"مکر" آفتی بزرگ و آسیب زاست و "مکاران" موجوداتی بسیار خطرناک میباشند. مکر به این دلیل آفت و آسیب است که بر پایه فریب و نیرنگ استوار گردیده و با حقیقت پنجه در افکنده و همه ارزشهای والا و خصال نیکو و اعمال پاک را به بازی میگیرد. و مکاران به آن جهت خطرناکترین موجودات هستند که از هر روش آلوده به دروغ و تهمت و هر شیوه ممزوج با دورو?ی، تخریب، هتک و خیانت برای دست یابی به اهداف فکری، اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خویش بهرهبرداری میکنند. این مقاصد به گونهای سیاه و تباه و در تقابل با شرع و عقل میباشد که اوج خبث درون و رفتار پلید برون را آشکار میکند و تا آنجا ضرر و زیان وارد میسازد و پیوندها را میگسلد و وحدت و محبتها را تبدیل به تفرقه و کینه ورزی میکند که در متون معارف دینی هر مکار و فریب دهندهای "شیطان" نام میگیرد.(1)
در این سخن از متفکر شهید علامه مرتض? مطهری بیندیشیم: "برخی حیوانات مانند روباه به مکر و خدعه معروف شدهاند. بدیهی است که مکر و خدعه آن حیوانات قابل مقایسه با مکرها و خدعهها و ظاهر سازی و تصنعهای فرزند آدم نیست."(2)
و به راستی چنین است و نمیتوان وسعت آفت و گستردگی خطر و فزونی آسیبها و زیانهای مکر و خدعه انسانهای مکار را با مکر و ن?رنگ حیواناتی همچون روباه مقایسه کرد که تفاوت این دو بسیار زیاد و فاصله آنها از زمین تا آسمان است! زیرا مگر نه این است که برخی از مکر و نیرنگهای آدمیزاد از محدوده واحدهای کوچک اجتماعی پا را بیرون نهاده و شهرها را نیز فرا گرفته و از این بالاتر، بعضی از مکرها کشور یا کشورهایی را به هم ریخته و اختلافات بزرگ و جنایات بیشمار و کشتارهای وحشناک به بار آورده است؟!
همچنین این کلام علامه شهید استاد مرتضی مطهری بسیار عمیق است و از مشکلی بزرگ و فراگیر در جامعه حکایت دارد:
"متاسفانه بسیاری از مردم دچار این اشتباه هستند که نفاق و دورویی و مکر و خدعه را یک امتیاز برای خود میشمارند و به آن نام "زرنگی" میدهند، صداقت و صراحت و یک رویی را از کم شعوری میشمارند، گمان میکنند که با مکر و خدعه و نفاق بهتر میتوان با عوامل حیات هماهنگی کرد و پیش رفت، غافل از اینکه طبع عالم بر درستی و صداقت است، آن کس که با خدا مکر (3) کند خداوند فوق همه مکر کنندگان(4) است. قرآن کریم همواره از راستی و صداقت و صراحت دم میزند و با ندای بلند میفرماید که مکر و نیرنگ و نفاق - با همه پیشرفتهای موقت - محکوم به شکست خوردن است. روزگار بساط نیرنگ و دورویی را در هم میپیچد و شیشه نفاق را میشکند. اساس عالم بر حقیقت است نه مجاز، و نمیتوان نظام راستین جهان را به بازی گرفت."(5)
این اشتباه و خطای بزرگ، در میان گروهی از مردم جامعه تثبیت شده و به صورت فکری صحیح اینگونه به عمل در میآید:
برخی از مردمان را ببین
فکر آنان این چنین:
هر فریبکار و خائنی
و هر مکار و فاسدی
قدرتش پایدار
منصبش برقرار
عیش او بیشتر
و نان او جربتر
شهرتش عیان
و نامش بر زبان
پس بسی بهتر
ما نیز شویم مهتر
مکر کنیم تا شاید
سوی ما زری آید
پا به جای گرم نهیم
تا به نان نرم رسیم
در عین حال، در میان مردمان، همگان این گونه نمیاندیشند و مکر و نیرنگ را روا نمیدارند و به دامان فریب و دروغ نمیافتند و دین به دنیا نمیفروشند. بلکه گروهی هستند که مکر و نیرنگ را برنمیتابند واز این بیراهه دیده به قدرت و ثروت و ریاست نمیگسترند و به توجیه خلافکاریها نمیپردازند و روش اموی و ماکیاولی نفود کرده در اقشار از مردم جامعه را این گونه نفی میکنند:
جمعی رفتارشان بر دین است
و زبان حالشان این است:
شیوه مکر، نه سزاست
از مسلمانی، نه رواست
این روش، نه راه آئین است
رسمی از رسوم "بیدین" است
اصل، عزت و کرامت است
صدق و اخلاص و شرافت است
که هم فضیلت دنیاست
هم سعادت عقباست.
قدرت ار پاک شود خوب است
ورنه از دست رود خوب است
ثروتی که نباشد پاک، خطاست
گر شود مشروع و پاک، رواست
اگر از مردم عادی عبور کنیم و به جریانهای فکری، جناحهای سیاسی و برخی از دولتمردان و افکار و کردارشان نظر گستریم و دقت ورزیم، مشاهده میکنیم که آنان مکر و نیرنگ در شکلها و نمودهای مختلف را در اندیشه و عملکردشان وارد کردهاند و این کار را نه تنها مذموم و ناپسند نمیدانند، که لازم و پسندیده میشمارند و به این ترتیب "سیاست مکر" را به عنوان روشی کاربردی و خزنده برای نفوذ و پیشروی و ضربه زدن برگزیده و به آن عمل میکنند.
سیاست مکر، از پایههای مستحکم حکومت امویان بود و بنیامیه به ویژه معاویه از این روشن بهرههای وافر میبرد و "مکر سیاسی" به عنوان مهمترین جلوه از سیاست مکر، در عملکردهای او متسری میشد.
تردیدی وجود ندارد که نه "سیاست مکر" به عنوان یک روش در همه ابعاد و جلوهها، و نه "مکر سیاسی" که منحصر به امور سیاسی میباشد و مهمترین عرصه حضور آن حکومتها و دولتهاست، هیچ سنخیتی با نظام سیاسی اسلام و اخلاق سیاسی اسلام و نظام مدیریت اسلامی ندارد و این عمل از هر کس به ویژه جریانها و جناحها و مسئولان و دولتمردان? حرام شرعی و معصیت خدا به شمار میرود و اصولا باید به این واقعیت توجه کافی داشته باشیم که مکر و نیرنگ، هرگز نمیتواند با نام س?است" در حکومت و زمامداری به حیطه عمل در آید، که اگر چنین شود آن حکومت و زمامداری همه چیز است غیر از اسلامی! زیرا در اسلام سیاست به معنی سالم و پاک آن یعنی روش حکومت و راهبرد کشور و اداره جامعه مورد قبول میباشد.
در دوران حکومت عدالت گستر حضرت علی(ع) گروهی از مسلمانان نمیتوانستند حقیقت سیاست اصیل اسلامی را درک کنند و به همین دلیل مکر و نیرنگهای معاویه را سیاست مینام?دند و چنین میپنداشتند که امیر مومنان(ع) از تدبیر و هوش و سیاستی کمتر از معاویه برخوردار است!
حضرت امام علی (ع) در خطبه کوتاهی در پاسخ به کسی که چنین گمانی نسبت به او داشت سخنانی ایراد فرمودند که در واقع پاسخی بود به یاوههای اهل جهل که بین سیاست صحیح اسلامی به معنی تدبیر امور و شیوه سالم اداره کشور با سیاست به معنی مکر و نیرنگ که ساخته و پرداخته حاکمان اموی و همه حاکمان جور در هر زمان میباشد، تفاوت قائل شوند.
امام (ع) در این باره توضیح میدهند:
- والله ما معاویه بادهی منی
"سوگند به خداوند که معاویه از من با تدبیرتر و سیاستمدارتر نیست"
- ولکنه یغدر و یفجر
"اما معاویه حیلهگر و جنایتکار است."
- ولو لا کراصه الغدر لکنت من ادهی الناس
"اگر مکر و نیرنگ امری ناپسند نبود، من زیرکترین افراد از این لحاظ بودم."
- و لکن کل غدره فجره، و کل فجره کفره
"ولی هر نیرنگی گناه است، و هر گناهی نوعی کفر و انکار میباشد."
- و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامه
"و روز رستاخیز، در دست هر مکار و حیلهگری پرچمی است که به وسیله آن به عمل مکرورزی شناخته میشود."(6)
سخنان حضرت امام علیبنابیطالب(ع) بسیار صریح و پیامگزار برای همه تبیینکنندگان "سیاست اسلامی" یعنی حوزههای علمیه و فقیهان و عالمان پژوهشگر میباشد و در واقع چارچوبهای اصلی و ارکان مستحکم "سیاست" در مجموعه "دیانت" را مشخص میکند.
نکته دوم اینکه حضرت علی(ع) مرز بین سیاست و نیرنگ را مینمایاند و نشان میدهد که براساس نظام مدیریت اسلامی، سیاست در خدمت دین و ملت و جامعه و کشور است، زیرا مفهوم سیاست در فرهنگ اسلامی و به تبع آن در نظام سیاسی اسلام، تدبیر برای انجام امور و راهبرد کشور و اداره صحیح جامعه در ابعاد مختلف میباشد و وقتی چنین است طبیعی است که این سیاست عین دیانت میباشد و از بزرگترین عبادتها به شمار میرود و هر زمامدار و مسئول و مدیر مملکتی با انگیزه زلال و بدون اغراض نفسانی و مطامع جناحی و در مسیر جلب رضایت خدا و دست یابی به تقوا و تقرب الهی مسئولیتها و مناصب را میپذیرد و قدرت و حکومت را در دست میگیرد.
نکته سوم این است که حضرت امام علیبنابیطالب(ع) به این واقعیت اشاره میکند که روش معاویه، سیاستمداری نیست، که فریبکاری و نیرنگافکنی است، و نیز به مردم تفهیم میکند که اگر مکرورزی و فریبکاری معصیت و گناه نبود، من بیشتر قادر به انجام این روش خاص برای پیشبرد اهدافم بودم، لکن عمل مکر، معصیت و گناه است، به گونهای مکاران در روز قیامت به وسیله پرچم خاصی که در دست دارند و نشانه خیانت و فسق و فجور آنان است شناخته میشوند.
اکنون سخن اساسی این است که در آشفته بازاری که برخی از جریانها و جناحها و کارگزاران حکومتی با داشتن ظاهری از دیانت و ادعای تبعیت از اسلام، به نام سیاست، مکر و نیرنگ به کار میبرند و به فریبکاری و خیانت روی میآورند و به دنبال آن به راحتی و سهولت زبان به دروغ و تهمت میآلایند، مراکز حوزوی و علمای دین علاوه بر این که وظیفه تبیین سیاست ناب و اصیل اسلامی را بر دوش میکشند، باید مرز بین سیاست و نیرنگ را مشخص کنند و سیاست اسلامی را از سیاست اموی و چهره امروزین آن یعنی سیاست ماکیاولی جدا سازند. همچنین حوزه و روحانیت باید به شدت مراقب باشند که "سیاست مکر" به عنوان یک "روش و راهبرد" و نیز "مکر سیاسی" به صورت "عمل و کاربرد" به این مرکز بزرگ شیعی نفوذ نکند و برخی از طلاب جوان و کم تجربه را که از پیچ و خم این جریان مخرب و غارتکننده سرمایههای اصیل فکری و اعتقادی و اخلاقی حوزههای علمیه بیاطلاع هستند، به دام نیندازد.
راستی آیا ندیدیم که حضرت امام خمینی بسیار صریح و شجاعانه ضمن بزرگداشت خدمات ارزنده حوزه و روحانیت در ابعاد گوناگون فکری، فقهی، علمی، سیاسی و مبارزاتی، از جریانهای خزندهای که درصدد مصادره حوزههای دینی و علمای اسلامی به نفع خود میباشند، اعلام خطر کرد و همه بزرگان دین و علما و روحانیون آزاداندیش، شلاق خورده، و تجارب فراوان اندوخته و زخم وجراحت جاهلان و جمودگرایان بر قلب داشته را به مقابله صحیح با این جریانها فراخواند؟(7) هم آنان که "سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک میشد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند" (8) هم آنان که در دوران سخت و نفسگیر مبارزات، "از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی، هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جانشان را میسوخت و میدرید."(9) و هم آنان که "برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند."(10)