تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۲۱۳۳۷

پشت پرده شروط سیدمحمد خاتمی


نصر عزیزی
فرجام بد سران اصلاح‌طلبان به جایی رسید که ناگزیر اظهارنظرهای سیاسی‌شان حتماً‌ باید لعابی از نفاق داشته باشد. خاصیت نفاق این است که هرچه بیشتر افراد و جریانها به سمت آن کشانده شوند، زاویه بیشتری با صداقت و راستگویی و دیگر فضائل اخلاقی ایجاد می‌شود.
امام راحل یکی از تئوری‌های ساده حکومتی‌اش این بود که تا خودتان را نسازید، مسئولیت نپذیرید. مروری بر سوابق فکری و سیاسی و عملی و جریانی بسیاری از سران اصلاح‌طلب نشان می‌دهد از بدو پیروزی انقلاب اسلامی چه آنها که مسئولیت داشتند و چه آنها که حرص و ولع برای حفظ و یا تحصیل پست نمایندگی و وزارت و یا دیگر مسئولیتها، نشان می‌دادند، از این قاعده همواره فاصله داشتند البته این به معنای برائت همه شاخصهای جریان رقیب نیست ولی فاجعه آنجا بود که این ناسازگاری با اصول مسلم اخلاقی و نقش آنها در سیاست در این جریان روز به روز نهادینه شده و شکل گروه و جریان به خود گرفته بود.
برای این ادعا صدها مستند مشهور وجود دارد که باید تاریخ‌نگاران منصف و مدبر و شیفته نظام اسلامی به تدوین و تجلیل آن بپردازند. برای نمونه می‌توان شاهد آورد، در زمانی که مردم ما با ایثار همه‌جانبه جان و مال و آبرو و تحمل سختی‌ها فرزندانشان را به قربانگاههای جنگ می‌فرستادند،‌ آقایان در فکر تصرف انحصاری سنگرها و اعزام اعوام و انصارشان به اروپا برای تحصیلات عالیه و گرفتن مدارک دکترا و بیرون راندن صدیق‌ترین یاران نظام و امام از صحنه سیاست بودند.
و خوب است مورخان بنویسند که بسیاری خون دلها خورده‌اند و تحمل کرده‌اند تا این مسیر 32 ساله از موانع سخت بین‌المللی و داخلی طی شود و خوب است بنویسند جریان منتسب به آقای خاتمی و کروبی و موسوی و خوئینی‌ها چه توطئه‌ها و فتنه‌ها و دسیسه‌هایی علیه مقام معظم رهبری در بدو آغاز ولایت ایشان که ننمودند حال نه مجال پرداختن به این بحث است و نه تناسبی با موضوع دارد.
جریان فتنه که جناب آقای خاتمی از رهبران آن است،‌ پرونده ضلالت و گمراهی و مقابله با کلیت نظام و ترغیب و تشویق دشمنان را به حدی رسانده‌اند که بازسازی و اصلاح رویکرد سیاسی مجدد جز با شگردهای منافقانه برایشان امکان‌پذیر نیست.
از جمله شروط آقای سیدمحمد خاتمی در دیدار با اقلیت نمایندگان مجلس این بوده که سران معاند و مجرم و هم‌پیمانان دشمن خونخوار از زندان آزاد شوند، فضای سیاسی برای فعالیت فتنه‌گران مهیا شود، شرایط برای حضور انتخاباتی فراهم شود و به‌زعم ایشان به قانون اساسی عمل شود!!
چرا آقای خاتمی این شروط را مطرح می‌نمایند؟ پاسخ را به اجمال می‌توان در چند گزاره زیر خلاصه نمود:
1ـ به تعبیر عام نوع موضعگیریهای سران فتنه داستان همان دزدی است که خودش دزدی کرده بود ولی کی بود،‌ کی بود، من نبودم سر داده تا خودش متهم نشود و اصولاً‌ تفسیر و تحلیل فتنه به زبان عامیانه همین است.
2ـ آقای خاتمی می‌داند که پایگاهی بین مردم ندارند و محبوبیت‌شان را از دست داده‌اند. باید به نحوی به بازسازی افکار عمومی بپردازند تا راه ورود باز شود. قدر یقین این ادعا با نظرسنجی‌هایی که هر دو طرف انجام داده‌اند ثابت شده است البته فراموش نشود در جریان انتخابات ستاد صحنه‌گردان فتنه نیز دو نوع نظرسنجی حقیقی و نظرسازی داشته‌اند که با نسخه نظرسازی برای موسوی و سایرین توهم پیروزی آفریدند.
3ـ آقای خاتمی با طرح این شروط می‌خواهند اثبات نمایند که جریان اصلاحات در دامن دشمنان نه غلطیدند اگر هزار دلیل آفتاب آمد دلیل آفتاب را برای امثال آقای خاتمی و دوستانش مطرح نمایید، دست آخر خواهند گفت: بله، اشتباهاتی از دو طرف رخ داده است!! کما اینکه تاکنون بارها گفته‌اند.
4ـ افتضاح فتنه به حدی رسیده که صرف‌نظر از ریزش بالای سیاسی طرفداران انتخاباتی که معمولاً‌ موسمی و زودگذر هست، فشار مضاعف حلقه و نزدیکانی که به دین و اعتقاد و وطن و جامعه خویش علاقه‌مند هستند را بدنبال داشته و این یعنی حذف خودساخته و فروپاشی شده این جریان از صحنه سیاسی نظام که با دست خود عملی گردید.
5ـ اصوگرایی و یا اصلاح‌طلبی معیارها و شاخص‌هایی هستند که اگر بر مدار دین و حق و عقل و ولایت مصادیق جریانی برای حضور سیاسی و در خدمت نظام و مردم داشته باشند ملاک فعالیت سیاسی هستند. گذشته ثابت نموده سران اصلاح‌طلب که حسابشان از حساب مردم جداست، آب پاکی به این معیارها ریخته و نه تنها صلاحیت سیاسی را از دست داده‌اند، بلکه به وطن‌فروشی برای حفظ خود روی آورده‌اند ماحصل کلام این است که آقای خاتمی ضمن اذعان به بی‌معیاری می‌گویند؛ اِنّا شریک، و این یعنی ما هم برای قدرت آمده‌ایم نه خدمت، در غیر اینصورت آمریکاییها هم بیایند راضی خواهیم بود و این موضعگیری منافقانه در واقع مهر تاییدی بر این رویکرد است. اگر چنین نبود چرا کف خیابان را برای پیروزی انتخاب نموده‌اند؟
6ـ شروط آقای خاتمی به عبارت دیگر تداوم و تکرار چانه‌زنی با نظام برای موازنه قوا است پیش‌شرط چنین فرضیه‌ای این است که نظام نیازمند حضور سیاسی سران فتنه برای حفظ وحدت و اتحاد عمومی و حفظ پشتوانه مردمی‌ می‌باشد. یعنی ایشان و دوستانشان اگر تعقل نمایند هنوز در رویای رای دوم خرداد 76 و یا 13 میلیون رای 88 هستند و به این حقیقت نرسیدند که مردم حیات و زندگی‌شان را در سایه دینداری و قانون و امنیت و آرامش و استقلال کشور و تنفر از سردمداران کفر جهانی جستجو می‌نمایند و اینجا دیگر مرزی برای اصولگرایان و یا اصلاح‌طلبان وجود ندارد.
7ـ آقای خاتمی و یارانشان هنوز خود را در کسوت رجل سیاسی یعنی رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، نخست‌وزیر، وزرا و صاحب منصبان نظام که باید وجهه شخصیتی‌شان نظیر مهاتیر محمد و یا نلسون ماندلا حفظ باشد و شروط‌‌شان برای حفظ این شان و جایگاه و اثرگذاری است ولی فراموش کردند با فتنه‌ای که اینها به عنوان نوکران اجانب در کشور مدیریت کردند، پرونده اتهامشان صدها مستند دارد و اینکه تاکنون به محاکمه عدالت سپرده نشده‌اند، رافت و سعه صدر نظام و تلاش برای پیشگیری از سقوط نهایی آنها بوده است و قرار نیست به قول معروف کفش‌دزد مسجد را بگیرند و او را پیش‌نماز گذارند.
8ـ آقای خاتمی با شروط خویش کف بالاتر از سقف را مطرح کرده‌اند که به زعم خود از ده خواسته، حداقل به یک برسند ولی خود می‌دانند نظام تاکنون براساس مصلحت از بسیاری حقوق مردم که طعمه خیانتهای این جریان گردیده صرف نظر نمود ولی این‌بار بس است که باز هم مزدورانی طغیانگر از صافی صلاحیت‌ها رد شوند و یکبار دیگر نفوذی‌ها را در خانه امن ملت راه بدهند یک راه بیشتر وجود ندارد و آن توبه نصوح است وگرنه مجازات گرگ مرگ است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات