* سازمان آزادیبخش فلسطین اخیراً چند پایگاه خود در کشورهای عربی را بسته است آیا این بمعنای اینستکه مرحلۀ بعد از خروج از بیروت و تقسیم رزمندگان بین چند منطقۀ دور از صحنه نبرد پایان یافته و برای ورود به مرحلۀ تازه آماده میشوید؟
** یک رزمنده وقتی که به اسارت بیفتد اولین چیزی که بفکرش میآید فرار است و کسی که از صحنه نبرد تبعید میشود اولین چیزی که بفکرش میرسد بازگشت به صحنه است و تمام انقلابیون هم وقتی که از بیروت خارج میشدند در این فکر بودند. چند ماهی نگذشته بود که نیروهای انقلاب فلسطین به بزرگترین مانور خود دست زدند و جناحهایی از نیروهای انقلاب بمناسبت مراسم هجدهمین سالگرد آغاز قیام مسلحانه، از هفت کشور عربی در ظرف چند ساعت در عدن گردهم آمدند. در آنموقع یقین حاصل شد که شکستن مانع جغرافیایی از صحنه نبرد کار آسانی است. خطر، فقط مانع روحی و نبودن ارادۀ جنگ و نبودن تصمیم است. لذا تصمیم انقلاب فلسطین در بازگشتن رزمندگان به خطوط مقدم و قیام به عملیات نظامی علیه نیروهای اشغالگر صهیونیستی در لبنان و فلسطین با تصمیم آغاز انقلاب مسلحانۀ فلسطین سازگار بوده و مبارزۀ مسلحانه ما یک تاکتیک نیست بلکه یک استراتژی است و این مبارزه تا تحقق تمام آرزوهای ملت فلسطین و امت عرب ادامه خواهد داشت، زیرا این راه وحدت همه جانبۀ امت عرب ماست.
اما در مرحله جدید، جنبش فتح با تمام تلاش خود سعی میکند حالت پراکندگی و از هم پاشیدگی فلسطینیها را کنترل نماید و شعارهای ما برای مقابله با این پراکندگی و نزاعها با آغاز فعالیت مسلحانه فلسطینی «همکاری روی صحنۀ نبرد» و «تمام تفنگها به طرف دشمن صهیونیستی» بود، و این شعارها مهمترین قوانین جنگ را به یادمان میآورد. قانون کنار گذاشتن تناقضات فرعی و توجه به تناقضات اصلی.
* ائتلافهای سیاسی در صحنه لبنان با سال 1982 تفاوت کرده اما تا چه حد این تغییر بنفع ساف بوده؟
** توجه عمومی اینستکه دیگر نمیتوان مسئله لبنان را از مشکل خاورمیانه و مسئله فلسطین جدا کرد. اساس و اصل تحول سیاسی در لبنان بعد از باطل کردن توافق 17 مه هم این بوده که آنها میخواستند لبنان را از مسئله فلسطین و مسئله خاورمیانه جدا کنند. علیرغم حمایت مسلحانۀ مستقیم ناوگان آمریکا، شکست تفنگداران دریایی با قدرت اسلحۀ ذخیره شده و یا اعلامیههای آتشین انجام نشد بلکه این شهادتطلبی است که جنازۀ صدها آمریکایی متجاوز را به آمریکا برد و این امر ثابت کرد که گروه اندک مؤمن به پیروزی حتمی و آمادۀ فداکاری میتواند به وحشتناکترین ناوگانها شکست وارد کند.
* روابط سازمان آزادیبخش فلسطین با بسیاری از کشورهای عرب با دشواری مواجه است علت این دشواری و نحوۀ برطرف کردن آن را چه میبینید؟
** تمام اعراب در حالت پراکندگی و خصومت با یکدیگر بسر میبرند و در بدترین وضع خود هستند و کشمکشهای مرزی و منطقهای و ایدئولوژی، همبستگی عربی را از بین برده و چون مسئله فلسطین برای تمام کشورهای عربی محور اصلی است، لذا هر یک از آنها میخواهد متولی این قضیه شده و در کشمکش خود با دیگران از آن سوءاستفاده کند. اما خصلت مستقل بودن ساف به عنوان تنها نمایندگی قانونی ملت فلسطین که از خون شهدا و ارادۀ ملت فلسطین! در درجه اول و از اجماع اعراب در کنفرانس سران رباط و نیز در سازمان ملل متحد که ساف سمت ناظر را در آن دارد، سرچشمه گرفته این ویژگی استقلالطلبی از سوی بعضی از اعراب بخاطر داشتن شعارهای ناسیونالیستی یا انترناسیونالیست که از ملیت فلسطین پا فراتر میگذارد عکسالعمل منفی ایجاد کرده است. این یکی از جنبههای دشوار است اما خطرناکترین مشکل اینستکه آمریکا و صهیونیزم برای پیاده کردن راهحلهای تسلیمگرایانه و راهحلهای جداگانه در منطقه، نابودی انقلاب فلسطین را میخواهند، ولی مادامیکه ساف پایدار است و تمام تودههای فلسطینی چه در داخل یا خارج اراضی اشغالی از آن پشتیبانی میکنند، پیاده کردن این راهحلها غیرممکن است. صهیونیستها این تصمیم قدیمی خود را اعلام و تاکید میکنند که:
«هر جا انقلاب مسلحانه فلسطین وجود داشته باشد رژیم آنجا را باید از بین ببرد و هر رژیمی که با انجام این کار مخالفت کند یا نتواند انجام دهد ما به نابود ساختن آن خواهیم پرداخت». این تصمیم قدیم و جدید آمریکایی هنوز بسیاری را میترساند و آنها برای از بین بردن مسئله و بجای آن حفظ امنیت منطقهای دنبال جانشینی برای ساف هستند. لذا باید با این توطئه مقابله کرد و همه از طریق همبستگی عربی باید متوجه نبرد قومی بشوند. دشمن صهیونیستی عامل امپریالیسم است و باید مبارزه مسلحانه به عامل فشاری علیه آمریکا تبدیل شود تا این حکومت در برابر ارادۀ تودههای عرب تسلیم شود. و آنها باید راهحل عادلانه و دائمی، حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین و ایجاد کشور فلسطین دمکراتیک مستقل را بپذیرند.
* بعضیها بزرگترین نقطه ضعف شما را داشتن روابطی خاص با بعضی از رژیمهای عرب در مقابل رژیمهای مخالف آنها میدانند. نظر شما چیست؟
** اگر یک رژیم عرب توانسته بود انقلاب فلسطین را در دامن خود قرار بدهد این انقلاب مدتها پیش کارش تمام بود. سازمان آزادیبخش در نتیجه تصمیم اعراب تشکیل شده و از زمانیکه جنبش فتح رهبریت آن را تحویل گرفت سه اصل فتح بر خط مبارزاتی آن حاکم شد و این اصول که اساس عقیدۀ جنبش را تشکیل میدهند عبارتند از:
1- استقلال، یعنی جنبش فتح وابسته به جهتی نیست مگر ارادۀ مستقل ملت فلسطین که حق تعیین سرنوشت خود را داراست.
2- مبارزه مسلحانه و جنگ آزادیبخش خلقی، یک استراتژی است و نه تاکتیک، مبارزه نباید متوقف شود مگر با تحقیق اهداف ملت و بازگشت و آزاد کردن و تشکیل کشور مستقل روی تمام خاک میهن فلسطین.
3- مخالفت با موجودیت صهیونیستی بر روی هر گوشهای از خاک فلسطین.
برای تأکید استقلال، جنبش فتح در رفتار خود مسئله فلسطین را وارد هرگونه اختلاف عربی یا بینالمللی نمیکند، زیرا این مسئله مقدس است و بالاتر از هر اختلاف میباشد.
* آیندۀ روابط خودتان را با اردن بعد از بستن دفاتر ساف در آنجا و دیدار اخیر بوش از منطقه چگونه میبینید؟
** شورای ملی فلسطین در دورههای شانزدهم و هفدهم خود، تصمیم به برقرار کردن روابط نزدیک بین دو ملت اردن و فلسطین را اتخاذ کرد و اگر روابط بین رژیم اردن و ساف به سبب اختلاف نظر پیرامون سیاست مطرح شده آمریکا مقداری وخیم بشود، ما سیاست خود در جهت تقویت رابطه با ملت فلسطینمان چه در داخل یا خارج خاک اشغالی را تغییر نخواهیم داد. به طور مداوم فعالیت خواهیم کرد تا نگذاریم در این روابط نزدیک خللی وارد شود. این بستن دفاتر یک مسئله صوری است چون واقعیت مبارزه داخل سرزمین اشغالی به دفاتر یا چیزهای ظاهری نیاز ندارد و یکی از علل موفقیت این مبارزه سری بودن آنست! اما در مورد دیدار بوش از منطقه این دیدار آغاز یک توطئه جدید یا تکمیل توطئه پیدا کردن نمایندهای برای ملت فلسطین بجای ساف و یا شرکت دادن اردن در راهحلهای جداگانه یا تلاش برای احیای کمپ دیوید و تقویت آن، با تحریک مصر و اردن میباشد. اما هم اردن و هم مصر پایبندی خود را به کنفرانس بینالمللی صلح به عنوان چهارچوب راهحل اعلام کردند.
* با گذشت زمان، رابطه ساف با مصر بهبود مییابد. آیا از این مسئله امید دارید که موضع رسمی مصر نسبت به رژیم صهیونیستی تغییر کند؟
** بهبودی رابطه بین ساف و رژیم مصر به زمان بستگی ندارد بلکه به حقیقت دور شدن مصر از کمپ دیوید ربط دارد. ما از این دیدگاه امید داریم که رابطه خوب بشود و خیلی محکم گردد. زیرا بدین ترتیب علل گذشتۀ قطع رابطه از بین رفته و مصر به نقش پیشتاز خود در امت عرب باز خواهد گشت و از کمپ دیوید و ننگی که سادات به آن وارد کرد خلاصی خواهد یافت. تحولی که عملاً واقع شده اینستکه مصر از قسمت مربوط به خودمختاری فلسطینیها از قرارداد مذکور عقبنشینی کرده، اما سیاستمداران رژیم صهیونیستی که معنای سقوط سادات و قیام تودههای مصر را در محکومیت عادی ساختن روابط با رژیم صهیونیستی را میداند به بازی «طابا» دست میزنند و طولانی میکنند تا از امکانات آمریکا در این جهت استفاده کنند. از طرف دیگر وضع بد اعراب که به حمایت مصر جهت حل مشکلات اقتصادی آن کمک نمیکنند (در حالیکه در جاهای دیگر میلیونها دلار را هدر میدهند) بنفع صهیونیستهاست.
* محافل زیادی موضع ساف را نسبت به اجتماع «افران» محل دیدار پرز و شاه مراکش کمتر از آنچه که انتظار میرفت توصیف کردند. آیا این مسئله بمعنای تغییر موضع ساف نسبت به مسئله گفتگو با رژیم صهیونیستی است؟
** این اجتماع زمانی اتفاق افتاد که کمیته مرکزی جنبش فتح سرگرم گفتگوهای دورهای خود بود که موجب شد جنبش نسبت به این گام فوراً اعلام موضع کند. در بیانیه این متن آمده است که: «این حرکتی که مغرب به آن اقدام کرد در ردیف خط «راهحلهای جداگانه و دوجانبه» میآید و ملت ما و امت عرب نیز با این خط مخالفت کردهاند... در همین حال عوامل صهیونیستی تفرقۀ جدیدی را در صف اعراب به بار خواهند آورد در حالیکه اعراب به اتحاد و پیوند شدیداً نیاز دارند... انقلاب فلسطین مخالفت خود را با این حادثه اعلام میکند و آن را محکوم میسازد و از امت عرب و تمام کشورهای برادر دعوت مینماید که با این تجاوز به اجتماع عربی و بینالمللی مقابله کنند و پایبندی و تعهد خود را به اصول اقدام عربی مشترک تجدید نمایند». اما سازمان آزادیبخش روی بیانیۀ جنبش فتح تأکید کرده و خواستار برگزاری فوری کنفرانس سران عرب برای مقابله با این اوضاع شد. پس اگر این موضع از حد انتظار کمتر باشد پس جز فحش چیزی باقی نمانده و خدا نکند که ما اهلش باشیم!
* شخصیتهای فلسطینی که در سرزمینهای اشغالی با بوش ملاقات کردهاند گفتهاند موضع آشکاری علیه این ملاقات از سوی رهبران فلسطینی صادر نشده و «الیاس فریح» شهردار بیتاللحم اظهار داشت که اگر عرفات به او «نه» بگوید با بوش ملاقات نخواهد کرد. و او با بوش ملاقات نمود چرا این «نه» گفته نشد؟
** اگر برادر ابوعمار به برادر «زهدی الطرزی» میگفت با «آندرویانگ»، دست نده شخص اخیر موقعیت خود را به عنوان نمایندۀ ایالات متحده در سازمان ملل از دست نمیداد. اما در مورد شخصیتهای فلسطینی سرزمینهای اشغالی که بخاطر شرایط اشغال مجبور به اجتماع با صهیونیستها میشوند، ملاقات آنها با آمریکائیها مهمتر میگردد، بخصوص که این شخصیتها پایبندی خود را به ساف به عنوان تنها نماینده قانونی ملت فلسطین تأکید میکنند. در اجتماع اخیر با بوش «بخاطر ظاهر شدنش مقابل دیوار ندبه» یادداشت اعتراضآمیز به او دادند و مخالفت خود را با سیاست «ایجاد جانشینی برای سازمان آزادیبخش فلسطین» تأکید کرده و سیاست آمریکا را در ازای حقوق حقۀ ملت فلسطین محکوم نمودند. اطمینان ما به ملت خود داخل سرزمینهای اشغالی از این ناشی میشود که از موضع مبارزه و فداکاری و ایمان کامل به پیروزی اظهار اراده میکنند.
* این روزها راجع به وجود اختلافات داخل کمیته مرکزی جنبش فتح صرفنظر از مسئله رابطه با اردن صحبت میشود؟
** این خواب آن کسانی است که در جهت ایجاد اختلافات بیشتر در صحنه فلسطینی کار میکنند و دنبال یافتن جانشینی برای ساف هستند، در مرحله کنونی حتی نسبت به اردن نیز موضع مشترک و اجماعی وجود دارد. کمیتۀ مرکزی محکوم اصل دمکراسی هست یعنی در مسائل مطرح شده امکان اتخاذ مواضع مختلف و مناقشه وجود دارد، اما اتخاذ تصمیم به اصل دمکراسی یعنی تبعیت اقلیتی از نظر اکثریت و رهبریت دستهجمعی بر میگردد.
* از ابتکار الجزایر برای آشتی دادن جناحهای فلسطینی چه خبر، آیا تحولات جدیدی در خصوص آن هست؟
** پنج سازمان فلسطینی اصلی یعنی فتح و جبهه دمکراتیک و حزب کمونیست فلسطین و جبهه آزادیبخش عرب و جبهه آزادیبخش فلسطین از آن استقبال کردند. یکسری اجتماعات بین این جناحها صورت گرفت تا پایههای تحقق وحدت همهجانبه را وضع کنند و این اجتماعات شامل جناحهای دیگری که برای این ابتکار، شروط مخربی از سابق قرار داده بودند، بشود. این پنج جناح موافقت خود را با آغاز مستقیم گفتگو به الجزایر ابلاغ کردند و جناحهای موجود در دمشق یعنی شورای ملی فلسطین یا کمیتۀ اجرایی که عبارتند از: سازمانهای «الصاعقه» و «جبهه خلق» و «فرماندهی کل» و «جبهۀ مبارزۀ خلقی» را برای پیوستن به این اجلاس آزاد گذاشتند. به منظور تحکیم پایههای وحدت ملاقاتهایی انجام شد که ممکن است سازمانهای دیگر را به شرکت در گفتگو تشویق کند. در مسکو توافق شد که دوستان شوروی را در جریان گامهای وحدت ضروری برای برگزاری هجدهمین دورۀ شورای ملی فلسطین قرار بدهیم.
در حالیکه ما از شرایط سازمانهای موجود در دمشق که در بیرون از چهارچوب موافقت رسمی قادر به تحرک نیستند مطلعیم، در این زمینه به طور مدام در جهت باز کردن تمام افقهای بهبود رابطه با برادران سوری تلاش مینمائیم. قبل از خوب شدن روابط بین سوریه و اردن از کشورهای عربی خواستیم که در این چهارچوب به ما کمک کنند و بعد از این نیز مأیوس نشدیم، دوستان شوروی ما هم در این زمینه تلاش میکنند. و ما اهمیت بازگشت روابط طبیعی خوب بین ساف و سوریه و قوای ملی و ترقیخواه لبنانی را میدانیم و این بهبودی روابط، افق یک همبستگی عربی همه جانبه که به حالت از هم گسیختگی و رکود و وخامت عربی پایان دهد را میگشاید.
* گفتید که تماسهای شما با سوریه ادامه دارد آیا زمان تحول مثبت بین شماها فرا رسیده بخصوص بعد از تحولات اخیری که منطقه شاهد آن شد؟
** تحول مثبت از طرف ما همیشه وجود دارد چرا که اختلاف بین اعراب یا بین فلسطینیها و اعراب یا دو طرف از دوستان درجه اول را زیانبار میدانیم اما در مورد برادران سوری نشانههای مثبت آنها هنوز محدود است. ما وقتی که روی لزوم روابط و همبستگی اصرار میکنیم در مقابل موافق وابستگی یا از دست دادن تصمیم ملی فلسطین مستقل نیستیم. ما برای برقراری روابط براساس احترام متقابل و منافع مشترک و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و هماهنگی در تمام مسائل اساسی در چهارچوب ملی صحیح تلاش میکنیم. بر این اساس برقراری رابطۀ محکم و ثابت و استوار امکانپذیر است. تنها راه جلوگیری از سوءاستفاده و توطئه منفعت شخصی، بدون در نظر گرفتن منفعت ملی، صریح بودن است.
نابرابریها در سازمان آزادیبخش فلسطین
روزنامه «لاسیته» مورخه چهارشنبه یک اکتبر 1986 با چاپ دو عکس، یکی کاخ محل اقامت یاسر عرفات در تونس و دیگری تصویری از مردم آواره فلسطین، طی مقالهای تحت عنوان «سازمان آزادیبخش فلسطین: طلا و درماندگی»
ضمن اشاره به اختلافات روزافزون در سازمان آزادیبخش فلسطین و مورد اعتراض قرار گرفتن یاسر عرفات بخاطر سیاست و عملکرد بدش، و نابرابریهای موجود در این سازمان به بررسی وضع مالی فلسطینیها در کشورهای خارجی و نحوه تأمین مخارج این سازمان میپردازد.
این روزنامه یادآوری میکند که نشریات زیادی در جهان به بررسی این مطلب پرداختهاند. از آن جمله مجلۀ «میمو» چاپ لندن که در آخرین شماره خود مطلبی در مورد فسادی که این سازمان را نابود خواهد کرد. و امتیازات مالی که برای ردههای بالای این سازمان در نظر گرفته میشود مطالبی نوشته است. مجله اشپیگل مقالهای در مورد قدر مالی ساف به چاپ رسانیده و همینطور بتازگی تعدادی از روزنامهها بنابر یک گزارش سری به فرسودگی داخلی سازمان و تصمیمگیری اتحادیه عرب در مورد عدم تأمین مالی تعدادی از دفاتر در کشورهای عربی اشاره کردهاند.
یک مجله مصری در رابطه با سوءاستفادههای انجام شده اعلام میکند که در عرض یکسال بلیط هواپیما برای افراد رسمی و میهمانهای ساف بیش از 3 میلیون دلار و خرج هتل آنها 4 میلیون دلار شده است. و از طرفی ابوالعباس 100000 دلار برای ازدواج پسرش و ابوالجهاد در شماره 2 فتح 45000 دلار و... در نظر گرفتهاند.
در ادامه این مطلب آمده است که در سال 1978 (یعنی سال موافقتنامه کمپ دیوید) اجتماع عرب در بغداد با اختصاص 300 میلیون دلار اعتبار در سال به سازمان آزادیبخش فلسطین تا پایان سال 1989 بعنوان تنها نمایندۀ مردم فلسطین موافقت کرد. که بزرگترین تأمین کنندگان این مبلغ به ترتیب کشورهای عربستان، کویت، لیبی و عراق بود.
اما علیرغم تنزل قیمت دلار و بدشدن بازار فروش نفت، و ضعف مالی کشورهای تأمینکننده، ساف هنوز سالانه 200 میلیون دلار دریافت میکند. که این مبلغ به جبهههای فلسطین که توسط کمیته اجرائی کنترل میشود و ریاست آنرا یاسر عرفات بعهده دارد داده میشود.
از طرف دیگر سازمان آزادیبخش فلسطین دارای منابع درآمدی دیگری نیز میباشند. تعدادی از فلسطینیها در کشورهای خارجی دارای شغلهای مختلفی هستند، آنها در کشور کویت پستهای مهمی را در دست دارند، این سازمان بیش از هر چیز دارای نفوذ بانکی خوبی است و بانک عرب در عمان را تحت کنترل خود دارد. و حدوداً مالک بیست بانک در کشورهای اروپائی و آمریکائی است. سازمان در تعدادی از کشورها خصوصاً در آمریکا بطور مؤثر در سرمایهگذاریها شرکت نموده است، در جزیره مالونیال دارای یک هتل و یک شرکت هوائی و در آفریقا دارای شرکتهای تهیه مرغ و تخممرغ و در اردن دارای یک شعبه بیمارستانی و تأمین اجتماعی و دانشگاه میرزیت در کرانه عربی رود اردن (که توسط مقامات نظامی اسرائیل، بخاطر اینکه آن را محل حرکت و جنبش میدانستند بسته شد) میباشد.
این روزنامه در ادامه در مورد یاسر عرفات مینویسد: یاسر عرفات (ابوعمار) سال 1929 در قدس بدنیا آمد. تحصیلات و آموزش نظامی را در مصر فرا گرفت. او بعد از اینکه در جنگ کرامه در سال 1968 مبارزینش، اسرائیل را عقب زدند سخنگوی فتح شناخته شد.
از بین مخالفین یاسر عرفات میتوان اعضای حزب کمونیست فلسطین که در سال 1982 پایهریزی شد و جبهه دمکراتیک آزادی فلسطین نایف حواتمه و جبهه مردمی آزادی فلسطین دکتر حبش، یک مسیحی جناح چپ، نام برد که این اختلافات بعد از جنگ در لبنان در سازمان فتح گسترده شد. این مخالفین توسط سوریه پشتیبانی میشوند و خواهان عزل او میباشند.
سازمان آزادیبخش فلسطین در سال 1364 پایهریزی شد. این سازمان جنبشهای مختلف با گرایشات متفاوت را برای یک موضوع مشترک یعنی «ایجاد دولت مستقل فلسطین» گردهم آورده.
فلسطینیها دارای یک پارلمان بنام «شورای ملی فلسطین» و یک دولت بنام «کمیته اجرائی» و یک ارگان کنترلکننده بنام «شورای مرکزی» میباشند که هر یک از آنها قسمتهای مختلفی را تحت کنترل دارند. مانند: بخش سیاسی، بخش آموزشی، بخش بهداشت (وابسته به صلیب سرخ فلسطین که ریاست آنرا برادر یاسر عرفات «دکتر فتیح عرفات» بعهده دارد)، بخش اطلاعات، جبهه ملی فلسطین، بخش امور سرزمینهای اشغالی، بخش روابط بینالمللی و یک سندیکا «اتحادیه فلسطینیها» که یکسری سازمانهای طرفدار فلسطینیها، مانند کارگران، کشاورزان، دانشجویان، مهندسین، پزشکان، وکلا، هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران و... را تحت پوشش خود دارد.