پیش از این در بررسی جایگاه نهضت امام مهدی(ع) در نظام دین حق، بیان شد که "توحید"، اصل الاصول همه ادیان آسمانی و "توحید گرایی" هدف اصلی خلقت انس و جن و آرمان همه انبیاست. عصر ظهور، عصر فراهم آوردن زمینهها برای بازگشت انسان به فطرت توحیدی اوست. بنابراین، نهضت مهدوی در این عرصه، حلقهای از حلقههای خط روشن از صراط مستقیم فطرتگرایی یا "معرفتالله" و باور و گرایش به "یکتاپرستی" است که حلقات خود را در تک تک دعوت انبیا پشت سر گذاشته تا آنگاه که در عصر ظهور در گستره جهانی و با اقتدار کامل موحدان (بنا به مفاد آیه 55 سوره نور) نمایان گردد. اکنون باید رهآوردها و برکات عصر ظهور را در سایه همین آموزه "زیست موحدانه" بازشناسیم. چنان که به نظر میرسد تا حدودی میتوان شرایط پیش از ظهور امام مهدی(ع) را با شرایط پیش از بعثت انبیا(به ویژه شرایط بعثت خاتم انبیا به عنوان دوره فترت) مقایسه کرد.
عدالت گستری
برپایی عدالت و قسط در همه ابعاد آن، شورانگیزترین تعبیر برای آدمی بوده و هست. خداوند خود را "قائم به قسط" خواند و فرمود: "شهدالله انه لااله الا هو و الملئکه و اولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم، خداوند که در کارهایش عدالت را برپا داشته، گواهی داده است که معبودی شایسته پرستش جز او نیست و فرشتگان و دانشمندان نیز بر آن گواهی دادهاند، [آری] معبودی شایسته پرستش نیست جز او که شکست ناپذیر و حکیم است" و سپس آن را به پیامبرش دستور داد که بگوید: "قل امر ربی بالقسط...، بگو: پروردگارم به عدل و داد فرمان داده است..." و در پی آن مومنان را نیز به برپایی عدالت و قسط فرا خواند و فرمود: "یایهاالذین ءامنوا کونوا قومین بالقسط شهداءالله... فلاتتبعوا الهوی ان تعدلوا... فانالله کان بما تعملون خبیرا،ای کسانی که ایمان آوردهاید، برپادارندگان عدالت باشید [و در پاسداری آن سخت بکوشید] و برای خدا گواهی هستید... پس از هوای خویش پیروی نکنید که مبادا از حق منحرف شوید... پس همانا خداوند به آنچه میکنید آگاه است" و نیز در سوره مائده شبیه به همین دستور را آورد و در ادامه آن فرمود: "... ولایجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقواالله انالله خبیر بما تعملون، و مبادا دشمنی شما با قومی وادارتان کند که به عدالت رفتار نکنید، به عدالت رفتار کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا بدارید که همانا خدا به آنچه میکنید آگاه است". و بالاخره خداوند انبیا را برای برپایی مردم بر امر عدالت فرستاد و آن را یکی از اهداف رسالت قرار داد و فرمود: "لقد ارسلنا ارسلنا بالبینت و انزلنا معهم الکتب و المیزان لیقوم الناس بالقسط...، همانا ما پیامبران خود را با معجزات فرستادیم و با آنها کتاب و میزان فرود آوردیم تا مردم همواره به عدل و داد برپا باشند".
امام علی(ع) درباره جایگاه عدل میفرماید:
ان العدل میزانالله سبحانه الذی وضعه فی الخلق و نصبه لاقامه الحق...، عدالت، ترازوی خدای سبحان است که آن را در میان خلق خود نهاده و برای برپاداشتن حق، نصب کرده است.
عدالت با این جایگاه بسیار والا ویژه شاخصه اصلی قیام امام مهدی(ع) به شمار آمده است به گونهای که نهضت مهدویت با این واژه درآمیخته و با آن قرین گشته است.
از امام کاظم(ع) درباره تاویل این آیه که میفرماید: "اعلموا انالله یحی الارض بعد موتها...، بدانید که همانا خداوند زمین را پس از موتش، زنده میکند" چنین نقل شده است:
یبعثالله عزوجل رجالا فیحیون العدل، فتحیی الارض لاحیاء العدل، خداوند عزوجل، مردانی را برمیانگیزد تا عدل را احیا کنند چون زمین با احیای عدل،زنده میشود.
از امام باقر(ع) نیز همین مضمون درباره احیای زمین با اجرای عدالت به دست امام مهدی(ع) نقل شده است. در حدیث امام صادق(ع) نیز حیات زمین پس از مرگ آن، به عدالت پس از ستم معنا شده است.
دکتر اکبرنژاد در این باره مینویسد:
در خصوصیات قیام و حکومت امام مهدی(ع) هیچ ویژگی به اندازه عدالت و قسط روشنی و نما ندارد. آن قدر که در روایات، بر ویژگی عدالت گستری آن حضرت تاکید شده، بر دیگر مسائل چنین ابرامی نرفته است و این، نشان از برجستگی این مهم در سازمان مدینه فاضله اسلامی در دوران ظهور دارد.
دهها و بلکه صدها حدیث در منابع معتبر و اولیه اسلامی در مورد عدل گستری آن ولی منتظر آمده است... فراوانی این حدیثها به اندازهای است که حتی مجال یاد کرد از آدرس آنها نیز، امکان پذیر نیست.
آنگاه وی به ذکر چند نمونه روایت از مصادر روایی فریقین از جمله: کتابهای برقی، کلینی، صدوق، طوسی، طبری و... از منابع شیعی و صنعانی، ابن ابی شیبه، احمد، ابی داوود، طبرانی و... از مصادر سنی در مورد عدل گستری امام مهدی(ع) میپردازد و سپس چنین ادامه میدهد:
در تمام این موارد، بر مفهوم واحدی تاکید شده است و آن اینکه عدالت گستری آن حضرت حتمی و قطعی خواهد بود....
عدالتگستری مهدوی به عنوان ارزشمندترین رهاورد عصر ظهور به چه معناست؟ به نظر ما یکی از راههای درک این تعبیر و شناخت ابعاد و عمق آن، بررسی همه جانبه از تعبیر "ظلم بشری" پیش از ظهور است، چون تعابیر "عدالت" و "قسط" با "ظلم" و "جور" در کنار یکدیگر به صورت جایگزین درآمدهاند، روایات متعدد فریقین از پر شدن زمین از ستم و جور پیش از ظهور، همانند پر شدن آن از عدالت و قسط پس از ظهور خبر میدهد. مرحوم کلینی از امام علی(ع) چنین نقل میکند:
... المهدی... یملا الارض عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما...، مهدی زمین را از عدل و داد پر میکند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.
همین مضمون نیز در مصادر اهل سنت از امام علی(ع) چنین نقل شده است:
لتملان الارض ظلما و جورا... ثم لتملان بعد ذلک قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا، همانا ظلم و ستم در زمین فراگیر خواهد شد... پس از آن عدالت و دادگری آن را پر خواهد کرد آن گونه که از ستم و بیداد پر شده بود.
ابی داوود نیز از رسول خدا(ص) چنین آورده است:
لو لم یبق من الدنیا الا یوم لبعثالله رجلا من اهل بیتی یملاها عدلا کما ملئت جورا، اگر از دنیا جز یک روز هم باقی نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت من را مبعوث خواهد کرد تا آن را از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم پرشده است.
باز به تعبیر دکتر اکبرنژاد، فراگیرشدن ستم پیش از ظهور امام مهدی(ع) یکی از عنوانهای مشهوری است که کمتر حدیث مربوط به امام مهدی(ع) درباره آن سخن گفتهاند.
مقوله "ظلم" در مصادر فریقین به سه نوع تقسیم شده است. ظلم نابخشودنی، ظلم غیر واگذاشتنی و ظلم بخشودنی. امام علی(ع) میفرماید:
الا و ان الظلم ثلاثه: فظلم لایغفر،و ظلم لایترک، و ظلم مغفور لایطلب. فاما الظلم الذی لایغفر فالشرک بالله،قالالله تعالی: "انالله لایغفر ان یشرک به". و اما الظلم الذی یغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات و اما الظلم الذی لا
یترک فظلم العباد بعضهم بعضا، بدانید که ستم سه گونه است: آن ظلمی که آمرزیدنی نیست و آن ظلمی که واگذاشتنی نیست و آن ظلمی که بخشوده است و بازخواست کردنی نیست، اما آن ظلمی که آمرزیدنی نیست همتا انگاشتن برای خداست (که بزرگترین ظلم است) خدا (در قرآن) فرمود: "همانا خدا شرکآوران را نخواهد بخشید". اما ستمی که بر بنده ببخشایند ستم اوست بر خود به برخی از کارهای ناخوشایند. اما آن ظلمی که واگذاشتنی نیست،ستم کردن بندگان است بر یکدیگر.
ظلم به خدا شرک به اوست و نابخشودنی است و ظلم به دیگران پایمان حقوق آنان است و ظلم به خویش ارتکاب گناه و آلوده ساختن صحنه جان و پذیرش کیفر او (در صورت عدم بخشش حق تعالی) است. چون در ماهیت این سه نوع ظلم درنگ کنیم ریشه همه آنها را در شرک خفی و جلی انسان با غفلت او از یکتا پرستی مییابیم، ضمن آنکه اگر افق دید خود را توسعه دهیم و این سه نوع ظلم را در سطح جهانی بنگریم متوجه وسعت و عمق فاجعه خواهیم شد. شرک ذاتی بر اثر تحریفها، کتمانها و جهالتها به وقوع میپیوندد که اهل کتاب با نظریه تثلیث گرفتار آنند. شرک در ربوبیت، که پیش از این ملاحظه شد، در محدوده اهل کتاب با معبود قرار دادن احبار و رهبان مطرح بوده و هست، امروز در سطح جهانی بسی توسعه یافته است، بشر امروز سازمانها و مجامع جهانی را "رب" خود پنداشته و همان معیاری که معصوم درباره احبار و رهبان فرمود:
"احلوا لهم حراما و حرموا علیهم حلالا فاتبعو هم فعبدو هم من حیث لا یشعرون، آنان (احبار و رهبان) حلال خداوند را برای ایشان حرام و حرام وی را حلال کردند و مردم پیروی نمودند، پس آنان را بدون آنکه بدانند معبود خود قراردادند". در این گستره عظیم به کار میگیرد. سطح عظیمی از جامعه جهانی بشر تکنولوژی را به جای عبودیت و معنویت نشانده و به این شرکت نزل کرده است.
امنیت فراگیر
از دیگر شاخصههای عصر سیطره دین حق، امنیت فراگیر است. در بررسی مفاد آیه اظهار دین ملاحظه شد که روایات فریقین از امنیت مطلق و فراگیر در سطح گیتی در عصر ظهور خبر دادهاند، از جمله احدایث اهل تسنن که با سند صحیح از رسول خدا(ص) نقل شده چنین است:
... تقع الا منه فی الارض حتی ترتع الابل مع الاسد جمیعا والنمور مع البقر و اذئاب مع الغنم... لا یضر بعضهم بعضا...، (در آن عصر) امنیت در زمین فراگیر میشود به گونهای که شتران و شیرها، گاوهاو ببرها، گرگها و گوسفندان با یکدیگر به سر میبرند، بیآنکه یکی به دیگری زیان رساند.
این تعبیر کنایی، دلالت بر امنیت مطلق و فراگیر در عصر ظهور دارد.در حدیثی از امام باقر(ع) نیز چنین آمده است:
به خدا سوگند! یاران مهدی آن اندازه میجنگند، تا خدا به یگانگی پرستیده شود و به او شرک نورزند تا جایی که پیرزنی سالخورده و ناتوان از این سوی جهان به آن سوی جهان رهسپار میشود و کسی متعرض او نمیگردد.
امنیت در عصر ظهور را باید همانند عدالت، در سایه هدف اصلی دین ورزی یعنی: "توحیدگرایی یا زیست موحدانه" تبیین کنیم. در حدیث امام باقر(ع) نیز به رابطه بین "یکتاپرستی" و "امنیت" اشاره شده است. در اینجا نخست به این نکته توجه کنیم که خداوند بنا به مفاد سوره نور به امام مهدی(ع) و یارانشان تضمین داده که خوف آنان را به امنیت تبدیل کند. قرآن میفرماید: "...و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا...، و به طور قطع خداوند خوف آنان را به امنیت تبدیل خواهد کرد".
بنابراین،زمامداران عصر ظهور در امنیت کامل خواهند بود. آنچه از مفاد آیه وعده به تبدیل خوف به امنیت و نیز آیه اظهار دین حق و روایات درباره ماهیت این امنیت میتوان استفاده کرد آن است که امنیت در آن عصر در ابعاد معنوی، اخلاقی، معیشتی (یا اقتصادی)، انتظامی و... برای همه مردم است. هر چند امنیت روانی برای همگان نخواهند بود. بنابراین، جامعه آن روز برای برپایی مراسم دین و شعایر الهی هیچ نوع دغدغهای نخواهند داشت و از ناحیه دشمنان داخلی و خارجی، مورد استخفاف، استهزاء، یا تهدید نیستند. در آن عصر، جامعه به لحاظ اقتصادی و انتظامی نیز در امنیت خواهد بود. چون ریشههای ناامنیها میخشکد. اما چون کافران و مشرکان از حکومت دینی ناخشنودند از امنیت روانی برخوردار نخواهند بود. با سیطره دین حق، امنیت معنوی و اخلاقی نیز نمایان و در این بستر امکان رشد معنویت و فضائل اخلاقی فراهم میشود که تفصیل بیشتر آن را خواهید دید.
ریشههای ناامنی انتظامی و اقتصادی در جامعه یا فقر و محرومیت است که چون در آن عصر، عدالت توحید مدار بر پا میشود، فقر ریشهکن میگردد. عامل دوم ناامنی، بیتقوایی حریصان و فزون خواهان است. در جامعهای که بستر تقوا پیشگی فراهم باشد این عامل نیز رو به افول میرود، به ویژه آنکه قدرت حاکمیت،از تحرک کسانی که از تقوا سرمی پیچند، جلوگیری کند. بنابراین، باید ریشه این امنیت را در دین ورزی حاکمیت و جامعه جستجو کنیم، چون گاهی آسایش در سایهتر از قدرت قاهرانه پدید میآید به گونهای که صالح و طالح بر اثر ترس از بیعدالتی قدرتمندان به امنیت موقت و کاذب میرسند و گاهی اهرم این امر "تقوی الله" و از ناحیه زمامداران و آحاد مردم - هر کدام به سهم خود - است. در این صورت، امنیت دائمی و واقعی برای همگان خواهد بود و ریشه آن، ترس از قدرت ستمگران نیست.
در این عرصه باید به سنت امدادهای غیبی حق تعالی نیز در فراهم آوردن رفاه و امنیت توجه کرد. قرآن میفرماید: "ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکت من السماء و الارض...، و اگر مردم آن شهرها (که به عذاب گرفتار شدند) ایمان آورده و تقوا پیشه میکردند به یقین از آسمان و زمین برکتهایی بر آنان میگشودیم" این آیه از جمله آیاتی است که دلالت بر وجود رابطه اسباب و علل هستی با عقاید و اعمال نیک و بد آدمیان دارد. عنوان "اهل القری" حکایت از این دارد که گشایش انواع برکت ها و برای آدمیان برخاسته از ایمان نوعی است و هر گاه نوع انسانها مومن شوند و تقوا در پیش گیرند، این اثر بر آن مترتب میشود. در عصر ظهور، زمینه برخورداری از این امداد به خوبی فراهم میآید که در روایات نیز به آن اشاره شده است. از جمله ابونعیم از پیامبر خدا(ص) چنین نقل کرده است:
یخرج رجل مناهل بیتی و یعمل بسنتی و ینزلالله البرکه من السماء، مردی از خاندان من ظهور میکند که بر سنت من رفتار خواهد کرد و (به همین رو) خداوند، برکت را از آسمان فرود خواهد آورد.
ابن ماجه نیز در حدیث دیگری این وضعیت مطلوب را چنین نقل میکند:
ان النبی (ص) قال: یکون فی امتی المهدی... فتنعم فیه امتی نعمه لم ینعموا مثلها قط، مهدی در میان امت من خواهد بود مردم در آن دوره به چنان نعمتی دست مییابند که در هیچ دورهای چنین ندیده باشند.