ارسلان ظاهریبیرگانی:
...الْفِتْنَهًُْ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ... (بقره: 217)
...و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد که مردم را به کفر تشویق و از ایمان بازمىدارد) حتى از قتل بالاتر است و مشرکان پیوسته با شما مىجنگند تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند... .
طبق نظر صریح قرآن و با استناد به این آیه شریفه، دشمن همیشه در حال برنامهریزی و فتنه و دشمنی است . تا آغاز قرن بیستم تحولات شگرفی در نظام بینالملل بهوجود نیامد اما 2 جنگ جهانی هر کدام بهگونهای مناسبات جهانی را متحول کردند. ظهور کمونیسم و بروز جنگ سرد بهتنهایی 4 دهه از تاریخ جهان را بهدنبال قواعد خود کشاند تا اینکه سرانجام با فروپاشی بلوک شرق زمینه برای تشکیل نظام تکقطبی بینالمللی با محوریت آمریکا و نظام لیبرال- دموکراسی غرب فراهم شد.(1)
استراتژی دشمن قبل از پیروزی انقلاب اسلامی: تئوری مهجوریت قرآن
میگویند روزی ویلیام گلادستون، نخستوزیر اسبق انگلستان قرآن را به مجلس عوام برد و گفت: «تا زمانی که این قرآن در دست مسلمانان باشد و به آن عمل کنند، اروپا هیچگاه نمیتواند بر شرق اسلامی مسلط شود و خود نیز در آرامش و امنیت زندگی نخواهد کرد». در این هنگام کشیشی با عصبانیت قرآن را برداشت و آن را پاره کرد. گلادستون گفت: «ای احمق! منظورم پاره کردن آن نبود بلکه باید آن را از صفحه قلب مسلمانان پاک کنیم و عمل به آن را از جامعه مسلمین از بین ببریم».
حقیقت آن است که در شرایط کنونی با توجه به؛ به حاشیه رانده شدن مارکسیسم، لیبرالیسم در تلاش است جلوی موج عظیم بیداری اسلامی در جهان را بگیرد و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. استراتژی دشمن قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، «تئوری مهجوریت قرآن» و طراح آن لرد گلادستون بود، او معتقد بود ابتدا باید قرآن و فرامین قرآنی را از صفحه قلب مسلمانان پاک کرد و آنان را از عمل به قرآن بازداشت، سپس به فکر تسلط بر ممالک اسلامی بود. اما به فرموده رهبر فرزانه انقلاب: «با ایجاد حکومت اسلامی در پرتو مبارزات انقلابی مردم ایران در سال 57، جهان با نظامی مواجه شد که داعیه استعمارستیزی را سرمیداد و خواهان گسترش عدالت در عرصه بینالملل بود و با شکلگیری تمدن جدید در جهان، اساس غرب را به چالش میکشید». (نمازجمعه تهران، 15/11/1389) ریشه دشمنی آمریکا و سردمداران لیبرالیسم و اذناب آن در منطقه نظیر اسرائیل، ناشی از این واقعیت است که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تشکیل جمهوری اسلامی منافع غرب را به مخاطره انداخت، الگویی برای دیگر ملتها شد و ایدئولوژی لیبرال- دموکراسی را به چالش کشید . الگوی انقلاب اسلامی، خاکریزهای غرب و نظام سلطه را یکی پس از دیگری فروریخت.
استراتژی دشمن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی: تئوری مهندسی معکوس
فرانسیس فوکویاما، پژوهشگر ژاپنیالاصل تبعه آمریکاست. وی به خاطر نوشتن کتابی با عنوان «پایان تاریخ و آخرین انسان» در سال 1992 مشهور شد. فوکویاما در سالهای پس از جنگ، به عنوان جامعهشناس هلندی و با روادید این کشور به ایران آمد و در مدت 8ماه اقامتش از نزدیک به تکمیل تحقیقاتش پرداخت.
او در سال 1997 در کنفرانسی در اورشلیم فلسطین اشغالی گفت: شیعه پرندهای است که افق پروازش بالاتر از نیروهای ماست. این پرنده 2 بال دارد: یک بال سرخ که شهادتطلبی شیعه است و برگرفته از قیام عاشوراست و یک بال سبز که انتظار مهدوی و عدالتخواهی است. همچنین شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیتش بسیار است؛ شیعه زرهی به نام ولایتفقیه به تن دارد که قدرتش با آن دوچندان میشود. وی افزود: درست است که در بین فرهنگها، فرهنگ اسلام و در بین مکاتب، شیعه غالب میشود اما ما میخواهیم با اقدامات بزرگی این معادله را به سود خودمان تغییر دهیم. فوکویاما سپس نظریهای را با عنوان «میکروپولتیک و میکروفیزیک» ارائه میدهد، میکروپولتیک یعنی میل و انگیزه و میکروفیزیک یعنی قدرت. او میگوید: برای پیروزی بر مردم یک کشور باید انگیزه مردم را تغییر داد. اگر انگیزه مردم که به عنوان یک فرهنگ شکل گرفته است، تغییر کند و به رفاهطلبی، تجملگرایی و اشرافیگری تبدیل شود، شما پیروز خواهید شد وگرنه مانند این است که آب در هاون میکوبید. این انگیزهها هم تغییر نمیکند مگر اینکه ارکان قدرت یک قدرت برای تغییر دادن آن وارد صحنه شوند. وی میگوید: مهندسی معکوس شیعیان این است که ابتدا ولایتفقیه را خط بزنید. اگر توانستید ولایتفقیه را بزنید بلافاصله پرنده شیعه افت میکند. در گام بعد باید میل مردم را از شهادتطلبی به رفاهطلبی تغییر داد. آن وقت فناناپذیری و تهدیدناپذیری هم به طریق اولی از بین میرود. چنین جامعهای از درون فرومیریزد بدون اینکه یک تیر شلیک کنید.
فتنه 88 با لطف الهی، هوشیاری رهبری فرزانه انقلاب و بیداری ملت ایران پشت سر گذاشته شد و به فرموده آقا: «نهم دى در سراسر کشور مشت محکمى به دهان فتنهگران زد». این حماسه فکرهای باطل دشمنان را نقش بر آب کرد و پیوندی ناگسستنی بین مردم با ولایت، انقلاب اسلامی و شهدا به معرض نمایش جهانیان گذاشت. اما اگر بپذیریم که درگیری ایران اسلامی با نظام سلطه جهانی، تمامشدنی نیست- که نیست- و اگر بپذیریم که دشمنان بیرونی از پیروزی نظامی بر جمهوری اسلامی ایران ناامیدند- که ناامیدند- باید بپذیریم دشمن ترفند دیگری در آستین دارد.
استراتژی دشمن بعد از حماسه 9 دی:
تئوری حمایت از مسلمانان پراگماتیست
امروز غربیها پذیرفتهاند تئوری مهندسی معکوس فوکویاما نتیجه معکوس داده و آنها باید در کنار آن و در راستای تقویت آن برنامهریزی ویژهای صورت دهند.
بررسی و بازخوانی اسناد مراکز استراتژیک آمریکا و همچنین طرح اخیر ریچارد هاس، مسؤول شورای روابط خارجی آمریکا موسوم به طرح «ائتلاف سفید» نشان میدهد سرمایهگذاری بعدی آمریکاییها روی افراد و جریاناتی است که از آنها با عنوان «مسلمانان پراگماتیست»! یاد میکنند و در توضیح ویژگیهای این تجریان میتوان گفت «آنها به اسلام اعتقاد دارند، در میان مردم به طرفداری از نظام اسلامی شناخته میشوند و حتی ممکن است سابقه جبهه و جنگ نیز داشته باشند. علیه آمریکا و اسرائیل هم شعار میدهند اما در عرصه عمل هرگز برای مقابله با آمریکا و اسرائیل قدمی برنمیدارند. در فرهنگ لیبرال و در اقتصاد سرمایهگرا هستند»و... .(2)
ریچارد هاس از این جریان با عنوان «پراگماتیستهای اسلامی» یاد میکند و فوکویاما میپذیرد که فرمول «مهندسی معکوس» وی نتیجه معکوس داده و باید برای پروژه ریچارد هاس حساب ویژهای باز شود و... . براستی چرا مقام معظم رهبری اخیرا در جمع مردم استان فارس فرمودند: «تا زمانی که من زنده هستم و مسؤولیت دارم، نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران به سوی آرمانها، ذرهای منحرف شود». آیا هشدارهای بسیار جدی دلسوزان نظام از جمله علامه بصیر حضرت آیتالله مصباح یزدی در روزهای اخیر درباره شکلگیری یکجریان انحرافی و خطر آن برای کشور به این تعبیر که «برای نظام اسلامی تهدیدی خطرناکتر از این تهدید سراغ ندارم!» موید این نیست که شکلگیری و قدرتمند شدن این جریان انحرافی که اتفاقا در فرهنگ لیبرال و در اقتصاد سرمایهگراست بخشی از همان پروژه ریچارد هاس است؟ روزها و ماههای آینده عرصههای مهمی در پیش روی ملت ایران است که بیش از پیش ماهیت این جریان انحرافی را پدیدار خواهد کرد، نکته اینجاست که نظام مقتدر جمهوری اسلامی با داشتن ملتی فهیم و رهبری بصیر، یکی پس از دیگری صحنهها و گردنههای حساس را همچون گذشته خواهد گذراند اما هوشیاری و روشنگری بموقع جریان ارزشی میتواند تبعات و تلفات احتمالی این خطرها را کمتر کند.