علیرغم آنکه پایتخت فرانسه هنوز هم حرارت ناشی از انفجارهای خیابانی اخیر را پشت سر نگذارده از هم اکنون احزاب چپ و راست بروی صحنه ظاهر گردیده و در کنار شخصیتهای سیاسی برجسته کشور سرگرم تبادل نظر و اظهار عقیده پیرامون چهرههای سرشناس نامزدهای مقام ریاست جمهوری شدهاند و بطور کلی دوران اظهارنظرهای پنهانی و پشت پرده و یا در گوشی بپایان رسیده و اینک همگان نظر خود را در این باره بطور آشکارا بیان مینمایند.
مسئله انتخابات ریاست جمهوری فرانسه از این لحاظ جلب توجه نموده است که معمولا جناحهای احزاب درگیر در انتخابات ترجیح میدادند تاریخ انتخابات ریاست جمهوری از آنچه هست کمی هم عقبتر افتد و یا چند صباحی بتاخیر افتد که این بار این سخن نیز بمیان نیامده و همگان بالاخص احزاب از هم اکنون خود را برای مشارکت در نبرد انتخاباتی آماده میکنند در حالیکه تمام محافل سیاسی و حزبی فرانسه نیز علاقمندند از موضع فرانسوا میتران نسبت به نبرد انتخاباتی آینده و اینکه آیا مشارالیه علاقمند بتجدید نامزدی خود هست یا خیر مطلع و آگاه گردند.
در پاسخ باین سئوال برخی از منابع نزدیک به کاخ الیزه اخیرا افشا نمودند که فرانسوا میتران موکدا بعید میداند در گیر و دار نبرد انتخاباتی آینده خود را کاندید مقام ریاست جمهوری نماید. لیکن اعم از آنکه این شایعه درست و یا نادرست باشد محافل سیاسی به تفسیرهای انتقادی خود در رابطه با این مسئله ادامه میدهند برای مثال وزیر حمل و نقل اسبق که از اعضای برجسته دفتر سیاسی حزب کمونیست فرانسه است در این باره میگوید:
هرگاه میتران در مورد مشارکت خود در انتخابات از لفظ نه استفاده کند این برای ما بمعنای تاکید حاصل شدن از علاقه مفرط و پنهانی وی نسبت بحفظ کرسی ریاست جمهوری و بدون شک مشارکت وی در انتخابات است. پس آیا نقشه سوسیالیستهای فرانسه در این خلاصه میشود که در مورد مشارکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری دوگانگی در موضع داشته باشند یعنی بظاهر یک موضع را در پیش گرفته و بطور پنهانی موضع دیگری را دنبال کنند؟
لیکن بطوریکه برخی از اعضای حزب سوسیالیستی افشا نمودهاند هنوز جناح مخالف در این حزب نسبت بنحوه مشارکت در انتخابات آینده مقام ریاست جمهوری تصمیمگیری نهائی ننموده است زیرا دبیرکل حزب سوسیالیستی فرانسه «لیونال جوسبان» که از یاران و طرفداران پر و پا قرص میتران نیز میباشد پیشنهاد کرده است کنگره سالیانه حزب چند ماه زودتر از موعد مقرر تشکیل گردد تا طی اجلاس این کنگره نامزد حزب سوسیالیستی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری تعیین گردد.
همین منابع میافزایند که جناحهای سیاسی مختلف حزب مذکور اعم از جناحهای چپ، راست و یا میانهرو همگی پیشنهاد مربوط به تشکیل هر چه زودتر اجلاس کنگره حزب را تایید نمودهاند و شخصیتهای مهم حزبی مانند کلود ایستر، لوران فابیوس، پییر جوکس، جان بوبران و پییر موروا نیز با این امر مخالفتی ننمودهاند و همگی حاضر بمشارکت در اجلاس نزدیک کنگره حزب خود هستند.
لیکن یکی از جناحهای عمده حزب که جناج میشل روکار است نسبت بهرگونه تغییری در تاریخ مقرر انعقاد کنگره مخالفت کرده زیرا موضع این جناح حزبی در سه محور بشرح زیر خلاصه میشود:
الف- از کاندید کردن مجدد فرانسوا میتران برای انتخابات آینده مقام ریاست جمهوری بنمایندگی از حزب سوسیالیستی خودداری و مخالفت شود زیرا سابقه ندارد که یک نفر در دوره انتخاباتی هفت ساله فرانسه شرکت کند.
ب- هیچ دلیل قانع کنندهای وجود ندارد که موجب تسریع در انعقاد اجلاس کنگره حزب قبل از تاریخ مقرر گردد.
ج- متقاعد بودن باین نکته که میشل روکار تنها شخصیت مقتدر برای مشارکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری بنمایندگی از حزب سوسیالیستی است بالاخص که نامبرده اخیرا طی مصاحبهای با یک مجله چاپ پاریس به سیاست اقتصادی کنونی دولت بشدت حملهور گردیده لیکن تاکید کرده است که در این مورد نظر شخصی خود را بیان مینماید و این دیدگاه حزب وی نیست.
ژیسکار دستن یا ریمونبار
مناقشه انتخابات ریاست جمهوری بهمان اندازه که برای سوسیالیستها حائز اهمیت است برای سایر شخصیتهای سیاسی و دستجات حزبی نیز یک مسئله مهم و قابل توجه بوده است. زیرا برخی از منابع نزدیک به کاخ پارلمانی بوربن افشا نمودند که ریمون بار نخستوزیر اسبق با ژیسکار دستن در کاخ پارلمانی بوربن ملاقات و ساعتها درباره انتخابات آینده به گفتگو نشسته تا جائیکه این اجلاس دوجانبه بیانگر تحولی در استراتژی راستگرایان مخالف تفسیر شده است، مخالف از آن نظر که اینان خارج از کادر دولت حاکم فعالیت مینمایند. زیرا گروه ریمون بار و گروه ژیسکار دستن در چارچوب وحدت در راه تحقق دموکراسی فعالیت مینمایند. البته از سال 1981 که دو گروه دسته راستی مذکور در انتخابات ریاست جمهوری شکست خوردند دیگر ملاقاتی میان این دو شخصیت برجسته یعنی بار و دیستن انجام نگرفته بود. بهمین جهت ملاقات اخیر این دو که ساعتها بطول انجامید از جانب ناظران سیاسی محلی بمثابه گام مهمی در تاریخ پیمانبندیهای راستگرایان فرانسه بشمار رفت.
این پیمان جدید ژیسکار دستن چندین نکته را بشرح زیر ثابت کرده است:
1- چنین بنظر میرسد که ژیسکار دستن رئیسجمهوری اسبق علاقمند است در ارزیابی مداوم خود نسبت به همپیمانی با ژاک شیراک نخستوزیر فعلی تجدیدنظر کند و جای این همکار قدیمی را به ریمون بار بدهد زیرا دستن از همکاری با شیراک تجربه تلخی دارد که این همکاری در سال 1981 به شکست دستن در انتخابات منجر گردید مضافا برای آنکه شیراک در سال 1986 نیز حاضر شد بدون مشارکت و همکاری دستن در صحنه دولت ظاهر شود.
2- در موضع رئیسجمهور اسبق فرانسه و برخی از دستجات وابسته به گروه وحدت برای نیل دموکراسی تحولی در امر همزیستی مسالمتآمیز با سوسیالیستها پدید آمده است زیرا دستن با تجربه جاری متوجه شده است که هرگونه همزیستی و سازش احزاب راست و چپ باید بنفع یک گروه و بزیان گروه دوم تمام شود که حتی در سیستم حکومتی فعلی دستن معتقد است که وضع بزیان شیراک و سایر راستگرایان و بنفع میتران و سایر چپگرایان میچربد.
3- موضع سیاسی ریمون بار مجددا توجهها را بخود جلب کرده است خاصه آنکه مشارالیه پس از مدتها دوری از صحنه سیاسی بار دیگر به صحنه آمده است که در این مورد نیز تلاش مینماید دیدگاههای سیاسی خود را بدیدگاههای دیستن نزدیک نشان بدهد تا بدینترتیب عرصه را بر رقیب دیگر خود تنگ کند که این رقیب شخصی بنام لیونارد وزیر فرهنگ کنونی است که چندین بار عزم راسخ خود را در مورد مشارکت در انتخابات آینده مقام ریاست جمهوری تاکید نموده است.
4- روشن شدن این مطلب که ژیسکار دستن آماده است ریمون بار را در مقام نخستوزیری جایگزین ژاک شیراک کند و تمامی این پیمانبندیها نیز بنوبه خود نشان میدهد که نبرد انتخاباتی گرمی در پیش است که چه بسا انتخابات منجر به پیروزی یک شخصیت جدید خارج از کادر نامزدگان سرشناس گردد.
احتمال بروز خط جدید
حال اعم از آنکه شخصیت غیرمنتظره مقام ریاست جمهوری آینده فرانسه ریمون بار، ژیسکار دستن و یا میشل روکار باشد آنچه مسلم است این رقابتها منجر به بروز خط جدیدی در دایره نبرد انتخاباتی شده است زیرا احتمال زیادی هست که بجای ژیسکار دستن، دیمون بار و یا نامزدگان سرشناس سوسیالیستی شخصیتهای جدیدی در صحنه انتخابات ظاهر و پیروز گردند.
اذهان عمومی فرانسه متوجه شخصیتهای پشتپردهایست که هنوز در اوج سکوت گام برمیدارند که میشل روکار، ریمون بار و دستن جزو این شخصیتها هستند.
البته وضع میتران رئیسجمهوری فعلی و ژاک شیراک نخستوزیر وی در پرتو تحولات آینده روشنتر خواهد شد زیرا هنوز بسیاری از مسائل اقتصادی سیاسی کشور معلق و بلاتکلیف مانده و مسائلی از قبیل تجدیدنظر و یا رسیدگی به ارزش فرانک فرانسه و نقش فرانسه نسبت بمشکلات جاری خاورمیانه روشن نشده است که احتمال دارد هرگونه شکست موضعگیری در قبال این مسائل منجر بکاهش محبوبیت این دو شخصیت سیاسی برجسته کشور گردد و البته هرگونه شکست سیاسی در این زمینه بنفع مخالفین یعنی راستگرایان و گروههای مخالف سازشی احزاب راستگرا و چپ تمام خواهد شد و البته این آینده است که نشان میدهد آیا نظر راستگرایان فرانسه نیز صائب و یا نادرست است.