اگر نیمی از پیراهن سفید خود را تمیز کنی آن نیم دیگر زشتتر جلوه میکند. هنوز نابسامانیهای امنیتی منطقه مسلماننشین غرب بیروت به دنبال اجرای طرح امنیتی سر و سامان نگرفته بود، که بحرانهای مزمن منطقه مسیحینشین شرق بیروت به شکل مبارزات خونین ظاهر شد. شاید بارزترین این بحرانها که تاکنون سعی شده آن را از دیدها پنهان سازند، فقدان رهبری در میان مسیحیان مارونی که قادر باشد به نمایندگی از سوی جناحهای سیاسی و نظامی طرف گفتگو قرار گیرد است. مزید بر علت اوضاعی ویژهای است که لبنان به طور عام و مارونیهای این کشور به طور خاص با آن روبهرو میباشند.
چه کسی از سوی مارونیهای طرف مذاکرات جهت پیدا کردن راهحلهایی برای بحران لبنان خواهد بود؟
اگر چنین کسی پیدا شود میبایست با کدام یک از طرفهای درگیر در غرب بیروت مذاکره کند؟ آیا هنوز این امکان وجود دارد که برای رسیدن به یک راهحل با حذف طرفهای متعدد درگیر «دستاوردها» را بین دو طرف اصلی تقیسم کرد؟
به اعتقاد منابع آگاه و نزدیک به جبهه مارونیها، پس از سرنگونی «ایلی حبیقه» رهبر سابق «نیروهای لبنانی» که جرات امضای قرارداد سهجانبه دمشق با رهبران حزب سوسیالیست ترقیخواه و جنبش امل را پیدا کرد، پاسخ دادن به پرسشهای فوق از مسائل عمده و پیچیده مارونیها در آمده است.
بدنبال حرکت مذکور و شکست طرح سه جانبه دمشق، رهبران مارونیها بدون اینکه مسئولیت آن را بعهده گیرند، سعی در به محاصره در آوردن نقش سوریه در لبنان کردند. اوضاع در شرق بیروت آرامش نسبی یافت. و یک آتشبس موقت بین رقبای قدیمی برقرار گردید. اردوگاه مسیحیان لبنان میان امین جمیل و در پشت سر او آنچه که از ارتش باقی مانده، و حزب فالانژ با جهتگیری ملایمتری نسبت به جهان عرب از یک سو، و «نیروهای لبنانی» به فرماندهی «سمیر جعجع» با اعتماد کلی بر نقش اسرائیل در لبنان و در پی تکرار اوج موفقیتی که مسیحیان در سایه حضور اسرائیل و انتخاب «بشیر جمیل» به ریاست جمهوری لبنان داشتند از سوی دیگر تقسیم شده است.
تاثیرات مردمی، نظامی و منطقهای در عملکرد این دو جناح یک نوع حالت بحرانی حتی در دوران آرامش بر شرق بیروت حاکم ساخته است.
به هنگام بحث از راهحل این بحران، هر یک از رهبری دو جناح مسیحی نگران آن هستند که راهحلهای مذکور به زیان آنها یا به زیان طوایف و خانوادههای وابسته به آنها تمام شود.
«امین جمیل» رئیسجمهوری از این میترسد که قدرت «سمیر جعجع» افزایش یابد و از طرف آمریکا و غرب به عنوان طرف مذاکره برگزیده شود.
جعجع نیز از آن واهمه دارد، که امین جمیل به زیان وی و نیروهای لبنانی که به عنوان عامل نفوذی اسرائیل در لبنان و منطقه عمل میکنند، با سوریه به توافق برسد.
کشمکش درونی مذکور در اردوگاه مسیحیان بعلت بروز اختلاف بر سر قرارداد سه جانبه دمشق، نبودن راهحل جایگزین، و درگیریهای رقبا در غرب بیروت بطور موقت پوشیده مانده بود.
این دو جناح در یک حالت انتظار تا روشن شدن اوضاع در غرب بیروت و جهتگیریهای سیاسی بینالمللی و منطقهای بسر میبرند.
ناظران هنوز سخنان امین جمیل در مورد دگرگونیهای منطقهای و بینالمللی را بیاد میآورند و وی انتظار فراوانی را برای حصول دگرگونیهای یاد شده تحمل کرده بود تا بتوانند توازن قوا را به سود خود پایان دهد. اما انتظار وی به نتیجه مطلوب نرسید، و دگرگونیهای مذکور در حد انتظار وی پیش نیامد، چه طرحهای آمریکا و غرب برای سرکوب «پایگاههای تروریسم» تا پیشآمدن شرایط لازم به تاخیر افتاده است.
جدایی حاصل شده میان سازمان آزادیبخش فلسطین و اردن این کشور را بیشتر به سوی سوریه متمایل ساخت، در حالیکه امین جمیل انتظار گرایش شاهحسین به سوی محور ضدسوریه که خود نیز درصدد پیدا کردن جایی در آن بود را داشت.
پیامدهای دیدار «افران» میان «شاهحسن» و «شیمون پرز» نخستوزیر اسرائیل هنوز نامشخص است.
تحولات جنگ خلیج (فارس) آن دسته از کشورهای عربی که امین جمیل انتظار کمک از آنها را داشت به مسائل مهمتر و خطرناکتر از سرنوشت جمیل و مارونیها مشغول ساخته است.
از این جهت جمیل نتوانست از برگهای برنده مذکور در جهت تغییر توازن قوا در سطح داخلی و منطقهای که او را قادر میسازد به عنوان رئیسجمهوری لبنان و رهبر طایفه مارونی راهحلهای مورد دلخواه را تحمیل کند، استفاده نماید. پارهای از ناظران غربی بر این عقیدهاند که تغییرات و دگرگونیهای مورد نظر که منطقه در آستانه آن قرار دارد. خیلی وسیعتر و بزرگتر از چیزی است که خود مارونیها انتظار آن را میکشند، و ممکن است در نتیجه این تغییرات نقش رهبری مارونیها را به نقش حاشیهای تبدیل کند.
مگر اینکه مارونیها با روی آوردن به اتحاد و همکاری بین خود و کشیده شدن هر چه بیشتر به اسرائیل بخواهند اوضاع تابستان سال 1982 که موجبات تهاجم وسیع اسرائیل به لبنان را فراهم ساخت، تکرار کنند. البته در شرایط حاضر نه آنها و نه اسرائیل قادر به انجام چنین امری نیستند.
در این زمینه منابع مارونی نزدیک به «سمیر جعجع» و «کریم بقرادونی» دو تن از جوانان حزب فالانژ که علیه پیرمردان این حزب سربه شورش برداشتهاند، میگویند: این دو چنین طرز تفکری را پرورش میدهند. در پرتو چنین اندیشهای که سخن از بالا بردن سطح توانایی نظامی «نیروهای لبنانی» در حد یک ارتش منظم که قادر به حمایت مسیحیان باشد، به میان میآید، بالا بردن توان نظامی نیروهای لبنانی «از دیدگاه جعجع بازگشت به همپیمانی با اسرائیل است، به شکلی که این بار قدرت نظامی نیروها در حدی باشد که ضعفهای دوران بشیر جمیل را نداشته باشد.
مسلح ساختن و آموزش مارونیها بعلل تاریخی و جغرافیایی جز بوسیله اسرائیل و افسران این کشور امکانپذیر نمیباشد.
گرچه ناوگان ششم آمریکا عده زیادی از کارشناسان نظامی خود را به شرق بیروت گسیل داشته است، اما این ناوگان آمادگی و توان انتقال گروههای مارونی به مراکز آموزشی آمریکا را ندارد. از این جهت سمیر جعجع که هوشیاری کافی نسبت به اوضاع ندارد، در آرزوی تکرار دوباره تجزیه اسرائیل در لبنان است که در این صورت نیز تنها پیروان «شارون» را آماده کمک به خود خواهد یافت.
تحلیلگران مذکور اضافه میکنند، کسانی که خواستار افزایش قدرت نظامی مارونیها هستند خود درگیریهای اخیر شرق بیروت را به وجود آوردهاند، زیرا آنان نگران بودند طرح امین جمیل با استقبال از سوی محافل داخلی و منطقهای روبرو گردد. چرا که فروپاشی در جبهه مسیحیان لبنان ممکن است اوضاع در چهارچوب معادلههای منطقهای و بینالمللی فراتر از منافع محلی و تنگنظرانه مارونیها پیش ببرد.
در حالیکه امین جمیل برای خروج مارونیها از بنبست موجود و با توصیه آمریکا و فرانسه نرمش در مقابل جهان عرب و قرارداد سه جانبه دمشق را آغاز کرده است، سمیر جعجع و طرفداران وی راهحل را در اتحاد با اسرائیل به ویژه پس از نخستوزیری شامیر از حزب لیکود میدانند تا ضمن تقویت موقعیت خود بتوانند با طرفداران قرارداد سه جانبه دمشق وارد مذاکره شوند. از این جهت «نیروهای لبنانی» با ایجاد درگیریهای اخیر شرق بیروت کوشیدند به عنوان نیروی برتر در جبهه مسیحیان لبنان مطرح شوند.
همانگونه که در جنگهای لبنان معمول است، در زد و خوردهای اخیر شرق بیروت هیچیک از طرفهای درگیر نتوانستند به پیروزی قاطع دست یابند و اوضاع را به سود خود خاتمه دهند، و ناگزیر تن به یک آتشبس موقت داده و انتظار دور بعدی و فرصت دیگری نشستهاند. تا اینکه «نیروهای لبنانی» جزئی از آنها نقش طرفداری از اسرائیل و کاهش نفوذ سوریه و اعراب در لبنان را ایفا کنند.
البته در آستانه درگیریهای شرق بیروت نشانههایی از امکان ایجاد گفتگو با طرفهای رقیب در اردوگاه مسیحیان بروز کرده بود. به ویژه که انعطاف و نرمشی که در سخنان امین جمیل به مناسبت روز ارتش ایراد کرد، به توصیه آمریکا و فرانسه بود و به امید اینکه در طرفهای درگیر بازتاب مثبتی پیش خواهد آورد و یا حداقل جوی مناسب برای خروج از بنبست و تحریمهای موجود در درون اوضاع لبنان به وجود آورد. پاسخ سریع «رشید کرامی» به سخنان جمیل نیز با توجه به همآهنگیهای بعمل آمده با طرفهای مختلف داخلی و منطقهای صورت گرفته است که هدف آن یافتن چهارچوب عملی برای مسائلی که در سخنان جمیل مطرح شده بود، اظهار شده است. از جمله چهارچوب مذکور آزمایش توانائیهای جمیل در دور ساختن طرفهای مسیحی از نزدیکی به اسرائیل و نفوذ صهیونیستها بر طرفهای مسیحی میباشد.
پس از اینکه مشورتهایی در این خصوص صورت گرفت و اعلام شد که بزودی هیأت دولت به ریاست رشید کرامی جلسات خود را از سر میگیرد. سمیر جعجع که عضو هیات دولت نمیباشد، نیروهای خود را به حال آمادهباش در آورد، و شروع به بازداشت طرفداران امین جمیل که متهم به ادامه حمایت از «ایلی جیقه» میباشند، نمود. سپس جنگ کنترل شرق بیروت آغاز گردید بهرحال اوضاع در شرق بیروت بدون ایجاد تغییرات بنیادی در ترکیب نیروها خاتمه یافت. اما این پرسش مطرح است که آیا هیات دولت به ریاست رشید کرامی نخستوزیر و سپس امین جمیل برگزار خواهد شد. و آیا جلسات آن با جنگ 11 ساله لبنان خاتمه خواهد داد؟ ظاهرا اوضاع بینالمللی و منطقهای تا حدی آماده پذیرش چنین اندیشهای میباشد. اما اوضاع پیشبینی نشده همیشه صفت غالب در کشور جنگ زده لبنان بوده است.