تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۲۰۹۸۴
دکتر علیرضا مرندی در گفت‌وگو با «تهران امروز» از مضرات مماشات با جریان انحرافی می‌گوید

عضو آلوده را باید قطع کرد!

صبا شعردوست مقدمه: علیرضا مرندی از جمله سیاستمداران ایرانی تحصیلکرده آمریکاست. وی نیز مانند برخی از سیاستمداران امروز ایران در حالی که در قله علمی و دانشگاهی بود، جایگاه خود را ترک و به ایران آمد تا امروز سیاستمداری قابل و با تجربه‌ای برای کشور باشد. البته مرندی همچون علی اکبر ولایتی از دنیای پزشکی وارد سیاست شد. ولی به‌رغم تجربه کار سیاسی و طعم مبارزه با رژیم شاه، آغاز به کارش با یک وزارتخانه سیاسی نبود. چراکه با کسوت وزیر بهداشت دولت دوم آخرین نخست‌وزیر ایران و اکبر‌ هاشمی رفسنجانی وارد عرصه شد و بعدها جایگاه مجلس وی را در عرصه سیاست باقی نگه داشت. او در افشاگری‌های بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم حضور و جلوه موثری داشت. همین امر نیز باعث شد که برخی به تحریک بدخواهان خارجی اقدام به حمله فیزیکی به وی کردند. گفت‌وگویی که می‌خوانید شاید جزو صریح‌ترین سخنان دکتر مرندی طی سال‌های اخیر باشد. وی در این گفت‌وگو با صراحتی مانند آنچه که در تحلیل حوادث بعد از انتخابات دیده بودیم. زبان به نقد رفتارهای اخیر دولت و جریان انحرافی می‌گشاید. گفت‌و گوی یک ساعته مرندی با تهران امروز در واقع آینه‌ای شد از عمق دغدغه‌هایی که این روزها نسبت به رفتار یک جریان سیاسی خاص وجود دارد.

* آقای مرندی! از آنجا که به ایام ارتحال امام نزدیک می‌شویم. برای شروع بهتر است که به این امر بپردازیم که نگاه امام(ره) به جایگاه مجلس چگونه بود و ایشان برای نهاد پارلمان چه کارکردهایی را قائل بودند؟به دیگر سخن آیا می‌توان امروز گفت که مجلس در راس امور است؟
** نمی‌توان گفت که نیست. اما بستگی دارد که به مجلس چطور نگاه کنیم. به نظرم مجلس همچنان در راس امور است اما زمانی در راس امور بودن را باید با سر و صدا و دعوا و زمانی هم باید با عملکرد خوب و پی‌گیری درست ثابت کرد. در شرایط فعلی ممکن است شاهد باشیم که دولت همه قوانین را درست یا به موقع اجرا نکند ولی این بدان معنا نیست که مجلس راس امور نیست. مجلس راس امور است و اشتباه از دولت است که قوانین مصوب مجلس را اجرا نمی‌کند یا در اجرا تاخیر دارد. از این رو مجلس می‌تواند برای اینکه ثابت کند راس امور است برخوردهای قاطع‌تری به لحاظ قانونی یا به لحاظ رسانه‌ای کند اما از آنجایی که توصیه امام(ره) و رهبر معظم انقلاب این بوده است که قوا با هم مشکلات‌شان را حل و وحدت خود را حفظ کنند، این ملاحظات باعث شده است که مجلس تا کنون ملاحظاتی را در نظر بگیرد و به این شیوه عمل کند.
* یعنی به دلیل این ملاحظات است که مجلس از ابزارهای قانونی در مقابل عدم اجرای قوانین یا تاخیر در اجرای قوانین از سوی دولت استفاده نمی‌کند؟
** بله. درست است. یک دلیل مهم این مطلب همان ملاحظه‌ای است که گفتم. به نظر من مجلس بعد از سی و دو سال اصولا ابزار نظارتی و راهکار نظارتی درستی ندارد و ما حتی از نظر قانون‌نویسی هم دچار ضعف‌های زیادی هستیم. این مشکلات هم به این دلیل است که ما بدنه کارشناسی قوی در مجلس نداریم. البته مدتی شورای عالی نظارت در مجلس تشکیل شد که به این مشکلات رسیدگی کند اما به دلیل مشغله زیاد نمایندگان نتیجه نداد. از طرفی از آنجایی هم که نمی‌خواستیم از کارشناسان دولتی به دلیل موضع‌گیری خاص آنها در برابر دولت یا تفوق زاویه نگاه دولتی، استفاده کنیم ناچار شدیم فعالیت این شورا را متوقف کنیم. اما الان مجلس به جای آن شورا معاونت نظارت را ایجاد کرد تا زمینه بهبود اوضاع قانون‌نویسی و کارشناسی را فراهم ‌کند.
* بگذارید به بحثی بپرداریم که این روزها محل بحث است. ما امروز با جریانی خاص در دولت مواجهیم که به «جریان انحرافی» معروف شده است. در زمان امام هم از این سنخ جریانات بودند.نحوه برخورد امام با جریان انحرافی که در آن زمان وجود داشت، چه طور بود؟
** امام بسیار قاطع اما در عین حال با برخی با صبر و بردباری برخورد می‌کردند. با برخی هم به گونه‌ای برخورد می‌کردند که ریشه شان خشکیده می‌شد. ا مام اساسا به این گروه‌ها اجازه هیچ‌گونه حضوری نمی‌دادند. مثلا امام (ره) به بنی‌صدر بسیار فرصت داد تا آنجا که حتی این صبر امام(ره) موجب انتقادهای زیادی از سوی مراجع نیز شده بود اما اگر امام (ره) در آن شرایط صبر پیشه نمی‌کردند، هیچ وقت چهره واقعی بنی‌صدر آشکار نمی‌شد. مقام معظم رهبری هم درست با همان روش امام (ره) برخورد کردند ضمن اینکه چالش‌هایی که اکنون در زمان مقام معظم رهبری است، بسیار پیچیده‌تر از زمان حضرت امام(ره) است.
* با توجه به اینکه الان هم جریانی تحت عنوان جریان انحرافی فعالیت می‌کند، صبر برای این گروه واجب است؟
** اگر قرار بود که حضرت امام(ره) روز اول نظرشان را درباره نخست وزیری بازرگان مطرح کنند، قاعدتا ایشان نباید نخست وزیری بازرگان را می‌پذیرفتند چون که بعدها امام(ره) قسم خوردند که من با نخست وزیر شدن ایشان مخالف بودم. بنابراین در همه جا صبر لازم است، چراکه باعث می‌شود هویت اصلی افراد برای خواص و عوام روشن شود. صبری که رهبری پیشه کردند بی‌دلیل نیست و پشت این صبر همان جذب حداکثری و دفع حداقلی نهفته است. اگر روز اول پس از انتخابات برای سران فتنه حکمی صادر می‌شد، هویت اصلی این جریان آشکار نمی‌شد. الان هم شاید اگر محصور نبودند، چیزهای بیشتری از آنها می‌دیدیم. پس صبر این محاسن را دارد و اگر نه آنچه که همه در ابتدا به آن فکر می‌کنند این است که برخورد عاجل شود، اما اگر چنین برخوردی شود ابهامات برای مردم باقی می‌ماند و حتی ممکن است این ابهامات عدم حمایت مردمی را در برداشته باشد. این نکته را هم نباید فراموش کنیم که حضرت امام(ره) مجلس خبرگان رهبری را تشکیل دادند و این مجلس مدام جلسه دارد و تمام تصمیمات و رفتارهای رهبر را زیر نظر دارد و بررسی می‌کند. در بررسی‌هایشان هم بارها اعلام کرده‌اند که حمایت از مقام معظم رهبری بسیار مدبرانه است.
* اما این جریان انحرافی که اکنون در حال فعالیت هستند، در بدنه دولت هم حضور دارند و از نزدیکان رئیس‌جمهور هم هستند و حتی رئیس‌جمهور هم به دفعات در صحبت‌هایش از آنها دفاع کرده است.
** من عالم دینی نیستم که در خصوص صحبت‌های آنها نظر دهم اما تا آنجا که می‌دانم هیچ‌یک از مراجع و بزرگان علوم دینی بر صحبت‌های آنها صحه نگذاشته‌اند. اندکی مطالعه بر روی حرف‌های آنها هم نشان می‌دهد که این جریان انحرافی است. از طرفی این جریان به لحاظ درونی یعنی منحرف کردن مردم درون جامعه و هم به لحاظ خارجی، بسیار آسیب‌زاست. این جریان در اظهارنظرهایش اسلام را حذف می‌کند حال آنکه آنچه کشورهای اطراف در انقلاب‌های اخیر از ما آموخته‌اند ندای اسلام است بنابراین از بعد خارجی ضربه‌ای بزرگ برای کشور محسوب می‌شود که باید هر چه سریع‌تر جلوی آن گرفته شود.
* ممکن است این جریان منجر به شکل‌گیری فتنه دومی شود؟
** حتما می‌تواند. بهتر است در این مورد یک مثال بزنم. من یک پزشک هستم و به دنبال سلامت جامعه هستم و دائما مراقبم که افراد مریض نشوند ولی در این میان ممکن است برخی در این میان مریض شوند. هنر ما این است که زود بیماری را کشف کنیم و به مریض اطلاع دهیم تا او هم مشکل را برطرف کند. در این میان هم خیلی از سرطان‌ها هستند که اگر پیشگیری کنیم، ممکن است پیشرفت نکند اما اگر پس از بیماری تعلل کنیم شاید مجبور به قطع عضو شویم. ولی حسن قطع عضو این است که دیگر پیشرفتی در کار نیست. یا در بیماری‌های مصری باید یک نفر را از بقیه جدا کرد که این بیماری انتقال پیدا نکند. این جریان هم شبیه به این ماجراست. انسان منحرف اولین کانون عفونت است، در اولین لحظه که متوجه این انحراف شدیم باید آن را حذف کنیم. چون هر چه صبر کنیم سلامت کار بیشتر به خطر می‌افتد. این غفلت از جریان انحرافی موجب مرگ سیاسی می‌شود. عوامل احمق و گول خورده هم همیشه وجود دارند و این هوشیاری انسان است که مسئولیت اجرایی دارد که با توجه به این عناصر با اولین شک و تردید زود اقدام کند.
* درمان این جریان چیست؟
** قطع عضو. اطلاعی از عمق موضوع ندارم اما فکر می‌کنم الان به جایی رسیده که باید قطع عضو کرد. در واقع آنچه اکنون مشاهده می‌شود این است که خیلی از مسئولان بلند پایه به این آدم‌های منحرف علاقه دارند، به گونه‌ای که جریان انحرافی همانند عضوی از آنها شده است. این موضوع دو شکل دارد یا اینکه عضو منحرف را از خود جدا نمی‌کنند که در این صورت جان خود را روی آن می‌گذارند یا خودشان را بیش از آنها دوست دارند و عضو را از خود جدا می‌کنند. هر چه صبر کنیم ممکن است آسیب‌ها بیشتر شود یعنی کار با قطع عضو هم درست نمی‌شود چون همه جامعه را فراگرفته‌اند. آنچه الان می‌دانیم این است که هنوز می‌شود به سرعت آنها را به قوه قضائیه تحویل داد، چراکه هرچه سریع‌تر اقدام شود بهای آن کمتر و سبک‌تر خواهد بود.
* این جریان تا آنجا پیش رفته که الان فعالیت‌هایی را برای انتخابات آتی مجلس شروع کرده‌اند و قصد نفوذ در مجلس را دارند. ممکن است این جریان بتواند در مجلس هم حضور پیدا کند؟
** اگر اقدامی صوت نگیرد حتما می‌توانند در مجلس هم نفوذ کنند. هرچه دیرتر اقدام کنیم ضررهای بیشتری خواهیم دید. مثالی که در خصوص یک مریض زدم نشان می‌دهد که این مسئله چقدر حیاتی است. حیات جمهوری اسلامی و خود مسئولانی که این غده‌ها در بدن‌شان است در خطر است.
* چطور باید این مسئولان را هوشیار کرد؟ چون مدت‌ها است این جریان فعال است و خیلی‌ها در بدنه دولت به حمایت از این جریان می‌پردازند؟
** پیچیدگی موضوع همین است. چون زمانی می‌بینیم که فردی غفلت یا اشتباه می‌کند که قابل جبران است. اما زمانی می‌بینیم که کار از غفلت و اشتباه گذشته و حالا کنار غده سرطانی نیست، بلکه خودش هم تبدیل به یک غده سرطانی شده است. به نظر من در چند هفته اخیر بسیار تلاش شده که رئیس‌جمهور را به سرعت از انحرافات اطرافیانش مطلع کنند و این تلاش‌ها باید با شدت و حدت بیشتری صورت گیرد و بر مبنای حرکتی که ایشان در مقابل این گروه انحرافی می‌کنند بعد می‌توان قضاوت کرد که رئیس‌جمهور غفلت می‌کند و مسئله قابل جبران است یا اینکه موضوع از این فراتر و غیر قابل بازگشت است.
* در شرایط فعلی جریان انحرافی خودش را رقیب اصلی جریان اصولگرا می‌داند چون بر این اعتقاد است که اصلاح‌طلبان امکان حضور در انتخابات آتی را به دلیل اینکه در اقلیت هستند و احزاب فعال هم ندارند. شما این جریان را به عنوان یک رقیب انتخاباتی می‌پذیرید؟
** رقابت بد نیست البته اگر رقابت سالم و رقبا هم سالم باشند. در واقع اگر رقیبی نباشد حتما فساد ایجاد خواهد شد. اما اگر گروهایی که رقابت می‌کنند از سلامت فکر برخوردار نباشند و به اصول قانون اساسی مثل ولی فقیه اعتقادی نداشته باشند قطعا رقابت سالم نیست چون رقیب از سلامت برای رقابت برخوردار نیست. اصلاح‌طلب یا جریان انحرافی هم برای ما فرقی نمی‌کند و ما حتما در جهت حذف افرادی که از سلامت رقابت برخوردار نیستند گام برمی‌داریم. همچنین گروهی اگر وجود دارند باید مانع آنها شد که حتی نتوانند یک کرسی در انتخابات کسب کنند و حتی حق ورود به عرصه انتخابات را هم نباید به آنها داد. بنابراین شورای نگهبان، قوه قضائیه و هر ارگانی که برخورد با این گروه در حیطه مسئولیتش است باید سریع‌تر بازداشت یا حذف‌شان کنند تا این بیماری مصری به کل جامعه تعمیم پیدا نکند. البته الان قوه قضائیه ورود پیدا کرده است که این جای بسی خوشحالی دارد.
* انتظار شما از رئیس‌جمهور در این راستا چیست؟
** به نظرم مهم‌تر از قوه قضائیه رئیس‌جمهور است. چراکه هفتاد و پنج ملیون ایرانی چشم به رئیس‌جمهور دوخته‌اند و امیدواریم ایشان خیلی در اقدام خود تعلل نکنند. چون این تعلل برای انقلاب اسلامی و خود ایشان بسیار خسارت‌بار خواهد شد. بلاخره انسان ممکن است کاری کند که تمام خدمت‌های عظیم خود را در یک شب از دست دهد. علاوه بر این هر روزی که صبر کنیم در جهت تضعیف نظام و انقلاب گام برداشته‌ایم. دوستداران ایشان و نظام و انقلاب انتظار دارند که سریع‌تر رئیس‌جمهور موضع‌گیری و حساب خود را از این جریان جدا کند. من شخصا در انتخابات ریاست‌جمهوری به احمدی‌نژاد رای دادم و اگر تا این لحظه هم رئیس‌جمهور از این جریان اعلام جدایی کند، باز هم ایشان را تایید می‌کنم. همچنین دوست نداریم فردی را که دوستش داریم، رفتارهایی کند که دور از انتظار است البته من اگر به احمدی‌نژاد علاقه دارم و به او رای دادم به خاطر تایید مقام معظم رهبری است. البته نه تنها من بلکه رایی که اکثر ایرانیان به آقای احمدی‌نژاد دادند به دلیل نشانه‌هایی بود که مقام معظم رهبری دادند. در این میان هم خیلی‌ها از این مسئله گله‌مند شدند که چرا معظم له نشانه دادند اما به نظر من ایشان صلاح دنیای اسلام را در این می‌دیدند. چراکه ما از این خودی‌ها در طول تاریخ زیاد داشته‌ایم. احمدی‌نژاد غره نشود که این همه آرا برای اوست. در مجموع نمی‌خواهیم بیش از این تعلل در احمدی‌نژاد ببینیم. ما در روزهای حساسی هستیم که کمی لغزش ممکن است راه برگشتی نداشته باشد.
* شما به عنوان یکی از طرفداران احمدی‌نژاد، از رایی که به او دادید پشیمان هستید؟
** رایی که می‌دهیم به خاطر اهداف عالیه است و می‌خواهیم ببینیم که چه کسی این اهداف را به مقصد می‌رساند. بر همین مبنا عده‌ای کاندید می‌شوند و در بررسی‌ها فردی کارشناس‌تر از همه می‌گوید فلان فرد به این دلایل بهتر است. وقتی رهبری به ملت می‌گویند آدرس این است، مردم هم رای می‌دهند و اگرنه خیلی از مردم قبل از کاندیدا شدن احمدی‌نژاد هیچ شناختی روی ایشان نداشتند و فقط به‌خاطر حرف رهبری به احمدی‌نژاد رای دادند. این آرا برای اهداف انقلابی و اسلامی است که او قبل از انتخابات بیان کرد و رهبری هم تایید کرد. حتی معظم‌له بسیاری از دوستان و نزدیکانشان را به خاطر آدرسی که قبل از انتخابات دادند گله‌مند کردند اما تشخیص ایشان این بود که احمدی‌نژاد بهترین و کم هزینه‌ترین راه را طی می‌کند. بنابراین احمدی‌نژاد اگر همان آدم است باید مطیع اوامر ثانیه به ثانیه رهبری باشد نه اینکه بعد از حکم رهبری با تعلل از سوی رئیس‌جمهور مواجه باشیم. احمدی‌نژاد اگر کم دقتی کند دیگر جایگاه قبلی خود را نخواهد داشت و علاوه بر آن جایگاه فعلی خود را نیز از دست خواهد داد. هفتاد و پنج میلیون امیدشان به این است که ایشان اهداف نظام را به نتیجه برساند و اگر کمی تعلل یا افراط کند هم خودش به نتیجه نمی‌رسد و هم موجب شاد شدن دشمنان می‌شود. در این هم تردیدی نیست که تعلل خسارت بزرگی را نصیب کشور می‌کند و آبرویمان می‌رود. چراکه دشمنان به ما خواهند گفت که ببینید رئیس‌جمهوری که شما قبولش داشتید چطور نظام را قبول ندارد. بنابراین ما دوست داریم که هر آنچه همیشه در صحبت‌های احمدی‌نژاد، ایشان به آن اشاره داشتند اکنون به عرصه عمل ببرند و در عمل از منحرفین دوری کنند و مطیع امر رهبری باشند. در مجموع من به آینده خوشبینم و اگر به خدا ایمان داشته‌باشیم موفقیت ما تضمین خواهد شد.
* برنامه شما برای انتخابات چیست؟
** من هم مانند سایرین رای خواهم داد.
* یعنی در انتخابات شرکت نمی‌کنید؟
** من هفتاد و یک سال و نیم سن دارم و دیگر فرصتی ندارم. دور قبل هم که کاندیدا شدم به انتخاب خودم نبود. از ابتدا این خصیصه اخلاقی را داشتم که در کارهای اجرایی یا نمایندگی مجلس به انتخاب خودم شرکت نمی‌کردم ولی بزرگان اصرار داشتند که من مسئولیتی بپذیرم. من هم همیشه می‌گفتم که اولویت من حضور در مجلس یا یک ارگان اجرایی نیست. اما برخی شخصیت‌های مهم و بزرگ و مذهبی اصرار بر پذیرش مسئولیت از جانب من داشتند. این دور هم دکتر لاریجانی تماس گرفت و اینقدر سعی در قانع کردن من داشتند که در نهایت مجبور به استخاره شدم و نتیجه این استخاره این شد که به دفعات از شما خواسته شده و شما این کار را نکردید و الان باید این کار را انجام دهی. از این بابت دیگر راه پس و پیشی باقی نماند و نام‌نویسی کردم. لذا اگر در این راه قدم برداشتم برای این نبودکه خودم می‌خواستم بلکه تشخیص دوستان بود که می‌توانم موثر باشم. در کارهای اجرایی هم وقتی معاون وزارتخانه بودم سکته قلبی کردم و از هر گونه کار اجرایی نهی شدم. درخصوص مجلس هم خاص خودم نیست اما مجلس که هیچی هر کار دیگری هم از من بخواهند که در راستای خدمت به جمهوری اسلامی باشد انجام خواهم داد. یک ماه قبل هم برای من نامه آمد از دانشگاه که هزارو سی‌وسه روز مرخصی طلبکارم یعنی اینقدر مرخصی نرفتم که برایم نامه آمده است. حتی در اوج مخالفت‌های سیاسی تا آنجا که توانستم خدمت کردم و حتی در آن زمان چون فشارهای سیاسی زیاد بود همسرم به من گفتند که به‌رغم علاقه‌ای که به شما داریم اگر به‌خاطر منافع جمهوری اسلامی جسد شما را هم برای ما بیاورند، برای ما مهم نیست. لذا اگر حمایت همسرم نبود من هیچ کاری نمی‌توانستم بکنم. اگر بدانند در مسئله‌ای بدانند که منافع جمهوری اسلامی است از من می‌خواهند که آن کار را داوطلبانه انجام دهند و این عنایت الهی است و من عذری برای کار نکردن ندارم. منظورم از این حرف این است که اگر کاری از من بخواهند قطعا انجام خواهم داد اما شخصا اصراری ندارم که حتما در مجلس یا مسائل کشوری حضور داشته باشم.
* اصولگراها می‌توانند در دوره آتی مجلس اکثریت را داشته باشند؟
** اگر اصولگرا بمانند حتما. اگر اصولگرا نام‌نویسی کنند و برعقاید اصولگرایانه بمانند رای می‌آورند و در اکثریت هم خواهند بود. من برای افراد بسیار نگرانی دارم چون گاهی با رفتارهایی که می‌کنند زحماتشان را یک شبه به باد می‌دهند اما برای نظام نگرانی ندارم.
* کمیته سه نفره‌ای از اصولگرایان در حال فعالیت است و این در حالی است که اصولگرایان بر این اعتقادند که محور اصولگرایان جامعتین است. از آنجایی که باید لیست سیزده نفره به تایید رئیس‌جمهور برسد آیا این محوریت زیر سوال نمی‌رود؟ و اینکه اینکه دخالت دولت در انتخابات محسوب نمی‌شود؟
** بستگی به موضع رئیس‌جمهور دارد. اگر رئیس‌جمهور از جریان انحرافی جدا نشود باید نگران شد، اگر جدا شود و موضع روشن خود را در عمل نشان دهد می‌توان مطمئن بود که این دو، هم کمیته سه نفره و هم جامعتین در یک راستا حرکت می‌کنند. روحانیت چراغ راه ماست و روحانی منحرفی استثناء پیدا کنیم و جامعتین به همین دلیل مورد اعتماد همه مردم است و رئیس‌جمهور هم اگر در آن راستا باشد فرقی نمی‌کند اما اگر این کمیته مقابل روحانیت حرکت کند و در تضاد با جامعتین باشد قطعا ما پشت جامعتین خواهیم بود.
* الان چقدر با اندیشه‌های امام(ره) نزدیک هستیم؟
** همیشه ما در این راستا حرکت کرده‌ایم و تا کنون انحرافی هم نبوده است. ممکن است جاده‌ای را از گوشه‌ای به گوشه‌ای دیگر بکشیم بعضی وقت‌ها مجبوریم یک راه میانبر هم در نظر بگیریم که این به معنای انحراف نیست. بعضی وقت‌ها هم ممکن است اشتباه کنیم و لغزش هم بوده است و ما باید پشت سر رهبری و در آن راستا برویم و کوچک‌ترین انحراف اولش کوچک است ولی کم کم بزرگ می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات