تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۲۱۵۰۲

فاصله لبنان تا ثبات


با گذشت بیش از 15 سال، کشتی درهم شکسته لبنان در قفای خیزاب‌های سهمگین اقیانوس خطرات، می‌رود تا در ساحل نجات لنگر اندازد.
در پی سرکوب ژنرال شورشی «عون»، ‌«الیاس هراوی» رئیس‌جمهوری لبنان با گذشت ماه‌ها از تصدی این سمت، ‌مصمم است تا کوتاه کردن دست میلیشیاهای مسلح از پایتخت لبنان و اجرای طرح بیروت بزرگ، شالوده یک دولت مرکزی قوی و حاکمیت یکپارچه را در این کشور جنگ‌زده بریزد.
اگرچه مطابق پیمان طائف، دولت لبنان برای بازیابی حاکمیت مجدد خود بر کل کشور موظف به خلع سلاح همه گروه‌های مسلح بود، اما «هراوی» ‌پس از برطرف شدن اصلی‌ترین مشکل این کشور یعنی بیرون رفتن ژنرال «عون» از صحنه، ‌در نخستین گام‌هایش تنها به تخلیه میلیشیاهای چندگانه از بیروت بسنده کرد تا در شرایط حساس پدید آمده موجب ایجاد تنش‌های سیاسی اجتماعی نشود و شانس قوام دوباره لبنان را از دست ندهد.
بهرحال در راستای اجرای طرح بیروت بزرگ، احزاب و سازمان‌های مسلح لبنان از جمله جنبش انقلابی حزب‌الله، جنبش امل، حزب سوسیالیست ترقی‌خواه دوروزی، حزب کمونیست، نیروهای لبنانی، نیروهای «ایلی حبیقه»، حزب قومی سوری اجتماعی و حزب بعث سوری ضمن موافقت با این طرح، کار تخلیه شبه‌نظامیان و تجهیزات خود را علیرغم کارشکنی‌های اولیه نیروهای تحت امر «سمیر جعجع» از بیروت بزرگ که قلمرو آن شامل مناطق شرق و غرب و حومه جنوب بیروت، بخش شمالی و جنوبی جاده ساحلی به جنوب بیروت و قسمتی از منطقه کوهستانی شوف می‌شود تمام شد و به مناطق تحت نفوذ خود در خارج از بیروت انتقال یافتند، مثلاً نیروهای حزب‌الله و امل به جنوب لبنان عقب نشستند.
لیکن در عین حال، مساعی دولت لبنان این است که در چارچوب اصلاحات ساختار سیاسی کشور منبعث از پیمان طائف، نظیر افزایش تعداد کرسی‌های پارلمان و یا تعداد اعضای کابینه، سران احزاب یاد شده را در مجموعه تصمیم‌گیری‌های کشور وارد کند و با سپردن مسئولیت‌های سیاسی به آنان، ‌گرایش‌های نظامیشان را کاسته و یا از بین ببرند.
در همین موازات، یکی از رویدادهای دیگر که امیدواری برای حل قائله لبنان را بیشتر می‌کند، امضای یک توافقنامه ناظر بر پایان اختلاف‌های موجود میان دو گروه شیعه یعنی حزب‌الله و امل بود.
امضای این توافق‌نامه که در پرتو تلاش‌های تهران و دمشق صورت گرفت و به سه سال جنگ و خونریزی شیعیان لبنان پایان داد، در راستای راه‌برد کنونی دولت لبنان برای اعاده آرامش به این کشور، کمک مؤثری محسوب می‌شود.
اما با همه این تفاسیر و علیرغم اینکه کلیه قرائن موجود نشان می‌دهند که هراوی درصدد است از طریق برقراری دولت ائتلافی مرکب از کلیه جناح‌های ذینفع در مسئله لبنان، قدم‌هایی را در راه بازسازی سیاسی اجتماعی لبنان بردارد، با این حال مشکلاتی را که فرا راه این کار است نباید مکتوم کرد، اصولا یکی از اساسی‌ترین این مشکلات، مسئله اسرائیل و حضور غاصبانه آن در منطقه جنوب لبنان است.
صهیونیست‌ها که بخاطر حضور انقلابیون مسلمان در جنوب لبنان و نگرانی و هراس از جانب مرزهای شمالی خود تحت عنوان به اصطلاح نوار امنیتی با کمک شبه‌نظامیان مزدور «آنتوان لحد» به حضورشان در این منطقه ادامه می‌دهد، همواره چشم امید خود را به دودستگی‌ها و کشمکش‌های داخلی لبنان دوخته‌اند و به آن نیز دامن زده‌اند.
بر این اساس، با توجه به اهداف جاری دولت لبنان مبنی بر گسترش سیطره و حاکمیت خود در اقصی نقاط این کشور، از جمله جنوب لبنان و همچنین تشکیل استراتژی صهیونیسم‌ستیزی انقلابیون مسلمان یعنی نیروهای حزب‌الله که تنها گروهی است که افتخار مبارزه عملی با اسرائیلیان را داشته و دارد.
و امل که در توافقنامه یاد شده به حضور در این مبارزه تاکید کرده است، در مقابل مخالفت رژیم صهیونیستی با استقرار ارتش لبنان در جنوب این کشور و تصمیم به تداوم بخشیدن به حضور غاصبانه خود در این منطقه به نظر هنوز هم چالش‌های بزرگی در راه گسترش حاکمیت تام دولت لبنان بر سراسر این کشور خودنمائی می‌کند، اما در این اثنا مسئله حضور نیروهای سوری در لبنان که با مخالفت شدید نیروهای مارونی، ‌تحت فرمان «سمیر جعجع» و «جرج سعاده» همراه است، از دیگر قفل‌هایی است که هنوز کلید گشایش آن پیدا نشده است. خاصه اینکه تا تکلیف خروج اسرائیلی‌ها از جنوب لبنان معلوم نشود، محتمل بنظر نمی‌رسد که نیروهای سوری به اینکار مبادرت کنند.
خاطرنشان می‌شود، خروج نیروهای سوری و اسرائیلی از لبنان، ‌یکی‌دیگر از مواد پیمان طائف محسوب می‌شود،‌ علاوه بر اینها، نامعلوم بودن تکلیف قطعی ملیشیاهای مسلح در سراسر لبنان باز هم پرونده مشکلات جاری طرح اعاده آرامش به این کشور را قطورتر می‌کند، زیرا اگرچه سران این گروه‌ها با عقب‌نشینی نیروهایشان از بیروت بزرگ بخواست دولت لبنان تن داده‌اند، اما هنوز مشخص نیست که با توجه به برنامه دولت برای خلع سلاح قطعیشان در مقاطع بعدی،‌ کار واکنش آ‌نها چگونه خواهد بود و آیا اصولا اعطای مسئولیت سیاسی به سران آنها، بهای قابل قبولی برای دست کشیدنشان از پتانسیل نظامی خواهد بود یا خیر.
برای مثال اکنون خواست سر‌کرده شبه‌نظامیان مارونی (سمیر جعجع) این است که نیروهایش به ارتش لبنان الحاق و فرماندهی آنها در مناطق شرقی بیروت به خود وی واگذار شود، یعنی در واقع او مصمم است تا در سایه قانون، به حاکمیت خود در مناطق شرقی کماکان ادامه دهد. از سوئی خواست به حق شیعیان مبارز لبنان نیز این است که سلاح‌های خود را بسوی اشغالگران صهیونیست بگیرند و تا پاک کردن سرزمینشان از لوث وجود اسرائیلی‌ها، به مبارزات خستگی‌ناپذیر خود ادامه دهند. اینکار اگرچه با تمایلات قلبی مردم ستمدیده لبنان وفاق کامل دارد، اما بالمال مشخص نیست که استراتژی دولت هراوی در این مورد چیست و احتمالا محافظه‌کاری‌های سیاسی چقدر اجازه همراهی با چنین اقدام‌های انقلابی را می‌دهد.
علاوه بر این، تکلیف نیروهای فلسطینی مستقر در لبنان که هراوی از آنها خواسته است سلاحهایشان را بر زمین بگذارند، هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
بهرحال برغم اینکه اکنون برداشتن گام‌های بلندی را در جهت اعاده دوباره صلح و آرامش تجربه می‌کند، ‌اما هنوز وجود مجهولات متعدد، حل زودرس معادله این کشور را نوید نمی‌دهند.
اکنون توپ‌ها در لبنان خاموش شده‌اند و ستاره اقبال در قلب آسمان آن چشمک می‌زند، اما هنوز لکه‌های ابر کاملا برطرف نشده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات