سیدزینالعابدین رئیسی
بسمالله الرحمن الرحیم
والحمدلله رب العالمین والعاقبه للمتقین
تحقق اهداف انقلابها و استمرار آن همواره با توضیح و روشنگری همراه بوده است و مطبوعات در تنویر افکار عمومی، نقش فوقالعادهای دارند.
از اینروی، این معنی در همه جوامع انقلابی پذیرفته شده است که مطبوعات، رکن رکین نظامهای انقلابی است تا جایی که بخشی از قانون اساسی هر کشور انقلابی را به مطبوعات اختصاص میدهند.
این امر را بحق میتوان تنها واکنش قرنها مظلومیت همراه با سکوت اجباری تودههای مستضعف دانست. مستضعفینی که هیچگاه اجازه اظهار وجود در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اصولاً در هیچ زمینهای نداشتند.
بگواهی تاریخ برای کسب این حق اصولی و اساسی، مبارزاتی شدید میان مستضعفین از یکطرف و سلطهگران از طرف دیگر وجود داشته است. چه زبانها که بریده نشده و چه مغزها که به مته کشیده نشده و چه دهانها که دوخته نشده و چه زجرها و شکنجهها که از ناحیه جباران بر آزادیخواهان و پیشتازان مبارزه برای حصول این حق وارد نشده است و تمامی این شدائد را تحمل کردهاند تا از طریق تنویر افکار عمومی، جوامع را برای شکستن بتها به ضرورت مبارزه با ظلم و فساد و فحشاء و دیکتاتوری و استبداد معتقد کنند و تحقق انقلابها، ثمره این مبارزات است. اینجاست که نقش مهم مطبوعات در پویائی روند انقلاب و ممانعت از ایستائی آن روشن میشود.
در میان انقلابهای جهان، انقلاب اسلامی که ریشه در اعماق تاریخ دارد و همچنین از عمق وجود فرد فرد تمامی اعضاء جامعه اسلامی نشئت گرفته است از ویژگی خاصی برخوردار است. جامعهای که اعضای آن را ابرار تشکیل میدهند.
ابرار یعنی همانهائی که خداوند تبارک و تعالی، کتابشان را در علیین قرار داده است. ابرار همانهایند که از جام گوارای وحی مینوشند و سرخوش از آزادی و مست از عبودیت و معرفت حضرت حق و رهای از همهی دیگر عبودیتها هستند. جام جهاننمایشان کتاب الله است و مرشد و هادیشان، حبیب و اهلبیتش که اقرب مقربینند. مقرب هدایت را منحصر در ولایت میبینند و مظهر آن را استمراردهندهی خط ولایت یعنی مقام والای فقیه میشناسند. بدیگر گفتار، والی فقیه را نگهبان و پاسدار حریم هدایت و مشعلدار طریق فلاح میدانند که در پرتو استنباط احکام الهی، انحطاط و سقوط را انذار و انحراف به چپ و راست را هشدار میدهد و گذرگاه هر چند صعب ولی زیبا و چشمنواز و دلانگیز صراط مستقیم را فرمان میدهد.
اینان از صعوبت نمیهراسند و خطر را استقبال میکنند و همه چیز عالم مادی را رها کردهاند و جان میبازند و پاسخ مثبت به منادی حق میدهند.
از اینروی دستاندرکاران روزنامه ابرار آرزو دارند اینک که افتخار بیعت با این جامعه عظیم نصیبشان شده است در انعکاس نظرات اینان یا استقامت بکوشند و مقاومت کنند و از عهده رسالت خود بخوبی برآیند.
ابرار امیدوار است که ستونها و صفحات روزنامه را با تحلیل و تبیین مسایل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و هنری که در شعارهای قوم ابرار چه پیش از انقلاب و چه پس از آن جلوهگر است، آذین بندد و چنانچه از عهده این مهم برآید، توفیق را معیت میداند که خدایشان آموخت تا بگویند:
و توفنا مع الابرار.
ابرار سرود خوش آهنگ توحید و وحدت کلمه را ترنم میکنند و می فنا را در محراب عبودیت حضرت حق سر میکشند و از منبر تبلیغ، آهنگ شیرین اخوت را میخوانند که آفریدگارشان فرمود انما المومنون اخوه. و ابرار رساندن این پیام را بار امانتی میداند.
اما گاه، ره تاریک است و انسان با صدای خشک و خش و تنی خسته، کورمالان برگرد خویش سرگردانست و مشعلدار را بانگ میزند.
در این هنگامه، جامعهی ابرار ما با عطوفت آموخته در مکتب مقربین، نداشان میدهد که راه اینجاست و رهبر اینجاست ای خستگان که روحالله مشعلدار است. ابرار ما تنها ره رهایی را بازگشت به مکتب وحی میدانند.
پویندگان این راه هر چند پس از قرنها طریق خود را تازه آغاز کردهاند اما تاثیرشان بر جهان آنقدر مهم است که خروش مردم جهان سوم خاصه جهان اسلام علیه شیاطین را سبب شده است. آری روزنامه ابرار پیامرسان این قوم است که مطلع خوش غزل زیبای آزادی بشر را از شر شرارت مستکبران سروده است.
محور در اصول تفکرات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و هنری این امت آزادی است. حریت و آزادی در بعد سیاسی به عینیت بخشیدن قرابت و ارتباط موجود در دو واژه امام و امت است و معتقد است که در صورت تحقق، خداوند ضامن پیروزی است.
بعبارت دیگر همان سنخیت و ارتباط ریشهای و حرفی که میان حروف دو کلمه امام و امت موجود است در جامعه نیز این سنخیت و ارتباط حاکم گردد و در اینصورت، آنان که مخالفند جای در اسفلالسافلین دارند.
از نظر اقتصادی عقیده امت ما بر اینست که بردگی تا وقتی که عنصر انتخاب در میان نباشد و اکراه و اجبار در زندگی اقتصادی و امور معیشتی فرمان براند از بین نخواهد رفت.
هنری که جامعه ابرار ما میخواهد نیز وحدتبخش است، هنری که یکی را مثل همه و همه را مثل یکی بسازد یا توحید را در بعد اجتماعی عینیت بخشد، هنر رهایی.
آری، افتخار زیستن در جامعهای که افراد و آحاد آن با ارشاد مقربین و در پرتو هدایتگری آنان به جایگاه رفیع علیین تکیه زدهاند بار سنگین امانت را بمراتب سنگینتر میکند. بارالها توفیق معیت با آنان را به دستاندرکاران این روزنامه عنایت فرما.
ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار.