تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۲۱۲۵۳

روند سازش و اهداف آتی رژیم صهیونیستی


اکنون می‌توان قویاً از دیدگاهی که معتقد بود اهداف واقعی که رهبران رژیم صهیونیستی به سرکردگی رابین و از طریق روند سازش درصدد دست‌یابی به آن می‌باشند، از حد امضای توافقنامه‌های صلح و تحقق سازش و همزیستی نیز فراتر می رود، دفاع کرد. چنین اهدافی قبل از هر چیز از طریق نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان و اعراب فلسطین با توسل به امحای ذهنیت مردم منطقه از اسرائیل مبنی بر اشغالگر بودن آن و غصب اراضی فلسطین و زدودن عنوان دولت نامشروع و غاصب از وجهه آن رژیم، محقق می‌شود.
پس از این موارد نیز فیصله دادن به موضوعاتی از قبیل فلسطین و مسئله قدس و بازگشت آوارگان و برچیدن شهرک‌های یهودی‌نشین و اقدامات اشغالگرانه احتمالی و حتی منتفی ساختن مرجع بودن قطعنامه‌های سازمان ملل که توسط مجمع عمومی و یا شورای امنیت به تصویب رسیده، قرار دارد. حال این سئوال به ذهن خطور می‌کند که اهداف اصلی و واقعی که سران رژیم صهیونیستی به دنبال آنند و ابعاد آنرا برملا نمی‌سازند و پی بردن به آنها  تنها از طریق پی‌گیری و مطالعه شیوه و خط مشی که آنها با توسل به مذاکرات و مناسبات خود با جناح‌های عربی را هدایت و اداره می‌کنند، مسیر می‌باشد، چیست؟ در واقع برای وصول به چنین اهدافی و عملی ساختن آنها، راهی جز نادیده گرفتن حقوق مشروع و قانونی فلسطینیان و اعراب و جهان اسلام و به رسمیت شناخته شدن رژیم اسرائیل و آغاز روند صلح و سازش به منظور اعطای مشروعیت به دولت اسرائیل و اقدامات آن رژیم در منطقه پس از آنکه تلاویو مشروعیت تاریخی خود را با توسل به اقداماتی از قبیل پایمال کردن حقوق سایر جناح‌های مناقشه به دست آورده، وجود ندارد.
به این ترتیب پایان بخشیدن به خصومت با آن رژیم و آغاز مناسبات دوستانه و پذیرش اصل همکاری و مشارکت برای تلاویو به منزله وسیله‌ای برای دستیابی به هدف اصلی است و این خلاف تصور برخی فلسطینیان است که برای محو نابودی رژیم صهیونیستی، مراحل و مدارجی را متصورند و برای به زانو درآوردن آن رژیم به زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی به عنوان راهی برای مبارزه با آن رژیم که حداقل به جذب و هضم آن در جهان عرب و اسلام و سپس خلع سلاح کردن آن منجر می‌شود، دل خوش کرده‌اند. از این‌رو مطالعه در افکار و ایده‌ها و خط مشی و عملکرد اسرائیلی‌ها در زمینه دست‌یابی به اهداف مدنظر خود، امری مشروع و به جا خواهد بود.
لزوم چنین مطالعه‌ای نه تنها از برای رد کردن پندارهای کسانی که برای چیرگی بر اسرائیل با توسل به راههای مسالمت‌آمیز مجادله می‌کنند و یا به مقوله ایستادگی در برابر آن رژیم به دیده تمسخر و استهزاء می‌نگرند، محرز می‌باشد، بلکه حتی ضرورت آن برای کسانی که از جانب روند کنونی سازش و بویژه موافقتنامه اسلو خطر مهلکی را متوجه امت اسلامی می‌دانند که دهها بار از مخاطرات و خسارات وارده در پی رویارویی‌های نظامی و یا سیاست‌های خصمانه و یا تحریم و محاصره، ویرانگرتر است از قطعیت برخودار می‌باشد. شاید قبل از هر چیز، مدنظر قرار دادن این امراز ضرورت برخودار باشد که سردمداران اسرائیل نه تنها اهداف بلندمدت و پنهانی خود را از نظرها دور نگه می‌دارد، بلکه حتی اهداف اولیه و نزدیک را نیز برملا نمی‌سازند.
به این ترتیب اسرائیل در هر وحله هدف و خواسته‌ای را مورد نظر قرار می‌دهد و پس از حصول توافق بر سر آن و مورد پذیرش قرار گرفتن، سریعاً و بلافاصله به پلی برای طرح هدف و خواسته‌ای دیگر مبدل می‌شود. در واقع تلاویو در راستای دست‌یابی به اهداف مورد نظر خویش، خط مشی مرحله‌ای گام به گام را اعمال می‌کند. چنین رویه‌ای باید منظور و مقصود اصلی از نظریه حل و فصل گام به گام یا مرحله‌ای را مشخص و محرز سازد. چنین خط مشی زمانی که خاطره طرح تقاضای انجام مذاکرات مستقیم از سوی تلاویو در اذهان تجدید شود، معنا و مفهوم اصلی خود را بازمی‌یابد. زمانی رژیم اسرائیل این خواسته را به عنوان بهانه‌ای برای عدم اجرای قطعنامه‌های متعدد سازمان ملل و مجمع عمومی آن سازمان، مورد تمسک قرار می‌داد. در چنین مقطعی زمزمه‌هایی از این سو و آن سو مبنی بر خلع سلاح اسرائیل از در دست داشتن چنین مستمسکی و آغاز مذاکرات مستقیم با آن رژیم به منظور اجرای قطعنامه‌های مذکور و یا حداقل قطعنامه 242 به گوش می‌رسید. تا آنکه عملاً باب انجام مذاکرات مستقیم و با نظارت آمریکا در کنفرانس مادرید و پس از آن با رژیم تلاویو، گشوده شد.
پس از آن خواسته جدیدی از سوی اسرائیل مطرح شد مبنی بر انجام مذاکرات مستقیم و بدون نظارت آمریکا و یا با نظارت آمریکا و بدون مداخله مستقیم آن کشور.
یعنی آمریکا صرفاً به انتقال‌دهنده پیام طرفین مبدل شود. نقشی که کریستوفر آنرا بر عهده گرفت و علاوه بر آن به جناح‌های فلسطینی و عربی برای پذیرش شرایط رژیم صهیونیستی فشار وارد آورد. زمان زیادی نگذشت که مشخص شد انجام مذاکرات مستقیم اجرای قطعنامه 242 را در پی نخواهد داشت و حتی نادیده گرفتن آن و عدم توجه به آن توسط رژیم اسرائیل ملحوظ لحاظ قرار خواهد گرفت. اسرائیل چنین عملکردی را در قبال سایر قطعنامه‌ها و حتی دعوتنامه‌هایی که بر اساس آنها کنفرانس مادرید منعقد گردید، از خود نشان داد.
به دنبال این کنفرانس بود که انعقاد موافقتنامه‌های دو جانبه روند حل و فصل مرحله‌ای و گام به گام را تکمیل نموده و توافقنامه اسلو که برای همیشه منفور و ننگین باقی خواهد ماند، آنرا تشدید کرد.
پس از آنها موافقتنامه قاهره و به تبع آن اجرای خودگردانی قرار دارد که نشان داد سردمداران اسرائیل اهدافی به مراتب عظیم‌تر و خطرناکتر از آنچه را که اعلام می‌کنند و به ظاهر مشخص می‌سازند و حتی سرسخت‌ترین مخالفان روند سازش بر آن انگشت می‌گذارند؛ مدنظر قرار داده‌اند.
این مدعایی است که توافقنامه اردن با رژیم تلاویو نیز آنرا به اثبات رسانده است. در واقع هر آنچه که در باب ابعاد اهداف و طرح‌های آتی رهبران رژیم صهیونیستی که در سر دارند گفته شود، نتوانسته است که کنه واقعیت اهداف پنهانی آنها را برملا سازد. تجربه فلسطینیان و اعراب مشخص خواهد کرد که آنچه در مغز سردمداران تلاویو می‌گذرد؛ خوفناکتر و مخربتر از آن چیزی است که حتی بدبین‌ترین اعراب و فلسطینی‌ها در این خصوص بدان اشاره می‌کنند. این واقعیتی است که نه نتها با توجه به ارشادات قرآن و سنت و مطالعه تاریخ، بلکه با بررسی دقیق تجربه اخیر و معاصر از کنفرانس مادرید تاکنون باید بدان اذعان کنیم.
در کنار اتخاذ رویه گام به گام و مرحله از سوی اسرائیل، شاهدیم که سردمداران تلاویو با حمایت و مساعدت آمریکا به صورت افسارگسیخته‌ای به تعمیق برتری نظامی استراتژیک و تاکتیکی ارتش اسرائیل بر نیروهای نظامی کشورهای منطقه به طور انفرادی و یا جمعی، دست زده و می‌زنند. اکنون آنها پس از انعقاد قرارداد اخیر فروش جنگنده‌های آمریکایی در راستای تحکیم برتری نظامی خود و گسترش شعاع عملیاتی نیروهای نظامی از عرصه عربی وارد عرصه گسترده جهان اسلام با طرح مضامینی همچون باصطلاح صلح، ثبات، همکاری و رقابت اقتصادی شده‌اند و این در حالی است که لوله تفنگ آنها بر شقیقه فلسطینیان و اعراب و مسلمانان سنگینی می‌کند. در واقع اخذ تصمیمات سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده در آینده منطقه با کسی خواهد بود که از برتری نظامی برخودار می‌باشد و این قدرت برتر منطقه است که با دیکته کردن نظرات و معیارهای خاص خود که ضامن برتری و تداوم برخورداری آن از دست بالاست، سیاست و اقتصاد و فرهنگ و تبلیغات منطقه را در دست خواهد گرفت. به عنوان مثال، در قلمرو اقتصاد هرگونه تصمیم‌گیری دارای جنبه‌هایی کاملاً سیاسی بوده و متأثر از معادله‌های مـــوازنــه استراتژیک نیروهای نظامی خواهد بود هرگز رقابت جاری در این عرصه به سان مبارزه‌ای نخواهد بود که خوی و اخلاق ورزشی بر آن حاکم باشد چنین قاعده‌ای در قلمرو و سیاست و فرهنگ و تبلیغات، تعدیل‌ناپذیرتر خواهد بود.
با این وجود، چنین برتری نظامی که قاعده فوق‌الذکر را در پی دارد حتی‌الامکان باید مشهود و علنی نباشد و تنها در مواقع لزوم و به ندرت در ملأ عام قرار گیرد و در غیر آن صورت، جنبه‌ای خشونت‌آمیز و باج‌گیرانه به خود خواهد گرفت و به مساعدت کسانی که مرعوب آن می‌باشند، نخواهد آمد و آبرویی برای آنها به جای نخواهد گذاشت.
این برتری نظامی و قاعده مربوط بدان که توسط ابرقدرت‌ها در سطح جهانی اعمال می‌شود، باید مایه تحکیم روند انقیاد سیاسی باشد. اگر سردمداران اسرائیلی درصدد اعمال سلطه خود بر منطقه‌اند تا از این طریق کلیه پیمان‌ها و قراردادهای منعقده را در راستای اهداف خود عملی سازند، باید بر اراده طرف‌های مقابل خود چیره شده و آنرا مطیع و منقاد خود سازند و این زمانی میسر خواهد بود که این جناح‌ها را وادار به عقب‌نشینی‌های مورد نظر خود و چشم‌پوشی از حقوق حقه و زیرپا گذاردن اصول تغییرناپذیرشان کنند و یا کلیه درها را برای ورود یهودیان به زمینه‌های مختلف حیات‌شان بازگذارند. از این‌رو کسانی که بر این باورند که رابین و افراد قبل و پس از او، تنها در اندیشه دست شستن فلسطینیان از کلیه حقوق و زیرپا گذاشتن اصول خود و چشم‌پوشی از آنها بویژه مسئله قدس در مقطع کنونی می‌باشند و یا آنکه صرفاً خواستار گشوده شدن درهای جهان عرب بر روی اقتصاد اسرائیل و فتح بازارهای عربی و اسلامی و تحکیم صلح مورد نظر اسرائیل و برقراری همزیستی مسالمت‌آمیز با آن دولت می‌باشند، سخت در اشتباهند، زیرا که کلیه این موارد گامها و مراحل برای رسیدن به هدف اصلی می‌باشند. زیرا آنچه را که اسرائیل از طریق جنگ و براه انداختن تحرکات وسیع نظامی درصدد دست‌یابی به آن بود، اکنون و به طریق مسالمت‌آمیز می‌خواهد که آنرا برای خود محقق سازد.
چنین منظوری تنها از رهگذر تجدیدنظر اساسی و تحول بنیادین در اوضاع جهان عرب میسر خواهد بود بطوری که در پی این تحول، هرگونه امکانی برای مقابله و رویارویی و یا مقاومت و رقابت حتی در شرایط صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز توسط اعراب در برابر اسرائیل، از آنها سلب و منتفی شود.
در این‌جا زمینه از هر حیث برای هر اقدام و یا واکنشی که ضربه‌ای موثر و کاری بر پیکر انسجام و اتحاد جهان عرب وارد آورد، از قبیل تشدید مناقشات داخلی میان اعراب و یا بروز انشعابات داخلی، فراهم می‌باشد و چنین مواردی از حمایت تلویحی اسرائیل برخوردار خواهد بود. این منظور، از طریق تحکیم سلطه اسرائیل و حاکمیت آن در عرصه داخلی و یا منطقه‌ای و حتی بر کشورهایی که خواهان صلح فارغ از انقیاد کامل در قبال اسرائیل می‌باشند، دست‌یافتنی است.
در واقع تمام آنچه را که روند کنونی سازش برای منطقه درپی خواهد داشت؛ ناامنی و بی‌ثباتی و بروز انشعابات و خصومت‌های داخلی و متفرقه است و از صلح و ثبات و شکوفایی اقتصادی برای کشورهای منطقه، نشانی نخواهد بود.
چنانچه هدف‌ اصلی اسرائیل آنگونه که از رهگذر همکاری کنونی میان رابین و خودگردانی فلسطینیان مشاهده می‌شود، باشد، چنین امری به معنای آنست که هرآنچه که تاکنون به وقوع پیوسته و در آینده امکان آن وجود خواهد داشت، برداشتن گامهایی در راستای دستیابی به همان هدف مورد نظر و مقصود اصلی از انعقاد موافقتنامه‌ها و تحقق برتری نظامی یا تحکیم سیطره مستقیم در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی و تحقق انقیاد کامل کشورهای منطقه در برابر تل‌آویو است. در این میان هر کشوری که درصدد مقابله با این خواسته اسرائیل باشد، خود را آماج انواع دسایس و اعمال فشارها و مناقشات مرزی و کشمکشهای داخلی خواهد یافت که از سوی اسرائیل هدایت و جهت‌دهی می‌شود .
حتی کشورهایی که درصدد مقابله با اهداف اسرائیل برنمی‌آیند نیز خود را در موقعیتی متزلزل و در کانون مخاصمات داخلی و تنشهای مرزی خواهند یافت.
به این ترتیب، طرح و برنامه آتی اسرائیل در راستای مقابله‌ای جدی با ملل منطقه و نیروهای کارآمد آنها در اشکال رسمی و غیررسمی آن حرکت خواهد کرد. از این‌رو در مقولۀ منازعه اعراب با اسرائیل، سه نکته اساسی از برجستگی و عینیت ویژه‌ای برخوردار است که عبارتند از:
استراتژی تل‌آویو زمانی که در راستای دستیابی به اهداف فوق‌الذکر طراحی و به مورد اجرا گذاشته می‌شود، از حمایت آمریکا و غرب و مشارکت فعال صهیونیسم جهانی برخوردار است، لذا هرگونه تجدیدنظر در معادلات سیاسی و یا اقتصادی و یا تبلیغاتی می‌باید متضمن تحکیم مواضع اسرائیل در چارچوب حمایت جهانی از آن صورت گیرد. چنین رویه‌ای در زمان جنگ و شرایط نه صلح و نه جنگ، برقرار بوده و قطعاً در مقطع به اصطلاح سازش و صلح نیز پایدار خواهد ماند. نکته دوم آنکه مناقشات آتی دور و نزدیک میان منطقه و اهداف و برنامه‌های صهیونیستی به شکل کنونی و فعلی آن نخواهد بود. لذا هر عاملی که درصدد خنثی ساختن و یا بی‌اثر کردن معادلات منطقه‌ای و جهانی در همان قالب و شکل ظاهری آن باشد و یا آنکه آنرا مفهومی منقضی شده و قدیمی محسوب نماید و لذا امتیازاتی را برای خود متصور شده و منظور دارد مرتکب اشتباه شده است. چرا که طرحها و برنامه‌های منظقه‌ای و جهانی صهیونیسم متأثر از ماهیت غیرقابل تغییر خود در راستای محو و نابودی چنین عاملی حرکت خواهد کرد. همچنان که مقوله بیداری امت اسلامی و جهان عرب امری اجتناب‌ناپذیر و قطعی است. سومین نکته که در شرایط کنونی از سایر نکات قبلی نیز قابل توجه و اهتمام بیشتر است، آنکه هر عاملی که درصدد برداشتن گامی در راستای اجابت به خواسته‌ای از خواسته‌های تل‌آویو باشد، باید به سرانجام کار بیاندیشند و حساب‌های جدیدی که دائمی و غیرقابل تغییر باشد، برای این اقدام خود منظور ننماید، زیرا به سرعت و یا اندکی پس از آن، به این امر پی خواهد برد که چنین اجابتی به خواسته‌های اسرائیل و یا آمریکا ناکافی بوده و رضایت کامل آنها را جلب نخواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات