مهدی عوضپور
پس از انقلاب مصر موج گسترده ی از مقالات، سخنرانی ها و نشست ها به راه افتاد که در آن الگوی مناسب برای آینده مصر را نمونه ترکیه می دانست. گویی اساسا این تفکر ترویج می شود که مصر ناگزیر است قدم در راهی بگذارد که ترکیه از مدت ها پیش با موفقیت آن را تجربه کرده است.
پس از سرنگونی نظام حسنی مبارک رئیس جمهور سابق مصر بسیاری از اتاق فکرهای غربی دست به کار شدند و به ارائه نظریه درباره آینده مصر و اینکه این کشور باید به کدامین سو حرکت کند، پرداختند. این استراتژیست ها پیش روی انقلابیون مصری دو راه قرار دادند. یکی ترکیه که راه پیشرفت، موفقیت، اعتدال، مردم سالاری، حاکمیت قانون، توسعه اقتصادی و آزادی جلوه داده می شود و دیگری ایران که نظام تئوکراسی، حاکمیت فقیه، نظام انتخاباتی بسته، اقتصاد شکست خورده علی رغم دارا بودن نفت، حاکم بودن فضای امنیتی تصاویری است که از این کشور در پیش روی انقلابیون ساخته و پرداخته می شود. به زعم این استراتژین ها مبادا مصری ها راهی را در پیش بگیرند که مانند ایران در نهایت به سیطره افراط گرایان بر ارکان حکومتی بیانجامد. افراط گرایانی که مردم مصر خاطرات تلخی از آن ها در ذهن دارند.
متاسفانه برخی از متفکران ملی گرا، سکولار و حتی احیانا اسلام گرا نیز به جمع استراتژیست های غربی پیوسته و با آن ها هم نوا شده و حکومت ایده ال مصری ها را ترکیه می دانند. اکنون رویکردی که برای آینده مصر شدیدا ترویج می شود، همان مدل ترکیه است و حتی اخیرا وزارت خارجه ترکیه از اندیشمندان و متفکران مصری دعوت کرده است تا برای آشنایی با تجارب حزب اسلام گرای عدالت و توسعه به این کشور سفر کنند. آمریکا و اروپا نیز به شدت به ترکیه بها می دهند و آن ها را نوع جدیدی از اسلامگراها می دانند و معتقدند که آنها یک پدیده جدیدی در برابر رادیکالیسم اسلامی هستند. غربی ها معتقدند تعامل با این اسلامگراها خیلی تعامل خوب و پر منفعتی است؛ چرا که آنها می توانند الگویی باشند برای آینده مصر یا حتی عراق.
دلایلی که این جریان در به کرسی نشاندن ادعای خود مطرح می کنند؛ به قرار زیر است:
1. در بعد اقتصادی ترکیه علی رغم اینکه تولید کننده نفت نیست، اما تولید ناخالص ملی آن بسیار بالاست و این محصول سیاست های اقتصادی حزب عدالت وتوسعه است. اقتصاد ترکیه که در سال 2002 در مرحله فروپاشی قرار داشت، تنها در طول 8 سال پس از روی کارآمدن اسلام گرایان به رتبه 15 جهانی ارتقا یافت. اساسا مردم مصر به دلیل فقر و اوضاع نامساعد اقتصادی علیه حکومت مبارک قیام کردند. اکنون انقلابیون برای حل مشکلات اقتصادی باید از ترکیه الگو بگیرند.
2. سیستم حکومتی در ترکیه بر اصول مردم سالاری، دموکراسی و حاکمیت قانون استوار است و این ها مسائلی است که مردم مصر برای تحقق آن علیه حکومت دیکتاتوری مبارک به پا خاستند.
3. ترکیه با در پیش گرفتن سیاست اعتدال گرایی با آمریکا، اسرائیل، ایران و اتحادیه اروپا و... روابط حسنه ای دارد و در عین حال به لحاظ جایگاه منطقه ای و بین المللی از موقعیت خوبی برخوردار است. مصر نیز باید مانند ترکیه در سیاست خارجی خود تجدید نظر کند و مانند سابق جایگاه منطقه ای و بین المللی از دست رفته خود بویژه در میان کشورهای اسلامی و عربی را احیا کند و مانند ترکیه به کشور تاثیرگذار منطقه ای و بین المللی تبدیل شود.
4. نقش ارتش در ترکیه به حمایت از تمامیت ارضی و مقابله با تهدیدات خارجی محدود می شود. حزب عدالت و توسعه توانسته است ارتش را از عرصه سیاست دور سازد. در مصر نیز با توجه به قدرت و سابقه چندین ساله ارتش باید مانند ترکیه به سمت کاستن از نقش و نفوذ ارتش و همچنین پیاده کردن قواعد دموکراتیک حرکت کرد.
5. سیتسم انتخاباتی در ترکیه آزاد است و همه احزاب و جریانات با گرایی های مختلف اسلامی، ملی گرا، چپ، راست و میانه می توانند در عرصه سیاسی مشارکت داشته باشند. در مصر نیز با توجه به تعدد گروه ها و جریان ها از اسلامی گرفته تا مسیحی و چپ و سکولار و ملی گرا باید سیستم انتخاباتی آزاد مانند ترکیه بوجود آید.
6. تا قبل از روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه تصور می شد که جریان های اسلامی سنی مذهب حرفی برای گفتن ندارند اما دستاوردهای بزرگ این حزب در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و... نگاه عرب ها به جنبش های اسلامی را تغییر داد. ترکیه با در پیش گرفتن مدل خاصی از دموکراسی نشان داد که میان اندیشه اسلام و غرب می توان پیوند مثبت ایجاد کرد. بنابراین مدل مناسب برای کشورهای اسلامی نه حکومت های کاملا سکولار و نه حکومت های کاملا دینی بلکه ترکیبی از شکل اسلام و سکولاریسم است. در مصر نیز باید به گروه های اسلامی بویژه اخوان المسلمین بها داد اما اخوان نیز باید به اصول و قواعد دموکراتیک پایبند باقی بماند مانند حزب عدالت و توسعه ترکیه.
7. در مصر نمی توان نقش اخوان المسلمین را نادیده گرفت. این جنبش علی رغم اینکه از زمان عبدالناصر ممنوع بوده است اما فعالیتها و خدمات فرهنگی، آموزشی و خیریهای آن هرگز تعطیل نگشته و بر خلاف تصور نظام سابق، اخوان قدرت و نفوذ معنوی خود را حفظ کرده و بلکه گسترش داده است. امروز سازمان اخوان بیتردید نیرومندترین تشکیلات با موفقترین سازماندهی و بیشترین اعضا و هوادار در سراسر مصر است؛ هر حکومتی که بخواهد در مصر تشکیل شود و کارآمد باشد ناگزیر است بازیگر قوی چون اخوان را در نظر بگیرد.
8. اگر غرب واقعا می خواهد خیال اسرائیل را از جانب مصر راحت کند؛ به جای سرکوب اخوان به عنوان یک گروه قدرتمند اسلامی باید با آن تعامل برقرار کند. سرکوب و فشار بر اخوان نتیجه عکس برای غرب دارد و مثلا می بینیم حماس که خود را شاخه ای از اخوان می داند به یک باره در غزه ظهور می کند و قدرت را در دست می گیرد؛ سرکوب گروه های اسلامی نه تنها نتیجه ای ندارد شاید باعث روی کارآمدن گروه های افراطی شود در آن صورت امنیت اسرائیل به خطر خواهد افتاد. اخوان را باید وارد بازی کرد و از سیاست کنترل برای مهار اخوان استفاده کند
هرچند پیاده کردن مدل ترکیه در مصر مطلوب غربی ها است و با یک اخوان المسلمین معتدل که مخالف اسرائیل نباشد میتوان به راحتی تعامل کرد اما موانع زیادی بر سر راه اجرای این سیاست پیش روی غربی ها قرار دارد که عبارتند از:
1.پس از هشتاد سال سرکوب، زندان، اعدام و تبعید هرچند اخوان المسلمین در شرایط کنونی مصر و بحران های جهان عرب، اعلام می کند که مانند "ترکیه " اسلام میانه یا اسلام معتدل را مطلوبتر میداند و همان طرحی که جنبش اسلامی النهضه تونس به دنبال آن هستند را دنبال میکند و به گفته مرشد این جنبش اخوان جزو مردم هستند و انقلاب را "ویژه خود " نمیدانند اما در عین حال بسیاری بر این باورند که این صرفا تاکتیکی از سوی اخوان المسلمین است تا از این مرحله حساس به سلامت عبور کند و پس از مدتی که شرایط فراهم شد به راحتی می تواند برخی اصول دموکراتیک پذیرفته شده نظیر عدم مخالفت با نمایندگی زنان و یا ریاست جمهوری قبطی ها را زیر پا بگذارد. به نظر این عده، رهبران اخوان برای اطمینان بخشی به مردم است که گفته اند حتی اگر به حکومت برسند از روز اول دست به اجرای حدود اسلامی نخواهند زد و اساسا در پی تشکیل حکومت اسلامی نیستند اما هیچ تضمینی وجود ندارد که اخوان بعدها به دنبال اجرای حدود الهی و پیاده کردن اصول شریعت در مصر نباشد که در این صورت منافع غرب و رژیم صهیونیستی با چالش های عمده ای روبرو خواهد شد.
2. بر خلاف اسلام گرایان ترکیه که تا قبل از کنفرانس دافوس و یورش نیروهای رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی اهتمام چندانی به مساله فلسطین نداشتند، اخوان المسلمین همواره حامی فلسطینی ها و از دشمنان رژیم صهیونیستی بوده و سلطه استعماری غرب صلیبی بر بلاد اسلامی را به هیچ وجه نپذیرفته است. اخوان، همانطور که همیشه اعلام کرده است قرارداد ننگینی مثل کمپ دیوید را قبول ندارند و هرگز هم اسرائیل را به رسمیت نخواهند شناخت. سابقه جهاد آنان در سال 1948 علیه اشغالگران صهیونیست را هم البته نباید فراموش کرد. به همین دلیل، هر اندازه غرب تلاش کند که مدل ترکیه را در مصر پیاده کند این چنین موانعی پیش روی آن ها قرار دارد. به همین دلیل است که غرب در کلیت خود، از اخوان می ترسد و شاهد مواضع ضد و نقیض مقامات غربی درباره جنبش اسلام گرای اخوان المسلمین هستیم.
3. نگرانی دیگر غرب نسبت به اخوان المسلمین روابط نسبتا حسنه این جنبش با جمهوری اسلامی ایران، حماس و حزب الله است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اخوان المسلمین از تشکیل حکومت اسلامی در ایران استقبال کرد و در سال های اخیر مواضع قابل قبولی نسبت به انرژی هسته ای ایران داشته است. حماس نیز درواقع شعبه ای از اخوان در فلسطین است و غرب به خوبی می داند که عمده ترین تأمین کننده نیازهای "حماس " باز هم اخوان المسلمین است. اخوان در جنگ 22 روزه غزه حتی تهدید کرد که اگر رژیم صهیونیستی به حملات خود علیه مردم مظلوم غزه ادامه دهد، ده هزار شبه نظامی برای مقابله با دشمن غاصب صهیونیستی به فلسطین اشغالی اعزام خواهد کرد. علاوه بر این اخوان المسلمین از حامیان جدی حزب الله در طول جنگ 33 روزه بوده است و همواره از مقاومت این جنبش علیه رژیم صهیونیستی حمایت کرده است.
4. اخوان المسلمین قدمتی هشتاد و چند ساله دارد و به لحاظ فکری بسیار غنی است و متفکران و صاحبنظران برجسته ای نظیر حسن البنا و سید قطب داشته است. نظرات این ها بویژه در زمینه احیای اسلام، مبارزه با سلطه کافران و مقابله با رژیم صهیونیستی سرلوحه بسیاری از رهبران کنونی اخوان المسلمین است. درست است که برخی از رهبران کنونی اخوان المسلمین دست از اصول اولیه این جنبش کشیده اند اما همچنان هستند کسانی که به مبادی و اصول ابتدایی اخوان پایبند مانده اند. در ادبیات غربی این دسته بنیادگرا و افراد متعصبی هستند که غرب نمی تواند به راحتی با آنها کنار بیاید.
در مجموع می توان گفت علی رغم ادعای بسیاری از اندیشمندان غربی، پیشینه تاریخی، فرهنگ و انقلاب اخیر و حتی جنبش های اسلامی مصر تفاوت های ماهوی فراوانی با کشوری نظیر ترکیه دارد. بر اساس شواهد و قرائن موجود که ذکر آن خارج از یادداشت کنونی است، آینده مصر روشن است و به یاری خدا خواب آمریکایی ها و صهیونیست ها برای مصر به کابوسی وحشتناک تبدیل خواهد شد. بعید به نظر می رسد که الگوی ترکیه در مصر عملی شود و باید منتظر راه سومی که همان "راه مصری " است، بود؛ راهی که الگویی برای سایر کشورهای عربی خواهد شد و منافع غرب و رژیم صهیونیستی را با چالش های اساسی در جهان اسلام و منطقه خاورمیانه روبه رو خواهد ساخت.