دکتر احمد حسین شریفی
استفاده از ظریفتهای قانونی سازمانهای بینالمللی
اربابان نظام سلطه میکوشند از طریق قوانین و مقررات بینالمللی اهداف مورد نظر خود را در کشورهای هدف عملیاتی کنند. یکی از این اقدامات این است که سعی میکنند دورههای آموزشیای را به منظور آموزش مصوبات سازمان ملل در کشورهای هدف و با کمک دولتها برگزار نمایند. هدف اصلی از برگزاری چنین دورههایی نیز تغییر در باورها و ارزشها و فرهنگ عمومی و سبک زندگی جامعة هدف و جایگزینی ارزشها و باورها و فرهنگ لیبرال غربی است که سعی کردهاند آنها را در قالب قوانین و مقررات بین المللی در سراسر جهان اجرایی کنند.
در دوران اصلاحات برخی از دستگاههای اجرایی و سازمانهای به اصطلاح غیر دولتی که صرفاً ابزاری برای ردگمکنی بودند، با همکاری سازمانهای بینالمللی و غربی سعی کردند با برگزاری دورههای آموزشی، جوانان، نوجوانان، کودکان، زنان، دانشجویان، و حتی اساتید دانشگاهی ما را هر چه بیشتر با ارزشها و باورها و فرهنگ غربی آشنا کنند و از این طریق ارزشها و باورهای اسلامی و ملی خود ما را دگرگون نمایند. در اینجا فقط به ذکر یک نمونه از صدها نمونه اکتفا میکنیم:
یکی از پروژههای مشترکی که توسط برخی دستگاههای اجرایی داخلی با همکاری سازمانهای بین المللی در دوران اصلاحات انجام گرفت، پروژة موسوم به «پروژة ملی آموزش زنان و دختران» بود. این پروژه که در قالب کارگاه آموزشی اجرا شد، از سوی «مرکز امور مشارکت زنان» و «دفتر یونیسف سازمان ملل در ایران» برای اساتید دانشگاهها و نمایندگان امور زنان (تربیت مربی) و همچنین زنان و دختران (آموزش گیرندگان) شروع شد. نخستین بار در اسفند سال 1378 در خبرنامه زنان (خبرنامة فرهنگی اجتماعی مرکز امور مشارکت زنان) این خبر اعلام شد که «پروژة ملی آموزش حقوق زنان و دختران با همکاری مرکز امور مشارکت زنان در دفتر یونیسف آغاز به کار کرد.» در ادامة این خبر چنین آمد که «به گفته مدیر امور اجتماعی مرکز امور مشارکت زنان، هدف این پروژه آن است که در یک همکاری مشترک با یونیسف، طی یک دوره آموزشی میان مدت، در 5 منطقه کشور به دو گروه آموزش دهندگان که شامل اساتید دانشگاهها و نمایندگان امور زنان در نهادها و سازمانها هستند و آموزش گیرندگان که زنان و دختران میباشند در قالب کارگاههای آموزشی، در مراکز استانها و شهرستانها آموزش داده شود. اولین کارگاه آموزشی جهت آمادهسازی آموزش دهنگان در هفته چهارم فروردین ماه سال 79 برگزار میشود.» به هر حال این پروژه از ابتدای سال 1379 به طور رسمی و گسترده در پنج منقطة کشور شروع شد. جزوة آموزشی این پروژه با عنوان «آموزش حقوق انسانی زنان و دختران (اقدام محلی/ تغییر جهانی)» بود که با حمایتهای مادی و معنوی مراکزی همچون «بنیاد فورد»، «مرکز رهبری جهانی زنان»، «صندوق زنان ملل متحد»، «مؤسسه زنان برای توسعه رهبری»، «سازمان بین المللی موبیلیتی آمریکا»، «شبکة زنان سالخورده لندن»، «زنان فعال آمریکایی و اروپایی»، و «زنان فعال آمریکایی و اروپایی در بحث حقوق زنان» تهیه شده است. جالب است بدانیم که متن مزبور در موارد بسیار متعددی با اصول اساسی حقوق اسلامی در مورد جایگاه زن و همچنین وظایف و تکالیف زنان و دختران در تعارض آشکار است. در این کارگاه آموزشی و در متن آموزشی تهیه شده برای آن در موارد متعددی (حداقل نه مورد) زنا در صورت تمایل طرفین امری مشروع دانسته شده است؛ و تأکید شده است که «زنان... بدون بیان هیچ قید و شرط صریحی در مورد... موقعیت زناشویی... از حقوق انسانی برای تصمیمگیری آزادانه در مورد پرداختن به امور جنسی بهرهمندند» ضمن ممنوع دانستن ازدواج نوجوانان روابط جنسی میان آنان آزاد دانسته شده است (هشت مورد)؛ روسپیگری غیر اجباری جایز معرفی شده است (پنج مورد)؛ از سقط جنین در بارداریهای ناخواسته حمایت شده است (نه مورد). به صورت حرفهای اندیشة تضاد میان دین و احقاق حقوق زنان به آموزش گیرندگان القا شده است.
به عنوان نمونه در تمرین شمارة 10 از فصل اول این متن از زنان خواسته میشود که یک مورد از نقض حقوق بشر را که در جامعة خود با آن رو به رو شدهاند ذکر نمایند و سپس عامل اصلی این نقض را از بین گزینههایی چون «خانواده»، «نهادهای مذهبی»، «مراجع دولتی» (مثلاً مقامهای انتخابی یا انتصابی، مسؤولان امور و رهبران مذهبی، پلیس و ارتش) و... مشخص نمایند. در موارد متعدد تصریح میشود که «همة دینها دارای خصوصیات فرهنگی هستند که در نتیجة آنها بر زنان ستم وارد میآید» و یا تمرینهایی را ذکر کردهاند با عنوان «تشخیص جنبههایی از دین و فرهنگ که از نقض حقوق انسانی زنان در خانواده حمایت میکند». نافرمانی دینی و چگونگی مقاومت در برابر دستورات دینی به شرکتکنندگان آموزش داده شده است. بهعنوان مثال، هدف تمرین شماره 3 از فصل ششم چنین بیان شده است: «تشخیص حقوق انسانیِ مرتبط با رسوم سنتی زیانآور و اندیشیدن تدبیر در این مورد که چگونه هر دختری میتواند در برابر چنین رویههای زیانآور مقاومت کند.»
از همجنسبازی زنان دفاع شده است و به گونهای هنرمندانه و حرفهای آن را امری نیکو و کاری انسانی معرفی میکند و به تقبیح و سرزنش فرهنگها و افرادی میپردازد که همجنسبازی زنان و دختران را امری «نابهنجار»، «عجیب»، یا «تهدیدآمیز» میدانند و به روابط آزاد زنان همجنسباز به دیدة احترام نمینگرند! با ارائة تمرینهایی تلاش شده است که همجنسبازی امری عادی و معمولی جلوه داده شود. بهعنوان مثال، در تمرین شمارة 7 از فصل دوم، با عنوان «بازی با ضمیر» چنین آمده است: «از سه تن از شرکتکنندگانی که در حال حاضر با طرفهایی از جنس مقابل زندگی میکنند بخواهید که در جلوِ گروه بایستند. از هر یک بخواهید نقل کند که امروز صبح، موقع ترک خانه، چگونه از طرفش خداحافظی کرد. به هر یک از آنان دو دقیقه وقت دهید.... پس از آن که هر زن داستانش را گفت، از او بخواهید که داستان را بدون استفاده از کلماتی که مشخص کنندة جنسیت طرف مقابل باشد تکرار کند....»