زاویه انحراف در مسیر مهدی هاشمی و مرتبطین وی قبل از انقلاب تا هنگامیکه دستگیری و اعدام وی و عزل آقای منتظری همراه و هدایتگر چگونگی برخورد با جریان مزبور بود نداشته باشیم.
بررسی همهجانبه این موضوع جایگاهی دیگر میطلبد و باید آنگاه که به تدوین و ثبت تاریخ چگونگی پیدایش و شکلگیری جریان مرموز مهدی هاشمی و فعل و انفعالات آنها در مقاطع مختلف بویژه مسائلی که در سالهای دهه 60 (تا فروردین 1368) اتفاق افتاد اقدام میشود در جای جای آن تیزبینی و دوراندیشی و صلابت و استواری امام خمینی را نیز به نظاره نشست، اما قبل از آن نیز میتوان در چند فراز نگاهی گذرا به موضوع انداخت و مظهری از حدیث شریف «المومن ینظر بنورالله مومن با نور خدا به اشیاء مینگرد» را مشاهده نمود و قبل از بیان فرازهای مزبور یادآور میشود که چهرهای که ما هماکنون از مهدی هاشمی بعنوان یک فرد محارب و مفسد سراغ داریم بکلی متفاوت است با آنچه که او از سالهای دهه 50 به این سو از خود ساخته بود، چهرهای که حتی در لحظه اعدام، او را در نظر امثال آقای منتظری فردی که بیست سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را بسینه زد، نه مرتد است و نه محارب و نه مفسد و بالاخره به انقلاب و اسلام اعتقاد کامل دارد، طرفداران زیادی از حزباللهیها و جبهه بروها و افراد انقلابی دارد و...»(1) ساخته بود. آری باید با توجه به واقعیتهای هولناکی که بعد از دستگیری و محاکمه مهدی هاشمی و مرتبطین وی آشکار شد، به گذشته برگردیم و در مقاطعی که مهدی هاشمی بعنوان یک مبارز خستگی ناپذیر و مجاهد نستوه و انقلابی سترگ و زندانی سیاسی و متولی امور نهضتهای آزادیبخش جهان معرفی میشد با امام همراه شویم و بر توسم و تیزبینی و بصیرت و آگاهی ژرف او درود میفرستیم که براستی مظهر «عینالله» در زمان ما بود:
1- پس از دستگیری و بازداشت مهدی هاشمی در سال 1355 بخاطر قتل مرحوم شمسآبادی و حجتالاسلام صفرزاده و یک موتوربان بنام رمضان مهدیزاد و در شرایطی که بخاطر تمهیدات و زمینهسازیهای شخص مهدی هاشمی و مرتبطین وی، افکار عمومی مبارزین قتل شمسآبادی را به ساواک نسبت داده و مهدی هاشمی را بعنوان زندانی سیاسی قلمداد مینمودند، عدهای از مبارزین سیاسی خارج از کشور اعتصاب غذا و تحصن در کلیسای سنت مری پاریس ترتیب داده و طی آن خواستار آزادی زندانیان سیاسی خصوصاً شخص مهدی هاشمی میشوند.
در اطلاعیهای که بهمین منظور در تاریخ 29/6/56 از سوی روحانیین مبارز انتشار یافت تحت عنوان گزارشی مختصر از پروندهسازی رژیم علیه سیدمهدی هاشمی، آمده است: «در 18 فروردین 1355 حجتالاسلام شمسآبادی از روحانیون اصفهان به صورت مرموزی به قتل رسید. جسد وی که در نزدیکی اصفهان پیدا شده بود تا اصفهان تشییع شد و مردم این عمل را کار سازمان امنیت میدانستند... سیدمهدی از مبلغین برجسته مذهبی بوده و چندین بار بخاطر فعالیتهای سیاسی و به جرم طرفداری از حضرت آیتالله خمینی بازداشت و زندانی شده بود... اینبار سازمان امنیت سعی دارد که با یک اتهام جنایی این چهره فعال مذهبی را از میدان بیرون برد...»
در چنین شرایطی که افکار عمومی مبارزین، مهدی هاشمی را بعنوان یک چهره سیاسی و جرم آنرا طرفداری از حضرت امام خمینی میدانست، رهبر فقید انقلاب اسلامی به یکی از روحانیونی که عازم پاریس جهت شرکت در تحصن مزبور شده بود میفرمایند: او (مهدی هاشمی) زندانی سیاسی نیست یک قاتل است. (نقل به مضمون)(2)
2- درسال 1362 و در حالیکه مهدی هاشمی با توصیه و حمایت کسانی چون آقای منتظری و شهید محمد منتظری، مسئولیت واحد نهضتهای سپاه را برعهده داشت. حضرت امام خمینی(قدس سره) به مسئول واحد اطلاعات سپاه میفرمایند: «مواظب مهدی هاشمی باشید».
3- در اواخر سال 62 و در پی مأموریتی که حضرت امام خمینی(قدس سره) به واحد اطلاعات سپاه برای سفر به اصفهان داده بودند، ملاقاتی با معظمله جهت ارائه گزارش از مسائل اصفهان و از جمله فعالیتهای جریان مهدی هاشمی صورت میگیرد. حضرت امام میپرسند: «آیا مهدی هاشمی با آقای منتظری و بیت ایشان هم رفت و آمد دارد؟» و در ادامه جلسه دستور میدهند: «در مورد فعالیت اینها - مهدی هاشمی و جریان او - کنترل داشته باشید و آنها را زیر نظر داشته باشید، اینها باید قلع و قمع شوند.»
4- در اوائل مهرماه سال 1365 در پی کشف خانه تیمی مربوط به جریان مهدی هاشمی و تخلیه وسائل غیرمجاز آن منزل که بحکم حضرت امام و با مخالفت آقای منتظری صورت پذیرفت، وزیر وقت اطلاعات به حضرت امام پیشنهاد میکند: «چون جناب آقای منتظری مسئولیت این جریان را پذیرفتهاند، متهم (فردی بنام حسنی از مرتبطین مهدی هاشمی و مسئول منزل) آزاد شود...» رهبر تیزبین و دوراندیش انقلاب اسلامی در پاسخ میفرمایند: «او مجرم است، باید مجازات شود، بلکه همه کسانی که در این مورد مرتکب خلاف شدهاند، مثل مهدی هاشمی، باید دستگیر شوند» بدنبال فرمان امام، چندتن از مسئولین از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای که در آن زمان سمت ریاستجمهوری را بعهده داشتند به محضر امام شرفیاب شده و موضوع دستگیری متخلفان را مورد بحث قرار میدهند. آیتالله خامنهای در خصوص این جلسه فرمودند: «به این منظور که حضرت امام در دستور قاطع خود نسبت به دستگیری مهدی هاشمی تجدیدنظر نمایند چنین عنوان شد که اگر اینها خلافکارند، آقای منتظری هم خلاف کرده، اگر اینها باید دستگیر شوند، آقای منتظری هم باید دستگیر شود، حضرت امام بدون آنکه از قاطعیت کلام و اراده خود بکاهند فرمودند: اگر او هم خلاف کرده، دستگیر شود!»
وزیر وقت اطلاعات بلحاظ مشکلاتی که در مسیر پیگیری جدی موضوع میبیند سعی میکند با ارسال پیامی برای حضرت امام بگونهای ضرورت پیگیری موضوع را رقیق کند وی در این پیام میگوید: «بنده قول نمیدهم که در بازجویی و پیگیریهای این جریان، حتماً اثبات شود که مهدی هاشمی در قتل مرحوم شمسآبادی دست داشته باشد یا آدمربایی کرده و امثال این جرایم، شاید نتوانستیم اثبات کنیم. آن قدری که فعلاً ثابت است، تخلف آنان در رابطه با موارد غیرقانونی کشف شده از خانه تیمی است... با این وجود مجدداً حضرت امام بر ضرورت پیگیری موضوع تاکید میکنند.
5- بدنبال دستگیری مهدی هاشمی توسط وزارت اطلاعات یکی از مسائلی که در این رابطه توسط آقای منتظری و یکی از مسئولین عالیرتبه قضایی مطرح شده عدم صلاحیت وزارت اطلاعات جهت رسیدگی به موضوع قتلهای قبل از انقلاب منسوب به جریان هاشمی بود، ولی حضرت امام با علم به اهدافی که از وزرای این سخن تعقیب میشد بطور شفاهی به وزیر اطلاعات وقت فرمودند: «تکلیف شماست که بطور جدی این جریان را پیگیری کنید... این تکلیف شرعی توست که باید انجام دهی، به هر جا که میخواهد، برسد. مسئله، مسئله اسلام است و در مورخه 5/8/65 نیز طی یک پیام کتبی فرمودند: بدیهی است که این امر چون مربوط به اسلام و انقلاب کشور است تحقیق آن منحصراً در اختیار وزارت اطلاعات کشور میباشد».
6- وقتی نوار اولین مصاحبه مهدی هاشمی که طی آن حقایق بسیاری را بازگو کرده و صریحاً اعتراف نموده بود که «من خود را مصداق بارز کلمات منحرف و توطئهگر، میدانم» به رؤیت حضرت امام خمینی(ره) میرسد ایشان فرمودند: «اگر این نوار را برای آقای منتظری بگذارید باز هم قبول نخواهند کرد که اینها واقعیت دارد، خواهد گفت که این اعترافات را در اثر فشار و شکنجه از او گرفتهاید!»
حضرت امام در واکنش نسبت به قسمتهای پایانی مصاحبه که مهدی هاشمی در آن با گریه و زاری، اظهار پشیمانی و درخواست بخشش کرده بود، فرمودند: «فریب نخورید، او دروغ میگوید، حرکات او واقعیت ندارد.»
7- پس از دستگیری هادی هاشمی (برادر مهدی و داماد آقای منتظری) و ارائه گزارش آن توسط وزیر اطلاعات وقت به مقام معظم رهبری، ایشان درباره نوع برخورد با هادی هاشمی تأکید میکنند: «او با دیگران فرقی ندارد. با او مثل یک بقال رفتار کنید این در حالی بود که در آستانه دستگیری وی آقای منتظری برای وزیر اطلاعات پیغامی بشرح زیر فرستاده بود: آقای هادی برای بازجویی به تهران نیاید که آبروی من میرود، افراد اطلاعات بیایند همین جا از او بازجویی کنند.
وزیر اطلاعات وقت میگوید در ملاقات مزبور در مورد شخصیت آقای منتظری خدمت امام عرض کردم که در این ماجرا بر حیثیت اجتماعی آقای منتظری ضربه سختی وارد شده که ترمیم آن جز با تأیید جنابعالی ممکن نخواهد بود، ایشان با لحنی که از آن احساس تندی میشد فرمودند: «من تأیید نمیکنم و اضافه کردند تا ایشان این جور است و بعد با همان لحن ادامه دادند: «شما هم اگر طرفدار ایشان هستی بمصلحت ایشان این است که با این جریان، قوی برخورد کنید.
8- پس از اعدام مهدی هاشمی، با ادامه روند انحراف در بیت آقای منتظری و خطراتی که از این ناحیه کیان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی را تهدید میکرد، و بدنبال بیتأثیر ماندن نصایح و تذکرات مکرر حضرت امام خمینی در جهت اصلاح آقای منتظری سرانجام جراحی اصلی صورت گرفته و در مورخه 6/1/1368 طی حکم قاطعی قائم مقام رهبری عزل و از جامعه طرد میگردد.
9- آنگاه که تحرکاتی از سوی برخی جناحهای سیاسی در جهت زیر سئوال بردن تصمیم قاطع رهبر دوراندیش انقلاب اسلامی آغاز میشود آن حضرت طی پیامی در تاریخ 26/1/68 ضمن بیان این نکته که وظیفه شرعی اقتضا میکرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد، فرمودند: «سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخیبردار نیست و در صورت تخطی هرکس در هر موقعیت بلافاصله مردم معرفی خواهد شد.
و بدینسان در پرتو ذکاوت و دوراندیشی و صلابت و ایمان استوار امام رحیل امت، یک زاویه انحرافی که از سالها قبل در بطن و متن انقلاب اسلامی ایجاد شده و میرفت که اساس انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را بویژه پس از حیات مبارک آن حضرت مورد تهدید جدی قرار دهد. بسته شده و مسیر رهبری آینده نظام اصلاح گردید. و بیتردید اگر غیر از این بود نمیتوانست «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا» به لقاءالله برود. روحش شاد و فریادهایش پرطنین باد.