بسماللهالرحمنالرحیم
روزنامههای چاپ امان دیروز گزارش دادند که دولت اردن قانون جدیدی برای وعظ و خطابه وضع کرده که بموجب آن خطبههای نماز جمعه و غیره، کلاً منحصر به امور عبادی گردیده و سخنرانان از پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی ممنوع شدهاند.
این تصمیم در حالی توسط رژیم اردن به مرحله اجراء گذاشته میشود که چندی پیش خبرگزاریها از پایتخت اردن فاش کردند که دولت اردن برای جلوگیری از گسترش موج بنیادگرائی اسلامی، خود را آماده میکند تا قوانینی در مورد تقویت کنترل دولت بر جهت دادن به وعظ و خطابه و تعالیم مذهبی در مساجد به تصویب برساند.
بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه اجرای چنین قانونی به شاه حسین اجازه میدهد با روحانیونی که از دستورالعملهای مقامات دولتی و امنیتی برای تحلیل مسائل سیاسی و خبری به هنگام مواعظشان تخطی میکنند با شدت عمل بیشتری برخورد کند.
شاه حسین ماه گذشته در پنجاهمین سالگرد تولدش در مراسم جشنی که بهمین مناسبت ترتیب داده شده بود با لحنی عصبانی و تهدیدآمیز ضمن حمله به گروههای اسلامی، آنها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی برحذر داشته و از آنان بعنوان بزرگترین مانع بر سر راه سیاستهای صلحآمیز در خاورمیانه یاد کرده بود.
در ادامه این سیاست رژیم اردن، نخستوزیر و وزیر کشور شاهحسین در اظهارات جداگانهای جنبش اسلامی را در اردن بزرگترین خطر برای موجودیت رژیم پادشاهی اردن تلقی کردند و جوانان کم سن و سال و دختران ملبس به پوشش اسلامی را بنیادگرایان مذهبی نامیدند که از امیال عدهای روحانی و واعظ که از موازین مذهبی جهت هدفهای سیاسی بهرهبرداری میکنند پیروی مینمایند.
سرزمین اسلامی اردن که سهمیه انگلیس از امپراتوری عثمانی پس از جنگ اول جهانی بود اکنون توسط عناصری اداره میشود که ارتباط گستردهای با مثلث شوم استعماری انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند، شاهحسین با 40 سال سابقه حکومت بر اردن، در جهان عرب یکی از قدیمیترین مهرههای انگلیس و آمریکا است که همواره مجری سیاستهای آنها بوده است. اقداماتی نظیر کشتار فلسطینیها، از سرگیری روابط با مصر، حمایت از پیمان ننگین کمپ دیوید و طرح شناسائی رژیم صهیونیستی، پشتیبانی از رژیم صدام در جنگ تحمیلی، تلاش در به سازش کشاندن انقلاب فلسطین و اجرای کمپ دیوید دوم در روشن کردن سابقه شاهحسین کافی بنظر میرسد. از اینرو تیز کردن سلاح از کار افتاده «جدائی دین از سیاست» که بعنوان حربهای کهنه و انگلیسیالاصل در جهان شناخته شده توسط او کار چندان دشوار و بعیدی نمیباشد.
رژیم شاهحسین اکنون در پی شکوفا شدن حرکتهای اسلامی در میان جوانان مسلمان اردن و حضور آنها در مراسم نماز جمعه، با به تعطیل کشاندن 500 مسجد از مجموع 800 مسجد موجود در آن کشور سیاست اسلامستیزی خود را قوت بخشیده است.
سیاست ممنوعیت سخنرانان مذهبی از پرداختن به مسائل سیاسی در نماز جمعه و سایر منابر در شرایطی که شاهحسین خود را سراسیمه برای تسلیم در مقابل رژیم صهیونیستی و اجرای پیمان کمپدیوید دوم آماده میکند جز ایجاد خفقان شدید در کشور و باز داشتن افکار عمومی مردم مسلمان اردن از آگاهی یافتن از سیاستهای شوم و اسارت با رژیم شاهحسین مفهوم دیگری ندارد.
واقعیت این است که شاهحسین از تولد «خالد اسلامبولی»های جدید پس از اجرای نقش خود بعنوان مجری کمپ دیوید دوم هراس دارد و اجرای سیاست جدید ضداسلامی تنها در این جهت قابل تحلیل است. ولی بهرحال علیرغم اعمال هرگونه سیاست تهدید و فشار علیه مسلمانان اردن، سایه شوم سرنوشت انورسادات پیوسته شاهحسین را تعقیب میکند و سرانجام گریبان او را نیز خواهد گرفت.
بهرحال، آنچه در این میان مسلم است اینست که شاهحسین در چگونگی برخورد با مخالفین خود که اکنون سرتاسر اردن را فرا گرفته دچار اشتباه فاحشی شده است. او با اینکه شاهد شکست شاه معدوم ایران در بکارگیری چنین شیوههائی بود، از این شکست درس عبرت نگرفته و دقیقا همان شیوهها را بکار گرفته است.
کودنی شاه اردن اینست که حتی رشد آگاهی سیاسی ملتهای منطقه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و نفوذ آن در کشورهای مسلماننشین را که طبعا عامل مهمی در کند شدن سلاحهائی از قبیل جدائی دین از سیاست میباشد نادیده گرفته و در شرایطی که دیگر نمیتوان سیاست را از زندگی مسلمانان جدا ساخت اقدام به ممنوعیت طرح مسائل سیاسی در خطبههای مذهبی کرده است. اگر هیچ نشانه دیگری وجود نداشته باشد، همین امر بتنهائی میتواند از سقوط قریبالوقوع شاهحسین خبر دهد. شاهحسین، اکنون درست در همان سراشیبی خطرناکی قرار گرفته است که همپالگی او شاه معدوم ایران در سالهای قبل از سقوط خود قرار گرفته بود. و طبیعی است سرنوشت شاه ایران در انتظار شاه اردن نیز هست.