* س: امنیت قضایی و سیاسی چیست و چگونه باید مراعات گردد؟
** امینت سیاسی و قضایی را قانون اساسی دقیقا تعریف کرده است در قانون اساسی جنبههای مختلف مطلب در نظر گرفته شده باز بطور مقدمه در میان پرانتز بعنوان یک جمله معترضه عرض میکنم جوی ایجاد کردند و در توسعه آن دارند میکوشند که قانون اساسی که در یک شرایط خاص تدوین شده، یک مجلس خبرگان تشکیل بشود و آنرا عوض کنند. این شعار مال کسانی است که اصول قانون اساسی را به زبان خود و مواضع اجتماعی که به آن وابسته هستند میبینند و لذا میخواهند آن اصول قانون اساسی عوض بشود قانون اساسی با دقت کافی تدوین شده و حتی امام گفت که من هیچ اشکال اسلامی و اساسی در آن نمیبینیم و لذا به آن رای میدهم و آنرا امضاء میکنم بنابراین خود قانون اساسی هیچ ایرادی ندارد بلکه اجرای قانون اساسی است که اگر صحیح اجرا بشود بسیار قانون خوبیست و این امنیتها را تامین میکند و اگر اجرا نشود به هیچوجه تامین نمیکند. در اصل 7 یا 8 قانون اساسی بیان شده که کسی به بهانه از بین رفتن آزادی نمیتواند منافع کشور را در زیر پا بگذارد و هیچکسی به بهانه منافع کشور آزادیها را نمیتواند پایمال کند یعنی این دو بهم وابسته است کسی نمیتواند خفقان و دیکتاتوری ایجاد بکند و جلوی دهن و قلم مردم را بگیرد و ببندد و بگوید که منافع کشور به خطر افتاده یا برعکس بگوید تنها آزادی باید باشد کشور به هر جا میخواهد برود، برود. هرکس که شعار یکطرفه بدهد معلوم میشود یا نادان است یا مغرض. عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی به هم مرتبط هستند. امیرالمومنین که شخصی چندبعدی بود به این مناسبت است که برای آزادی حتی دشمنانش تا پای جان میایستاده برای ایجاد عدالت اجتماعی هم تا پای جان ایستاد و شهید عدالت شده هیچکدام را فدای دیگری نمیکرد از نظر قضایی مردم چنان در مالشان امنیت داشتند که اگر ثابت شده بود که این مال مشروع است و مال خودشان هست هیچکس نمیتوانست آنرا از آنها بگیرد اگرچه امیرالمومنین باشد. مشهور است که امیرالمومنین زرهاش گم شد آنرا در دست شخصی یهودی دید، شکایت برد پیش قاضی که خودش آنرا نصب کرده بود و بعد قاضی از امیرالمومنین دلیل خواست گفت: هیچ دلیلی ندارم. گفت پس نمیتوانی بگویی این زره مال من است.
آن شخص یهودی هم زره را برداشت و رفت و امیرالمومنین با حسرت نگاه میکرد چون پولی نداشت که آنرا تهیه بکند و میگویند آن یهودی وقتی که این وضع را دید برگشت و مسلمان شده و میگفت این عمل جز از جانب انبیاء و جانشینان به حق انبیاء از کسی دیگر سرنمی زند تا این اندازه از نظر مال، ولی از آن طرف هم وقتی که به زمامداری میرسد میگوید اموال عمومی را که عدهای بردند میگیرم اگر که به کابین زنان رفته باشد اگر که با آن غلام و کنیز خریده باشند، اگر که جویها کنده باشند، اگر که نخل کاشته باشند آنرا میگیرم و به صاحبانش برمیگردانم و از نظر سیاسی هم خوارج یک جریان فرهنگی انحرافی بود. به این معنا که عدهای مومن، قاری قرآن، حافظ قرآن عملی را از امیرالمومنین دیدند و به طور سطحی قضاوت کردند و به اصطلاح خود امیرالمومنین که به آنها مارقین میفرماید.
از آن مسیر صحیح منحرف شدند بعد میآمدند در مسجد علیه علی(ع) شعار میدادند، اصحاب ناراحت میشدند و میخواستند جلوی آنها را بگیرند امیرالمومنین میگفت جلوی آنها را نگیرید بعد خود علی(ع) میگفت که اینها مرا میکشند خود ابنملجم وقتی آمد سهمش را بگیرد حضرت علی(ع) یک نگاهی به او کرد چه اطلاعی که از پیغمبر اکرم داشت بعنوان مسائل غیبی که پیغمبر اکرم در اختیارش گذاشته و چه مردمشناسی که امیرالمومنین داشت و به ظاهر میدانست و از چهره اینها میخواند که در آینده با این طرز تفکری که دارند جز یک قیام مسلحانه علیه علی(ع) به کار دیگری دست نخواهند زد. از این جهت میفرمود که اینها بالاخره مرا میکشند.
رئیس پلیس میگفت اجازه بفرمایید اینها را بگیریم، میگفت که کاری که مرتکب نشدند چگونه من قصاص قبل از جنایت بکنم اگر کاری مرتکب شدند آنوقت باید جلویشان را گرفت. یعنی امیرالمومنین یکبعدی عمل نمیکند هم آزادی سیاسی را تامین میکند و به تمام مامورینش دستور میدهد که جلوی اینها را نگیرید همچنان که بسیاری از این دستورالعملها در نهجالبلاغه هست. مخصوصا در فرمان امام به مالک اشتر که تو به مصر میروی مردمی هستند دارای این خصوصیات و اینطور عمل بکن و هم دستورالعملهایش از جنبه اقتصادی که چگونه باید امنیت اقتصادی مردم را فراهم بکنی تا در نتیجه درآمد کشور فراوان بشود. بنابراین قضات همانطور که از ابتدای اسلام هم بودند و هنوز هم بیان میشود و از افتخارات اسلام است، قاضی کاملا مستقل است، قاضی نه تابع ریاست جمهوری است نه تابع نخستوزیر نه تابع هیچکس دیگر، بلکه خود یک نظر اجتهادی دارد که براساس کتاب خدا و سنت رسولالله و امام که مفسر قرآن و سنت است عمل میکند و حتی اگر اشتباه کند چنانچه این اشتباه او از روی اجتهاد باشد، این اشتباه او هم قابل برگشت هست ولی خداوند او را مواخذه نمیکند که تو اینجا اشتباه کردی زیرا نظر اجتهادیش این بوده است. حتی ثواب و پاداش هم دارد. و لذا قاضی باید کاملا مستقل باشد و به اصول توجه داشته باشد، نه در مقابل مجلس، و دولت، و هیچکسی ملاحظه نداشته باشد و ببیند که مثلا اقتصاد کشور در چه مسیری باید حرکت بکند که ما را به هدف خودمان برساند. آنوقت برای سهام کارخانهها مالکیت صنعتی، برای زمینهای کشاورزی برای صادرات و واردات برای سهمیههای بازرگانی، امنیت بازار، امنیت مشاغل، امنیت تولید، امنیت صنعت، و همه اینها دستورالعملی که از نظر شورای عالی اقتصاد تهیه شده است قضات باید نظارت داشته باشند و آن دقیقا رعایت بشود و هیچ ملاحظه نداشته باشند.
* سئوال بعدی این است که قوه مقننه چطور میتواند پاسدار آزادیهایی باشد که قانون اساسی آنها را به تصویب رسانده است؟
** عرض کردم که وظیفه اصلی نمایندگان قانونگذاری است و قوانینی که در مجلس وضع میشود قوانین معمولی است قوانین اساسی وضع شده و هیچ قابل تغییر نیست مفسرش هم اعضای شورای نگهبان هستند و اگر هم یک وقت خواستند آنرا تغییر بدهند، باید یک مجلس خبرگان خاصی تشکیل بشود اما نمایندگان مجلس قوانین معمولی را وضع میکنند. این قوانین باید براساس قانون اساسی باشد و لذا نقش قوه مقننه باید براساس قانون اساسی، اصول اسلام، نظارت کلی باشد، اصولی که در قانون اساسی برای آزادی، مسائل اقتصادی، نظامی، و تربیتی و برای همه مسائل مطرح شده خدشهدار نشود. یعنی نظارت همانطور که قبلا هم تذکر دادم نظارت عمومی و دقیق و همهجانبه که باشد بر طبق آن قانون وضع میکنند یعنی قانون نباید تابع مسائل روزمره باشد. الان مثلا ما از جهت اقتصادی، از جهت سیاسی در فلان فشار قرار گرفتهایم اینگونه نیست که بیاییم قانون وضع کنیم. بلکه یک تصویبنامهای برای حل مسائل روزمره در آنجا میگذرد و تمام میشود، میرود، حتی این کار را کمیسیونها هم میتوانند انجام بدهند. اما وظیفه نماینده وضع قوانین کلی است که بتواند تمام هدفهایی که در قانون اساسی تصریح شده به اجرا در بیاورد و حفظ شود، که آزادیهای فردی و آزادیهای اجتماعی، آزادی اقتصادی، امنیت سیاسی و اقتصادی و همه اینها هم در آنجا هست.
در پایان میخواهم عرض کنم با تشکر قلبی از آیتالله منتظری که البته ایشان وظیفه رهبری، وظیفه بزرگواری خودشان را انجام دادند اما اگر این فریادهای ایشان نباشد که گاه به گاه بلند میشود شاید مطبوعات هم به وظایف خودشان عمل نکنند و یک مروری به گذشته خودشان بکنند ببینند که کجا کوتاهی کردند و آنرا انجام بدهند و الان همه مطبوعات مشغول کار هستند و مخصوصا روزنامه ابرار که در آغاز راه است و میخواهد این کار را شروع بکند این مسائل را در نظر داشته باشد.
که یک وقت امام یک بیانی میفرماید، آیتالله منتظری توصیهای میکند، سایر رهبران و بزرگان مسئلهای را بیان میکنند برای چهار روز گرم نباشد.
و بعدا تحت تاثیر جوسازیها و مسائل دیگر فراموش بشود بلکه مطبوعات وظیفه دارند همیشه این مسائل را زنده نگه بدارند. یعنی بصورت یک سرلوحه کلمات امام، کلمات آیتالله منتظری، اینها را همیشه در بالا یا پائین چاپ بکنند که مردم یادشان باشند یا آیات قرآنی، نهجالبلاغه که ما فراموش نکنیم چون فراموشکاریم. مسائل مختلف هم که طبیعت انقلاب است هر روز پشتسر هم برای پیش میآید و لذا ما سرگرم مسئله دیگری میشویم و آن مسئله قبل را فراموش میکنیم برای اینکه این مسئله پیش نیاید عملا ما شروع کنیم مطبوعات شروع کنند به این معنا که وقتی در جامعه یک مسئلهای مطرح میشود و یک کسی میآید یک موضوعی را مطرح میکند جواب آن موضوع هم داده بشود.
یعنی اگر آن کسی که مورد حمله قرار گرفته مورد اتهام قرار گرفته مورد یک نکتهای قرار گرفته اگر جواب داد مطبوعات این حق را برای خودشان قائل باشند که جواب آنرا بدهند، برای مثال عرض میکنم که این اشکالی هم ندارد فرضا آقای محمود کاشانی در تبلیغات خودشان مسئلهای را مطرح میکنند آقای سرحدی زاده میآیند جواب اینها را میدهند جواب بسیار خوب. بنده هم به همان حرفهای آقای سرحدیزاده اعتقاد دارم و معتقدم که حرفها همینطور است از جای خاص زده شده اما باز مجددا به آقای محمود کاشانی هم باید این فرصت داده بشود که اگر دفاعی از خودش دارد بکند یعنی این حرف یکی از خارجیهاست که من حاضرم خود را فدای دشمنم بکنم که او آزاد باشد و حرف خودش را آزادانه بزند اینرا ما بعنوان یک مسلمان بکنیم چون ائمه و بزرگان ما اینکار را عملا انجام دادند و به امیرالمومنین هم افتخار میکنیم و لذا من این توصیه را بعنوان یک برادر کوچک به همه مطبوعات دارم این فرصتها را در اختیار تمام مردم قرار بدهند. و عرض کنم که یک ستونی باز بکنند برای نظرهای موافق، و نظرهای مخالف برخورد این نظرها است که جامعه را رشد میدهد. و پیغمبر اکرم که گفت اختلاف امتی، نه اختلاف اصولی و عقیدتی بلکه همین اختلاف سلیقهها و اختلافنظرها وقتی مطرح میشود و آن اختلاف مطرح میشود یک نظر سوم تکاملیافتهتر از هر دو باشد خوب است خودش را اصلاح میکند دولت هم خودش را اصلاح میکند و اگر این انتقادها و بیانها نباشد ما یکطرفه پیش میرویم.
والسلام.