تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۸  ، 
کد خبر : ۲۲۱۱۸۱

تفکر مدنی: راهگشای انقلاب


روز 21 شهریور یادآور حادثه جانگداز شهادت آیت‌الله مدنی نماینده حضرت امام و امام جمعه تبریز است. مردانی بزرگ چون شهید مدنی مستغنی از معرفی هستند. چه، این افراد کسانی نیستند که برای شناخت آنها از خلال یادبودها و خواندن بیوگرافی آنان اقدام کنیم. آنها کسانی‌اند که از خلال عمل و حرکت زندگی پربارشان خود را شناسانده‌اند. عمل و حرکتی که معاصران خود را از آن بهره‌ور و متاثر ساخته‌اند.
مدنی از جمله آن مردان بزرگ و قهرمانی است که از خلال بیش از نیم قرن تلاش و فعالیت و دهها سال مبارزه خود را به مردم و تاریخ شناسانده است. لذا در یادبودهای او نباید تنها به یادآوری و احیانا تاثری اکتفا کرد.
او کسی است که میتواند الهام بخش ما در حرکتهای آینده‌مان باشد. باید اصول حاکم بر زندگی، مبازره و حرکت او را تبیین کرد و برای حاکمیت آن اصول در حیات فردی و جمعی خود تلاش کنیم. در یادبود مدنی یادآوری دو نکته حداقل از ضروریات است یکی تفکر و اندیشه مدنی و راهنما و الگو قرار دادن آن در زندگی افراد و جامعه ما است و دیگری شناخت دشمنان مدنی از ابعاد مختلف فکری و سیاسی می‌باشد.
راه مدنی: راه انقلاب پرشکوه اسلامی
مرحوم شهید مدنی از آن زمان که مبارزه مردم مسلمان ما تحت رهبری امام خمینی شروع شد بخاطر جوشش درون حق‌طلب خود به این مبارزه پیوست. و تا آخر با خلوص تمام در کنار آن ماند. از اینجا است که راه مدنی از راه آن بخش از نیروهای عافیت‌جو و انزواطلب جدا میشود. او بمانند یک نیروی موثر به حرکت اسلامی و انقلابی مردممان پیوست. و سالها در تبعید و تحدید و تهدید گذراند. اما آن رژیم ضد اسلامی و مزدور شاه نتوانست بر اراده آن مرد بزرگ غالب آید.
پس از پیروزی انقلاب نقش مدنی در پیشبرد روند حرکت انقلاب و حل مشکلات مهم همچنان پیدا است. از آنگاه که به امر امام برای حل مسائل و حوادث همدان ماموریت یافت تا برخورد با حوادث تبریز و غائله‌ای که مرتجعین اسلام‌نما برای به انحراف کشانیدن مسیر انقلاب براه انداختند.
ارتجاع داخلی که در پشت اسلام عافیت‌طلب سنگر گرفته بود تصمیم گرفت تا با تشکیل یک جریان ارتجاعی موسوم به «حزب جمهوری خلق مسلمان» نیروهای ضدانقلابی را در محور خود جمع نماید و آنها در محافل خاص و نیروهای سرمایه‌داری و وابسته به رژیم شاه در حال رشد بودند و تبریز را بعنوان اولین قربانی تبلیغات و حرکت ضدانقلاب خود برگزیده بودند.
شهید محراب مدنی پس از آنکه از جانب امام ماموریت «امامت جمعه» و نمایندگی معظم له در تبریز را یافت سیاست خود را در جهت افشای این عروه بصورتی اصولی به پیش برد. مرحوم مدنی در رابطه با عاملین حوادث تبریز گفتند: «ریشه حرکاتی که در چند نقطه ایران شروع شده بود باید در جائی دیگر جستجو کرد.... ضد انقلاب تعدادش در تبریز بسیار کم است. و اینها از احساسات دینی و ملی مردم استفاده می‌کردند و در حقیقت عقب‌نشینی آنها محصول آگاهی و رشد مردم است.
سرمایه‌دارانی که اندوخته‌شان بر خلاف میزان جمع شده و چون می‌دانند هر وقت حکومت اسلامی مستقر شود آن اندوخته‌هایی که با ستم، ‌با ریا و با تضییع حق کارگران اندوخته‌اند از آنها گرفته شده و به صاحبان حق مسترد می‌شود، هر چه حکومت رو به استحکام می‌رود اینها بیشتر نگران و بیشتر دست به حرکتهای مذبوحانه می‌زنند.
در پیش گرفتن این سیاست یک حرکت اتفاقی نبود. بلکه از اصول حاکم بر تفکر و عمل مرحوم مدنی و تجارب و شناخت از نیروها که حاصل دهها سال مبارزه بود، نشئات میگیرد. وی پیش از انقلاب در متن مبارزه و مظلومیت مردم قرار داشت، و حتی برای رساندن پیام ستم‌کشیدگی مردم ایران به دیگر مسلمانان، در زمان حکومت جمال عبدالناصر در مصر، در راس هیئتی از روحانیون عازم مصر شد و اوضاع ایران «شاه زده» را برای مسلمین آن سامان بیان کرد.
مدنی از همان ابتدا این نکته را دریافته بود که دستهای خیانتکاری مزورانه درصددند تا اولا وارد انقلاب شوند، و مشروعیت و مقبولیتی برای خود دست و پا کنند، و ثانیا از خلال این موقعیت بدست آمده زهر خود را در کام انقلاب فرو ریزند، لذا فریاد می‌کشید: «این مردم زیر بار زور برو نیستند و تجربه انقلاب نشان داده است که زیر زوربرو هم نیستند، فقط یک مطلب مانده که نگران هستیم و آن اینکه زیر بار تزویر بروند.»
شهید مدنی به سرنوشت انقلاب اسلامی تنها از ناحیه ضدانقلابیون که آشکارا به مقابله با انقلاب می‌پردازند احساس خطر نمی‌کرد، بلکه حاکمیت فرهنگ نظام سرمایه‌داری و رفاه‌زدگی و ثروت‌گرائی یکی دیگر از خطرهای انقلاب است. وی در این رابطه می‌گفت:‌ «ثروت وقتی از حد شرعی‌اش گذشت، معصیت است.»
برای مقابله با وقایع تبریز هرگاه درایت و بلندنظری و قاطعیت مدنی نبود، بدون تردید آن نیروهای ضدانقلاب میتوانستند مخاطرات شدیدی را متوجه انقلاب و کشور سازند آنان از پشتیبانی سرمایه‌داران، و یک باصطلاح مرجع تقلید، و حمایت تبلیغاتی غرب برخوردار بودند و همچنین با در پیش گرفتن تاکتیکهای مزدورانه نظیر مذهب و ملیت پاره‌ای از نیروهای مردمی ساده‌دل را فریب داده بودند.
مدنی کینه‌ای عمیق نسبت به آمریکا و استکبار جهانی و محافل وابسته به آن در دل داشت بهنگامیکه انجمن حقوق بشر نسبت به روند اعدامها و تحدید حقوق ضد انقلاب داخلی ابراز مخالفت و اعتراض نمود آیت‌الله مدنی در پاسخ به آنها گفت:‌
می‌دانید که این سازمان باصطلاح حقوق بشر، به مسائل مملکت ما با چشم جنایتکارانه آمریکا می‌نگرد ما به آنها می‌گوئیم ما برای پیروزی انقلاب خود بیش از 70 هزار شهید داده‌ایم و گفته‌ایم و حال هم میگوئیم: «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و روی حرف خود نیز تا پای جان خواهیم ایستاد، و اگر ما نمی‌توانستیم و یا نتوانیم روی اراده خود بایستیم و اراده آنها را به خود تحمیل می‌کردیم چگونه محمدرضای ملعون و معدوم را از کشورمان بیرون می‌راندیم و بنابراین، به این سازمان مدافع جنایتکاران پاسخ می‌دهیم که حق فضولی و دخالت در جمهوری اسلامی ما را ندارند و اگر آنها ادعایشان براستی دفاع از حقوق بشر است، چرا این همه مردم آمریکای لاتین را به استثمار کشیده‌اند؟! و چرا اعمال آمریکای جنایتکار را که مردم سراسر آمریکا را بخون کشانده‌اند، نمی‌بیند؟‌ چرا به شاه معدوم که آن همه اعدام می‌کرد، اعتراض نداشتند؟‌ و از همه مهمتر چرا امروز به صدام بعثی که این همه مسلمانان عراق را دسته دسته فقط به جرم مسلمان بودن اعدام میکند، اعتراض نمی‌کنند؟ ‌و یا به اسرائیل که در جنوب لبنان حتی بچه‌های خردسال را نیز بمباران می‌کنند، حرفی نمی‌زنند؟ ‌و چون ما آمریکا را با مشت می‌کوبیم و خواهیم کوبید، نامه اعتراض‌آمیز می‌نویسید و آخر جواب ما به این سازمان اینست که فضولی نکنید ما مسلمانان با تکیه به اسلام به رهبری امام امت، هر مانعی که سر راه پیشرفت قرار گیرد، از بین خواهیم برد.»‌
مسئله دوم مخالفین و دشمنان مدنی و قاتلین او هستند، یعنی جریان خیانتباری که در تشکیلاتی با ادعای اسلام و خلق، جنایاتی مرتکب شدند، که در آن هم بسیاری از نیروهای انقلاب اسلامی را از بین بردند و هم گروهی از نیروهای خود را فدا ساختند.
این جریان انحرافی با تنگناهای فکری و سیاسی، و خودخواهی و جاه‌طلبی، مسیر خود را بجایی کشانده استکه حتی از نظر ادعا و گفتار امکان اتخاذ یک موضع مردمی برای آن نمانده است و اینک سر در آغوش دشمنان انقلاب اسلامی (غرب و رژیم عراق) نهاده است،‌ که عبرت‌گیری از آن بر همگان بویژه هواداران این جریان ضروری و واجب است هرگاه رادمردانی چون مدنی فدائی استقرار حق نمی‌شدند، انوار جانبخش آن بر حیات ما اینک نمی‌تابید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات